»

عناوین ویژه

جاذبه ها گردشگری ایران

اردبيل

شهر اردبيل در ارتفاع ۱۵۰۰ متري از سطح دريا و در ميان کوه‌هاي تالش و سبلان واقع در رشته‌کوه البرز در شمال غرب فلات ايران جاي گرفته و داراي زمستان‌هاي سرد و تابستان‌هاي ملايم است
پيشينه
اغلب صاحب‌ نظران نام قديمي شهر را «آرتاويل» و از ريشه اوستايي مي‌دانند. اين نام از ترکيب دو کلمه «آرتا» (به‌معني مقدس که در فارسي ميانه تبديل به «ارد» شده ‌است و در کلماتي نظير اردشير آمده‌است) و «ويل» تشکيل شده‌است.
اردبيل از شهرهاي کهن ايران است که حدود ۵۰۰۰ سال قدمت دارد.در لوحه‌هاي گلي سومريان به صورت آرتا يا آراتتا ثبت گرديده‌است که خود قدمت شهر را تا ۵۰۰۰ سال ميرساند. در سال ۶۱۸ هجري مورد حمله مغولان قرار گرفت.در دوران باستان نيز که ايران به چهار ولايت تقسيم شده بود اردبيل مرکز ولايت باختر شامل آذربايجان، ارمنستان و آران بوده‌است. اما در زمان تيموريان و صفويان، نهضت تشيع و جنبش‌هاي سياسي ايران از اين شهر برخاست. اردبيل در زمان صفويان آباد گرديد و به اوج اعتبار، عزت، و عظمت خود رسيد، اما پس از انقراض اين سلسله در پيشامدها و تحولات تاريخي دوره نادرشاه و اوايل قاجار و به‌خصوص با ورود قشون روسيه به ايران و حوادث دوران مشروطيت، از رونق و اهميت افتاد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در ۲۴ فروردين ۱۳۷۲ به مرکز استان تبديل شد.
مسجد جمعه اردبيل (مسجد جامع اردبيل) يادگار دوره پيش از اسلام ودوره سلجوقيان از آثار تاريخي اردبيل که برخي به دوره پيش از اسلام مي‌رسد، مي‌توان از دهکده آتشگاه، شهر هير، شهريور، و مسجد جامع اردبيل که در قديم آتشکده بوده‌است، نام برد. با توجه به اين‌که اين مسجد، بزرگ‌ترين و قديم‌ترين مسجد اردبيل است، احتمال مي‌رود يکي از واحدهاي آن، کتابخانه بوده، ولي در تاريخ اردبيل اشاره‌اي به آن نشده‌ است.سياري از مؤلفان دوره اسلامي، بناي شهر اردبيل را به فيروز، پادشاه ساساني نسبت مي‌دهند و مي‌نويسند که اردبيل به دستور اين پادشاه، که در سده پنجم ميلادي مي‌زيست، ساخته شده‌است. فردوسي در شاهنامه بناي اردبيل را به پيروز ساساني نسبت مي‌دهد.
اما تاريخ اردبيل خيلي قديمي‌تر از زمان فيروز ساساني است. زيرا که فيروز درسال ۴۵۹ ميلادي به سلطنت رسيده‌است و ۳۴ سال قبل از اين تاريخ، بهرام پنجم ملقب به بهرام گور در مقابل حمله هياتله از راه اردبيل به آمل وگرگان و سپس به خراسان رفته و در آن‌جا، خاقان هياتله را کشته‌است.
در زمان فيروز به دليل حمله طوايف شمال (هون‌ها) ويران گرديد و به دستور فيروز، آباد گرديد و برج و بارو درآن ساخته گرديد و از اين‌رو بناي آن‌را به فيروز نسبت مي‌دهند.
در داستان سياوش در شاهنامه فردوسي نيز نام اردبيل آمده بود.
شهر اردبيل به علت نزديکي به قفقاز و گرجستان و ارمنستان، جايگاه ويژه‌اي داشت به‌طوري که در زمان جنگ‌هاي ايران و روس در عهد قاجار، اردبيل مرکز استقرار نيرو و ستاد عمليات سپاه ايران در برابر طوايف شمال بوده‌است.

کشف تاريخ ۴۰ هزار ساله اردبيل 
کشفيات اخير در خصوص تاريخ اردبيل در منطقه مرادلو اردبيل نشان از کشف تاريخ ۴۰ هزار ساله در اردبيل را به اثبات مي‏رساند.محوطه شامل بيش از يکصد تخته سنگ مزين به نقوش صخره‌اي بوده که با بررسي و مطالعه هر يک از آنها زواياي پنهاني از نحوه زندگي و استقرار بشر در اين منطقه از کشور نمايان خواهد شد.
جاذبه‌هاي توريستي
آرامگاه شيخ صفي‌الدين اردبيلي و مسجد جامع اردبيل از بناهاي تاريخي اين شهر به‌شمار مي‌روند. از جاذبه‌هاي طبيعي اين شهر درياچه شورابيل و بقعه شيخ جبراييل در داخل شهر و درياچه نئور، جنگل فندق‌لو، و پيکره سنگي بابا داوود عنبران و شهر توريستي سرعين در نزديکي اين شهر مي‌باشد.
از آب‌هاي معدني که اغلب مزين به زيبايي‌هاي بي‌نظير طبيعي مي‌باشند عبارت‌اند از: سردابه، قطورسويي، دودو، ايلاندو (که بر اثر زلزله ويران شده‌است)، مشه سويي، شابيل، قينرجه، ويلادره، خلخال سويي و... همچنين آبشارها و عوارض طبيعي ديدني مانند آبشار شورشورنه عنبران، آبشار نره‌گر در روستاي اسبوي خلخال، آبشار سردابه، درياچه واقع در قله سلطان سبلان، روستاي زيباي نمهيل و سواحل رود قزل اوزن، جاده فوق‌العاده زيباي خلخال به اسالم، مراتع وسيع دامنه سبلان و...
اردبيل به واسطه داشتن مناظربي نظير طبيعي، شايد به جرات بتوان گفت رتبه نخست گردشگري درايران رادارا مي‌باشد.اردبيل وسرعين به واسطه پذيرش گردشگر، ميزبان مسافران تابستاني وزمستاني مي‌باشد.درتابستان استفاده از مناطق خوش آب وهواي اردبيل ودرپاييزوزمستان به واسطه دارا بودن پيست اسکي آلوارس وآبگرمهاي معدني سرعين ميزبان مسافران مي‌باشد.

آب و هواي اردبيل
شهرستان اردبيل داراي چهار اقليم مديترانه‌اي گرم، مديترانه‌اي معتدل، کوهستاني سرد و معتدل است. اين شهرستان به عنوان يکي از مناطق سردسير ايران و استان بين پنج تا هشت ماه از سال سرد است. بارندگي نيز در تمام فصول وجود دارد، ولي شدت آن در بهار و پاييز بيشتر است.

آذربایجان غربی

شهرارومیه درجلگه‌ای‌ به طول‌70 کیلومتری وعرض 30 کیلومتردرکناردریاچه ارومیه گسترده است. پیشینه تاریخی واستقراراین شهردرمسیرقفقاز،ارمنستان،آسیای صغیروبین النهرین ونیززمین‌های بارور‌‌‌‌‌‌ وآب وهوای مساعد ‌، اهمیت بسیارویژهای رابه آن بخشیده است.

نام باستانی این شهرودریاچه آن چی چست وچی چتا است. سریانیان آن را اورمیا وارمنی‌ها اورمی و اعراب آنرا ارمیّه وایرانیان ارومی یا ارومیه نوشته‌اند. بعد از اسلام نیز ارومیه دومین شهر مهم آذر‌بایجان،‌ پس از مراغه ، به شمار می رفت.
از قرن 15 میلادی که ترکان جایگزین امپراطور روم شرق شدند، بازار ارومیه به عنوان شهر سرحدی اهمیت فوق العاده‌ای پیدا کرد واز برج وباروی مهمی برخوردار شدند. شهر ارومیه نقطه طلاقی اقوام وادیان پیرامون خود از قبیل آشوری‌ها، ارمنی‌ها ، یهودی‌ها وبالاخره مسلمانان بود و به تبع آن حائز ویژگی‌هایی شد.

بناو یادمانهای تاریخی
بالاخانه قزقپان سنگ: در 5 کیلومتری شمال غربی روستای قزقپان سنگ در سینه کوه‌سنگی یک مناره‌ جالب توجه وجود دارد که امتداد آن به دامنه صخره منتهی می گردد.

زندان سلیمان: زندان سلیمان بر روی کوهی قرار گرفته که در قله آن دهانه بزرگی از یک آتشفشان غیر فعال وجود دارد. ارتفاع این زندان مخوف افسانه‌ای که دیواره صخره‌ای آن کاملاً عمودی است از یکصد متر بیشتر به نظر می‌رسد و بوی‌گاز تندی از درون این چاه عظیم به مشام می‌رسد.
زندان سلیمان بیشتر به یک دهانه آتشفشانی خفته می‌ماند و وجود چشمه‌های آب‌گرم معدنی در روستای احمد آباد درپای همین کوه موید این نظر است.
قلعه تخت سلیمان: تخت سلیمان و مجموعه آثار باستانی و تاریخی آن یکی از مهمترین و مشهورترین مراکز تاریخ و تمدن ایران محسوب می‌شود.این مجموعه در ناحیه تکاب و بر روی یک بلندی طبیعی به ارتفاع 20 متر از سطح دشت احداث شده است.
کلیه آثار آن درون یک حصار و دیوار بیضی شکل بنا شده ودر درون دشتی گسترده واقع شده است. حصار بیرونی از سنگ‌های لاشه‌ای به ابعاد مختلف و به ضخامت 5 متر، ارتفاع 14 متر و محیط بیرونی 1200 متر بنا شده است.
لایه بیرونی حصار از سنگ‌های تراش‌دار نما‌سازی شده و دارای 38 برج دفاعی مخروطی شکل است. بنای دیوار و حصار بیرونی متعلق به دوره ساسانی است، ولی در دوره ایلخانی نیز ضمن مرمت پاره‌ای از قسمت‌های فرو ریخته ، دروازه جدیدی در مجاورت دروازه جنوبی عهد ساسانی احداث گردید.
در این مجموعه تاریخی محل شگفت انگیزی به نام زندان قرار دارد که مشتمل است بر بقایای معبدی از دوران ماقبل تاریخ و عهد ماد. در اطراف تخت سلیمان آب گرم‌های جوشان و حتی چشمه‌های سرد وجود دارند که بسیار جالب توجه و دیدنی هستنند. همچنین شکاف بزرگی که در اثر زلزله پدید آمده از نکات دیدنی تخت سلیمان است.
قلعه سردار افشار (حسینعلی‌خان افشار): در ضلع شمال غربی مرکز شهرستان تکاب، قلعه‌ای شامل سه بخش اندرونی، بیرونی و محل نگهداری احشام در یک مکان خیلی وسیع احداث گردیده بود. این عمارت در زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار توسط سردار حسینعلی‌خان افشار در سال 1281 هجری قمری احداث گردیده.
قلعه اربابی یلقون آغاج (چهار باغ): قلعه یلقون آغاج در اوایل حکومت قاجاریه، با نمای هشت ظلعی منظم در دو طبقه احداث گردید و داخل عمارت را با کاشی‌های رنگین و نقاشی‌های با ارزش مزین نمودند.
قلعه رشید الدوله (حسن‌خان افشار) دورباش: این قلعه توسط رشیدالدوله در دوره سلطنت شاهان قاجار در میان باغهای انگور و درختان میوه، احداث گردیده است.
دژ ساری قور خان: این بنا از دوران پیش‌از تاریخ، مرکز تمدنهای هزاره اول بوده و از عصر مادها تا دوره ساسانی اقوام متعددی در آنجا سکونت داشته‌اند. دژ به صورت پشته عظیم سنگی در حاشیه شرقی رودخانه سارق در 600 متری از دره سر بر آورده که از همه طرف محفوظ و مجزاست و دستیابی به آن مشکل و به این لحاظ جایگاه امنی برای ساکنان آن در ادوار مختلف بوده است.
بقایای برجهای دیده بانی و دخمه‌های صخره‌ای با حیاط و آب‌انبارها به فرمهای چهار گوش منظم و نا منظم و مدور و پلکانها و راهروهای استوانه‌ای ارتباطی، قابل ملاحظه‌ای می‌باشد. به احتمال قوی این محل در دوره غارنشینان مورد استفاده بوده و اهمیت خود را در ادوار بعدی نیز حفظ نموده است. 
قلعه محمد حسین خان میر پنج دور باش: این قلعه توسط محمد حسین خان میر پنج در دوره سلطنت شاهان قاجار در روستای معتدل دورباش احداث گریده است و درحاشیه طولی یکی از دیوارهای قلعه و قسمت بیرونی آن آینه بزرگی نصب نموده بودند که مشرف به گردنه زرینه اوباتو و دوراهی دیواندره بودکه حرکت و عکس‌العمل نیروهای مهاجم و یورشگران را منعکس می‌کرد.
دژ بلقیس: روی قلعه جنوبی کوه بلقیس استحکاماتی با نام متداول تخت بلقیس وجود دارد که ویرانه‌های آن در سال 1959 کشف گردید. تاریخگذاری بنا را به دوره ساسانیان محتمل می‌کند. 
تپه مجید: در فاصله 3 کیلومتری شمال شرقی بین تخت و دهکده تاره‌کند در حوالی قبرستان جدید تپه‌ای معروف به تپه مجید وجود دارد که بر روی آن سفالهایی از دوره ساسانی بدست آمده است.
این مکان وجود احتمالی محوطه‌های مسکونی از دوره آتشکده را نشان می‌دهد که از نظر باستان‌شناسان محل گورهای دسته جمعی تومولوسها مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است. مجموع گورهای تومولوس که به شکل تپه باستانی است، شامل چند هزار گور فرعی می‌باشدکه یک گور اصلی را حلقه وار در میان گرفته‌اند
عمارت چهار برج ارومیه: ساختمان بزرگی است که به دستور رضا قلی خان بیگلر‌بیگی(فرزند موسی خان) بنا شده است.
سه گنبد: این بنای تاریخی در جنوب شرقی ارومیه قرار دارد ، برخی از مورخین عقیده دارند که این بنا به جای آتشکده‌ای از دوره ساسانی احداث شده است، ولی هیچ گونه سند معتبری مبنی بر صحت ادعای خود ندارند.
یخچال دو قوز پله: این بنا از آثار باقیمانده دوره قاجاریه است که تا قبل از گسترش شهر ارومیه اهالی نه تنها از یخ آن استفاده می‌کردند، بلکه جهت انجام مراسم چهار شنبه‌سورینیز به کنار نهر می‌آمدند.
خانه انصاری: این بنا مربوط به سیف الله خان انصاری بوده است و قدمت آن با توجه به کتیبه موجود به سالهای 1334-1330 هجری قمری می رسد.
ساختمان شهرداری: این بنا در حدود سال 1310 هجری شمسی توسط ملا اوستا که چیره دست ترین معمار زمان خود در شهر بوده ساخته شده.
ساختمان شهربانی و ستاد لشکر: این دو ساختمان در ضلع شرقی میدان انقلاب ارومیه قرار دارند.
قلعه روستای بردوک: قلعه مستحکمی از سنگ با تامین کلیه شرایط دیده‌بانی در 6 کیلومتری روستای بردوک بنا شده است.
بخشی قلعه: این قلعه برفراز کوه مخروطی شکل ناقصی استوار است که در 2 کیلومتری سمت جنوب غربی و نزدیک ساحل دریاچه ارومیه ، مشرف به جلگه‌ای سبز و خرم واقع شده است.
.
جاذبه‌های طبیعی
چشمه معدنی میناس:چشمه میناس در روستای میناس (جنوب شرقی سلماس) واقع شده است.
چشمه صدقیان: دهکده صدقیان در شمال شرق سلماس واقع شده است.
آب گرم ایستی سو: این آبگرم که به آب گرم سلماس نیز معروف است در 69 کیلومتری جاده ارومیه- سلماس واقع شده است.
اماکن زیارتی ومذهبی
کلیسای سنت جورج: این کلیسا در شهر سلماس واقع شده و متعلق به قرن نهم میلادی است. کلیسای سنت جرج در زمان شاه عباس دوم مرمت و تعمیر شده است.سنگ نبشته سمت چپ درب ورودی کلیسا که به خط ارمنی است، نشان می دهد که بعد از این تاریخ نیز عملیات تعمیر و بازسازی بر روی آن انجام گرفته است.
نام سابق سیه چشم (قره عینی) بود. سیه چشمه با وسعتی معادل 5000 کیلومترمربع بین شهرهای خوی وماکو واقع شده است. منطقه چالدران که در این قسمت از استان قرار گرفته است، به علت وقایع جنگ‌های شاه اسماعیل اول با سلطان عثمانی اهمیت تاریخی دارد.
مرکز منطقه همان سیه چشم است که سابقه تاریخی آن به حدود پنج قرن می‌رسد.پیرامون این شهر مقبره یا سکونتگاه صخره‌ای فرهاد وشیرین قرار دارد که قدمت آن به دوره اورارتوها می رسد
چشمه های معدنی زنبیل: چشمه زنبیل در 36 کیلومتری شمال‌شرقی ارومیه، در شرق سپرغان و دریای دامنه شرقی کوه زنبیل در دهستان ناز لوچای واقع شده است.
چشمه معدنی هفتابه: چشمه معدنی هفتابه، در حدود 50 کیلومتری جنوب غربی ارومیه در دهستان مرکور و یک کیلومتری شرق شرق دهکده هفتابه قرار دارد.
چشمه قیزجه: این چشمه در 27 کیلومتری جاده ارومیه - سلماس و 7 کیلومتری بعد از کارخانه قند واقع شده است.
منطقه حفاظت شده پارک ملی ارومیه: این منطقه کل دریاچه ارومیه و سواحل و جزایر آن را در بر می‌گیرد.این منطقه که تا سال 1354 به عنوان شکارگاه مورد استفاده قرار می‌گرفت، به عنوان یکی از مهمترین زیستگاه‌های حیات وحش به ثبت رسید و مورد حفاظت قرار گرفت.
پوشش گیاهی برخی از جزایر این منطقه، بیشته زار و نیمه جنگلی می‌باشد که کل وسعت آن درحدود 4810 هکتار برآورد شده است. هر نوع شکار صید در این منطقه ممنوع است و در نتیجه محل امنی برای حیوانات، از قبیل قوچ، میش، کوزن، پلنگ، مار، فلامینگو، غاز، قو، پلیکان و ... می‌باشد.
دریاچه ارومیه: دریاچه ارومیه در کتب پهلوی (چی چست) در شاهنامه (خنجست)، در نزهة قلو ب (دریای شور) و در آثار به جای مانده از آشوری‌ها ومادها- ریما- (دریای افول خورشید) خوانده و نوشته شده است. این دریاچه در دوره اتوسن تشکیل شده و وسعت آن در زمان کم آبی 4000 و در مواقع پر آبی 6000 کیلومتر مربع می‌باشد.
آب دریاچه بی نهایت شور و میزان نمک محلول آن دو برابر اقیانوسها می‌باشد و از این جهت هیچ ماهی و نرم تنی به جز گونه سخت پوستان، و هیچ رستنی به جز جلبک‌های کبود سیانوفه در آن زندگی نمی‌کنند.به همین علت نیز آب آن هیچ وقت یخ نمی‌زند.
از زمان‌های قدیم آب دریاچه ارومیه به علت املاحی که درآن محلول است، مورد توجه بیماران امراض جلدی و اطباء محل بوده است. پزشکان استفاده از آب دریاچه (مخصوصاً از لجن آن) را به بعضی از بیماران توصیه می‌کردند. دریاچه ارومیه دارای جزایر و شبه جزیره‌های متعددی است که از اهمیت توریستی قابل توجهی برخوردارند.
این دریاچه دارای 102 جزیره کوچک و بزرگ با صخره‌های سنگی بدون سکنه (غیر از جزیره اسلامی) می‌باشد که محل تخم گذاری انواع پرندگان مهاجر و آبزی است.
جزیره کبودان : یکی از بزرگترین جزایر دریاچه ارومیه جزیره کبوران است که یک چشمه و یک قنات کوچک دارد. قسمت اعظم پوشش گیاهی آن را علف‌های کوتاه ، درختان پسته وحشی، سرو کوهی، بادام وحشی، شیر خشت و گوجه فرنگی تشکیل می‌دهد. نوع ساحل آن سنگی و ماسه‌ای است و برای شنا و ورزشهای آبی امکانات مناسبی دارد. در جزیره کبودان هزاران حیوان از نوع مختلف زیست می‌کنند که عمده ترین آنها قوچ و میش می‌باشد.
جزیره اشک: این جزیره در قسمت جنوبی کبودان، در 40 کیلومتری بندر گلمانخانه قرار دارد و وسعت آن معادل 2115 هکتار است.‌این جزیره یک چشمه آب شیرین دارد و یکی از جالب ترین زیستگاه‌های پرندگان بومی و مهاجر از جمله فلامینگو و تنجه به حساب می‌آید.
جزیره اشک از نظر پوشش گیاهی شبیه جزیره کبودان است و گوزن زرد ایرانی که یکی از نادر‌ترین گوزنهای جهان است در آن زندگی می‌کنند.
جزیره آرزو: این جزیره نیمه جنگلی که در غرب کبودان قرار گرفته و 542 هکتار مساحت دارد، پذیرای پرندگانی نظیر فلامینگو، پلیکان، کاکایی و غاز است.
جزایر اسپیر: این جزیره در غرب کبودان و در27 کیلومتری بندر گلمانخانه واقع است و 1151 هکتار وسعت دارد.‌‌این جزیره همه ساله پذیرای پرندگانی همچون فلامینگو، پلیکان‌ها، کاکایی‌ها و غاز‌ها است. امکانات و تاسیسات جزیره محدود به یک اسکله می‌باشد
آبهای گرم احمد آباد: در فاصله 2 کیلومتری شمال غربی روستای احمد علیا حفره‌های آب‌گرمی وجود دارد که بنا به روایت گذشتگان خاصیت دارویی داشته و مورد استفاده عموم قرار می‌گیرد.
در میان چشمه های آبگرم احمد آباد در نقاط نزدیک آبگرم‌ها،‌ حفره‌های پر از آب سرد نیز وجود دارد که خاصیت دارویی داشته و مورد استفاده عموم قرار می‌گیرد.
این آبها بعلت داشتن املاح معدنی گوناگون بعد از طی مسیر در روی زمین رسوباتی به رنگهای سفید زرد مایل به نارنجی و در بعضی موارد کاملاً قرمز بر جای می‌گذارد. 

غار کهریز: این غار در کهریز تکاب واقع شده و قطر دهانه آن در حدود 2 متر و طول و عرض آن نیز 3 متر است.
چمن متحرک بدرلو (چمن گلی): چمن گلی در کیلومتر 17 شمال شرقی شهرستان تکاب و در 3 کیلومتری شرق روستای بدرلو از دهستان افشار بخش مرکزی واقع شده است.
در داخل دره سبز، و درختان چنار و بید و نیزار و چمن دریاچه‌ای به قطر طبیعی تقریبی 80 متر و با جزیره‌ای شناور مملو از نی بقطر 60 متر وجود دارد که در اثر وزش باد به طرفین حرکت می‌کند.
زندان برنجه: زندان برنجه در 28 کیلومتری شمال شهرستان تکاب در روستای برنجه ( برنجک) از دهستان چمن، بخش تخت سلیمان و در دامنه کوهی معروف به طویله سلیمان واقع شده است.
دریاچه خسرو: در وسط آثار باستانی تخت سلیمان دریاچه‌ای که عمق آن حدوداً 110 متر و ابعاد آن80در120 متر است وجود دارد. آب دریاچه بصورت چشمه جوشان از اعماق زمین بیرون می‌جوشد که منظره بسیار جالبی دارد. ‌
آب دریاچه آهکی و نسبتاً ملایم و غیر قابل شرب است و هیچ موجود زنده‌ای در آن وجود ندارد. وجود این دریاچه فیروزه‌گون در میان قلعه و قرار داشتن قلعه در وسط یک سلسله کوههای دایره‌ای شکل، منظره‌ای را به وجود آورده که یکی از عجایب دیدنی و تماشایی منطقه می‌باشد.
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد جامع: مسجد جامع ارومیه یکی از آثار کهن و قدیمی شهر ارومیه است. این مسجد وسط بازار قدیمی شهر قرار دارد و جزء اصلی بافت قدیمی به حساب می‌آید. برخی محققین را عقیده بر آن است که این بنا ابتدا آتشکده بوده است.که بعد از تسلط مسلمین ویران شده و سپس در قرن هفتم بر روی آن مسجدی ساخته شده است.
مسجد سردار ارومیه: مسجد سردار یا ساعتلو در خیابان امام ودر‌امتداد راستاته غلام خان که قسمت مهمی از بافت قدیمی شهر ارومیه را شامل می‌شود، واقع است. این مسجد در عهد قاجاریه توسط عبدالصمد‌خان پدر آقا خان ، جد اعظم عظیم السلطنه سردار ساخته شده است.
مسجد مناره: مسجد مناره، بنایی است با مناره بلند که در دوره قاجاریه و توسط دو تن به نام حاج علی یارخان و حاج یدالله امیر نظمی افشار ساخته شده است.
مقبره امامزاده برکشلو ارومیه: بنا به روایتی این مقبره مدفن دو برادر از امامزادگان به نامهای ابراهیم و محمد است که چهار پشت آنها به حضرت امام زین العابدین(ع)می‌رسد. در عین حال به استناد اظهارات برخی معمرین این روستا، امامزاده مذکور مدفن یکی از اولاد حضرت موسی ابن جعفر(ع) است. قدمت تاریخی این مقبره از دوره زندیه یا اوایل دوره قاجاریه است.
امامزاده دیزج تکیه ارومیه: در دهکده دیزج‌ تکیه از بخش بار‌اندوز چای، قبری که روی آن ساختمان متوسطی بنا شده است و آن را امامزاده می‌خوانند، وجود دارد. این قبر زیارتگاه اهالی روستاهای اطراف و اهالی شهرستان ارومیه است.
مقابر روستای تمتان: روستای تمتان در 20 کیلومتری ارومیه- سرو واقع شده است، در مجاورت آثار تاریخی با ارزشی مانند غار تمتان، استحکامات نظامی و مقابر دوره اورارتو و بقایای دیواره‌های یک قلعه اربابی قرار دارد. مقابر کشف شده شامل سه مقبره معمور و دو مقبره مخروبه دوره صفوی است.
مقبره صخره ای سنگی: در 7 کیلومتری غرب جاده آسفالته ماکو- بازرگان و در مجاورت روستایی به نام فرهاد، مقبره معروف فرهاد واقع شده است. قدمت این بنا به 700 سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. این مجموعه از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
1- قسمتی که در دل کوه کنده شده ، شامل سه اتاق که مقبره صخره را تشکیل می‌دهد و به نام ایوان فرهاد خوانده می‌شود.
2- بقایای دیوار سنگی مربوط به حصار محیطی که در دشت مقابل دخمه سنگی است و نشانگر وجود قلعه‌ای در این محل است.
3- بقایای بنای سنگی بالای کوه که از سنگهای لاشه و آتشفشانی ساخته شده و در فواصل معین دارای برج‌های کوچک توپر است.
در حفاری‌هایی که اخیراً در این منطقه صورت، این آثار را از شهر اورارتویی واقع در این منطقه محسوب داشتند.
کلیسای مارقوریاقوس: کلیسای مارقوریاقوس در حومه شهر ارومیه قرار دارد و بر دامنه کوه کم ارتفاعی به همین نام واقع است. بنای کلیسا را با توجه به فرم ساده و شیوه معماری آن به دوره ساسانی نسبت می دهند.
این کلیسا بارها مورد مرمت قرار گرفته و دخل و تصرف‌های زیادی در آن شده است. این کلیسا اساساً فاقد هر نوع تزئینات از نظر معماری است. در حال حاظر در تولیت مسیحیان کلیسای شرق و آشوریان است و هنوز به ثبت نرسیده است.
کلیسای مارقویا: کلیسای مارقویا در روستای بالولان در 60 کیلومتری غرب شهرستان ارومیه واقع شده و یکی از قدیمی ترین ابنیه‌های مذهبی کلیسای شرق آشوری است. این کلیسا منسوب به حضرت قوما یکی از دوازده حواریون مسیح است و در بین پیروان خود منزلت و احترام خاص دارد. بنای کلیسا مربوط به قرن هفتم میلادی است و به طور بارزی سبک معماری این دوره را نشان می‌دهد.
مصالح به کار رفته در بنا از سنگ‌های لاشه و قلوه انتخاب شده است. ملاط فواصل بند سنگ‌ها در نمای خارجی اکثراً از بین رفته‌اند و سفید کاری جبهه داخلی نیز فرسوده شده و مقدار زیادی از آن ریزش کرده است.کلیسا بسیار ساده است و هیچ گونه تزئینی ندارد و تولیت آن در اختیار مسیحیان آشوری است.
کلیسای ننه مریم: کلیسای ننه مریم که به نام کلیسای شرق آشوری نیز خوانده می شود، به استناد منابع قدیمی کلیسایی ، این کلیسا در گذشته وپیش از مسیحیت آتشکده بوده و یکی از پرستشگاه های زرتشتیان به شمار می‌آمد.
کلیسای ننه مریم دارای صحن بزرگی است وحیاط کلیسا به وسیله دو ورودی به خیابان‌های قدس و کوچه ضلع غربی ارتباط می یابد. این کلیسا بارها دستخوش تغییرات شده وفرم‌های ناهمگون پیدا کرده است.
کلیسای سیر: قدمت کلیسای سیر به 1700 سال پیش باز می گردد. مصالح عمده به کار رفته در این بنا سنگ لاشه بوده و ارتفاع آن به هفت متر می رسد.

 اصفهان

با مساحتی حدود 105937 کیلومتر مربع بین 30 درجه و 43 دقیقه تا 34 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی خط استوا و 49 درجه و 36 دقیقه تا 55 درجه و31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد.این استان که در مرکز ایران واقع شده است از شمال به استان‌های مرکزی،قم و سمنان، از جنوب به استان‌های فارسو کهگیلویه و بویراحمد، از شرق به استانهای لرستانو‌ چهارمحال بختیاریمحدود است.
جغرافیای تاریخی استان
در ادوار پیش، اصفهان نقش پلی را داشت که قسمتهای کم ارتفاع شرق فلات ایران را با سرزمین های کوهستانی غرب مرتبط می ساخت و برای اطراق سرمازدگان کوهستان غرب و گرمازدگان و خستگان هوای خشک شرق، محل مناسب و مطلوبی بود.از اصفهان قبل از اسلام، یعنی دوره حکومت مادها و دوره شاهنشاهی هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان اطلاعات زیادی در دست نیست و از آن دوره ها، آثار قابل توجهی بر جای نمانده است.
آنچه مسلم است، استقرار جلگه اصفهان درمیان بیابان ها و کوه های خشک مرکزی ایران از یک طرف و اهمیت و موقعیت ارتباطی خاص آن در مرکز فلات پهناور ایران از طرف دیگر، تاریخ و سابقه آن را به سابقه و قدمت کشور ایران مرتبط کرده است.پیش از برپایی پادشاهی مادها، اصفهان حد شرقی ممالکی بوده است که بابلی ها از آن اطلاع داشته اند و به احتمال قوی جزو ناحیه (انزان) یا (انشان) بوده است.
ویژگی‌های فرهنگی
استان اصفهان از جمله مناطق تاریخی کشور است که مانند ستاره درخشانی بر تارک سرزمین کهنسال ایران می درخشد این استان تنوع قومی جالب توجهی دارد که فرهنگ پر بار ملی و مذهبی ایران عامل پیوند و یگانگی تمامی آنها از جمله بختیاری ها، ارمنی ها، زرتشتی ها و... شده است.
اصفهان
از مراجعه به منابع موجود تاریخی چنین بر می آید که کلمه، اسپاران، بطلمیوس، سپاهان، پهلوی ، اصفهان عرب و اصفهان امروز لفظی قدیمی است و به احتمال قریب به یقین کلمه ای پهلوی است و ریشه قدیمی تر از پهلوی آن مکشوف نیست.
در عهد اشکانیان اصفهان مرکز و پایتخت یکی از ایالت های وسیعی بود که تحت فرمان ملوک اشکانی قرار داشت. در دوره ساسانیان، اصفهان محل سکونت و قلمرو و نفوذ، اسپوهران، یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی که مشاغل عمده و مناسب سلطنتی در اختیار داشتند، بود.
بعد از اسلام، اصفهان مانند دیگر شهرهای ایران تا اوایل قرن چهارم تحت سلطه اعراب بود و در زمان منصور خلیفه عباسی، مورد توجه قرار گرفت وبه حاکم این شهر دستور داده شد در عمران و آبادانی آن کوشا باشد.
در سال 319 هـ. ق مرداویج زیاری اصفهان را متصرف شد و آن را به پایتختی برگزید و جشن سده را هرچه باشکوه تر در این شهر برپا کرد. در سال 327 هـ. ق اصفهان به تصرف رکن‌الدوله دیلمی در آمد و آن را به پایتختی انتخاب کرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت. 
در سال 443 هـ. ق اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقی فتح شد. در سال 639 هـ.ق تحت سلطه مغولها قرار گرفت.پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجدداُ رونق یافت. سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفویه پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان، انجام گرفت. 
با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوی نیز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد. در دوران زندیه و قاجاریه پایتخت کشور به شیراز و تهران انتقال یافت در زمان قاجار پسر ناصرالدین شاه، ظل‌السطان زمین و مصالح و آثار تاریخی شهر را به مردم می فروخت و می خواست به هرترتیبی که شده مخارج قشون خود را که از واحدهای بسیار قوی و منظم کشور بود، تاْمین کند.
از ویژگی های اقتصادی شهر اصفهان در دوره قاجار، درآمد ناچیز زمین و عدم امنیت ملاکین بود. در دوره پهلوی با توجه به شرایط تاریخی و جغرافیایی، شهر اصفهان موردتوجه قرار گرفت، دربازسازی آثار تاریخی آن کوشش هایی به عمل آمد و توسعه صنعتی شهر و منطقه آغاز شد.
اصفهان یکی از شهرهای بزرگ و سیاحتی ایران است. 
مراکز تاریخی و باستانی
آرامگاه پیربکران، آرامگاه بابارکن الدین، آرامگاه باباقاسم، آرامگاه میرفندرسکی، آرامگاه شاهزادگان، آرامگاه واله، آرامگاه صائب تبریزی، آرامگاه همای شیرازی، آرامگاه مجلسی، آرامگاه میرعماد، گردشگاه وباغ های تاریخی چهارباغ، کاخ چهل ستون، کاخ هشت بهشت، عمارت عالی قاپو، منارجنبان، مناره باغ قوشخانه، مناره دارضیاء، تالاراشرف، مدرسه کاسه گران، مناره چهل دختران، مناره ساربان، مناره زیار، مناره راهروان، مدرسه شمس آباد، خانه امینیان، مناره مسجد علی، مناره بخت آغا، مناره غار، مناره مسجد شعیا، مناره گلدسته، مناره های مسجد شاه، مدرسه ملا عبدالله، مدرسه جده، مدرسه میرزا حسین، مدرسه نیماورد، مدرسه جلالیه، مدرسه بزرگ صدر، آرامگاه میرز ا رفیعا، آرامگاه میرمجدالدین، آرامگاه الراشد بالله، آرامگاه نظام الملک، آرامگاه شهشهان، آرامگاه خاتون آبادی، آرامگاه محمد جعفر، آرامگاه خوانساری، آرامگاه خواجه سعد، آرامگاه نصر آبادی، آرامگاه بخت آغا، قلعه فارفا آن، کاروان سرای مهیار، سردرخانقاه ابومسعود، سردرزاویه درب کوشک، سردر قیصریه، سردر مسجد جورجبر، سردرخانقاه نصرآباد، کتیبه مدرسه آقا کافور، کتبه مدرسه مریم بیگم، آتشگاه کوه سنگی، بازار اصفهان
جاذبه های طبیعی:
آبشارشالورا، آبشارکردعلیا، چشمه آبمعد‌نی ورتون، زاینده رود، غارآهکی کلهرود، غار کوکولو، جلگه اصفهان، حیات وحش و منطقه حفاظت شده کلاه قاضی، در یاچه سد زاینده رود، سد چشمه مرغاب، باتلاق گاوخونی
اماکن زیارتی ومذهبی:
مسجدامام، مسجدشیخ لطف الله، مسجدومناره برسیان، مسجد گار، مسجدسرخی، مسجدلنبان، مسجدرکن الملک، مسجدازیران، مسجدقطبیه، مسجد سین، مسجداشترجان، مسجدجارچی، مسجدایلچی، مسجد علی، مسجد الجاتو، مسجد رحیم خان، مسجد کاج، مسجد ذوالفقار، مسجد درب جوبار، مسجد باغ حاجی، مسجد آقا نور، مسجد ساروتقی، مسجد مصری، مسجد شفیعیه، مسجد حکیم، مسجد حاجی منوچهر، مسجد سلیمان بیک، مسجد شیخ علیخان، مسجد علی قلی آقا، مسجد مقصود بیک، مسجد علی نوش آباد، امامزاده اسماعیل، امامزاده جعفر، امامزاده ابراهیم، امامزاده هارون ولایت، بقعه ستی فاطمه، بقعه شاه سیدعلی اکبر، بقعه شاه رضا، امامزاده باقر، امامزاده زید، امامزاده درب امامف امامزاده شوری، امامزاده احمدف کلیسای بیت اللحم، کلیسای وانک، کلیسای هاکوپ، کلیسای گیورگ
اردستان
اردستان مرکب از دو کلمه "ارد" به معنای مقدس و "ستان"‌ به معنی پسوند مکان است و به معنای "شهر مقدس" است. گویند چون زمین اردستان به سفیدی آرد است، آنجا را آردستان گفته اند. بنای این شهر را به دستان سام، پدر سام پهلوان نسبت می دهند و کلمه ادرستان را تحریف شده ” ارگ دستان “ می دانند. از بناهای تاریخی معروف این شهرستان مسجد جامع اردستان است که درزمان سلجوقیان ساخته شده است. اردستان امروزی شهری زیباست و معماری بومی جالب توجهی دارد.
مراکز تاریخی و دیدنی:
آب انبار و مسجد آخوند، مقبره امیر اویس، دشت برخوار، مسجدجامع اردستان، مسجد آخوند، مسجد زواره، مسجد پامنار زواره، زینبیه
خمینی شهر (سده(
قدمت تاریخی این شهر به زمان ساسانیان می رسد. کهن دژ که بر سرراه اصفهان قرار دارد، گویا پایتخت ساسانیان بوده است. کوه آتشگاه، منار جنبان و مسجدجامع خوزان از دیگر آثار قدیمی این ناحیه هستند. نام قدیمی این ناحیه "سده" بود که در زمان حکومت پهلوی به همایون شهر تبدیل شد وپس از انقلاب به خمینی شهر تغییر یافت.
خوانسار
این شهرستان یکی از مناطق دیدنی و خوش آب وهوای غرب اصفهان است. بر اساس اسناد موجود، سابقه تاریخی آن به بیش از 1000 سال می رسد. خوانسار از زمان صفویه یکی ازمراکز بزرگ علمی بود و در مدرسه علوی آن از همان زمان تا کنون طلاب واهل علم مشغول تحصیل و کسب علم بوده اند و بسیاری از مراجع بزرگ نیز در آنجا تربیت شده اند.
سمیرم
درباره وجه تسمیه سمیرم مطالب مختلفی نقل شده است. از همه معروف تر، گویند به علت آب وهوای سرد به این منطقه سمیران گفته اند که بعدها به سمیرم تبدیل شده و به معنای سردسیر است. این شهر یکی او ییلاقات استان اصفهان محسوب می شود و آبشار و چشمه های معروفی دارد.از مراکز دیدنی این شهر می توان به آتشدان سنگی اشاره کرد.
شهرضا
این شهر که شهری بسیار قدیمی است در ابتدا "قمشه " نام داشت ولی بعدها به علت وجود مقبره شاهرضا (ع) به شهرضا معروف شد. درباره وجه تسمیه آن مطالب گوناگونی نقل شده است.
بنا به عقیده بعضی از نویسندگان کلمه قمشه از دو کلمه " کوم "و "‌شه" به معنای شکارگاه تشکیل شده است. برخی نیز گفته اند که کلمه قمشه به معنی مکان آب خیز و پرقنات است. از آثار مهم این شهرستان، شبستان مسجد جامع است که از یادگارهای عهد سلجوقی است.غار شاه قنداب، بقعه شاه رضا، بقعه سیدعلی اکبر از مکان‌های دیدنی این شهر می‌باشد. 
فریدن (داران(
فریدن در دوره هخامنشی "پرتیکان"‌ نام داشت و یکی او ایالات بزرگ آران بود که پس ازهجوم اسکندر مقدونی میدان تاخت و تاز یونانیان گردید و روبه ویرانی نهاد. بعضی از مورخان نیز این منطقه را به نام "پارتیاکن" نامیده اند. در زمان صفویه، عده ای از ارمنی ها و گرجی ها به این منطقه کوچانده شدند و درآن سکنی گزیدند.
فریدون شهر
طبق مدارک تاریخی و جغرافیایی، این شهر بخشی از ناحیه "پرتیکان" است که شامل فریدن و فریدون شهر می شود. وجود سنگ قبرهای باستانی متعدد در مزرعه قهستان قدمت تاریخی آن را به چند هزار سال می رساند. این منطقه مرکز ییلاق عشایر طایفه چهار لنگ بختیاری است. 
فلاورجان
نام قدیم فلاورجان "برزه " بر وزن لرزه بود که به معنی شاخ درخت وکشت و زراعت است و جمع آن "برزان" می باشد. این نام در تغییرات آوایی زبان فارسی به "ورجان" تبدیل شده است. به واسطه پلی که در زمان صفویان بر روی زاینده رود احداث شده به "پلاورجان" و سپس به فلاورجان معروف گردیدو امروزه نیز به همین نام معروف است. از مهم ترین بناهای تاریخی این شهرستان، بقعه پیکران و مسجد تاریخی روستا اشتر جان است.
کاشان
کاشان شهر زیبای کویری، شهر سنتهای اصیل را به نظاره می‌نشینیم به طبیعت زیبایش می‌نگریم که از یکسو پشت به کوههای سر به فلک کشیده دارد و از سوی دیگر به بی‌نهایت کویر.کاشان را مروارید کویر نیز می‌خوانند چرا که نشان از اصالت دارد و تاریخ شکوهمندش، پیوندی عمیق با تمدن هفت هزار ساله سیلک.
اگر گاهی خشم طبیعت به ویرانیش کشانده و یا یورشهای تاراجگران و متجاوزان به تلی از خاک تبدیلش نموده ولی این ویرانی و سقوط دیری نپائیده، چرا که تلاش مردمانی را در پی داشته که همیشه استوار چون کوه، به عظمت و آبادی شهرشان برخاسته‌اند. اگر زمانی آتش بیداد تیمورها، ترکمنها و افاغنه خرمن هستی‌اش را سوخته، اما چون ققنوس دوباره سر از آتش برآورده. جوان‌تر و زیباتر.
هر چند کاشان، شهری نشسته بر کرانه کویر است لیکن هرگز در برابر بادهای کویری و طوفانهای مهیب شنی جا خالی نکرده. نه از گرمای طاقت‌فرسای تابستان کویری بیم داشته و نه از سرمای سوزنده زمستان لرزه بر اندامش افتاده.
چرا که فلسفه زندگیش بقاء و رنگ و بوئی دیگر دارد. دیوارهای خشتی، کوچه‌های پیچ در پیچ و بادگیرهای بلند و جذابش همه و همه نشان از استقامت دارند و پویائی در بافت سنتی‌اش همه زیبائی را می‌توان دید. هنر را، عاطفه را، غیرت و حمیت را، ایمان و اعتقاد را کاشان شهریست که نشانه‌های نبوغ معماری ایرانی در بناهای متعددد تاریخی‌اش متجلی شده.
کاشان شهر مسجدهاست، شهر بقاع متبرکه، دیار گنبدهای فیروزه‌ای و گلدسته‌های بلند است، صحیفه‌ای گسترده از یادمانهای به یاد ماندنی از تاریخ و هنر ایران کاشان دارالمؤمنین است با مردمی نه از نسل پیشین، بلکه دل بسته به اعتقادات پیشینیان.
کاشان مولد علما، فضلا و اولیاءالله است خطه بزرگانی که آوازه شهرتشان از دروازه‌های ایران گذشته و به اقصی نقاط گیتی رسیده کاشان مظهری از اصالت و زیبائی و هنر شرق است. کاشان شهر هنر و هنرمندان، شهر قالی، زری و مخمل، شهر قلمزنها و کاشی‌سازهاست و بالاخره.... کاشان در صفحات تاریخ ایران نامی زنده است و چهره امروزیش، چهره‌ای هماهنگ با تحولات سریع اجتماعی می‌باشد.
سابقه تاریخی کاشان:
وجود یکی از قدیمی تـرین مراکز تمدنهای کهن در حدفاصل بین کاشان و فین به نام تپه‌های سیلک نشان می‌دهد که حدود چهار هزار و پانصد ق.م. اقوامی که دارای تمدن قابل ملاحظه‌ای بوده‌اند و وسایل کار آنها را بیشتر سنگ و استخوان تشکیل می‌داده است، در این مکان مستقر شده‌اند.
در چهار هزار و دویست ق.م. در وضع زندگی این مردم تغییری رخ داده و شکل و نوع و نقش و رنگ ظروف ساخته آنان به کلی تغییر یافته است. معلوم می‌شود که ساکنین اصلی منطقه مغلوب اقوام تازه‌واردی شده‌اند، که دارای مشخصات سفال قرمز رنگ، با نقش سیاه بوده‌اند. از این زمان تپه شمالی متروک و تپه جنوبی سیلک مورد استفاده قرار گرفته که معرف تمدنهای بعدی سیلک است. تمدن اقوام تپه‌سیلک در سه‌هزار و پانصد سال پیش مغلوب تمدن آریایی گردید که آثارشان در نقاط مختلف حفاری ظاهر گردیده است.
از تاریخ کاشان در دوره هخامنشی، اطلاع زیادی در دست نیست لیکن کشف سکه‌های نقره‌ای متعلق به این دوره و همچنین سکه‌های یونانی مربوط به قرن ششم پیش از میلاد، در روستای مرق در سی کیلومتری کاشان نشانگر اعتبار و اهمیت این منطقه در آن دوران است از دوره ساسانی بقایای آتشکده‌های مهم و جالبی چون آتشکده نیاسر و آتشکده خرم دشت در اطراف کاشان باقی مانده که حاکی از توجهی است که شاهان ساسانی به این خطه داشته‌اند. علاوه بر آن طبق آنچه که از تاریخ اعثم کوفی مستفاد می‌گردد موید این امر است که کاشان در دوره ساسانی شهری بزرگ با امکانات اقتصادی زیاد بوده است.
مراکزتاریخی وباستانی کاشان:
خانه بروجردی‌ها، آرامگاه سهراب سپهری، آرامگاه باباافضل، آرامگاه محتشم کاشانی، آرامگاه فیض کاشانی، مدرسه آقا بزرگ، باغ و کاخ تاریخی فین، خانه طباطبایی، خانه عامری‌ها، خانه عباسیان، خانه صالحف مدرسه امام خمینی، منار زین‌الدین، مجموعه بابا ولی، مجموعه خان، مجموعه حاجی سید، آب انبار حاج صباغ، آرامگاه شاه عباس، آرامگاه ملا فتح الله، قلعه جلالیف روستای ابیانه، تپه‌های سیلک، روستای نیاسر، حمام عبدالرزاق خان، حمام مجموعه اردهال، حمام بازار، حمام و باغ فین، حمام سلطان میر احمد، کاروانسرای سن سن، کاروانسرای مرنجاب، آتشکده نیاسر
گلپایگان
گلپایگان از شهرهای قدیمی ایران است. در اواخر سلسله ساسانیان "گردپاذگان" نام داشت که معرب آن "جرج باذکان" و بعدها به "جرفاذقان" تبدیل شده است. عده ای از جغرافی دانان اسلامی، از جمله حمدالله مستوفی، نام آن را " گلبادگان" ضبط کرده اند که به معنی گل آبادگان است.
از مهم ترین آثار تاریخی این شهرستان مسجدجامع است که از یادگارهای محمد بن ملکشاه سلجوقی (اوایل قرن ششم هجری) است. کتیبه های متعددی دارد.
نائین
نائین از شهرهای بسیار قدیمی استان اصفهان است. در مورد نام نائین و وجه تسمیه آن می گویند که کلمه نائین از نی که یک گیاه باتلاقی است، گرفته شده است و هم چنین عده ای وجه تسمیه آن را در ارتباط با نام یکی از پسران نوح می دانند که گویا بانی شهر بوده است.
نائین شهری جالب و دیدنی است و آثار تاریخی متعدد و زیبایی دارد. از آن جمله می‌توان به نارنج یا نارین قلعه، قلعه رستم بافران ، قلعه مخروبه نیستانک و مسجد جامع نایین اشاره کرد.
نطنز
ازپیشینه تاریخی نطنز، تا قبل از قرن هفتم هـ. ق اطلاعات مستند و مکتوبی در دست نیست. در نوشته های مورخان ، سیاحان و جغرافی دانان دوره های بعد از اسلام، به نام "نطنز " مختصر اشاراتی شده است و این شهر را ازنظر موقعیت طبیعی، ارتباطی وسوق الجیشی واجد اهمیت دانسته اند. آثار تاریخی کشف شده از نواحی مختلف شهرستان نیز اطلاعات دقیقی را در رابطه به قدمت آن بیان نمی کنند، ولی بقایای آتشکده، قلعه و کایزهای متروکه و بناهایی که گاه از زیر ریگ روان سربرون می آورند، تاریخ آن رابه پیش از اسلام می‌رساند.
این منطقه به علت وضع جغرافیایی، تا حدی از یورش ها و خرابی های حمله مغول محفوظ مانده.در دوره مغول نطنز پناهگاه ومعبر فراریان بود و به علت وجود دو خانقاه معتبر عده ای از صوفیان و دراویش نامدار نیز در آن زندگی کرده اند.
در زمان صفویه شاه عباس اول که نطنز شکارگاه و گردشگاه تابستانی او محسوب می شد, با احداث دو کاخ، آن را به صورت پایتخت تابستانی خود را آورد. توجه شاه عباس به حدی بود که نطنز را ولایت خاصه خود اعلام کرد. نطنز در سال 1336 هـ. ش از کاشان جدا و شهرستان مستقل اعلام شد و در محدوده سیاسی استان دوم قرار گرفت. گلابی این شهرستان به عنوان " تحفه نطنز " از شهرت زیادی برخوردار است.
مراکز تاریخی و باستانی:
مجموعه شیخ عبدالصمد، مقبره سید واقف، گنبد باز، آرامگاه میر احمد، قلعه وشاق، روستای تاریخی ابیانه، روستای تاریخی نطنز، کاروان سرای شاه عباسی (مرنجاب)، آتشکده ساسانی نطنز، دشت نطنز
اماکن زیارتی و مذهبی:
مسجد جامع نطنز، مسجد عبدالصمد، مسجد جامع آفوشته، مسجد کوچه میر، امامزاده عبدالله، امامزاده بامیر، امامزاده آقاعلی عباس

البرز

سی و یکمین استان‌ ایران است. در جلسهٔ هیئت دولت در تاریخ ۱۲ بهمن سال ۱۳۸۸، لایحه تأسیس این استان تصویب و به مجلس شورای اسلامی فرستاده شد
پیش از این شهرهای تشکیل دهنده استان البرز، به نام غرب استان تهران مشهور بودند و تعداد زیادی از ادارات این منطقه با مرکزیت کرج اداره‌کل بوده‌اند.
نام این استان از رشته کوه‌های البرز گرفته شده که بخش مهمی از آن از شمال این استان می‌گذرد .در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۸۹ با حضور وزیر کشور وقت، استانداری البرز رسما شروع به فعالیت کرد.
کرج، مرکز استان البرز در 20 کیلومتری شمال غربی شهر تهران قرار دارد که فاصله 2 مرکز استان بسیار کم و در بین مراکز استان کشور بسیار نادر است.
شهرستان کرج
کرج از شهرهای بزرگ و پرجمعیت ایران است. جمعیت این شهر برپایهٔ سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱٬۳۷۷٬۴۵۰ نفر بوده‌ است که از این جهت پس از شهرهای تهران، مشهد، اصفهان و تبریز به‌عنوان پنجمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌رود.
کرج پس از تهران بزرگ‌ترین شهر مهاجرپذیر ایران است و با توجه به جوان‌بودن آن نسبت به سایر شهرهای بزرگ ایران، به‌عنوان یکی از کلان‌شهرهای جدید کشور به‌شمار می‌آید.
برپایه بررسی‌های سال ۱۳۸۷ کلانشهر کرج در آن سال دارای ۶۸۰ هکتار بافت فرسوده شهری بوده‌است. کرج با ۱۶۲ کیلومترمربع وسعت در ۳۵ کیلومتری غرب تهران و در دامنه جنوبی رشته کوه البرز قرار گرفته‌است.
این شهرستان از شمال به استان مازندران، از جنوب به شهرستان شهریار و استان مرکزی، از غرب به شهرستان ساوجبلاغ و استان قزوین و از شرق به شهرستان تهران محدود است.
جلگه پهناور کرج با ارتفاع متوسط ۱۳۲۰ متر از سطح دریا در مسیر راه ارتباطی وسایط نقلیه حامل کالاهای وارداتی و صادراتی از مرز ترکیه و آذربایجان و به مقصد تهران و بالعکس است. کوههای البرز استان مازندران و کرج را از هم جدا کرده‌است.
دهستان کرج در میان دره‌های پرپیچ‌وخم البرز و در اطراف جاده چالوس قرار دارند. از تونل کندوان تا روستای مراد تپه در غرب اشتهارد، حوزه فرمانداری کرج را تشکیل می‌دهد. حوزه فرمانداری کرج در سال ۱۳۳۷ برای جمعیتی در حدود ۳۵هزار نفر و با وسعتی در حدود ۵۸۳۰ کیلومتر مربع بنیاد شد.
این شهرستان تا سال ۱۳۶۸ دارای چند بخش شامل: مرکزی، شهریار، رباط کریم و طالقان و اشتهارد بود، ولی پس از تبدیل بخش‌های شهریار و رباط کریم و ساوجبلاغ به شهرستان چهار بخش از آن جدا گردید و هم‌اکنون شامل دو بخش مرکزی و اشتهارد و هفت دهستان است.
بخش مرکزی با ۶ دهستان به نام‌های: نسا، آسارا، آدران، کمال آباد، گرمدره از تونل کندوان تا (ماهدشت) یا مرد آباد یا همان شاهدشت قدیم را شامل می‌شود. بخش اشتهارد که از احمدآباد تا مرادتپه ادامه دارد، تنها یک دهستان به نام پلنگ آباد (رحمانیه) دارد.

پیشینه تاریخی
کرج، از دوران پیش از تاریخ و باستان نیز سرزمینی پرجاذبه و مرکز آب و آبادانی بوده‌است. استعدادهای طبیعی و منابع آبی فراوان سلسله جبال البرز، همچنین خاک حاصلخیز دامنه‌های البرز و دشت منتهی به آن برای اجتماعات بشری مناسب بوده‌است و دلیل آن آثار باستانی ارزشمندی است که در گوشه و کنار این جلگه وسیع و در حاشیه راههای ارتباطی کهن قابل مشاهده‌است.
تپه‌های آق تپه، مراد تپه و تپه مردآباد، قلعه‌های تاریخی تنگ گسیل و شهرستانک و آثار دوران اسلامی همچون برج میدانک مغولی، پل و کاروانسرای شاه‌عباسی کرج، کاخ‌های قاجاری و کاخهای رضا شاهی و محمدرضا شاهی حکایت از استمرار استقرارهای پی در پی در این منطقه دارد.
اطلاعات موجود حاکی است که کرج مدتی جزء مازندران و زمانی قسمتی از ری بوده‌است و گاهی از روستاهای طالقان یا شهرستانک محسوب می‌شده‌است.
تا پیش از حمله مغول رفت و آمد کاروان‌ها بیشتر از راهی بوده که از طریق سگزآباد و شهریار به ری می‌رفته. از این دوره به بعد راه قزوین - کرج - ری به قبلی ترجیح داده شده‌است ولی اهمیت کرج در دوره صفوی به دلیل قرار گرفتن بر سر راه قزوین به تهران و تبریز بیشتر شده و کاروانسراها، پلها و قلعه‌های ایجاد شده در حاشیه این جاده به آن هویت بخشیده‌است.
از مورخین معتبری که از کرج یاد کرده، مقدسی است. وی در سده چهارم هجری قمری از کرج به عنوان یکی از روستاهای ری نام برده‌است.در آغاز سده هفتم هجری قمری یاقوت حموی نیز کرج را تابع ری دانسته‌است.
حمدالله مستوفی در سده هشتم هجری قمری کن و کرج را از ولایات تابع طالقان برشمرده و در ذکر رودخانه‌های عراق عجم از کوهرود نام می‌برد که ویژگی‌های آن به طور دقیق قابل تطبیق بر روی رودخانه کرج است.
در سده‌های میانه اسلام و پس از آن به ویژه در عهد آخرین پادشاهان صفوی که تهران مقر حکومتی دربار می‌شود، مسیر قزوین - کرج - تهران مورد توجه قرار می‌گیرد و به احتمال فراوان کاروانسرای صفوی کرج قابل انتساب به همین دوره‌است. باشکوهترین دوره تاریخی، دوره قاجاریه به ویژه عصر فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه بوده‌است.
در این دوره کرج به علت همجواری با پایتخت و قرار گرفتن بر سر راه ارتباطی سلطانیه و تبریز مورد توجه سلیمان میرزا نیز بوده‌است.
مجموعه سلیمانیه کرج به این مقطع زمانی تعلق دارد. در همین دوران سپاهیان زیادی از منطقه عبور کرده و یادداشتهایی از خود بر جای نهاده‌اند که برای دسترسی به اطلاعات جامع تر می‌توان به سفرنامه‌ها مراجعه کرد.
کرج از کلمه کراج به معنی بانگ و فریاد است. زیرا در تپه آتشگاه و کوههای کلاک و قلعه دختر شهرستانک و بز قلعه اشتهارد در ایام تابستان برای خبر رساندن و دیده بانی آتش افروزی می‌شد و در موقع جنگ بدینوسیله از هجوم دشمنان با خبر می‌شدند، در آن روزگار ممکن است، نام کرج، کراج بوده‌است.
در فرهنگ نفیسی کرج به معنی گوی، گریبان، چاک و شکاف آمده و آنرودخانه ایست که در کوههای شمال غربی ری جاری می‌شد و بلوک شهریار و ساوجبلاغ را مشروب می‌سازد و نام دهی است در کنار این رودخانه که پادشاهان قاجار در آنجا بناها و قصرهای عالیه برپا نموده‌اند. همچنین در کتب مختلف آمده، لفظ کرج از کلمه کرژ به معنی کوهپایه‌است.
مراحل گسترش تاریخی شهرستان
کرج با قدمتی دیرینه و جمعیتی انبوه و پیشینه‌ای تاریخی تا رسیدن به کلانشهر کنونی راه پر پیچ و خمی را پیموده‌است. کرج در محدوده خیابان‌های کشاورز و مصباح، روستایی تابع بخش ساوجبلاغ از توابع حوزه ۱۹ تهران بود و در این دوره مراکز اداری و تجاری آن گاهی تهران، برغان، کردان و هشتگرد بوده‌است. سپس شهر کرج تابع شهرستان تهران شد و نمایندگی‌های ادارات مرکزی به رتق و فتق امور آن می‌پرداختند.
این شهرستان با جهشی سریع از دوره روستایی و شهری گذشت و منطقه بسیار وسیعی را در بر گرفت. اشتهارد، شهریار، طالقان، ساوجبلاغ، کوهپایه و بخش حومه تابع استان تهران، همه قلمرو کرج به حساب می‌آمد.
پس از انقلاب اسلامی، با گسترش سریع و افزایش جمعیت و پیدایش قطب‌های جاذبه‌ای، کرج به چندین شهرستان و منطقه تقسیم شد؛ که اینک هر کدام از بخش‌های پیشین به یک شهرستان و بسیاری از روستاهای اقماری آن خود به شهر و شهرک‌هایی تبدیل شده‌اند.
محدوده‌ای که امروز کرج بزرگ (شهر کرج) نامیده می‌شود، در گذشته شامل روستاهایی تابع حوزه کن، شهرستان شمیران، ساوجبلاغ و شهریار بوده است؛ و کلاک، سرجو، حصار، وسیه، باغ پیر، بیلقان، حسین‌آباد بیلقان، علی‌آباد پرگیرک، تپه مرادآباد، بیدستان، صحرای ویان، جوادآباد، نهر رستم، دره دروا، حسن‌آباد، حاجی‌آباد، صوفی‌آباد، وهرجرد (ورگرد)، دلمبر، حیدرآباد، میان‌جاده، شنبه‌دژ، نوزمین، سیاه کلان، کسین، کارخانه قند، حسین‌آباد مهرشهر،پیشاهنگی، گلدشت، جو مردآباد، سرحد آباد، آسیا برجی، سرآسیاب، ده کرج، حسین‌آباد راه‌آهن، شهر صنعتی، اطراف امامزاده طاهر و امامزاده حسن، باغ فلاحت و مناطق دیگری را در بر می‌گرفته‌است.
این شهرستان دارای آثار تاریخی بسیار است. آبادانی و توسعه کرج در دوره قاجار و پس از آن صورت گرفت. کاخ سلیمانیه نیز به دستور فتحعلی شاه در آنجا ساخته شد. شهرستان کرج در غرب شهر تهران، دارای دو بخش مرکزی اشتهارد، هفت دهستان و شهرهای کرج، اشتهارد، ماهدشت، کمال شهر، محمد شهر و مشکین دشت است.
مراکز دیدنی
کاخ سلیمانیه / برج کردان / برج میدانک/ بقایای آتشکده سنگی تخت رستم / کاخ شهر ستانک / برج سنگی گچسر / دختر قلعه / قلعه صمصام / قلعه وکیل / حمام مصباح / حمام هلجرد / پل شاه عباسی / پل دختر / پل رودشور / پل کردان / کاروانسرای شاه‌عباسی / کاروانسرای ینگه‌امام / چشمه گله‌گیله / چشمه وله / چشمه‌ شاهدشت / آبشار پیچه آدران / غار یخ مراد / دریاچه سد امیرکبیر / مسجد هلجرد / اماکن مذهبی / امامزاده رحمن و زید / امامزاده احمدومحمود / امامزاده جعفر / امامزاده حسن / امامزاده موسی / امامزاده‌ هادی-علی‌نقی / بقعه شاهزاده سلمان
دانشگاه‌ها و مراکز علمی کرج
پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران / دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج / دانشگاه هنر / دانشگاه تربیت معلم / دانشگاه جامع علمی - کاربردی / دانشگاه پیام نور / دانشکده علوم پزشکی / آموزشکده فنی شهید بهشتی / آموزشکده عالی سما واحد کرج / آموزشکده عالی محیط زیست کرج / مرکز تربیت معلم حکیم ابوالقاسم فردوسی فردیس / پژوهشگاه مواد وانرژی کرج / دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی البرز (کالج البرز)
در حوزه فرمانداری کرج بیش از ۱۰۰ اثر با ارزش فرهنگی - تاریخی و هنری شناسایی شده و در گزارش بررسی و شناسایی این منطقه درج گردیده که در این مقاله به شرحی کوتاه درباره دهستان پرداخته می‌شود.
آثار فرهنگی- تاریخی دهستان‌های نسا، آسارا و آدران
دهستان‌های نسا، آسارا و آدران در منطقه‌ای کوهستانی قرار داشته و آبادیهای آن‌ها در دره‌های پرشیب و یا بر حاشیه مرتفع کوه‌ها ایجاد شده‌است.ولی آبادی آدران نسبت به نسا و آسارا وسیع تر و بیشتر است و زمینهای کشاورزی و باغات میوه فراوان ترند به همین دلیل از دیرباز در این منطقه کشاورزی رونق بیشتری داشته و در نتیجه سکونت در روستاها مداوم و دایمی است.
آثار فرهنگی - تاریخی دهستانهای کمال آباد، گرمدره، محمدآباد و شهر کرج
در این محدوده از حوزه فرمانداری کرج آثار ارزشمند و چشمگیری وجود دارد که شماری از آنها توسط کارشناسان میراث فرهنگی استان تهران و کرج معرفی شده و تعدادی نیز در حال مرمت و استحکام بخشی هستند. در این میان دو گرمابه قدیمی واقع در روستاهای هلجرد و بیلقان در عین سلامت و اهمیت، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.
ساوجبلاغ
ساوجبلاغ در غرب استان تهران قرار دارد و دارای سه بخش مرکزی، طالقان، و نظرآباد است. این شهرستان دارای 12 دهستان و 3 شهر نظر آباد، هشتگرد و طالقان است. مراکز دیدنی
پاسگاه طالقان/ قلعه ارژنگ / قلعه کی‌قباد / قلعه کیا / موشلان تپه / حمام شهرک / پل چوبی / کاروانسرای امام
جاذبه های طبیعی
چشمه آب معدنی عسلک/ چشمه آب معدنی لمبران / چشمه آب معدنی سرب جوستان / آبشار اوچان / آبشار جوستان / آبشار اورازان / آبشار کرکبود / آبشار آسکان / آبشار عسلک / غار برج / غار کله سنگ / غارهای هیو / غار لالون / دریاچه اوان
مراکز مذهبی
بقعه سید شرف الدین/ امامزاده هارون / بقعه بادمستان / تکیه ناوه و کش رود / بقعه خشت و گل / اسفاران حسینیه قدیمی جوستان / گورستان زردشتیان
نظرآباد
نظرآباد شهرستانی است در استان البرز که در نزدیکی شهرستان ساوجبلاغ واقع است. مرکز این شهرستان شهر نظرآباد است. از سال ۱۳۸۱ به شهرستان تبدیل شد. این شهرستان از نظر آب و هوایی برای کشاورزی خوب است. طبق آخرین سرشماری رسمی سال ۱۳۸۵ جمعیتی بالغ بر ۱۲۸٬۶۶۶ نفر دارد.
منطقه باستان‌شناسی ازبکی در آن واقع شده و نمونه اولین خشت دست ساز بشر که در سازمان ملل نگهداری می‌شود توسط سیدمحمد خاتمی به نشانه گفتگوی تمدن‌ها از این منطقه به سازمان ملل هدیه شده است, مصطفی بازرگان برادر مهندس مهدی بازرگان از مفاخر و محققان این شهرستان محسوب می‌شوند و هم اکنون در سن ۹۷ سالگی در این منطقه زندگی می‌کنند شهر مصطفی آباد یادگار دوران مباشری وی بر این شهر است.
ازبکی یکی از روستاهای دهستان احمدآباد مصدق از بخش مرکزی شهرستان نظرآباد است که در ۸۰ کیلومتری غرب شهر تهران واقع شده‌است. بخش‌هایی از این محوطه باستانی نه هزار ساله را کارشناسان مرکز باستان‌شناسی ایران در سال ۱۳۴۸ خورشیدی مورد شناسایی قرار داده و در سال ۱۳۵۲ به شماره ۹۵۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.
براساس کاوش‌های صورت گرفته، محوطه باستانی ازبکی در برگیرنده شش هزار سال بقایای فرهنگی پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی ایران از نیمه اول هزاره هفتم تا نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد مسیح یعنی دوران مادها است.
ازبکی محوطه باستانی گسترده‌ای برابر با صد هکتار و ۱۰ تپه ارزشمند است که شش تپه از آن را گروهی از باستان‌شناسان ایرانی به سرپرستی دکتر یوسف مجیدزاده (از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴) حفاری کرده‌اند.
مدرسه علمیه نجم آباد به دستور فتحعلی شاه قاجار و در زمان ملا ابراهیم نجم آبادی (متوفی ۱۲۴۰ قمری) از حکمای قرن سیزدهم، به وسیله میرزا عبدالکریم نجم آبادی - از خواص دربار فتحعلی شاه - در روستای نجم آباد (از توابع شهرستان نظرآباد) ساخته شد. شاه به هنگام عبور از قزوین پس از ملاقات با ملا ابراهیم دستور ساخت این مدرسه را صادر کرد. وی به هنگام دستور ساخت این مدرسه گفت: «تو (میرزا عبدالکریم) رعیت او (ملا ابراهیم نجم آبادی) هستی و باید افتخار کنی و در وطن خود (نجم آباد) مدرسه و مسجدی برای او بسازی.
در یکی از اسناد اوقاف درباره موقوفات مدرسه نجم آباد آمده‌است:«وقتی که کار به مرافعه کشیده شد موضوع در سال ۱۲۶۳ قمری در محضر آقا میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران مطرح شد و حکمی از آن محضر به وقفیت این املاک صادر گردید.»
در سال ۱۲۸۶ قمری شیخ هادی نجم آبادی وقتی به روستای نجم آباد وارد می‌شود مدرسه را از سکنه خالی و رو به انهدام می‌بیند. در مدت دو سال مجدداً کار مدرسه به تعطیلی می‌کشد تا آنکه در سال ۱۳۱۵ قمری نوادگان واقفان تصمیم می‌گیرند سهمیه هزینه این مدرسه را در مدرسه نجم آبادی که در محله سنگلج تهران بود به مصرف برسانند.
طالقان
شهرستان طالقان، به مرکزیت شهر طالقان، یکی از شهرستانهای استان البرز است. این شهر در منطقه‌ای ییلاقی در میان رشته کوه البرز و در ۱۲۰ کیلومتری شمال غربی تهران قرار گرفته‌است.
شهر طالقان از به هم پیوستن چهار منطقه بنام‌های شهرک، گلینک، کولج و پرده سر تشکیل شده‌است که شهرک به عنوان هستهٔ اصلی آن است و شهر طالقان، گاه شهرک هم نامیده می‌شود.
این شهر به لحاظ قرار گرفتن در رشته کوه‌های البرز میانی دارای آب و هوای کوهستانی و ییلاقی است به همین دلیل دارای جمعیت فصلی بوده و در تابستان جمعیت آن به بیش از ۱۲ هزار نفر می‌رسد. این در حالیست که جمعیت ثابت شهر طالقان حدود ۵۰۰۰ نفر است.
منزل آیت‌الله طالقانیدر گلیرد و یادمان درویش عبدالمجید طالقانی در مهران از آثار دیدنی و تاریخی و فرهنگی طالقان به شمار می‌آیند.
از دیگر آثار و بناهای تاریخی طالقان - مصون مانده از آسیب‌های طبیعی - می‌توان به برخی قلعه‌ها، امامزاده‌ها، مقابر، حمام‌ها و آسیاب‌های آبی اشاره کرد.
بقعهٔ شیخ حسین الهی معروف به جد بزرگوار در روستای دیزان، جنب مسجد آیت‌الله شیخ مرتضی دیزانی
ارژنگ قلعه در میناوند، قلعه منصور و قلعه کیقباد در شمال هرنج، قلعه دختر در گته ده، قلعه پراچان و قلعه فالیس، امامزاده هارون در جوستان، شاه محمد حنیفه در کرکبود، امامزاده زکریا در میراش، امامزاده ابراهیو در در تکیه ناوه و نیز امامزاده‌های روستای‌های سید آباد، اورازان، کش، کشته رود، کلاه رود، اسفاران، خچره، بقعه میر در وشته، و مقبره پیران در دیزان، مهران، گته ده و اوانک، بقایای آسیاب‌های آبی در برخی از روستاها و نیز آثار نهر بزرگ انتقال آب از طالقان به قزوین در امتداد قله‌های رشته کوه‌های جنوبی طالقان، بسیار دیدنی است.
حمام قدیمی دیزان-قلاسی-آقای باغ-هفت قلای سی-قلا یاک-طاقی لایه(ساعت آفتابی اهالی روستا) در روستای دیزان.(وجوداسامی مانند قلایاک، قلاسی، هفت قلا ی سی و...نشان از قدمت تاریخی دیزان و وجود قلعه‌های متعدد در زمانهای گذشته این روستا می‌باشد
قلعه ارژنک در بالای قله قلادوش واقع در میناوند.

تهران

با وسعتی حدود 18814 کیلومتر مربع بین 34 تا 36.5 درجه عرض شمالی و 50 تا 53 درجه طول شرقی واقع شده است.
این استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از جنوب غرب به استان مرکزی، از غرب به قزوین و از شرق به استان سمنان محدود است.
جمعیت این استان در سال 85 بیش از 13 میلیون نفر بوده که حدود 19 درصد جمعیت کل کشور را به خود اختصاص داده است.
استان تهران، از شهرهای تهران - کرج - شهریار - اسلامشهر - ری - پاکدشت - دماوند - شمیران - ساوجبلاغ - ورامین و فیروزکوه تشکیل شده است.
تهران
تهران پایتخت ایران به عنوان پر جمعیت‌ترین شهر کشور، از نظر مساحت شهرنشینی نه تنها در ایران بلکه در دنیا جزو بزرگترین شهرها می‌با‌شد که از آن به عنوان ابر شهر یاد می‌کنند.
در لینک‌های زیر با کلیک روی هر یک از آنها، درباره وضعیت جغرافیایی، تاریخی، شهرنشینی و مراکز سیاحتی و زیارتی این شهر بزرگ، اطلاعات جامع و مفیدتری می‌توانید داشته باشید.
اسلامشهر
دارای دو بخش مرکزی و چهار دانگه و چهار دهستان است. اسلامشهر و چهار دانگه شهرهای این شهرستان هستند.
مراکز دیدنی:
تپه واوان، تپه چیچک لو، تپه مافین آباد، تپه باستانی‌سیاب، تپه میمنت، تپه سالور
پاکدشت
بدلیل اینکه شهر پاکدشت‌ متشکل‌ از چند واحد روستایی‌ است‌، مطالعه‌ تاریخچه‌ آن‌ مغایر با سایر شهرها می‌باشد. چرا که‌ این‌ شهر بافت‌ واحدی‌ نداشته‌. بدین‌ منظور بررسی‌ و پژوهش‌ این‌ مبحث‌ یعنی‌ تاریخچه‌ تحول‌ آبادی هایی‌ را بصورت‌ تجریدی‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌. 
در گذشته‌ ورامین‌ را به‌ علت‌ زندگی‌ قبیله‌ به‌ چهار قسمت‌ تحت عنوان های‌ بهنام‌ عرب‌، بهنام‌ پازوکی‌، بهنام‌ وسط‌، بهنام‌ سوخته ‌تقسیم‌ می‌کردند. به‌ نظر می‌رسد از آنجائیکه‌ طایفه‌ پازوکی‌ ها در بخش‌ شمالی‌ دشت‌ ورامین‌ استقرار داشته‌ اند این‌ منطقه‌ تحت‌ عنوان‌ بهنام‌ پازوکی‌ نام‌ گرفته‌ بوده.‌
بدین‌ منظور می‌توانیم‌ نتیجه‌ بگیریم‌ قدیمی‌ترین‌ اقوام‌ این‌ ناحیه‌ طایفه‌ پازوکی‌ها می‌باشند که‌ در سطح‌ روستاهای‌ این‌ منطقه‌ سکونت‌ یافته‌ اند. بنابر این‌ قسمت های‌ شمال‌ دشت‌ ورامین‌ که‌ بهنام‌ پازوکی‌ مشهور است‌ در برگیرنده‌ شهر کنونی‌ پاکدشت‌ می‌باشد.
اسناد و مدارک‌ معتبری‌ که‌ بتوان‌ با استناد به آنها مقایسه‌ای‌ از نظر قدمت‌ آبادی ها انجام‌ داد ،وجود ندارد. اما از شواهد پراکنده‌ و داستان‌های‌ محلی‌ که‌ سینه‌ به‌ سینه‌ نقل‌ شده‌ می‌توان‌ دریافت‌. آبادیهایی‌ پاکدشت‌ قوهه‌، خاتون‌ آباد سابقه‌ طولانی‌ تر از مامازن‌ داشته‌ اند ولی‌ آنچه‌ که‌ مسلم‌ است‌ آبادی‌های‌ فوق‌ از یک‌ پیشینه‌ تاریخی‌ بسیار اصیلی‌ برخوردار بوده‌اند.
استقرار این‌ آبادی‌ها در پهنه‌ مخروطه‌ افکنه‌ جاجرود و در نتیجه‌ وجود اراضی‌ مرغوب‌ و آب‌ کافی‌ موجب‌ آبادانی‌ این‌ منطقه‌ بیش‌ از پیش‌ شده‌ بود برهمین‌ اساس‌ در دوره‌ قاجار (ناصرالدین‌ شاه‌) آبادی‌های پاکدشت‌ (پلشت‌) قوهه‌ و مامازن‌ به‌ تصرف‌ عزیزخان‌ که‌ از خواجگان‌ دربار بود در آمد به‌ همین‌ خاطر این‌ آبادی‌ها بنام‌ ممالک‌ عزیز خانی‌ مشهور شدند، که‌ عوایدکلیه‌ محصولات‌ کشاورزی‌ این‌ روستاها برای‌ ایشان‌ بود. اما در پی‌ مرگ‌ او تمامی‌ روستاهای‌ فوق‌ توسط‌ خواهرش‌ به‌ دربار رضا خانی‌ واگذار شد.
در دوره سلطنت رضا خان زمین‌های مزروعی این روستاها عموما به درباریان و یا‌ خانها اجازه داده می‌شد بدینسان در طی حکومت رضاخان وضعیت ادامه داشت تا اینکه در سال 1323 این املاک توسط محمدرضا پهلوی به هنرستان دخترانه و پرورشگاه یتیمان شاهپور انتقال یافت و درآمدهای حاصله صرف این هنرستان می‌شد. بالاخره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با تاسیس اداره اوقاف در این منطقه نظارت این املاک به عهده اوقاف گذاشته شد.
مراکز دیدنی:
یخچال پیرداغلان، پل کبود گنبد، امامزاده سبز پوش
ورامین
شهرستان ورامین در40 کیلومتری جنوب شرقی ورامین ودر حاشیه شمال غربی کویر مرکزی در 35. 5 درجه عرض جغرافیائی و51. 40 درجه طول جغرافیائی شرقی واقع شده است و ارتفاع آن از سطح دریا در حدود 1000 متر است.
برابر تقسیم بندی اقلیمی، ورامین سرزمینی خشک و نیمه بیابانی است تغییرات روز و شب و درجه حرارت آن بالا است مقدار تبخیر سالیانه به مراتب بیشتر از بارندگی ونزولات آسمانی است ودر زمینه محصولات مختلف کشاورزی وفرش و دامداری در زمره برترین های ایران است.
تاریخچه شهر ورامین
تمدن دشت ورامین را باید با تمدن سیالک کاشان و با شهر سوخته سیستان سنجیدوحرکت وزندگی اجتماعی آن را باید در بند بند افسانه ها جست. هنری والسن ری باستان را با قسمتی از خرابه‌های آن با دشت ورامین قابل تطبیق می‌داند. و در کتاب ومرات البلدان، وارنا با قلعه ایرج منطبق شده است در کتاب وندیداد فصل سیر و مهاجرت گروهی از ایرانیان آریایی که پیرامون ری ساکن شده اند نام راکا و وارنا را می آورد که شباهتی با ری و ورامین دارد.
دماوند
در کتیبه شاپور و کتیبه پایکولی از زمان نرسی (293 - 302 م) از ساتراپ های دماوند نام برده شده است. چند دهه قبل نزدیک شهر دماوند دو ظرف سفالین قرمز رنگ بدون پایه به طور اتفاقی به دست آمد، قسمتی از ظرف به شکل سر گوزن بود و نیز در همین مکان دو سکه از فرهاد دوم ( 138 پ.م ) و مهرداد دوم ( 88 - 123 پ.م ) اشکانی کشف شد.
همچنین روی یک مهر ساسانی که در دماوند کشف شد، نام دمباوند حک شده است.این مهر اکنون در موزه کلکته نگه داری می شود. درمتون اسلامی نیز نام این محل به صورت دنباوند آمده است. شاهنامه فردوسی را می توان در شمار اسناد قدیمی که از دماوند نام برده است، به شمار آورد.
فردوسی بارها از این شهر در شاهنامه نام برده و کوه دماوندرا آشیانه سیمرغ، آموزنده زال پدر رستم دانسته است. دماوند در سال 30 ه.ق در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان فتح شد.
این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و رودهن و 5 دهستان و همچنین شهرهای دماوند، رودهن، کیلان و آب سرد است. شهرستان دماوند کوهستانی است و در بخش جنوبی آن ناهمواری‌ها، کمتر از بخش شمالی شهرستان است.
مراکز مذهبی و دیدنی:
امامزاده سلطان مطهر، امامزاده عبدالله، بقعه سید گته‌میر، مقبره شیخ شبلی، مسجدجامع دماوند، مسجد جمعه سلجوقی، برج شبلی، دژ گل خندان، پل جاجرود
جاذبه‌های طبیعی:
چشمه تیزآب، چشمه قلعه دختر، چشمه آب‌علی‌ هراز، چشمه البرز- آب علی، آبشار لار، آبشار شکر آب، غار رود افشان، غاز گل زرد، منطقه حفاظت شده لار، دریاچه تارو ممج، دریاچه سد لتیان
رباط کریم
این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و گلستان و پنج دهستان و نقاط شهری آن رباط کریم، نسیم شهر و گلستان است. کاروانسرای فتحعلی شاهی رباط‌کریم که در مسیر جاده تهران- ساوه قرار گرفته یکی از جاذبه‌های دیدنی این شهر محسوب می‌شود که به سبک دو ایوانی است. ورودی کاروانسرا از ایوان غربی است. ایوان شرقی به عنوان شاه‌نشین کاربرد داشت.
این کاروانسرا دارای یک حیاط مرکزی با اتاق‌هایی ایوان‌دار است که دور تا دور این حیاط احداث شده‌اند. در پشت اتاق‌ها سالن‌های طولانی به عنوان بارانداز تعبیه شده که دسترسی به آنها از طریق ورودی‌هایی که چهار کنج حیاط قرار دارد، میسر است مصالح به کار رفته در این بنا سنگ، آجر، ملات گل و گچ است و تنها تزئینات کاروانسرا آجرکاری است کاروانسرای رباط‌کریم دارای دو کتیبه است که روی یکی از آنها تاریخ 1240 هـ‌.ق و بانی بنا به نام آقا کمال حک شده است.
ری
شهرستان ری از شمال به تهران و اسلامشهر، از شرق به ورامین و پاکدشت، از غرب به استان مرکزی و رباط کریم و از جنوب به استان قم محدود می گردد. و شهر کهن ری که اکنون بازمانده های اندکی از انبوه آثار تاریخی آن در میان ساخت و ساز های پنهان و مهجور مانده، امروزه به عنوان یکی از مناطق 22 گانه شهری در جنوب شرقی تهران قرار دارد.
این جزء کوچک و مهجور جنوبی پایتخت، آن ری کهنی نیست که در تاریخ می شناسیم چرا که ری کهن علیرغم تغییر ماهیت خود در میان انبوه ساخت و سازهای امروزی از نظر قدمت همزمان با بابل و نینوا و از نظر اهمیت از شهرهای بزرگ دوران ماد، هخامنشی و اشکانی بشمار می‌رود و از نظر عظمت در سده های نخستین اسلام، از مهمترین بلاد بشمار می‌آمده و در دوره های مختلف تاریخی پایتخت ایران عزیز بوده است.
تاریخ دقیقی از احداث این شهر در دست نیست، اما آنچه مسلم است و حفاری های علمی و یافته‌های باستانشناسی آنرا تایید می‌نماید، وجود آثاری منجمله ظروف سفالی از هزاره چهارم پیش از میلاد در این منطقه است که اولین بار طی سالهای 1935 تا 1938 میلادی توسط هیات باستانشناسی آمریکایی به سرپرستی دکتر اریک اشمیت یافت شدند.
در شمال شهر ری و از میان صخره ای طبیعی، چشمه ای می‌جوشد که باید آنرا از عوامل مهم شکل گیری تمدن 6000 ساله این منطقه دانست. این چشمه که بنام چشمه علی معروف است، شاهد و ناظر بر بسیاری از حوادث و راز و رمزها بوده است. در کنار این چشمه تاریخی، شاهد محوطه ای تاریخی و باستانی هستیم و چنانکه یاد شد واجد آثاری از هزاره چهارم پیش از میلاد است و به گفته دکتر اشمیت، تمدن چشمه علی با لایه اول تپه حصار دامغان قابل مقایسه می باشد.
مراکز مذهبی:
آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)، بقعه بی‌بی شهربانو، بقعه جوانمرد قصاب، ابن بابویه، امامزاده هادی، بقعه بی بی زبیده، بقعه ابوالحسن، بقعه شیخ صدوق، بقعه عباس‌ و ابراهیم، بقعه عین و غین، بقعه عقیل‌وهادی، کلیسای تادیوس بارتوقیموس مقدس
جاذبه‌های دیدنی:
برج نقارخانه، برج طغرل، زندان هارون، قلعه تبرک، قلعه گبری، دژ رشکان، تپه چشمه علی، تپه میل، قره تپه، بقایای شهر سلجوقی، تپه گبری، کاروانسرای عین‌الرشید، کاروانسرای قصر بهرام، استودان گبرها، چشمه‌علی، چشمه شور
شمیران
شمیران به معنای محل سرد است و به ناحیه کوهستانی شمال تهران نیز می‌گویند. در گذشته شمیران بخشی از ناحیه قصران بزرگ بوده است. قصران معرب کوهساران است و تمام دامنه های رشته کوه‌های البرز تا جنوب شهر ری را قصران می‌نامی‌دند.
امروزه بخشی از شمیران در تقسیم بندی های تهران بزرگ جزو منطقه یک شهرداری تهران بشمار می‌رود. شمیران قدمتی هزار ساله دارد و از نظر تاریخی با ری باستان در جنوب تهران پیوند دارد.
مراکز دیدنی
کاخ نیاوران، کاخ سعدآباد، عمارت باغ فردوس، عمارت و باغ فرمانیه، سقاخانه حضرت ابوالفضل، عمارت کامران میرزا، مقبره خواجه احمد، مقبره خواجه موسی، مقبره سید میر سلیم، قصر ضحاک، قبر تاج الدی، قلعه دختر ضحاک، تپه کله قندی، تپه حصارک، آتشگاه قصران
جاذبه‌های طبیعی:
توچال، پناهگاه پلنگ‌چال، پناهگاه شیرپلا، آبشار دوقلو، آبشاراسون، آبشار پسنگ، آبشار سوتک، آبشار منظریه، دریاچه سد لتیان
اماکن مذهبی:
امامزاده صالح، امامزاده قاسم، بقعه سلطان، امامزاده ابوطالب، امامزاده اسماعیل زکریا، امامزاده سید محمد ولی، امامزاده عزیز، امامزاده علی اکبر، امامزاده مطیب، امامزاده معصوم صالح، مسجدامام حسن عسگری، تکیه نیاوران، گورستان ظهیرالدوله، گورستان قیطریه، گورستان زردشتیان
شهریار
این شهرستان دارای دو بخش و یازده دهستان‌است که یازده دهستان آن عبارتند از اسماعیل آباد، امامزاده ابوطالب، منجیل آباد، اخترآباد، بی بی سکینه، جوقین، رزکان، فردوس، قائم آباد، ملارد و مویز. نواحی شهری آن شامل شهریار، شهر قدس، ملارد، شاهد شهر، صبا شهر، صفا دشت، فردوسیه و وحیدیه است. 
شهرستان شهریار با توجه به تنوع و کثرت آثار تاریخی فرهنگی در بین شهرستان های استان تهران از جایگاه مخصوص برخوردار است و آثار و تپه های فراوانی مربوط به هزاره های قبل را در خود جای داده است. 
مراکز دیدنی:
قلم غوزآباد، تپه جوقین، تپه مزلوت، تپه پا کلی، پل بادامک، کاروانسرای سنگی، تخت رستم، تخت کیکاووس، امامزاده‌ ام‌کبری و ام‌صغری، بقعه شاهزاده سلمان، امامزاده بی بی سکینه، لوط پیامبر
فیروزکوه
این شهرستان در شرق استان قرار گرفته و دارای دو بخش مرکزی و ارجمند، پنج دهستان و تنها نقطه شهری آن فیروز کوه است، تمام مناطق این شهرستان کوهستانی است و ساکنانش‌از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می کنند. این شهرستان دارای دریاچه‌ها و مناظر طبیعی بسیار زیبایی است که در راس همه آنها قله زیبای دماوندجای دارد.
مراکز دیدنی:
حمام روستای درده، آهنین راه، پل سنگی گچسر، پل فیروزکوه، نقش برجسته تنگ واشی، نقش برجسته ناصرالدین شاه، آبشار شکرآب، چشمه قلعه دختر، غار ابنهون، غار بونیک، زیراب، دریاچه سد لار، دریاچه آهنگ، دریاچه زیاد، امامزاده عبدالله، امامزاده هاشم

چهارمحال و بختیاری

در بخش مرکزی رشته کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخلی و استان اصفهان واقع شده است همچنین از شمال و مشرق به استان اصفهان، جنوب به استان خوزستانمحدود است. وسعت این استان در حدود 16533 کیلومتر مربع می‌باشد. این استان ناحیه‌ای است کوهستانی در سلسه جبال زاگرس که در باختر آن کوه‌ای مرتفعی قرار گرفته است و این ارتفاعات سرچشمه سرشاخه‌های دو رودخانه دائمی زاینده رودو کارونمی‌باشد.از مهمترین ارتفاعات غرب استان، زردکوه است که با ارتفاع 4548 متر در کوهستان بازفت قرار دارد و تمام سال پوشیده از برف است کوههای دیگر منطقه که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند دنباله زردکوه بوده و حد طبیعی آنها مرز بین استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری است و از کانونهای آبگیر دائمی ایران به حساب می‌آید.امتداد این کوهها از شمال غرب به جنوب شرق بوده و هر چه از غرب به طرف شرق نزدیکتر شویم از میزان ارتفاعات و تراکم کوهها کاسته شده و به دره‌های باز و دشتهای نسبتاً وسیع همچون دشت لار، فرادنبه، کیار، لردگان، گندمان و .... ختم می‌شود و انباشته رسوبات در آنها امکانات مساعدی برای کشاورزی بوجود آورده است که در این دشتها در مجموع قریب 24 درصد وسعت استان را شامل می‌شوند.ارتفاع شهرکرد (مرکز استان) از سطح دریا 2060 متر می‌رسد که تقریباً کمترین ارتفاع را در مدار جغرافیایی خود در این قسمت داراست هر چه به طرف شرق منطقه حرکت کنیم ارتفاع منطقه کاهش می‌یابد.
ویژگی‌های فرهنگی
مجموعه ایل بختیاری همراه با سنن و شیوه‌های خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبه‌های بی‌نظیر و چشم گیر این منطقه است.
زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقه سیاحان و دیدار کنندگان داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن‌که دیدار کنندگان عادی را به سوی خود جلب می‌کند، می‌تواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.
یکی از دیدنی‌های جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است.
اگر چه در دهه‌های آغازین قرن حاضر گروه‌های کثیر ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران تخته قاپو (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچ رو و متحرک است. کوچ روهای بختیاری، زمستان را دشت‌های شرق خوزستان و تابستان را در بخشهای غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر می‌برند.
آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت‌ماه از پنج مسیر مختلف همراه با مبارزه‌ای خستگی ناپذیر با سختی‌های طبیعت، ضمن عبور از رودخانه‌ها، دره‌ها و پشت سر گذاشتن بلندی‌های زرد کوه در مناطق معینی از دامنه‌های زاگرس پراکنده می‌شوند و قریب سه ماه در این منطقه می‌مانند و با چرای دام‌ها در مراتع سرسبز به رمه‌داری مشغول می‌شوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنت‌ها و آداب و رسوم از جمله جاذبه‌های دیدنی این شیوه زندگی است.
موسیقی بومی:
موسیقی و شهر در ایل بختیاری پیوند جاودانه‌ای با زندگی ایلی یافته است. مقام‌های موسیقی ایل بختیاری به نام (بیت معروف) هستند. از مشهورترین آنها به مقام گله‌داری، برزگری، ابولقاسم‌خان و مقام شیرعلی‌مردون که تعداد آنها حدود 20 تا 25 مقام است می‌توان اشاره نمود.
هر طایفه و تیره نوازندگان محلی ویژه‌ای دارد که به آنها توشمال می‌گویند. توشمال‌ها دارای طایفه و محل زندگی جداگانه‌ای هستند، مخارج سالیانه خود را با شرکت در مراسم عروسی، عزاداری و جشن‌های دیگر به دست می‌آورند و به کار زراعت و دامداری نیز می‌پردازند.
توشمال‌ها مردمی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر وقت زندگی روزانه خود را صرف ساختن ابیات، لطیفه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و متل‌ها می‌کنند. آنان در به وجود آوردن آثار و ادبیات عامیانه سرزمین بختیاری سهم بسزایی دارند.
آلات موسیقی بختیاری‌ها، ساده، محدود و عمدتاُ شامل: کرنا، ساز و دهل است. آوازهای محلی روستاهای چهارمحال و بختیاری با لحجه‌های مخصوص به خودشان به خصوص در هنگام عروسی و شادی واقعاً جالب توجه است. ادوات موسیقی آنها عبارتند از: دهل، سنج، نی، کرنا، طبل و سنتور.
اعیاد مذهبی: بختیاری‌ها برای اعیاد ملی و مذهبی به ویژه عید نوروز و مراسم سیزده بدر و بزرگداشت تولد ائمه اطهار و حضرت پیغمبر (ص) اهمیت خاصی قائلند. محل چادرهای خود را تغییر می‌دهند و در محلی سبز و خرم که دارای آب کافی باشد، مستقر می‌شوند. شب عید در چادرهای خود می‌مانند، ولی روز اول عید با لباس‌های مخصوص خود، کلاه‌های لری را کج به سر گذاشته و به دید و بازدید می‌پردازند. بختیاری‌ها معتقدند لباس سیاه عزا را حتماً باید تا قبل از نوروز از تن در آورد، زیرا در غیر اینصورت باروری و نعمت از طایفه رخت بر خواهد بست. روز سیزده فروردین از گلهای صحرایی تاج گلی می‌آرایند و بر روی مشک دوغشان می‌گذارند.
سوگ‌ها و عزاها:
مراسم سوگواری در میان بختیاری‌ها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار می‌شود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی عمیقی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداری‌های مذهبی و هم در عزاداری‌های خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.
عزاداری برای ائمه‌اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران با شکوه برگزار می‌شود. شیوه اجرای مراسم تقریباً مثل سایر نقاط ایران است. دسته‌های زنجیرزنی، سینه‌زنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوه‌های برگزاری اینگونه مراسم است. برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجه است.
در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم می‌شود و لحظه‌ای صاحب عزا را رها نمی‌کنند، (چوقا) از تن بیرون می‌کنند و لباس سیاه می‌پوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل (سید پیر شاه) یا (سید امامزاده)‌های اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر می‌کنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک می‌سپارند.
خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور می‌ایستند و زن‌های ایل به دور گور حلقه می‌زنند، گریه سر می‌دهند و همراه با مرثیه که ( گاگریو) گفته می‌شود به شرح حال زندگی مرده می‌پردازند. در این هنگام توشمال‌ها آهنگ غم انگیزی به نام (چپی) می‌نوازند.
بعد از این مراسم (خیرات) شروع می‌شود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا می‌کند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا می‌آیند و (سرباره) می‌آورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش می‌دهد. این مراسم تا یک سال به طول می‌انجامد، چرا که شاید تیره یا طایفه‌ای در مسافت‌های دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد.
وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد، مراسم خاصی انجام می‌شود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه می‌پوشانند و بر گردن اسب نیز پارچه‌های رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه می‌بندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده می‌گردانند. این پارچه را ( یال پوش) می‌گویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب می‌بندند.
صنایع دستی
چهارمحال و بختیاری تحت تاثیر تنوع شیوه‌های تولید، گوناگون و متنوع است. عشایر کوچ‌رو، عشایر اسکان یافته، روستائیان و اقشار شهر نشین در پدید آوردن این نوع محصولات سهیم باشند. در جامعه عشایری استان صنایع مدرن و کارگاهی وجود ندارد و صنعتگران این جامعه به بافت صنایع دستی اشتغال دارند و فعالیت‌های غالب آنها در زمینه بافت چوغا، خور و خورجین، قالی و قالیچه، سیاه چادر، گلیم، دستکش و کلاه‌پشمی و .... است.
رقص‌های محلی: در استان چهارمحال و بختیاری در مواقع برگزاری جشن‌ها و سرورها رقص‌های متنوعی اجرا می‌گردد که از معروفترین آنها رقص‌عروسی، رقص‌دستمال، رقص‌آرام، رقص‌تند و رقص مجسمه است.
رقص
رقص‌عروسی: در مراسم عروسی زن ومرد بطور گروهی باهم می‌رقصند و با اینکه قید و بند حجاب کاملاً در این منطقه (البته‌برای‌غریبه‌ها) وجود دارد، در مراسم شادمانی شرکت آنها در رقص‌های گروهی مجاز است و می‌توانند دست در دست دیگر رقصندگان با آهنگ ساز و دهل برقصند.
رقص دستمال: رقص محلی زنان در این هنگام تماشایی است، زیرا زنان با لباسها ی رنگارنگ و زیور آلات مخصوص، در رقص دستمال شرکت می‌کنند. دو عدد دستمال در دو دست خود میگیرند و با تکان دادن دست و پا و جلو و عقب رفتن، در محیط دایره فرضی می‌رقصند، در حالی که تماشاگران آنها را در بر گرفته‌اند هرکه قدرت تحمل رقص بیشتری را داشته باشد مورد تشویق تماشاچیان قرار می‌گیرد.
رقص آرام: در این نوع رقص، رقصندگان سه قدم به طور ضربی به جلو بر می‌دارند و دو قدم به عقب بر می‌گردند و این رفتار طوری تنظیم شده است که از دایره منظم رقص خارج نمی‌شوند، ریتم این نوع رقص به نسبت رقص‌های دیگر بختیاری آرام است.
رقص تند: در این نوع رقص نیز حرکات پاها مثل رقص آرام است با این تفاوت که رقص ریتم تندی دارد. اجرا کنندگان رقص دستمال‌ها را تندتند به دور سر می‌چرخانند و روی شانه‌ها می‌اندازند. گام‌ها نیز به صورت تند به طرف جلو برداشته می‌شوند ولی رقصندگان به عقب بر نمی‌گردند.
رقص مجسمه: این رقص با آهنگ ساز اجرا می‌شود. هر وقت که نوای ساز قطع می‌شود، رقص کننده نیز در همان حال به آن حالتی که آخرین لحظه آهنگ بوده، در جای خود می‌ایستد و تا آهنگ بعدی نواخته نشده حق ندارد از خود حرکتی ظاهر نماید. مهارت رقصنده در حالتی مشخص می‌شود که بتواند به موقع توقف کند و به موقع حرکت نماید.
شهرستان شهر کرد
در متون تاریخی از مکانی به نام چالشتر در ناحیه شهرکرد به عنوان مرکز حکومتی نام برده شده که خرابه‌های دیوار قلعه آن امروز به جای مانده است. شهر کرد گویا مکانی پاسگاهی بوده است معروف به دهکرد و از حدود سال 1300 با تعیین نماینده مرکزی و استقرار دوائر دولتی آغاز به رشد کرده است. پیش از آن و در دوران‌های گذشته، منطقه دستخوش جنگ‌های خوانین، کشمکش‌های میان حکومت مرکزی و قدرت‌های محلی و غارت و تصاحب روستاها توسط طوایف مختلف بختیاری بوده است.
نوسانات سیاسی داخلی منطقه از یک سو و تغییرات حکومت‌های مرکزی از سوی دیگر مجال و فرصت رشد و تکامل را به روستاها و شهرهای منطقه نداده است.
در کنار این عامل تاریخی، دور بودن از شبکه راه‌های اصلی و مراکز شهری ایران علت دیگری در عقب ماندگی نسبی شهر نشینی و صنعتی منطقه محسوب می‌شود.
پس از سال 1300 و تا سال 1340 دهکرد و منطقه چهارمحال و بختیاری (معروف به شهر چهار محال) از طریق مرکز اصفهان اداره می‌شد و از آن پس تا سال 1352 شهرکرد مرکز فرمانداری کل چهار محال و بختیاری و سپس به مرکز استانی با همین نام تبدیل شد و در حال حاضر شهری رو به آبادانی و توسعه است.
مراکز تاریخی و دیدنی:
مدرسه علمیه، آرامگاه دهقان سامان، خانه ستودهقلعه شلمزار، قلعه دزدک، قلاع اسعدیه چلچله، قلعه جونقان، قلعه چالشتر، حمام درب امامزاده، پل زمانخان، سنگ نوشته های مشروطیت، دشت لاله‌های واژگون،منطقه حفاظت شده تنگ صیاد
شهرستان اردل
اردل از گذشته‌های دور، یکی از مراکز ییلاقی و اسکان عشایر ایل هفت لنگ بختیاری بود و در متون تاریخی از جمله سفرنامه ابن‌بطوطه که از اصفهان تا شوشتر سفر کرده، اشاراتی به این ناحیه شده است. سبز کوه یکی از مناطق زیبای این شهر است.
این منطقه در سه شهرستان اردل، بروجن و لردگان واقع شده و با وسعتی در حدود 62000 هکتار دارای اکوسیستم‌های ویژه و چشم اندازهای طبیعی، مرتعی، جنگلی، و کوهستانی می‌باشد.آبشارهای پر آب و دیدنی مثل تنگ زندان و آبشار معدن زیبایی منطقه را دوچندان کرده است. این منطقه دارای سه تنوع آب و هوایی می‌باشد و به تبع آن جانورانی چون پلنگ، خرس قهوه‌ای، سنجاب بلوط‌های غرب ایران، کل، بز و کبک دری در این منطقه زندگی می‌کنند.
مراکز دیدنی:
منطقه جنگلی اردل، منطقه حفاظت شده سبزکوه
شهرستان بروجن
بروجن دومین شهر منطقه چهار محال و بختیاری است. این شهر در دشتی به وسعت حدود 580 کیلومتر مربع در شرقی ترین نقطه منطقه و در محل تلاقی راه‌های سه استان چهار محال و بختیاری، اصفهان و فارسقرار گرفته است.
تاریخ اسکان جمعیت در این مکان به یکی دو قرن و تاریخ مرکزیت جمعیت به حدی که بتوان آن را شهر نامید به پس از نهضت مشروطیت می‌رسد. رشد فزاینده جمعیت آن از دهه‌های سوم و چهارم قرن حاضر آغاز شد و گسترش شهر بروجن با توجه به موقعیت جغرافیایی آن که در طلاقی سه استان قرار گرفته است، توسعه آن را از امتیاز ویژه‌ای برخوردار نموده و روند رشد آن را تسریع کرده است.
مراکز دیدنی:
امامزاده حمزه علی، تالاب چغاخور، تالاب سولگان، تالاب گندمان، منطقه حفاظت شده سبزکوه
شهرستان بلداجی
از گذشته بلداجی اسناد تاریخی مدونی در دست نیست ، لیکن شواهدی وجود دارد که مبین اسکان جمعیت در این ناحیه است. خرابه‌های صفی آباد محل اسکان عشایر ترک زبان قشقایی یا ترکان تیره بولوردی صفی‌خان قشقایی بود.
این تیره پس از صفی آباد به محل فعلی شهر بلداجی نقل مکان کرده‌اند و به مرور زمان از نقاط دیگری مانند جونقان و فرا دنبه نیز گروه‌هایی به بلداجی مهاجرت کرده و اسکان یافته‌اند.
همراه با اسکان اجباری ارامنه در دوران صفویه در اصفهان گروهی از ارامنه نیز در بلداجی و قلعه ممکا ساکن و بعدها به علل مذهبی مجبور به کوچ از این دو نقطه شده‌اند. در هر صورت قدمت قطعی هسته اولیه شهر بلداجی را تا حدود 250 سال پیش تخمین می‌زنند. گز انگبین این شهر بسیار مشهور است.
شهرستان جونقان
جونقان سابقه چندانی به عنوان شهر ندارد و با تاسیس شهرداری در سال 1356 شهر نامیده شده است. سابقه تاریخی اسکان و استقرار جمعیت را در این مکان بر اساس متون تاریخی می‌توان به دوران صفوی نسبت داد و رونق آن را می‌توان از دوران قاجار و پس از انقلاب مشروطیت دانست که سردار اسعد بختیاری این مکان را مقر حکومتی خود قرار داد.
شهرستان فارسان
این شهرستان مهمترین کانون شهری در قلمرو سردسیر عشایر هفت لنگ بختیاری است ودارای جاذبه های طبیعی همچون: غارسراب بابا حیدر، غار آقا سید عیسی، پیر غار، چشمه دیمه که گواراترین آب جهان شناخته شده است، رودخانه بازفت، دشت لاله های واژگون، شکارگاه های متعدد و... است. منطقه فارسان عمدتاً ییلاق عشایر بختیاری ومرکز حکومت خوانین آل بویه بوده است، ازاین رو قلعه هایی به نشانه اقتدار وسلطه خوانین درمنطقه ساخته اند.
مراکز دیدنی:
تونل کوهرنگ، سنگ نوشته های مشروطیت، پیست اسکی چالگرد، آبشار دره عشق، چشمه کوهرنگ، چشمه دیمه
شهرستان فرادنبه
سابقه پیدایش فرادنبه را به بیش از 400 سال پیش نسبت می‌دهند که گویا چهار قلعه در اطراف آن وجود داشت. همچنین از این محل به نام پیر دامنه با 800 نفر جمعیت در سفر نامه‌ای مربوط به سال 1323 هجری قمری یاد شده است. در دوران اخیر که از تاخت و تاز عشایر بختیاری بر روستاهای چهارمحال کاسته شد، فرادنبه رشد و توسعه یافت.
شهرستان فرخشهر
سابقاً اسکان جمعیت در مکان امروزی فرخشهر به استناد متون و ابنیه تاریخی موجود به حدود 5 قرن قبل نسبت داده می‌شود و از جمله بنای مسجد جامع تخریب شده شهر، شاهدی بر این مدعا است. از تحولات این شهر در فاصله چند قرن گذشته اطلاع چندانی در دست نیست.
این شهر به علت موقعیت جغرافیایی، یعنی قرار گرفتن بر سر راه اصفهان- شهرکرد، همراه با تغییر موقعیت سیاسی منطقه به فرمانداری کل وسپس به استان، رشد و گسترش یافته و از سوی دیگر به عنوان نزدیکترین مرکز جمعیتی منطقه به استان اصفهان تحت تاثیر تحولات قطب جمعیتی- صنعتی اصفهان، رشد کرده است.
شهرستان لردگان
شهر لردگان از دیر باز مرکزی برای مبادلات عشایری بوده است. در متون تاریخی از لردگان به نام لردجان نام برده شده است. قلعه لردگان در نزدیکی چشمه برم لردگان در دوران لر بزرگ ساخته شده بود که خرابه‌های آن اکنون نیز باقی مانده است.
مراکز دیدنی:
آبشار آتشگاه، چشمه برم، منطقه جنگلی بازفت، منطقه حفاظت شده سبز کوه
شهرستان هفشجان
قدمت تاریخی اسکان جمعیت در محل فعلی هفشجان و دیگر مراکز جمعیتی چهارمحال (لار، کیار، گندمان،‌ میزدج) بنا بر متون تاریخی و شواهد موجود به سلسله‌های ساسانی و اشکانی می‌رسد. در ادوار بعدی چهارمحال به علل گوناگون مورد توجه ملوک، سلاطین و حکومت‌های مرکزی قرار گرفت.
در دوره‌هایی به علت واسطه قرار گرفتن میان مناطق مرکزی ایران و دشت‌های حاصلخیز خوزستان و راه‌های آبی آن سرزمین، و در دیگر ادوار به عنوان تیول یا شکارگاه و یا به علل مهار عشایر ایلات بختیاری و غیره مورد توجه بوده است. سنگ نبشته‌های قبور موجود در هفشجان حدود 300 سال سابقه استقرار جمعیت در این ناحیه را نشان می‌دهد.
این آبادی در دوره قاجار تحت سلطه خوانین بختیاری بوده، لیکن با تثبیت قدرت مرکزی از اقتدار این ایل کاسته شد. در دوران معاصر، هفشجان به صورت یکی از چند مرکز جمعیتی می‌باشد که در حوزه نفوذ مستقیم شهر کرد قرار دارد و نقش شهری کوچک همراه با ارایه خدمات ناحیه‌ای به روستاهای اطراف را ایفا می‌کند.

خراسان رضوی

با مساحتی معادل 313335 کیلومتر مربع، که در حدود یک پنجم مساحت ایران را تشکیل می‌داد، وسیع ترین استان کشور بود
استان خراسان رضوی
استان خراسان رضوی با مساحتی بالغ بر 127432 کیلومتر مربع از شمال به جمهوری‌ ترکمنستان، از شمال غربی به استان خراسان شمالیاز شرق به کشور افغانستان، از جنوب به استان سیستان و بلوچستانو از غرب و شمال غربی به استان یزد، اصفهان، سمنانو گلستانمحدود می‌باشد.

شهر مشهد
تا قبل از سال 202 هجری قمری هیچگاه کسی فکر نمی‌کرد که قرار است شهری به نام مشهد بوجود آید اما در این سال و پس از شهادت و دفن حضرت امام رضا (ع)در محلی از توابع توس به نام سناباد که به همین مناسبت نیز آنجا را مشهد رضا (محل شهادت) نامیدند هسته اصلی شهر مشهد کنونی پدید آمد. سلطان محمود غزنوی بقعه ای بر روی مرقد امام رضا(ع) بنا کرد.
در قرن هفتم هجری که شهر توس به دست مغولان ویران گردید، جمعیت آن سامان رو به سوی مشهد آوردند و به تدریج بر وسعت و آبادانی این شهر افزودند.
شهر مشهد که در آغاز بقعه ای در آبادی سناباد نوقان بود، به تدریج توسعه یافت.ناحیه توس ابتدا مسکن اقوام غیر آریایی بوده است.
در داستان های ملی ایران، بنای اصلی شهر توس را به جمشید و تجدید بنای آن را به توس پسر نوذر که پهلوان و سپهسالار ایران بود، نسبت می دهند این شهر در زمان ساسانیان وجود داشته است.
قسمتی از شهر توس در زمان خلافت عثمان به دست اعراب افتاد و ضمیمه سرزمین های قلمرو اسلام در دوره خلافت عمر شد.
از سال 421 هجری قمری سلجوقیان به تدریج در شهرهای مهم خراسان نفوذ کردند تا آنکه ملکشاه سلجوقی در سال 465 هجری قمری توس را به عنوان تیول در اختیار خواجه نظام الملک توسی وزیر کاردان خود گذاشت. در سال 548 هجری قمری قبیله غز، پس از غلبه بر سلطان سنجر سلجوقی، شهرهای بزرگ خراسان از جمله توس را به تصرف خود در آوردند.
جدائی مناطق و شهرهای نواحی شمالی و شرقی خراسان در طی دو قرن گذشته نه تنها همبستگی قومی و فرهنگی را کم نکرد، بلکه پس از فروپاشی اتحاد شوروی آشکارتر نیز شد و پیوندهای فرهنگی مستحکمی میان مردم خراسان بزرگ بوجود آورد و دلبستگی فراوانی بین مردم این نواحی ایجاد شد.
ویرانه هایی که از توس قدیم در کنار توس جدید باقی مانده است حکایت از قتل و غارت‌های بیشماری دارد که بر این شهر قدیمی گذشته است. شهر توس در زمره‌ نخستین شهرهایی بود که در معرض هجوم وحشیانه و خانمانسوز مغولان قرار گرفت و عرصه آن لگد مال سپاهیان تولوی پسر چنگیزخان شد و مانند دیگر شهرهای خراسان به ویرانه ای بدل شد.
توس جدید نیز به علت قرار گرفتن آرامگاه فردوسی، بزرگ شاعر پارسی گوی ایران زمین دارای اهمیت زیادی‌ است. به هر حال تاریخ مشهد کنونی با تاریخ شهر توس قدیمی پیوندی ناگسستنی دارد و تحولات سده های بعد از آن در پرتو بارگاه مشهدالرضا بار تاریخی و دینی دو چندان را بدست آورده به گونه‌ای که‌ این شهر به یکی از قطب های زیارتگاهی شیعیان جهان تبدیل شده است.
طوس
چنان‌که می‌دانیم، خراسان قدیم در عرف و اصطلاح نویسندگان کتب مسالک و ممالک و کیهان شناخت (جغرافیا) به چهار بخش تقسیم می‌شد و هر بخشی را ربعی می‌گفتند و هر ربع را به نام یکی از چهار شهر بزرگ که در زمانهای مختلف، کرسی آن ربع یا کرسی تمام ایالت خراسان بود، می‌خواندند. چهار شهر بزرگ خراسان قدیم نیشابور، هرات، بلخ و مرو بود.
تقسیم خراسان به ربع‌ها کار جغرافی‌نویسان عرب است. شهرستان توس را توس، پسر نوذر که 900 سال سپهبد بود، بنا کرد پس از آن سپهبدی از توس به زریر و از زریر به بستور و از بستور به کرزم رسید. شهر مشهد، یعنی مشهد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در سمت خاور نیشابور است و سلسله جبالی که سرچشمه اکثر آب‌های نیشابور است مشهد را از نیشابور جدا می‌سازد.
شهر مشهد امروز کرسی خراسان ایران است و درچند کیلومتری شمال مشهد بقایای شهر قدیم طوس قرار دارد. طوس در قرن چهارم دومین شهر ربع نیشابور محسوب می‌شد و متشکل بود از دو شهر طابران و نوقان که متصل به هم بودند. به فاصله دو منزلگاه چاپاری از طوس، باغ بزرگی بود در دهکده سناباد و در آن دهکده قبر هارون الرشید که در سال 193 مرد،قرار داشت.
قبر امام هشتم شیعیان علی بن‌موسی الرضا (ع) که در سال 202 در اثر زهری که مأمون پسر هارون الرشید به آن حضرت خورانید‌ و باعث شهادت ایشان شد در همان باغ قرار داشت. نوقان که نوگان تلفظ می‌شود، هنوز نام محله شمال خاوری و دروازه آن در مشهد جدید است که از طریق آن دروازه به نوقان طوس می‌روند. نوقان در زبان مردم امروز نوغون تلفظ می‌شود و محله ای است در جنوب خاوری مشهد نه شمال خاوری، و دیگر جایی به اسم نوقان طوس وجود ندارد و ده نوقان در شهر حل و محل شده.
آب سناباد نیز هنوز ناحیه شمال باختری مشهد را مشروب می‌‌سازد. در قرن سوم، به قولی، نوقان از طابران بزرگتر بود، ولی یک قرن بعد، طابران از نوقان بزرگتر شد و تا زمان یاقوت حموی برهمین وضع باقی مانده بود، تا آن که لشکریان مغول طوس را ویران کردند.
نوقان به تهیه و ساختن ظرف‌های سنگی که به نواحی دیگر می‌بردند، شهرت داشت و از معادن آن طلا و نقره و آهن و مس استخراج می‌شد. در حوالی طوس فیروزه و سنگی که به آن خماهن می‌گفتند، همچنین سنگ مرمر سبز به دست می‌آمد که برای فروش به نوقان می‌بردند. اما این منطقه طوس کم آب بود.
اسم طوس در زمان یاقوت حموی، یعنی در قرن هفتم، غالباً بر ولایت آن اطلاق می‌شد و در آن ناحیه بیش از هزار دهکده وجود داشت تمام این آبادی‌ها همچنین دو شهر طوس یعنی طابران و نوقان در سال 617 پایمال لشکریان مغول شد و یکسره غارت و تاراج شد و از آن پس دیگر طوس روی آبادی و عمارت را به خود ندید.
چنین نیست، چنان که پس از این خواهد آمد، ابن بیطوطه که در 734 طوس و مشهد هر دو را دیده، طوس را اعظم و اکبر بلاد خراسان پس از ویرانی نیشابور و دیگر شهرهای بزرگ می‌خواند و در همان زمان راجع به مشهد می‌گوید آن شهر نیز بزرگ و پرجمعیت است طوس بعداز ضربات هلاکو و تیمور به طور کلی ویران شد تا در عهد شاهرخ تیموری بقایای مردم آن به مشهد نقل مکان کردند اما دو قبری که مجاور طوس بود، در اثر توجه ثروتمندان شیعه دوباره آباد شد.
اماکن زیارتی و مذهبی:
آستان‌ قدس‌ رضوی، بقعه حرعاملی، امامزاده محمد، امامزاده یحیی، مقبره‌شیخ‌ بهایی، مصلای مشهد، مسجدگوهرشاد، مسجد امام، مسجد‌کوه‌سنگی
مراکز تاریخی باستانی:
قلعه رباط شرف، کلات نادری، کاخ خورشید، آرامگاه فردوسی، آرامگاه‌ ‌طبرسی، آرامگاه‌ اباصلت، آرامگاه نادر، آرامگاه‌ غزالی، آرامگاه‌خواجه‌مراد، مدرسه نواب، مدرسه میرزاجعفر، مدرسه‌سلیمان‌خان، مقبره‌پیرپالان‌دوز، گنبدسبز، میل اخنجان، مدرسه پریزاد، مدرسه‌خیرات‌خان، مدرسه‌ ‌گلشن، مدرسه‌ ‌دو در، مدرسه‌عباسقلیخان، مدرسه‌ باقریه، مدرسه‌ بهزاد، مدرسه‌ خارگرد، مدرسه‌ نظامیه، آرامگاه ایاز، آرامگاه‌ملک‌شاه، آرامگاه‌خواجه‌ربیع، مصلای مشهد، آرامگاه مادر نادر، آرامگاه کلنل پسیان، خواجه عزیزالله، خانه ملک، مدرسه بالاسر، میل رادکان، کتیبه خان تاشی، کتیبه نادری، پل‌قدیمی‌طرقبه، رباط آبگرم، حمام شاه، شهر‌طوس، پاژ، روستای اخنجان، روستای کارده، روستای طرقبه، روستای‌شاندیز
جاذبه‌های طبیعی:
دریاچه بزنگان، سد طرق، سد زری، پارک ملی تنوره، منطقه کوه سنکی، منطقه وکیل‌آباد، منطقه اخلومد، منطقه طرقبه، غارمغان، غارکارده، غارزری، غارهندل‌آباد، غارمزدوران، چشمه گراب، چشمه شاهان، آبشار اخلومد
شهر نیشابور
این شهر درسال 31 هجری و درزمان خلافت عثمان فتح شد و در دوره اسلامی، یکی از چهار شهر بزرگ خراسان بوده است. وسعت و عظمت این شهر در حدی بوده است که آن را ام البلاد می‌خوانده اند. در اوایل دوره اسلامی، وسعت و عظمت این شهر به حدی بود که شهرتی جهانی یافت. به همین سبب نیز برروی سکه هایی که در دوران خلفای اموی و عباسی ضرب می شد،‌ نام این شهر نیز دیده می شود.
نیشابور در زمان غزنویان و سلجوقیان از شهرهای مهم و معتبر خراسان محسوب می‌شد. این شهر که یکی از مراکز تمدن و هنر ایران و خراسان است و شاعران و اندیشمندان بسیاری را درخود پرورانده است، در مسیر جاده ابریشم قرار داشته و اکتشافات باستان شناختی قابل توجهی در آن صورت گرفته است. نیشابور هم اکنون شهری بزرگ و آباد است و آثار دیدنی بسیاری دارد. 
مراکز دیدنی:
آرامگاه نظام الملک بکروی، آرامگاه حکیم عمرخیام، آرامگاه شیخ عطارنیشابوری، آرامگاه فضل بن شاذان، آرامگاه کمال الملک، آتشکده نیشابور، چشمه گرماب طاقانکوه، چشمه خم ترکان، امامزاده محمدمحروق، بقعه قدمگاه، مسجد چوبی
شهر سبزوار
در دوره‌های اسلامی، ولایت بیهق دارای دو شهر سبزوار و خسروگرد بود. شهر سبزوار در حمله مغول به کلی ویران شد، لیکن به تدریج آباد گردید. حوادث تاریخی بیشماری در این شهر اتفاق افتاده است.
ازجمله در سال 737 هـ. ق این شهر پناهگاه و پایتخت سلسله سربداران شد. شهر سبزوار به دارالمؤمنین نیز معروف بوده است. پس از حمله مغول، این شهر مجدداُ در زمان شاه عباس، توسط ازبک‌ها ویران گشت و مردم آن قتل عام شدند. پس از این واقعه این شهر کم کم رو به آبادانی گذاشت. دوره صفویان برای این شهر، شروع مرمت و بازسازی تاریخ گذشته بود.
مراکز دیدنی:
مناره خسروگرد، گنبد سبزوار، آرامگاه حاجی ملاهادی سبزواری، آرامگاه پیراستیر، آرامگاه پیرمرا، آرامگاه مولاناحسین کاشفی، مدرسه فصیحیه سبزوار، مدرسه کهنه سبزوار، مدرسه فخریه سبزوار، مدرسه شریعتمدار، مسجدجامع روستای چشم، مسجد پامنار، امامزاده شعیب، بقعه بیلدارباشی، بقعه شیدناصربن محمد، امامزاده بی بی خاتو، امامزاده سیدعلی اکبر، امامراده سیدحسین، امامزاده سیدحسین وسیداسماعیل، امامزاده هفت معصوم، امامزاده یحیی
شهر گناباد
این شهر یکی از شهرهای قدیمی ایران است که بنای آن را به پادشاهان هخامنشی نسبت می‌دهند. این شهر در اوایل حکومت صفویان محل نزاع صفویان با ازبک ها بوده است. گناباد در اوایل قرن سیزدهم توسط ایل شیبانی که مخالف سلسله قاجاریه بودند، تصرف شد.
آثار به جامانده دراین شهر متعلق به قرن هفتم هجری می باشد. آثاردیگری که در این شهر دیده می شوند، به نوعی با اساطیرایرانی در آمیخته اند.
مراکز دیدینی:
غارفاس، مسجدجامع گناباد، امامزاده سلطان محمد عابد، بقعه سلطانی، امامزاده احمد، آرامگاه جغتین گیسور 
شهر کاشمر
نام اصلی این شهر ترشیز است. درگذشته این شهر جزو ولایتی بود به نام بوشت ویا یوشت که غیر از ترشیز، شهر معروف دیگر آن، کندر بوده است.
درسال 520 هـ. ق این شهر توسط سلطان سنجر سلجوقی محاصره و غارت شد و پس از این تاریخ، یکی از مراکز مهم فرقه اسماعیلیه گردید. در قرن هشتم هجری، این شهر توسط امیر تیمور گورکانی ویران شد. آثار به جامانده در این شهر متعلق به قرون هفتم و هشتم هجری است. سرو‌ افسانه‌ای کاشمر در این شهر قرار دارد.
مراکز دیدنی:
مناره فیروزآباد، آرامگاه آیت الله مدرس، برج علی آباد، قلعه آتشگاه
شهر قوچان
شهر قوچان را با شهر باستانی اشک یا ارسکه یک دانسته اند. این شهر در قرون وسطی به نام خبوشان و خوجان معروف بود. این شهر در زمان هلاکو تجدید بنا شد و نوه‌ هلاکوخان، ارغون خان بروسعت آن افزود. در زمان غازان خان یک معبد بودایی در این شهر بنا گردید.
همچنین در طول تاریخ، این شهر چندین بار به علت زلزله ویران شده است؛ اما دوباره ساخته شده و رونق دوباره یافته است. آثار به جامانده در این شهر عمدتاُ به قرن ششم هجری تعلق دارند. چشمه گرماب قوچان یکی از محل‌های دیدنی این شهر است.
شهر سرخس
قدمت این شهر به زمان ساسانیان می رسد و مانند سایر نواحی خراسان، در طول تاریخ، صدمات فراوان دیده است. درسال 617 هـ. ق ودر حمله مغول به ایران، سرخس به عنوان سنگر اول، مورد غارت و ویرانی قرار گرفت.
ناحیه سرخس از جمله نواحی مورد تصرف ترکمانان نیز بوده است. باید اذعان داشت که شهر سرخس روزگاری از کانون‌های علم و دانش بود و به واسطه مدارس و کتابخانه های متعدد شهرت فراوانی کسب کرده بود.

خراسان جنوبی

شرقی‌ترین استان ایران، دارای 82864 کیلومتر مربع مساحت می‌باشد که بین 57 درجه و 46 دقیقه تا 60 درجه و 57 دقیقه طول شرقی و 30 درجه و 35 دقیقه تا 34 درجه و 14 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته و 47/5 % از مساحت کشور را به خود اختصاص داده استین استان از شرق، با کشور افغانستان، از شمال به استان خراسان رضوی، از غرب به استانهای یزدو کرمان و از جنوب با استان سیستان و بلوچستان همسایه است.براساس آخرین تقسیمات کشوری، خراسان جنوبی دارای 6 شهرستان (بیرجند، قائنات، درمیان، سرایان، سربیشه و نهبندان) با مرکزیت بیرجند، 17 شهر، 16 بخش، 42 دهستان، 2061 آبادی دارای سکنه و 5041 آبادی خالی از سکنه می‌باشد.

شهر بیرجند
ناحیه‌ای که بیرجند جزء کوچکی از آن را تشکیل می دهد، قهستان نام داشت. این ناحیه از یک سو به دلیل کوهستانی بودن، پناهگاه نهضت هایی نظیر اسماعیلیان بوده است، از سوی دیگر، به سبب خشکی اقلیمی و وجود بیابان‌هایی که به آب وهوای شبه جزیره عربستان شباهت دارد، مورد توجه اعرابی که از جور خلفای عباسی و حاکمان وقت می‌گریخته اند، قرار داشته است و این گریختگان به این منطقه پناه می‌آوردند.

در اسطوره‌های تاریخی، بنای قهستان را به سام بن نریمان نسبت می دهند و آن را بخشی از قلمرو فریدون، پنجمین پادشاه پیشدادی می‌دانند.
این شهر در حال حاضر، یکی از شهرهای مهم جنوب خراسان و یک از مراکز عمده تجاری و اقتصادی است. امامزاده زیدبن‌موسی یکی از اماکن دیدنی و زیارتی این شهر است.
مراکز دیدنی:
تخت سردار، سنگ نگاره لاخ مزار، سنگ نگاره و نقش کال جنگال، قلعه فورک، مدرسه شوکتیه، قلعه شاه دژ، قلعه کهنه و تپه صیادان، قلعه نیه، مزار پر سر، مزار پیرحاجیان، مزار یا قدمگاه، ماهنگ، مسجد جامع چهار درخت، مسجد گلستان، باغ شوکت‌آباد
شهر قاینات
مارکوپولو در سفرنامه خود از این شهر به نام تونوکاین نام برده است که این نام ازنام دو شهر بزرگ آن ایالت ـ قهستان ـ که تون و قاین باشد، گرفته شده است. همچنین درسال 444 هـ. ق ناصرخسرو قبادیانی از این شهر دیدن کرده و از استحکامات شهر و مسجد جمعه آن یاد کرده است.
ایالت قهستان، همزمان با ورود اعراب به ایران، پناهگاه زرتشتیانی بود که به آن پناه آورده بودند. حمدالله مستوفی، در قرن هشتم هجری از مرکزیت قاین نسبت به آبادی های دیگر قهستان، و همچنین از فراوانی زعفران و میوه آن گزارش داده است. یکی از مهمترین آثار تاریخ قاین، مسجد جامع است که از بناهای قرن هشتم هجری می باشد.
مراکز دیدنی:
آرامگاه بوذرجمهر، آرامگاه شیخ ابوالمفاخر، مسجدجامع قاین
شهر سربیشه
در کتابهای تاریخی بهارستان، نزهه القلوب و معجم البلدان از سربیشه و مؤمن آباد و نهارجان اسم برده شده است و مساجد و آثار کهن شهر مورد توجه سیاحان قرار گرفته است.
در وجه تسمیه سربیشه گفته شده است چون زمین قسمت جنوبی شهر آبخیز و سرسبز بوده و شهردر مدخل این محل قرار داشته است به آن سربیشه گفته اند. در اقوال دیگر نیز گفته شده از قبیل سربیشه که بدلیل سردی هوا به این نام معروف بوده و به مرور زمان حرف (د) حذف گردیده است.
سربیشه از پیشینه تاریخی بسیار غنی برخوردار بوده و به‌همین دلیل، در گوشه و کنار شهرستان آثار تاریخی و دیدنی متنوعی به چشم می خورد.
مراکز دیدنی:
مزار بی‌بی زینب خاتون، مزار سید حامد علوی، چشمه آبگرم گندکان، مسجد پخت، مسجد گنجی، منزل یاوری، چشمه آبترش
شهر سرایان
سرایان در160 کیلومتری شمال غربی شهرستان بیرجند در استان خراسان جنوبی قرار دارد و مشتمل بر سه دهستان (آیَسک ـ سه قلعه ـ مصعبی) می‌باشد. وسعت این بخش 9318 کیلومتر مربع بوده و از نظر طبیعی به دو منطقه کوهستانی وکویری قابل تقسیم می‌شود و جمعیت این شهرستان بالغ بر 50038 نفر می باشد.
مراکز دیدنی:
مناطق ییلاقی و سرسبز دره مصعبی، مناطق ییلاقی آمین و بوسی و خاور علیا و سفلی، دره سبز رود کریمو، غار اژدها‌‌ و بتون در روستای چرمه، قلعه‌های قدیمی سه قلعه، پیراباذر، قلعه قلاع، امامزاده سلطان کریمشاه، امامزاده سلطان ابوالقاسم، امامزاده شاهزاده افضل، امامزاده مصیب، امامزاده تورانشاه، کاروانسرای سرایان
نهبندان‌
ناحیه‌ای است‌کویری، خشک و کم آب. اهمیت این منطقه‌ پیش‌ از‌ اسلام بسیار بیش‌تر بوده است‌ چرا که این منطقه‌ در مسیر بندرعباس به خراسان قرار داشته و‌ از ‌این باب موقعیتی سوق‌الجیشی داشته است.‌
جمعیت شهرستان نهبندان در سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 هـ. ش، 43.065 نفر بوده است که از این شمار 21.698 نفر مرد و 21.367 نفر زن بوده اند. مردم نهبندان ایرانی و‌ آریایی نژادند و با گویش محلی و نزدیک به خراسانی سخن می‌گویند.
لهجه آن‌ها به گویش سیستانی نیز نزدیک است و بعضی از آن‌ها به سیستانی سخن می‌گویند. همه نهبندانی ها پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. مردم نهبندان سخت‌کوش، مهربان، ساده، آزاده، پاک‌اندیش و مهمان نوازند.
مهم‌ترین هنردستی مردم این ناحیه، قالیچه بافی است. مردم منطقه با تولید ‌قالیچه‌هایی با طرح‌های بلوچی، ترکمنی، و نقش های گلدانی، مددخانی و محلی، درآمد عمومی را افزایش می‌دهند و برخی از این صنایع نیز به خارج صادر می‌شود.

خراسان شمالی

با مساحتی در حدود 28.100 کیلومتر مربع از شمال به کشور ترکمنستان از شرق و جنوب به استان خراسان رضوی، از جنوب غربی به استان سمنان و از مغرب به استان گلستان محدود می‌شوداین استان که از تقسیم استان بزرگ خراسان (سابق) بوجود آمده، دارای 6 شهرستان به نام‌های بجنورد، شیروان، اسفراین، جاجرم، فاروج، مانه و سملقان با مرکزیت بجنورد و 15 بخش و 40 دهستان و بیش از 1000 روستای دارای سکنه است که جمعیت تقریبی آن تا سال 1384 بالغ بر 850.000 نفر برآورد شده است.این استان که از تقسیم استان بزرگ خراسان (سابق) بوجود آمده، دارای 6 شهرستان به نام‌های بجنورد، شیروان، اسفراین، جاجرم، فاروج، مانه و سملقان با مرکزیت بجنورد و 15 بخش و 40 دهستان و بیش از 1000 روستای دارای سکنه است که جمعیت تقریبی آن تا سال 1384 بالغ بر 850.000 نفر برآورد شده است
سوغات استان:
آبنبات (شکر پنیر) بجنورد، چاروق بجنوردی، قالیچه ها و پشتی ها ی ترکمنی و کردی ، کلاه کرکی جاجرمی، چادر شب و حوله دستی اسفراین و جاجرم، کشمش و آجیل فاروج، خشکبار و سیب شیروان.
شهر بجنورد
نام بجنورد در کتاب های قدیمی بوزنجورد آمده است. بوزنجورد معرب کلمه بیژن گرد است، ‌ ولی به مرور با اندک تحریفی به صورت بجنورد تلفظ می شود.
گرد به معنای شهر و آبادی است و بجنورد به معنی شهر بیژن است. در شمال غربی بجنورد کنونی تپه‌ای قدیمی وجود دارد که آثار بسیار کهنی از شهر تاریخی بیژن گرد را در خود جای داده است و به بیژن یورت معروف است. گفته می‌شود که بجنورد قدیمی در محل همان تپه قرار داشته که اکنون ساربان محله نامیده می شود.
مراکز دیدنی:
آرامگاه باباتوکل، چشمه باباامان، چشمه بش قارداش، غارکنه گرم، غارگنج کوه، امامزاده سلطان سیدعباس، عمارت مفخم
شهر شیروان
با توجه به تحقیق و کاوش در آثار باقی مانده در روستاها و آبادی های قدیمی، می توان گفت این منطقه قبل از اسلام مسکونی بوده و دارای قدمت طولانی است. مردم شیروان در سال 31 هجری ـ در زمان خلافت عثمان - به اسلام روی آوردند.
در دوران طاهریان و سامانیان، با اینکه ذکری از نام شیروان نیامده است، لیکن از بعضی قراین پیداست که این شهر به صورت قصبه ای پابرجا بوده است. سلطان محمود غزنوی در لشگرکشی خود به هندوستان، یک شبانه روز در حد فاصل ورگ ـ رزمغان توقف کرده بود، و این محل هنوز هم در میان مردم شیروان به تخت سلطان محمود معروف است.
از نظر تاریخی، رونق شهر شیروان با دوره فرمانروایی خوارزمشاهیان مربوط است. این شهر در دوران حکومت قاجار یکی از مناطق مهم درگیری های حکام محلی بود. شهر شیروان در سال 1308 بر اثر زلزله به کلی ویران شد و پس از دوسال، بار دیگر با اسلوب جدید شهرسازی تجدید بنا شد.
مراکز دیدنی:
آرامگاه تیموری، غارکافرقلعه، غارپوستین دوز، ییلاق اوغاز، ییلاق گلبل نامانلو، منطقه حفاظت شده گلول، امامزاده حمزه رضا، بقعه شیخ رشیدالدین محمد 
شهر اسفراین
دروجه تسمیه اسفراین برخی معتقدند، این شهر را اسفندیار بنا نهاده است و لذا به نام بانی آن، اسفراین نامیده شده است. بیهقی اصل این اسم را آسپرآئین دانسته که اسپر به معنی سپر و آئین به معنی راه و رسم است.
اسفراین جزو اولین مراکز جمعیتی است که اقوام آریایی پس از ورود به ایران درآن سکنی گزیدند. شهر اسفراین با اینکه در طول تاریخ صدمات فراوانی متحمل شده است، لیکن با تلاش و همت مردم به توسعه قابل توجهی دست یافته است و در حال حاضر یکی از شهرهای آباد استان خراسان به شمار می آید.
مراکز دیدنی:
آرامگاه شیخ شاه علی اسفراینی، قلعه حسن آباد [ آشنایی با قلعه‌های ایران]، قلعه قیصر، قلعه صعولک، زادگاه نوشیروان، بازمانده شهرقدیمی بلقیس، غارنوشیروان، غارعبادتگاه شیخ احمدذاکر، منطقه حفاظت شده ساری گل، امامزاده عبدالله کوران، امامزاده شاهزاده زید، بقعه شیخ محمدرشیدالدین، امامزاده شاهزاده جعفر

ایلام

در غرب دامنه سلسله جبال زاگرس قرار گرفته است. استان ایلام از جنوب با استان خوزستان، از شرق با استان لرستان، از شمال با استان کرمانشاه و ار سمت غرب با کشور عراق همجوار است.
مهمترین شهرستان‌های این استان ایلام، ایوان، دهلران، مهران و شیروان است. مرکز این استان شهر ایلام است که به علت زیبایی‌های طبیعی فراوانی که دارد، عروس زاگرس نام گرفته است.
جغرافیای طبیعی و اقلیم
ناهمواری‌های استان ایلام از رسوبات دوران اول تا چهارم زمین شناسی به یادگار مانده‌اند ولی شکل‌گیری آنها عموما به دوران دوم و سوم زمین شنایب مربوط است. این کوهها چنان گسترده و فشرده اند که امکان شکل گیری دشتی آنها فراهم نشده است.
شمال و شمال شرقی استان ایلام کوهستانی و نواحی مغرب و جنوب غربی آن را اراضی پست و کم ارتفاع تشکیل داده اند. مهمترین ارتفاعات استان کبیر کوه و دینار کوه و مهمترین دشتهای آن دشت عباس و دشت مهران، دهلران است.
از نظر اقلیمی استان به سه منطقه تقسیم می‌شود که عبارتند از:
مناطق میانی که دارای آب و هوای معتدل است.
مناطق کوهستانی شمال و شمال شرقی که دارای آب و هوای سردسیر با زمستانی طولانی است.
مناطق جلگه ای غرب و جنوب غربی که دارای آب و هوای گرمسیری است.
تاریخچه استان ایلام
این سرزمین، بنا به اسناد تاریخی فراوان، بخشی از کشور عیلام باستان بوده که در حدود 3000 سال پیش از میلاد به فرمان آشور بانی پال منقرض شد. در کتیبه های بابی، عیلام را آلامتو یا آلام خوانده‌اند. که به قولی به معنای کوهستان یا کشور طلوع خورشید است. مدتی پس از سقوط عیلام، حوزه فرمانروایی آنان به دو منطقه تحت نفوذ پارسها و مادها در غرب تقسیم شد.
در دوره هخامنشی جزئی ازامپراطوری هخامنشی بوده است. بعد از تسخیر ایران به وسیله اعراب مسلمان، احتمال دارد که این ناحیه جزئی از ایالت کوفه باشد.از اوایل قرن چهارم تا اوایل قرن ششم خاندان حسنویه کرد بر لرستان و ایلام حکومت می کردند و از سال570 تا 1006 اتابکان لر بر لرستان و پشتکوه حکومت کرده اند.از سال 1309 شمسی در تقسیمات کشوری، ایلام جزو استان پنجم یعنی کرمانشاه گردید.
شهر ایلام
ایلام در زمان باستان به اریوجان شهرت داشته است ولی ایلام کنونی در ناحیه ای به نام حسین آباد در سال 1308 شمسی از نو بنا نهاده شد. شهر ایلام در حصاری از کوهها و ارتفاعات جنگلی قرار دارد و دارای آب و هوای معتدل کوهستانی می‌باشد. حکومت خود مختار والیان در ایلام و پشتکوه از سه قرن پیش برقرار بوده و مرکز حکمفرمایی والیان تحت تأثیر حیات اجتماعی منطقه مکان ثابتی نداشت. بنابراین قشلاق عشایر در زمستان در باغشاهی عراق و در حسینیه بین النهرین واقع بود و تابستانها برای ییلاق در هلیلان و حسین آباد (ایلام کنونی) به سر می بردند.آخرین والی منطقه در سال 1309 شمسی توسط رضاشاه سرکوب شد. ازآن پس حسین آباد با نام جدید ایلام در تقسیمات کشوری جای گرفت. در حال حاضر شهر ایلام به عنوان مرکز سیاسی، اداری استان ایلام از شهرهای توسعه یافته غرب کشور است و به لحاظ دارا بودن تفرجگاههای جنگلی و آثار باستانی از زیباترین شهرهای استان محسوب می‌شود.
مرکز تاریخی و دیدنی
آشوری(گل‌گل)، تنگه قوچعلی، تخت خان،قلعه والی، تپه ورده کبود، قلعه والی، قلعه قیران، قلعه اسماعیل خان، کاخ فلاحتی، هفتا و میشخاض، غارکناتاریکه، زیارتگاه صاحب الزمان، مسجد جامع
جاذبه های طبیعی:
آبشارچم آو، آبشارسرطاف، آب زنگاون، آب آسمان آباد، آب آفتاب، تلخاب، تنگ گراو، جزمان رود، چرداول، چوار، خوش، سده، کنجان چم، سیمره، قناتها، اهوران، بانکول، سامله، سرکب، شره زول، شلم، قلاچه، قلارنگ، مانشت، کان گنبد، چنار، چوار
آبدانان
شهر آبدانان در دامنه جنوبی کبیرکوه قرار گرفته است. این شهر منابع طبیعی و معدنی فراوانن مانند نفت و گوگرد دارد و به علت وجود آب و زمین فراوان، جنگلها و مراتع از نواحی مستعد جهت کشاورزی می‌باشد. قدمت تاریخی این ناحیه قدمتی بسیار کهن دارد و آثار ارزنده تاریخی در سراسر آن به چشم می خورد. همچنین این شهرستان دارای مکانهای تفریحی بسیاری می باشد.
مراکز تاریخی و دیدنی:
قلعه پشت قلعه، قلعه هزارانی، رود آبدانان، دریاچه دوگانه سیاه گاو، مسجد جامع، زیارتگاه سید صالح الدین محمد
ایوان
شهرستان ایوان که از شهرهای حاصلخیز منطقه می‌باشد در واقع از شهرستانهای تاره بنا نهاده شده در استان ایلام می‌باشد که در حد فاصل بین ایلام به اسلام آباد غرب و گیلان غرب قرار دارد. طبیعت زیبای این منطقه بسیار چشم نواز است. شهر ایوان بسیار مستعد برای کشاورزی و دامداری می باشد. مردم اشهر ایوان از ایل کلهر هستند و به زبان کلهری صحبت می کنند.
مراکز دیدنی:
آتشکده سه پا، غار طلسم ایوان، غار انفجاری، قنات سراب ایوان، مسجدجامع
دره‌شهر
شهر تاریخی دره‌شهر در زمانهای مختلف تاریخی به علل متعدد بارها ویران و آباد گشته، از جمله عوامل موثردر ویرانی آن می‌توان لشگر کشی سپاهیان آشور واعراب را نام برد. بنا به نظری، دره شهر محل شهر باستانی ماداکتو پایتخت عیلامی بوده است. به نظر می رسد که دره شهر اولین شهر عیلامی بوده است که در حمله آشور بانی پال ویران شده و در زمان حکومت هخامنشیان یا اهمیت گذشته را نداشته و یا همچنان در ویرانی به سر می‌برده است، ولی در زمان اشکانیان دوره تجدید حیات آن بوده و در عهد ساسانیان نیز مجددا آباد گردیده و رونق یافته است.
در ویرانه های به جای مانده از یک شهر در زمان ساسانیان، آثار شهر سازی گه در آن دوره معمول بوده به چشم می خورد. سکه های یافت شده در خرابه های دره شهر به خسرو سوم و جانشینان او متعلق است. در میان ویرانه های آن اثری از مکانی که شاید زمانی مسجد و یا عبادتگاه دوره اسلامی بوده باشد، یافت نشده است. در حال حاضر این شهر که در دامنه کوه خرابه های شهر باستانی دوره ساسانی و رودخانه سیمره قرار دارد، با استعداد کشاورزی وافر، منابع آب غنی، مراتع سبز و جنگلهای انبوه یکی از شهر های باستانی و مهم استان به حساب می آید.
مراکز تاریخی دیدنی:
قلعه شیخ مکان، قلعه ساسانی، تنگ بهرام چوبین، تنگ ماژین، دره شهر، ماژین، مهرجا نقدق، تپه تیخان، تپه کوزه گران، سر گچله، کل یزید، قلعه گل، قلعه سکه سون، پامیل، آتشکده دره شهر، آتشکده سیکان، آتشکده مهدی آباد، آبشارآب آسیاب، مسجد جامع، امامزاده سید اکبر، زیارتگاه امامزاده عباس، زیارتگاه سید فخرالدین، امامزاده سید ابراهیم
دهلران
این شهر که در دامنه جنوب و جنوب غربی دینار کوه قرار دارد و از قدیم به دهلران مشهور بوده است. بقایای آثار تاریخی و باستانی و مجموعه اشیاء کشف شده، نشان دهنده این واقعیت هستند که قدمت این منطقه به زمان قبل از تاریخ و بعد از آن، به ویژه با دوره ساسانیان ارتباط تنگاتنگ دارد. دهلران به لحاظ موقعیت جغرافیایی از مناطق مهم استان ایلام است و همین موقعیت جغرافیایی نیز باعث آسیب آن در طول تاریخ شده است. این شهر اکنون نیز علاوه بر موقعیت توریستی دارای منابع عظیم نفت و اراضی مستعد کشاورزی است که دارای اهمیت اقتصادی و جغرافیایی بسیاری است.
مراکز تاریخی و دیدنی:
قلعه شیاخ، قلعه پاقفله، قلعه کره چکا، قلعه انجیر، شهر تاریخی سامرا، تپه علی کش، تپه موسیان، تپه محمد جعفر، تپه مراد آباد، سنگ نوشته میمه، آتشکده میمه، دینار کوه، آبشارآبتاف، آب دره جکه، آب سارکوه، آب مورموری، چای قره تپه، گلان چینه، نصیران، چشمه آب گرم، غار خفاش
شیروان ‌و‌ چرداول
این شهرستان از مکانهای بسیار تاریخی استان ایلام می باشد که پیشینه تاریخی آن به دوره ساسانیان مربوط می باشد. بقایای آثار تاریخی و باستانی مانندآثار شهر سراب کلان، قلعه تاریخی، آتشکده سام، تل توبره ریز معروف به للر یا تل سه پا ، تعداد 160 تپه و آثار تمدن باستان در بخش هلیلان ومبین ...نشانگر این قدمت تاریخی است.از شیروان قدیم که شهری در سمت شمال رود سیمره بود، تاریخی و ویرانه های بسیار زیادی باقی مانده است.
مراکز تاریخی و دیدنی:
قلعه سام، تپه کز آباد، شهر تاریخی ماسپندان، پل کروئیت، آتشکده دو طبقه ساسانی، چنارچ، قنات آسمان آباد، مسجد جامع، امام زاده باقر، امام زاده شاه قلندر، زیارتگاه پیرحسین
مهران
این شهر در کنار رودخانه کنجان چم قرار دارد و فاصله چندانی با مرز عراق ندارد. در گذشته، شهر مهران به منصور آباد معروف بوده است. این شهر نیز مانند سایر شهر های مرزی کشور عزیزمان در ابتدای جنگ تحمیلی به چنگ عراقی ها افتاد و ویران شد. ولی آخرین بار در سال 1365 به آغوش میهن بازگشت و از نو آباد شد.[ آشنایی با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران]
در سالهای اخیر این شهر نگین سبز ایران نامیده شد.
مراکز تاریخی و دیدنی:
تنگ وویله، قلعه امیر آباد، قلعه زمستانی والی، سنگ نوشته آشوری، کلک، کبیرکوه، آب رگزاه، پیر محمد، چنگوله، پالشک آب، کنجان چم، تایه گه، زینه گان، مسجد جامع، مسجد قمر بنی هاشم، امامزاده سید ابراهیم قتال، امامزاده علی صالح، امام زاده سید محمد عابر، امامزاده سید حسن

بوشهر

با مساحتی حدود بیست و هفت هزار و شش‌صدو پنجاه و سه کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران واقع گردیده استاین استان از شمال به استان خوزستانو قسمتی از کهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارسو قسمتی از استان هرمزگان، از شرق به استان فارسو از غرب به خلیج فارس محدود است.استان بوشهر با خلیج فارس بیش از شش‌صد کیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیت سوق‌الجیشی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است.بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور ،استان بوشهر مشتمل بر هشت شهرستان، هفده بخش، سیزده شهر، سی و شش دهستان و شش‌صد آبادی دارای سکنه است. شهرستان‌های استان بوشهر عبارتند از: بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتی، دیر، دیلم، کنگان و گناوه. 
جغرافیای تاریخی استان
به طوری که از اسناد و اطلاعات برمی‌آید، این منطقه به علت موقعیت استراتژیکی مناسب برای احداث پایگاه دریایی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عیلام قرار می‌گرفت. در زمان هخامنشیان که کشور ایران به بیست ساتراپ‌نشین (استان) تقسیم می‌شد، سرزمین بوشهر جزء ساتراپ نشین پارس بود.
داریوش فرمان داد که حفر ترعه نیل به دریای سرخ را دنبال کنند. این کانال محققاً راهی بود که به جای کانال سوئز امروز می‌توانست خلیج فارس و دریای عمان را از طریق دریای سرخ مستقیماً به مصر و مدیترانه اتصال دهد.
مقابر کنده شده بر سطح سنگی جزیره خارک دلیل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است که برای نگهبانی از چنین راه طولانی تدارک شده بود.
خلیج فارس به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی و به لحاظ اهمیت اقتصادی و بازرگانی‌، در طول تاریخ همواره از سوی کشورها و دولت‌ها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است.
اولین یورش دولت‌های اروپایی به سواحل خلیج فارس در سال هزار و پانصد و شش میلادی با حمله پرتغالی‌ها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی صورت گرفت. در سال هزار و سیزده هجری قمری شاه عباس با انگلیسی‌ها متحد شد و دست پرتغالی‌ها را از خلیج فارس کوتاه کرد.
از سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری نادرشاه بوشهر را که دهکده‌ای بیش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده کردن بوشهر به عنوان یک بندر و اسکله کشتی‌سازی با استفاده از چوب جنگل‌هایمازندرانشد.
همچنین برای تأمین ارتباط جزایر و سواحل خلیج فارس درصدد تأسیس نیروی دریایی برآمد. در سال هزار و صد و چهل و هشت هجری قمری لطیف‌خان را به ایالت دشتستان و کاپیتانی کل سواحل خلیج فارس انتخاب و اعزام کرد.
این شخص برای تهیه ناوگانی در خلیج فارس‌، بوشهر را مرکز دریایی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ایران بیست و سه تا بیست و پنج فروند کشتی جنگی در خلیج فارس داشت. بدین ترتیب از زمان نادرشاه بوشهر روی به پیشرفت نهاد و حتی مدتی بندرعباس را نیز تحت‌الشعاع خود قرارداد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجی که در ایران پدید آمد، کشتی‌های جنگی توسط حکمرانان و شیوخ اطراف خلیج فارس ضبط گردید.
همچنین بندربوشهر و بندرعباس نیز اهمیت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی که در سال هزار و شش‌صد و بیست و سه میلادی روابط تجاری خود را با ایران شروع کرده بودند پس از قتل نادر ایران را ترک کردند و بصره را مرکز تجارت خود قرار دادند، اما پس از مدتی در اثر دسیسه رقبای انگلیسی و به منظور نزدیکی بیشتر با دهانه خلیج فارس، تأسیسات تجاری خود را به خارک منتقل کردند و در عین حال از پرداخت اجاره بهای خارک به میرمهنا حاکم بندر ریگ و جزیره خارک خودداری نمودند.
میرمهنا در سال هزار و هفت‌صد و پنجاه و شش به تأسیسات هلندی ‌ها حمله برد، دژ آنها را تسخیر کرد و آنها را از جزیره بیرون راند، ولی به سبب اینکه در دفعات متعدد بنای سرکشی و تمرد از دستورات کریم‌خان زند را گذاشت و مدتی آرامش خلیج فارس را بر هم زد، کریم‌خان او را شکست داد و جزیره خارک و بندر ریگ را تصرف کرد. در همین زمان نفوذ انگلیسی‌‌ها در سواحل و جزایر خلیج فارس و به خصوص سرزمین بوشهر روبه گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازه تأسیس تجارتخانه‌ای را در بوشهر با امتیازات فوق‌العاده‌ به دست آورند.
سلسله قاجاریه که پس از زندیه روی کار آمد چندان نفوذی در خلیج فارس نداشت، به همین دلیل، رفته رفته نفوذ انگلیسی‌ها در خلیج فارس بیشتر شد و زمام امور خلیج فارس و دریای عمان به دست آنها افتاد و جنرال کنسول در بوشهر مدت بیست سال بر همه خلیج فارس حکمرانی کرد. در زمان ناصر‌الدین‌شاه ارتش ایران هرات را اشغال کرد و به دنبال آن حالت جنگی بین ایران وفرانسه و انگلیس به وجود آمد. به دنبال این مسئله ناوگان انگلیس در خلیج فارسی مرکب از هشت کشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ایران حمله کردند وجزیره خارک را متصرف شدند.
پنج روز پس از آن قوای انگلیسی در حوالی بوشهر در خاک ایران پیاده شدند و شروع به پیشروی به سوی برازجان کردند. قوای ایران برازجان را تخلیه و عقب‌نشینی کرده بود. بنابراین قوای انگلیس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر کرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی که در نهم ژانویه هزار و هشت‌صدو پنجاه و هفت میلادی در خوشاب بین ایران و انگلیس رخ داد، انگلیسی‌ها سپاه ایران را شکست دادند.
پیش از جنگ اول جهانی بار دیگر دولت انگلیس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد و در سال هزارونهصدوسیزده میلادی جنگ سختی بین نیروی انگلیس و دلیران دلواری در گرفت. در جریان این جنگ رئیس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته‌ای ایفا کردند. رئیس علی دلواری از مشروطه ‌خواهان بنام جنوب ایران بود که در سال هزار و دویست و نودو نه هجری قمری در روستای دلوار تنگستان دیده به جهان گشود.
در بیست و پنج سالگی به صفوف مبارزین مشروطه‌خواه جنوب ایران پیوست و همکاری نزدیکی را با محافل انقلابی و عناصر مشروطه‌ طلب ایران شروع کرد. با کودتای ضد انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطه‌خواهان در هزار و سی‌صدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیس علی به همراه سیدمرتضی علم‌الهدی اهرمی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت.
در سال هزار وسیصد و بیست و هفت هجری قمری با کمک تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد و اداره گمرک و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر کرد. این کار دلیران تنگستان بر انگلیسی‌ها که اداره گمرک را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و سیاسی جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند.
جنگ بین رئیس علی و دلیران تنگستان از یک طرف و انگلیسی‌ها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور متوالی و پراکنده تا شوال هزار و سی‌صدو سی‌و سه ه. ق ادامه یافت و انگلیسی‌ها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند.
تا این که درگیر و دار حمله انگلیسی‌ها به بوشهر در شب بیست و سه شوال هزار و سیصد وسی‌وسه ه. ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده میلادی) هنگامی که رئیس‌علی در محلی به نام «تنگک صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسی‌ها را داشت، ‌از پشت مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید. وی هنگام شهادت حدود سی و چهار سال داشت. مبارزات رئیس علی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در مبارزه با استعمار است.
بندر بوشهر
بنای بوشهر را به اردشیر ساسانی نسبت داده‌اند که نا اصلی آن «رام اردشیر» بود. گفته می‌شود که «رام اردشیر» به مرور زمان به «ریشهر» تبدیل شد. به نظر می‌رسد که بوشهر تحریف شده ریشهر- همان شهر قدیمی است.
در سال هزار و صد و پنجاه ه. ق «ابومهیری» پسر شیخ‌ناصرخان، ناخدا باشی کشتی‌های نادرشاه، طرح اصلی بوشهر را پی ریزی کرد و این شهر را مقر نیروی دریایی نادرشاه قرار داد. از این زمان به بعد بوشهر به عنوان یکی از بنادر مهم خلیج فارس مطرح شد.در زمان کریم‌خان زند بوشهر چنان اهمیت یافت که رقیب قدرتمندی برای بندر بصره شد.
این بندر در زمان اوج خود از مراکز عمده تجارت خلیج فارس به حساب می‌آمد و تجار بوشهر قسمت عمده بازرگانی خلیج فارس و اقیانوس هند را به عهده داشتند. حتی «حاج محمد شفیع» اجازه چاپ و نشر اسکناس رایج بوشهر را به دست آورد و این امتیاز تا برقراری بانک شاهی، در بوشهر به قوت خود باقی بود.
بوشهر یکی از نخستین شهرهایی است که در آن چاپخانه چاپ سنگی‌ دایر شد و پیش از بسیاری از شهرهای مهم ایرانی، صنایع جدیدی چون یخ‌سازی و برق ایجاد شد. مردم بوشهر از اولین ایرانیانی بودند که با مجله و روزنامه آشنا شدند. روزنامه‌های زیادی در اوایل ظهور این پدیده در بوشهر چاپ و نشر می‌شد که از جمله روزنامه‌های مظفری. خلیج ایران و ندای جنوب را می‌توان نام برد.
همچنین به علت موقعیت خاص این بندر در تجارت و کسب ثروت فراوان، نمایندگی شرکت‌های خارجی و نیز کنسولگری دولت‌های بیگانه از جمله بریتانیا، آلمان و روسیه و امپراطوری عثمانی در این شهر وجود داشتند که ساختمان بعضی از آنها هنوز پابرجاست. با ایجاد راه‌آهن سراسری، امور تجاری این بندر به خرمشهر انتقال یافت و به تدریج از رونق آن کاسته شد. بوشهر امروزی شهری توسعه یافته و نوسازی شده و یکی از شهرهای مهم ساحلی با اقتصاد دریایی و صنایع تبدیلی است.
مراکزتاریخی‌ و‌ دیدنی:
سیراف، ریشهر، قلعه هلندی‌ها، آب انبار قوام، خانه قاضی، خانه رئیسعلی، عمارت ملک، گور دختر، قبر ژنرال انگلیسی، آرامگاه اصفهانی، آرامگاه سیبویه، معبد خدا دریا، کلیسای مسیح مقدس، کلیسای خارک
تنگستان
تنگستان ناحیه‌ای است در شرق دشتستان که مرکز آن اهرم است. قلعه معروف تنگستان در آبادی «پهلوان کشی» واقع است که خرابه‌های آن باقی مانده است.
اهالی تنگستان در دوران اخیر و از زمان زندیه تا این اواخر به شجاعت و میهن‌پرستی معروف بوده‌اند. در باب دلاوری‌ها و فداکاری‌های اهالی غیور تنگستان در جنگ جهانی اول که انگلیسی‌ها قصد حمله به شیراز را داشتند، داستانها گفته‌اند. 
نام یکی از آبادی‌های تنگستان «تد دومری» است که به عقیده عده‌ای از اندیشمندان و مورخین، یاد‌آور قوم تجارت پیشه بسیار معروف خاورمیانه امروزی (سوریه) یعنی «تدمر» یا «پالمیر» باستانی است. در مراوده مردم آشور، بابل، سومر واکد با سواحل خلیج فارس و رفت و آمد فنیقی‌ها و تدمری در خلیج فارس و سواحل آن در دوران گذشته محل شک و تردید نیست و در تمام طول سواحل، منطقه‌ای مناسب‌تر از منطقه تنگستان و دشتی و دشتستان نداشته است.
مراکز دیدنی:
کوشک اردشیر، قلعه زار خضر خان، منطقه روستایی اهرم، رودخانه اهرم، آبگرم اهرم، آبگرم قوچارک، آبگرم میر احمد، چشمه میر احمد 
دشتستان
ناحیه‌ای که در زمان قدیم به آن شبانکاره می‌گفتند با شهرستان دشتستان امروزی به مرکزیت شهر برازجان یکی است. همانطور که از کلمه شبانکاره کاملاً آشکار است، شغل اصلی مالکین شبانکاره ابتدا چوپانی و گله‌داری بود که پس از به قدرت رسیدن، شهر ایجرا مرکز خود قرار دادند. این شهر یکی از شهرهای قدیمی فارس بود و نزدیک استهبان امروزی قرار داشت. نارنج و خرما و مخصوصاً انار آن مشهور است.
این شهر پس از سقوط ملوک شبانکاره در نیمه اول قرن هشتم هجری قمری توسط «آل مظفر» خراب و ویران گردید. ملوک شبانکاره از کازرون تا داراب را تحت نفوذ خود آورده بودند و در نواحی جنوبی فارس حکومت می‌کردند. برازجان یکی از پایگاه‌های مهم به شمار می‌رفت و قلعه‌ای مستحکم داشت که بقایای آن هنوز وجود دارد.
مراکزتاریخی و دیدنی:
کاخ هخامنشی، کاخ کورش، آب انبار درخت، منطقه باستانی توز، تل مرو، تل طلسمی، تل حندق، تل پهن، دژ برازجان
جاذبه‌های طبیعی:
رودخانه دالکی، آبگرم دالکی، آبگرم برازجان، غار چهل، منطقه حفاظت شده تالاب حله، منطقه حفاظت شده نای بند، شکارگاه کوه سیاه، تالاب حله
شهر دشتی
یکی از شهرستان‌های استان بوشهر، شهرستان دشتی به مرکزیت خورموج است که بخش کاکی در جنوب شرقی آن قرار دارد. کاکی مرکز بلوک دشتی است که در زمان قدیم به آن ماندستان می‌گفتند. ماندستان از نام رودخانه مند یا ماند گرفته شده است.
این رودخانه در مناطقی که به خلیج فارس می‌ریزد به علت هموار و کم‌شیب بودن زمین، سرعت چندانی ندارد، لذا به نظر می‌رسد آب رودخانه از حرکت باز ایستاد (مانده) است. به همین جهت به این رودخانه مند یا ماند نام داده‌اند و کناره‌های آن را که نزدیک خلیج فارس است ماندستان گفته‌اند. وجه تسمیه دیگر ماندستان آن است که این رودخانه و زمین‌های اطراف آن از نظر کشاورزی فایده چندانی ندارد و گویا رودخانه در آن حدود مانده است.
مراکزتاریخی و دیدنی:
برج قلعه خورموج، معبد کلات
شهر دیر
شهرستان دیر در پنجاه کیلومتری شمال غرب بندر طاهری از شهرستان کنگان واقع شده است. در این شهرستان قلعه قدیمی نیمه ویرانی به نام قلعه جلال‌خان حاکم وجود دارد که قدمت آن بیش از دویست سال نیست. در چند فرسخی شمال غرب دیر نزدیک محلی معروف به بردخون بقعه ساده‌ای به نام امامزاده‌شاه محمد وجود دارد که از نظر قدمت و ارزش هنر معماری چندان اهمیتی ندارد.
جاذبه های طبیعی:
رودخانه مند، رودخانه شور، منطقه حفاظت شده مند، جزیره نخیلو، جزیره گرم
بندر دیلم (مهروبان(
بندر قدیمی مهروبان در بیست‌وچهار کیلومتری شمال بندر دیلم قرار داشت. آثار خرابه‌های این بندر هم اکنون در محلی به نام تل امام‌زاده مشهود است بندر دیلم یا دیله تا پیش از خرابی بندر مهروبان که در انتهای راه باستانی معروفاصفهان- مهروبان قرار داشت، از بنادر بازرگانی مهم ایران بود.
دلیل نامگذاری دیلم به درستی مشخص نیست، این نام شاید از اسم دیلمون که نام قدیمی جزیره بحرین است گرفته شده باشد. دیلم در زمان شورش قرامطه و آل‌بوسعید نیز از مراکز نشر افکار قرامطه بود و گویا محل تولد حمدان قرامط نیز بوده است.
جاذبه‌های طبیعی:
بندر سی نیز، بندر مهروبان
شهر کنگان
شهرستان کنگان در منتهی الیه جنوب شرق استان در نوار ساحلی خلیج فارس قرار دارد و از نقاط دیدنی استان بوشهر محسوب می‌شود.
بندر طاهری از توابع این شهرستان در قرن چهارم هجری از اهمیت بازرگانی زیادی برخوردار بود. خرابه‌های بندر سیراف در غرب این ناحیه در زمان استخری و مقدسی بزرگ‌ترین بندر ایران در خلیج فارس بود و تمام کالاهایی که از طریق دریا به ایران وارد می‌شد در آن بندر توزیع می‌شد و بعد از شیراز بزرگ‌ترین شهر اردشیر خوره بود.
مجموعه قراین تاریخی موجود نشانگر آن است که شهرستان کنگان نسبت به سایر شهرستان‌های استان از اهمیت سوق‌الجیشی و بازرگانی و تاریخی جالب توجهی برخوردار است. علاوه برآثار به جا مانده از پیشینه تاریخی این شهرستان که عموماً تخریب شده‌اند، چشمه آب گرم میانلو در شمال کنگان از دیدنی‌های منطقه است.
شهر گناوه
بندر گناوه در ساحل خلیج فارس بین بند بوشهر و دیلم واقع شده است. شهر گناوه کنونی در جنوب گناوه قدیم بنا شده است. از گناوه قدیم نقاطی باقی مانده است که امروزه به نام‌های تیرسول (شن فشرده)، تل گنبد، تل گوری، تل مناره و بالاخره تل امامزاده خوانده می‌شود.
در ویرانه‌های اطراف گناوه، گوپال (گل پخته استوانه‌ای شکل به صورت سفال زرد یا سرخ رنگ که آن را به عنوان گلوله یا منجنیق بر سر دشمن می‌ریختند) فراوان به چشم می‌خورد.
در حال حاضر از گناوه قدیم جز آثار سنگ‌ها و پی‌های مدفون در زیر خاک و بعضی بازمانده‌ تاق‌نماهای سنگی ضربی آثاری مشهود نیست. گاه و بی گاه در درون گودال‌ها و حفره‌ها و در زیر پی‌های عمارت ویرانه، سکه‌ها و دست‌افزارها و مصنوعات سنگی و سفالی یافت می‌شود. نام این بندر در کتاب‌های قدیمی به صورت گنابا، گنفه، گناوه، جنایه و جنابا هم آمده است. امامزاده سلیمان یکی از مراکز زیارتی این شهر است.

آذربایجان شرقی

تبریز یکی از قدیمی ترین مناطق ایران است و مجموعة آثار تاریخی و نشانه‌های باستان شناختی که از محل های مختلف آن به دست آمده دلالت بر دیرینگی و قدمت تاریخی این شهر دارد. سارکن « سارکن پادشاه آشور 722-750 » در کتبیة خود از شهری به نام اوشکایا که شاید همان اسکوی امروزی است و نیز از دژ و قلعة‌ محکمی به نام تارویی یاد می‌کند که به احتمال زیاد تبریز استاز قرن دهم میلادی یا قرن سوم هجری به بعد نام تبریز در ردیف شهرهای بزرگ آذربایجان آمده است که در آنجا همزمان با پیشرفت صنعت و تجارت علم و تمدن نیز شکوفا شده است. اهالی تبریز در سال 616 هجری موفق شدند با دادن هدایای قیمتی و پول فراوان از هجوم مغولان به شهر و ویرانی آن جلوگیری کنند.پس از حملة مغول به ایران برای اولین بار شهر تبریز به دستور آباقاخان (680-663 هجری قمری) پایتخت رسمی ایلخانان شد.
مراکز تاریخی و باستانی
کاخ شهرداری: کاخ و تالار شهرداری تبریز در سال 1312 شمسی در گورستان متروک و مخروبة‌ کوی نوبر با نظارت مهندسان آلمانی ساخته شد. این ساختمان دارای یک برج ساعت چهار جانبی است که هر پانزده دقیقه یک بار، گذشت زمان را اعلام می‌کند.
عمارت ائل گؤلی : شاه گؤلی (استخر شاه) سابق و ائل گؤلی (استخر مردم) فعلی از گردشگاههای زیبا و دلکش تبریز است.
بقایای عمارت ربع رشیدی: خرابه‌های ربع رشیدی باقیماندة ساختمانهای عظیمی است که در زمان ایلخانیان به همت رشید الدین فضل الله وزیر نامـی ایـران در محلة ولیانکوی باغمشة تبریز ساخته شد. این مکان به اصطلاح امروزی یک شهر علمی و دانشگاهی بود. 

خانه مشروطیت: این خانه محل اجتماع سران مشروطیت در تبریز بود و تاریخ ساختمان آن 1247 شمسی مطابق با 1288 هجری قمری است. بانی این خانه حاج مهدی کوزه کنانی از فعالین نهضت مشروطیت بود. به علت ارزش های فرهنگی و تاریخی که این خانه دارد ، به ویژه پیوند آن با نهضت مشروطیت ، در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
قلعه آق گنبد (هلاکو): قلعه تاریخی آق گنبد در جزیره اسلامی (‌شاهی سابق) واقع شده است. جزیره اسلامی یکی از چند جزیره بـزرگ دریـاچة ارومیه و تنها جزیرة‌ مسکونی آن است. قلعه مورد نظر بر فراز کوهی در این جزیره قرار دارد، قبر هلاکو و دیگر سرداران مغول در این قلعه است.
جاذبه‌های طبیعی
ارتفاعات بزغوش: کوهستان بزغوش در جنوب کوهستان سبلان و شمال غربی شهرستان میانه قرار گرفته است. این کوهستان از نوع کوههای سنگی و صخره ای است و بلندترین قله آن 3304 متر ارتفاع دارد. این کوهستان در حوالی شهر میانه با مراتع سرسبز و خرم پوشیده شده است.
تالاب ماهی آباد: این تالاب در 20 کیلومتری شمال میانه قرار دارد که تالابی فصلی است و مصارف کشاورزی دارد و در مواقع پرآبی، مورد استفاده پرندگان مهاجر است.
ارتفاعات سهند: توده آتشفشانی سهند در50 کیلومتری جنوب شهرستان تبریز قرار دارد. حد شرقی آن از شهرستان هشترود و سر اسکندر و قره چمن می گذرد و تا حدود قافلانکوه پیش رفته است . بلندترین قلة سهند به نام جام داغی اسـت بـه ارتفاع 3750 متـر. ایـن کـوه تعـداد زیادی قله‌های آذرین دارد که بلندی 17 قلة آن از 3000 متر تجاوز می‌کند.
ارتفاعات سلطان سنجر: کوه سلطان سنجر کوه آتشفشانی است که در حدود 15 کیلومتری شرق زنوز واقع شده است و قلعه ای به ارتفاع 3255 متر دارد. این کوه بیشتر ایام سال از برف پوشیده است.
ارتفاعات سلطان داغی 
این کوه در شمال غربی کوهستان سهند، نزدیک شهر اسکو قرار دارد ، با ارتفاعی حدود 3410 متر، سومین قلة سهندمحسوب می شود. در قلة آن زیارتگاهی به نام سلطان حسام الدین وجود دارد.
ارتفاعات مورو داغ: کوه موروداغ در 36 کیلومتری غرب تبریز در جهت شرقی – غربی از ارتفاعات شمالی صوفیان به سمت تبریز کشیده شده است. این رشته کوه در گردنة پایان از شمال تبریز می گذرد و به گردنة شبلی منتهی می‌شود. بلندترین نقطة موروداغ 2210 متر ارتفاع دارد و معروف ترین قله های آن چله خانة‌، پیر موسی و خواجه مرجان است.
چشمة تاپ تاپان 
این چشمه به فاصلة 5 کیلومتری آذر شهر در جادة تبریز به مراغه واقع شده است . آب در حوضی طبیعی جمع می شود و مورد استفاده قرار می گیرد . آب این چشمه از دسته آبهای معدنی بی کربنات کلسیک و منیزین گازدار و آهن دار است که خواص درمانی آن برای ازدیاد گلبول های قرمز و تنظیم میزان هموگلوبین خون، سهولت کار دستگاه گوارش و کمک به تغذیه و رشد ارزیابی شده است.
چشمه آب معدنی کندوان: کندوان روستایی تاریخی و کم نظیر است که در فاصلة 22 کیلومتری جنوب اسکو در میان دره ای با صفا و کنار رودخانة پر آبی به همین نام واقع شده است . فاصلة روستای کندوان تا تبریز 62 کیلومتر است . این روستا چشمة آب معدنی مهمی به همین نام دارد که برای درمان بیماران کلیوی نقش به سزایی دارد.
غار اسکندر: غار اسکندر به فاصلة‌ 30 کیلومتری تبریز در روستای سعید آباد واقع شده و دسترسی به آن از طریق جادة ترانزیتی تبریز-تهران میسر است. عرض دهانة این غار حدود 5 متر و دیوارهای داخل آن دارای استالاکتیت‌های جالب توجهی است.
دره لیقوان: روستای ییلاقی و کوهستانی لیقوان در جنوب شرقی تبریز و در دامنة کوهستان سهند قرار دارد. این روستا از قسمت شرقی همجوار درة بسیار با صفایی است که رودخانة‌ لیقوان از آن می‌گذرد و روستاهای حاشیة خود را مشروب می‌کند.
دره سعید آباد : یکی از دره هایی که تابستان‌ها مورد بهره برداری وسیع قرار می‌گیرد، درة سعید آباد است که در 2 کیلومتری جادة ترانزیتی تبریز - تهران قرار دارد. این دره معبر رودخانة سعید آوا چای است.
دریاچه قوری گؤل 
دریاچه قوری گؤل در فاصلة 45 کیلومتری تبریز در مسیر جادة تهران – تبریز قرار دارد و این دریاچة مثلث شکل با وسعت 240 هکتار با پستی و بلندی‌هایی نه چندان مهم احاطه شده است. این دریاچه به عنوان تالاب بین‌المللی به ثبت رسیده است.
جزیره اسلامی (شاهی): جزیره اسلامی تنها جزیرة مسکونی و آباد دریاچه ارومیه است که در اثر کمی بارندگی و تبخیر آب دریاچه در تابستان به صورت شبه جزیره در می آید. وجود این جزیره سرسبز و خرم با آب شیرین و گوارا ( جزیره 54 چشمه دارد ) در دریای شور و تلخ از عجایب و بدایع طبیعت و خلقت است . در جزیره 7 روستا با نامهای آق گنبد ، کمیچی ،‌تیمورلو ، قیچاق ، بوراچارلو و بهرام آباد با حدود 8 هزار نفر جمعیت وجود دارد.

تالاب قبادلو: این تالاب در 22 کیلومتری شمال غربی عجب شیر، بالاتر از بندر رحمانلو قرار دارد و بخشی از پرندگان تالاب های حاشیه‌ای دریاچه ارومیه را به خود جذب می کند.
جزیره قریون داغی (کبودان) : جزیرة قریون داغی یکی از بزرگ ترین و زیباترین جزایر غیر مسکونی دریاچه ارومیه است که در فاصله‌12 کیلومتری بندر رحمانلو در قسمت جنوب شرقی دریاچه ارومیه قرار گرفته است . طول جزیره 9 کیلومتر ، عرض آن 4 کیلومتر و مساحت کل آن 3175 هکتار است و از سطح دریای آزاد 1521 متر ارتفاع دارد.
جزیرة قویون داغی تنها جزیرة دریاچة ارومیه است که در تمام سال دارای آب شیرین است. آب شیرین جزیره برای مصرف حیوانات وحشی از دو چشمه ای که در جنوب آن قرار دارد تأمین می‌شود. جزیرة قویون داغی زیستگاه قوچ و میش ارمنی و گوزن زرد ایرانی است. این گوزن یکی از نادرترین گونه های گوزن جهان است . این مجموعه از طرفیونسکوبه عنوان یکی از 59 قطعه منطقه حفاظت شده که دارای گونه های کمیاب گیاهی و حیوانی است به ثبت رسیده است.
جزیره اشک: این جزیره در قسمت جنوبی کبودان، در 40 کیلومتری بندر گلمانخانه قرار دارد . دارای وسعتی معادل 2115 هکتار و ارتفاعی در حدود 1270 متر از سطح دریاست . این جزیره یک چشمه آب شیرین دارد و یکی از جالب ترین زیستگاههای پرندگان بومی و مهاجر از جمله فلامینگو و تنجه است . از نظر پوشش گیاهی شبیه جزیره کبودان است . گوزن زرد ایرانی نیز در آن زندگی می‌کند.
جزیره آرزو : این جزیره نیمه جنگلی با مساحتی حدود 542 هکتار در غرب جزیره کبودان قرار گرفته است و 1270 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این جزیره پذیرای پرندگانی نظیر فلامینگو ،‌ کاکایی و غاز است.
جزیره اسپیر : این جزیره با مساحتی معادل 1151 هکتار در غرب کبودان و 27 کیلومتری بندر گلمانخانه واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دریا 1270 متر است و همه ساله پذیرای پرندگانی چون فلامینگوها، پلیکان‌ها، کاکایی ها و غار است.
بندر رحمانلو : بندر و روستای رحمانلو از دهستان دیزجرود عجب شیر ، در ساحل شرقی دریاچه ارومیه واقع شده است. این بندر یکی از ینادر مهم دریاچه ارومیه در آذربایجان شرقی است . در سمت شمالی بندر رحمانلو اسکله ای برای پهلو گرفتن کشتی های باری و مسافری ، در بخش جنوبی محلی برای مسافرینی که به منظور استفاده از آب و لجن دریاچه که برای درمان برخی از بیماری ها مفید است به این بندر می آیند بنا شده است.
بنادر دانالو و زینت لو: بندرهای دانالو، قباد لو و زینت لو نیز در ساحل شرقی دریاچه ارومیه و در حدود 25 کیلومتری عجب شیر واقع شده اند که از نظر اهمیت در مرتبة بعد از بندر رحمانلو قرار دارند . در تابستان بسیاری از مردم برای استفاده از آب و لجن دریاچه به این بنادر روی می‌آورند.
غار هامپوئیل (کبوتر): غار کبوتر مراغه که در اصطلاح محلی به غار هامپوئیل معروف است در 15 کیلومتری جنوب شرقی مراغه واقع شده است .این غار در کمره کوهی صخره ای رو به جنوب قرار گرفته است . اهمیت غار کبوتر به خاطر وجود چاله هایی عمیق و مخوف است که به صورت تندره‌های سنگی و تالارهای بزرگ دیده می‌شود .این غار بیش از غارهای دیگر مورد توجه غار شناسان و محققان و کوهنوردانی است که همه ساله برای باز‌دید از آن به این منطقه سفر می‌کنند.
دره گشایش: دره گشایش در مسیر رودخانه گشایش در کنار غار معروف کبوتر و در 20 کیلومتری شهر مراغه واقع شده است. در تابستان بازدید کنندگان غار کبوتر از طبیعت جذاب و زیبای این دره بهره مند می شوند.
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد مهرآباد: این مسجد در کنار میدانی که سابقاً مهرآباد نام داشت بنا شده است . این مسجد از یک نظر در بین مساجد منطقه دارای اهمیت خاص و استثنایی است، و آن مربوط به وجود کتیبه تاریخ دار آن است که در دیوار قسمت شمالی نصب شده است. هزینه بنای مسجد توسط بی بی خانم دختر منصوربیگ پرداخت شد . مسجد در سال 951 هجری قمری در زمان سلطنت شاه طهماسب ساخته شده است.
مسجد جامع: مسجد جامع اهر در کوچه مسجد جمعة این شهر واقع شده و منسوب به دوره سلجوقی و اتابکان است. این مسجد از نظر شیوه معماری و تزئینات از مساجد بسیار زیبای استان است.
مقبره‌ شیخ شهاب الدین اهری: شهر تاریخی و زیبای اهر به نام مدفن عارف بزرگوار شیخ شهاب‌الدین اهری در تاریخ معروف و مشهور است. بقعة این عارف نامدار در بخش جنوبی اهر در محوطة‌ بسیار با صفایی که در حال حاضر گردشگاه اهالی این شهر است بنا شده است. شیخ شهاب الدین اهری از عرفای مشهور قرن هفتم هجری است که در این مکان به هدایت و ارشاد طالبان حق و طریقت می پرداخت و به درجة‌ قطب نایل گردید. شیخ شهاب الدین مذهب اثنی عشری داشت.
مسجد جامع تسوج: مسجد جامع تسوج از توابع شبستر در ردیف آثار قدیمی این منطقه است. بر روی سر در این مسجد فرمانی است از سلطان محمد خدابنده که با خط ثلث برجسته بر روی سنگ فلفلی یکپارچه ای نقر شده است. کتیبه فرمان نشان می دهد که تسوج دارای اهمیت و جمعیت زیاد بود و موقعیت سوق الجیشی مهمی داشت ؛ این جهت مورد عنایت و توجه شاه صفوی قرار گرفت.
مقبره شیخ محمود شبستری: این مقبره در شهر شبستر و در وسط باغچه ای موسوم به گلشن قرار دارد و محل دفن سعد الدین محمود بن عبدالکریم بن یحیی از مشاهیر و عرفای آذربایجان و خالق مثنوی معروف گلشن راز و استادش بهاء الدین یعقوب تبریزی است . بنادر طی زمان بارها تعمیر و بازسازی شده است. در باغچة مقبره ، چند قطعه سنگ حجاری شده وجود دارد که سه قطعه از آنها جالب و ارزنده است. دو قطعة دیگر به شکل صندوق است که احتمالاً از سنگ‌های پایه در ورودی باغچه بوده و دیگری پایه سنگی مقرنس مشعلی است که از نوع سنگ های کبود معمولی است.
مسجد معزالدین: در سمت غربی میدان خشکبار مراغه که سابقاً در میدان آرد فروشان معروف بود ،‌ مسجدی قدیمی وجود دارد که به مسجد معزالدین معروف است . در فضای کلی این بنا یک مسجد کوچک دیگر و مقبره ای گنبد دار وجود دارد . این مسجد در زمان سلطنت شاه طهماسب به وسیله فردی به نام حاجی نبی بازسازی گردید. علاوه بر این در سال 1372 هجری قمری نیز تعمیراتی در مسجد صورت گرفت که در یک کتیبه با خط نستعلیق درشت نوشته شده است.
مسجد شیخ بابا: یکی دیگر از مساجد تاریخی مراغه مسجدی موسوم به شیخ بابا است که آن نیز در سالهای اخیر بازسازی شده است . از در اصلی و اولیه مسجد آثاری به جای مانده که در جریان نوسازی مورد استفاده قرار گرفت.
مسجد جامع مراغه: این مسجد در خیابان خواجه نصیر مراغه واقع شده و دارای دو در است که یکی به خیابان و دیگری به بازار سبزی فروشان این شهر باز می شود. کتیبه های موجود و شیوه معماری مسجد نشانگر تعلق آن به دوره صفویان است.
امام زاده معصوم: این امام زاده در شش کیلومتری جنوب شرقی مراغه در دهکده ای به نام ورجوی واقع شده است . در جوار این امام زاده یک گورستان بزرگ قدیمی وجود دارد که دارای سنگ قبرهای منقش به تیر و کمان ، نیزه و شمشیر و سپر است . یکی از نمونه های جالب این سنگ ها صندوق سنگی منقشی است که در تاریخ 1085 هجری قمری دارد.

خوزستان

با مساحتی حدود شصت و چهار هزار و دویست و سی و شش کیلومتر مربع، در جنوب غربی ایران واقع شده است.این استان از شمال غربی با استان ایلام، از شمال با استان لرستان، از شمال شرقی و شرق با استان‌های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد؛ از جنوب با خلیج فارس و از غرب با کشور عراقهم‌مرز است.بر اساس تقسیمات کشوری سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، این استان دارای پانزده شهرستان، سی‌و پنج بخش، سیزده دهستان و چهار هزار و چهارصد و نود و شش آبادی دارای سکنه می‌باشد.
مرکز استان خوزستان شهر اهواز و سایر شهرستانهای آن عبارتند از: آبادان، اندیمشک، اهواز، ایذه، باغ‌ملک، بندرماهشهر، بهبهان، خرمشهر، دزفول، دشت‌آزادگان، رامهرمز، شادگان، شوش، شوشتر و مسجد سلیمان.
جغرافیای طبیعی و اقلیمی استان
شمال و شرق خوزستان را سلسله جبال زاگرس فراگرفته است که ارتفاعات آن در جهت جنوب غربی کاهش می‌یابد، به‌طوری که در نواحی جنوبی‌تر به صورت تپه ماهورهایی نمایان می‌شود.استان خوزستان را از نظر پستی و بلندی می‌توان به دو منطقه کوهستانی و جلگه‌ای تقسیم کرد.منطقه‌ای کوهستانی شمال و شرق استان را قرار گرفته و منطقه جلگه‌ای آن از جنوب دزفول، مسجدسلیمان، رامهرمز و بهبهان آغاز شده و تا کرانه‌های خلیج‌فارس و اروندرود ادامه می‌بابد.
استان خوزستان دارای آب و هوایی مختلف است: آب و هوایی نیمه‌بیابانی که شهرهای آبادان، خرمشهر، ماهشهر، هندیجان، دشت‌آزادگان و نواحی دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و نواحی شمال اهواز را در بر می‌گیرد.
آب وهوای استپ، نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را دربرمی‌گیرد. استان خوزستان تحت‌ تأثیر سه‌نوع باد قرار دارد: اولین باد، جریان سرد نواحی کوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبتی از خلیج‌فارس است که به سوی جلگه می‌وزد. سومین‌باد یا باد سوم از عربستان می‌وزد و همیشه مقداری شن و خاک و رطوبت همراه دارد.
بر اساس داده‌های ایستگاه‌های سینوپتیک استان خوزستان در سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج، حداقل مطلق درجه حرارت منفی دو دهم درجه سانتیگراد و حداکثر مطلق درجه حرارت با چهل پنجاه درجه سانتیگراد در اهواز گزارش شده است.
جغرافیای تاریخی استان
استان خوزستان یکی از کهن‌‌ترین سرزمین‌های تمدن بشری است. این تمدن در شش هزار سال پیش در شوش پدید آمد، هزار سال بعد دولت مقتدر عیلام در شوش پایه‌گذاری شد و سه هزار سال پیش از میلاد، دولت عیلام توسط آشوریان منقرض گردید.
در سال ششصد و چل قبل از میلاد شوش به دست آشوری‌ها تسخیر و به دو بخش تقسیم شد. قسمت شمالی عینی انزان به دست پارس‌ها افتاد و قسمت جنوبی آن به تصرف آشور درآمد. در تابستان سال پانصد و سی و هشت قبل از میلاد کوروش هخامنشی به بابل لشکر کشید و با شکست بابل کلیه خاک‌عیلام به تصرف هخامنشیان ‌در آمد و شهرشوش به عنوان یکی ازپایتخت‌‌های هخامنشی برگزیده شد.
داریوش هخامنشی درحدودسال پانصدوبیست ویک قبل از میلاد شوش را به مرکز شاهنشاهی خودتبدیل کردودرآن کاخ باشکوهی ازسنگ بنام هدیش احداث کرد. در زمان خشایار شاه پایتخت‌های ایران از جمله شوش به اوج عظمت و رونق رسیدند. با حمله اسکندر دوران اوج و شکوه سلطنت خیره‌کننده هخامنشیان به پایان رسید.
در سال سیصد و سی و سه قبل از میلاد اسکند بر هخامنشیان پیروز شد و شهر بابل و شوش را با ذخایر بسیار ارزشمند طلا و نقره تصرف کرد. پس از فوت اسکندر در بابل جانشیان او در ایران دولت سلوکیان را تشکیل دادند. در سال صد و هشتاد و هفت قبل از میلاد در اثر ضعف دولت سلوکی پارس و خوزستان متحد شدند و از دولت سلوکی جدا شدند.
مهرداد اول اشکانی (صد و چهل تا صد و شصت و چهار) نیز «دقریوس» شاه سلوکی را در جنگی شکست داد و شخصی به نام کامثاسکیر را که از خاندان اشکانی بود به حکومت خوزستان منصوب کرد. با قدرت گرفتن ساسانیان این ناحیه رو به عمران و آبادی گذاشت. شهر جندی شاهپور با دانشکده بسیار معروف نیز از شهرهایی است که در این دوران از رونق و شکوفایی چشمگیری برخوردار بوده است.
پس از شکست یزدگرد سوم در جنگ معروف نهاوند، ایرانیان به مرور به دین اسلام گرویدند. از سال هفده هجری قمری در عهد خلافت عمر که کشورگشایی مسلمانان به پیروزی تازه‌ای دست یافته بود، بصره به عنوان یکی از حاکم‌نشین‌ها و نایب‌الحکومه انتخاب شد. مهمترین و خونین‌ترین واقعه نخستین قرن اسلام در خوزستان قیام توده‌های بدوی و روستائیان عرب و ایرانی بود که زیر لوای خوارج یا ارزقیان سر به شورش برداشتند.
حجاج بن‌یوسف در سال هفتاد و هشت هجری قمری این قیام را با بی‌رحمی و سنگدلی سرکوب کرد. قیام دیگری نیز در سال‌های دویست و چهل و نهم هجری قمری به رهبری صاحب‌آلزنج خوزستان را فراگرفت. در اواسط سده سوم هجری قمری دولت عباسیان رو به انحطاط گذاشت و زمینه رشد قیام ایرانیان به رهبری یعقوب لیث صفاری فراهم شد.
یعقوب لیث از سیستان علم استقلال برافراشت و در شوال سال دویست‌و ششصد و یک هجری قمری فارس را تسخیر و به سرعت حمله به بغداد را (مقر خلافت عباسیان) آغاز کرد، ولی بلافاصله به شوش و شوشتر عقب‌نشینی کرد. در سال دویست و هشتاد و هشت هجری قمری عمرولیث ،جانشین یعقوب در خوزستان به قتل رسید.
در سال سیصد و بیست و شش هجری قمری معزالدوله دیلمی، کرمان و خوزستان را تصرف کرد. با روی کار آمدن سلجوقیان ابوکالیجاد دیلمی به حکومت خوزستان منصوب شد و در سال چهارصد و سی و چهار هجری قمری در اوج قدرت، درگذشت. از این سال تا سال هشتصد و چهل و پنج هجری قمری به ترتیب خوارزمشاهیان، خاندان شلمه افشار، اتابکان فارس، آل مظفری، آل جلایر، تیموریان بر تمام یا قسمتی از خوزستان حکم راندند.
در سال هشتصد و چهل و پنج جنبش مذهبی دیگری به عنوان مشعشعیان در این نواحی شکل گرفت. رهبر این جنبش سیدمحمد مشعشع ادعای مهدودیت داشت و از این زمان خوزستان به دو ناحیه عرب‌نشین و غیرعرب‌نشین تقسیم شد. در سال هشتصد و هفتاد و دو هجری قمری سلسله ایلخانیان به دست ‌آق‌قویونلوها منقرض شد و سیدمحسن فرزند سیدمحمد مشعشع از اوضاع آشفته ناشی از آن استفاده کرد و بر سراسر خوزستان مسلط شد.
پادشاهان صفوی چندین بار برای سرکوب مشعشعیان و افشار به خوزستان لشگر کشیدند هر بار پس از سرکوب آنها مشعشعیان را بر حکومت نواحی تحت تسلط آنها ابقا کردند. با انقراض صفویان به دست محمود افغان خوزستان همچنان به تهماسب میرزا جانشین پادشاه شکست ‌خورده صفوی وابسته باقی ماند و محمود افغان برای دست یافتن به این ناحیه در سال هزار و صد و سی و شش هجری قمری لشگری به این ناحیه گسیل داشت ولی نتیجه‌ای نگرفت.
نادر شاه، افغان‌ها را از اصفهان بیرون راند و در بهار سال هزار و صد و چهل و دو هجری قمری از راه فارس و کهگیلویه روانه خوزستان شد. پس از قتل نادر، خاندان مشعشعی بار دیگر به ریاست موسی مطلب هویزه را به تصرف درآوردند. مشعشع‌ها پس از استقرار در هویزه به سوی شوشتر، دزفول و شوش روی آوردند و با طایفه آل‌کثیر جنگیدند و نواحی مزبور را تصرف کردند.
در همین دوران کریم‌خان زند پس از ده سال کشمکش و جدال قدرت را به دست گرفت. پس از درگذشت کریم‌خان زند بار دیگر خوزستان دچار هرج ومرج شد. درزمان فتحعلی شاه قاجارخوزستان به دوبخش تقسیم شد. بخش شمالی، شامل شوشتر، دزفول، هویزه جزء کرمانشاهان، به محمدعلی میرزای دولت شاه سپرده شد و بخش جنوبی آن شامل رامهرمز، فلاحیه و هندیجان جزء فارس به حسینعلی میرزا پسر دیگر فتحعلی شاه واگذار شد.
دولت شاهزاده مقتدر قاجاری دوباره برای سرکوب مخالفین به خوزستان لشگر کشید. در زمان همین شاهزاده بند معروف میزان در شوشتر بازسازی شد و آب به شاخه شطیط و نهرداران جریان یافت. در سال هزار و دویست و شصت و هفت هجری قمری قوای انگلیس از طریق خرمشهر وارد خوزستان شد و تا اهواز پیش آمد. 
پس از سال هزار و دویست و هفتاد سه هجری قمری که جنگ انگلیس با ایران روی داد تا پایان حکومت ناصرالدین‌شاه که چهل سال طول کشید در خوزستان جنگی روی نداد. در این زمان عشایر عرب به چند بخش تقسیم شده و هر بخش شیخی جداگانه داشت که حاج جبار خان نام‌آورتر از دیگران بود و پس از جنگ انگلیس فداکاری‌هایی از خود نشان داده بود توسط ناصرالدین شاه به رتبه سرتیپ اولی ارتقاء یافت.
پس از او پسرش شیخ خزعل جانشین پدر شد و با کشتن برادر زمام امور را به دست گرفت. این مرد که با حمایت انگلیس سراسر استان خوزستان را به چنگ آورده بود، در سال هزاروسیصدو سی ودوهجری قمری علیرغم بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول جانب انگلستان را گرفت. انگلیس‌ها عثمانی‌ها را از خوزستان بیرون کردند و رشته اختیار سراسر خوزستان را به دست گرفتند.
در خرمشهر، اهواز و شوش سپاه مستقر ساختند و در هر یک از شهرهای شوشتر و دزفول اداره سیاسی یا کنسولگری و عدلیه دایر کردند و در همه جا اداره‌های پست و تلگراف را به دست گرفته و سرپرستی آن‌ها را به مأموران خود واگذار کردند. از سال هزار و سیصدو سی ودو تا هزار و سیصد و سی و نه هجری قمری این وضع پایدار بود و شیخ خزعل نیز خود را امیر خوزستان (عربستان) می‌خواند. در دوران رئیس الوزرایی رضاشاه سپاهی از شیراز به بهبهان، سپاهی از اصفهان و سپاه سومی از بروجرد عازم سرکوب شیخ خزعل در خوزستان شد.
پس از جنگی کوتاه شیخ خزعل شکست خورد و با فرستادن پیامی به رئیس الوزرا امان خواست و در سال هزار و سیصد و پانزده ه‍-ش به روایت مرحوم محمدخان قزوینی این مرد را در سن هفتاد و پنج سالگی به دستور رضا شاه در منزلش خفه کردند و بدین وسیله عمر یکی دیگر از حکام محلی به سود قدرت یافتن دولت مرکزی به پایان رسید. سرانجام در بیست و دو بهمن سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت شمسی به عمر بیش از نیم قرن حکومت پهلوی‌ها نیز خاتمه داده شد.
اهواز
اهواز مرکز استان خوزستان است. بانی و تاریخ بنای شهر اهواز بدرستی معلوم نیست، عیلامیان شهری در حدود اهواز بنام «اکسین» بنا کرده بودند. پس از ویرانی آن، شهر اهواز در دوران اشکانیان، تجدید بنا گردید و پس از اشکانیان، اردشیر ساسانی به بنای مجدد اهواز همت گماشت و در دوران پس از ساسانیان نیز شهر اهواز دستخوش ویرانی شد که باز به عمران آن پرداختند.
ابن منشاد می‌نویسد: اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان است، شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستانو چینو از راه بصره و عراق و اصفهانبه سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند.
بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.
از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگل‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال هزار و سیصد هجری قمری همزمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازه‌ای گرفت.
ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد.
مراکز دیدنی
رودخانه کارون، گورستان زرتشتیان
آبادان
آبادان نام بندر و جزیره دلتا مانندی است که در گذشته «عبادان» نام داشته است. یاقوت حموی جزیره بزرگ را که بین دو شط یعنی اروندرود و کارون واقع شده «میان رود» نام داده است.
ناصر خسرو قبادیانی نیز در سال چهارصد و سی و هشت ه‍-ق آبادان را دیده و آن را توصیف کرده است. در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری آبادان به واسطه وجود صنعت نفت رونق و گسترش یافت.
در سال هزارو نهصد و نه میلادی شرکت نفت به دنبال عملیات استخراج نفت در خوزستان پالایشگاه و تصفیه‌خانه‌های عظیمی در آبادان ایجاد کرد. پس از ایجاد پالایشگاه اهمیت اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی این جزیره افزایش یافت.
در زمان سلطنت رضاشاه پهلوی نام عبادان به آبادان تغییر یافت. شهر آبادان قبل از حمله‌ عراق به ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی از شهرهای بسیار باشکوه و آباد ایران بشمار می‌رفت. در حال حاضر کار بازسازی و نوسازی این شهر به اتمام رسیده است.
اندیمشک
اندیمشک در کنار خرابه‌های شهر قدیم (لور) و (اری‌ترین) احداث گردیده است. لور شهری آباد بود که جغرافی‌نویسانی چون اصطخری و مقدسی از آن نام برده‌اند.
گویا شهر لور تا قرون وسطی از آبادی بهره‌مند بود و پس از آن رو به ویرانی نهاده است. اندیمشک در دوره قاجاریه و در حکومت حاج صالح‌خان مکری با ساختن قلعه‌ای اهمیت پیدا کرد و صالح‌آباد نامیده شد، سپس به اندیمشک تغییر نام یافت.
مردم این شهر در گذشته در کپرها، چادرهای ساده و بعدها در خانه‌های گلی زندگی می‌کردند. ولی امروزه رشد و توسعه قابل توجهی یافته است.
مراکز دیدنی:
شهر لورساسانی، چشمه عین خوش، چشمه دهلران، منطقه حفاظت شده کرخه، دریاچه سد کرخه
ایذه
ایذه یک شهر تاریخی است و آ‌ثاری از زمان‌های بسیار قدیم در آن به جا مانده است. این شهر در روزگار عیلامیان اهمیت و عظمت بسیار داشته و مرکز آن آنزان یا آشتیان بوده و در عهد ساسانیان نیز نام و اعتبار داشته است.
در کتابهای تاریخی و جغرافی دوران بعد از اسلام نیز نام این شهر ذکر شده است. مقدسی و ابن‌خرداد و یاقوت حموی از ایذه نام برده‌اند. آتشکده‌ای هم در آن شهر بود که تا زمان هارون‌الرشید فروزان بوده است.
«استرنج» می‌نویسد: ایزج به پل سنگی بزرگی که در آن شهر روی کارون بسته بودند معروف بود. پل مزبور را یاقوت از عجایب جهان شمرده است.
این پل که خرابه‌های آن هنوز دیده می‌شود، بنام مادر اردشیر بابکان (خزهزاد) نامیده می‌شود. کلمه ایذه در زمان اتابکان لر کمتر بکار رفت و به جای آن مالمیر (مال امیر) نامیده شد. کلمه ایذه در قرن‌های گذشته به کلی متروک شده بود تا در دوره پهلوی مجددا مورد استفاده قرار گرفت.
همچنین یکی از مراکز دیدنی این شهر نقوش کول فره است. کتیبه کول فره در انتهای دشت ایذه قرار دارد. در این اثر نقوش بدیع و حیرت‌انگیزی از صورتهای شاه، فرمانروا، زن، مرد، اسرا و جانورانی چون گاو، گاومیش و گوسفند حجاری شده‌اند.
نقوش این کتیبه در حال نیایش و احترام و حمل هدایا و تقدیس رب‌النوع یا امیر دیده می‌شوند. این اثر به دوران حکومت عیلام (قبل از میلاد) مربوط است و از آثار بسیار مهم باستانی استان خوزستان به شمار می‌رود.
مراکز دیدنی:
نقوش کول فره، مجسمه سوسن، قلعه تل، قلعه دیزه وراز، قلعه ارک، روستای شمی، نقش حونک اژدل، برد نبشته ایذه، نقوش کول فره، نقوش کوباد ایذه، کتیبه هانی، کوه تاراز، کوه تلکه، کوه تورک، کوه دوتو، کوه کله، کوه مونگشت، اشکفت سلمان(غار سلمان)، گورستان شمی
بهبهان
این ناحیه در روزگاران باستان وجود داشت و مرکز حکومت آن ابز قباد، قباد فره و ارگان نام داشت.مقدسی در وصف آن می‌نویسد: ارجان، ولایتی است بس مهم، دشتی و کوهستانی و دریایی پر از درختان نخل، انجیر و زیتون، نعمت‌های آن فراوان است.
یاقوت حموی درباره ارجان (بهبهان) می‌نویسد: نخستین کسی که ارجان را احداث کرد، قباد ابن فیروز بود. زمانی که با رومیان جنگید دستور داد شهری در مرز فارس و خوزستان احداث کنند و آن را ابز قباد نام نهاد.
در روزگار ساسانیان شهر ارجان که در دوازده کیلومتری بهبهان بود بنا گردید بعد از ویرانی ارجان مردم به بهبهان فعلی نقل مکان کردند.
در قرن چهارم میلادی شهر ارجان پر جمعیت و آباد بود. به قول مقدسی، ارگان خزانه فارس و عراق و بارانداز خوزستان و اصفهان بود. به قول حمدالله مستوفی ارجان در اوایل قرن هشتم، دیگر آبادی سابق را نداشت و در نیمه دوم قرن هشتم اثری از ارجان نمانده بود و طولی نکشید که بهبهان کنونی بوجود آمد.
مراکز دیدنی:
آب‌انبار مله‌ پیر گل سرخ، قلعه ارجان، قلعه های گلاب، قلعه باسیف، محوطه باستانی ارجان، یرانه های شهربه گوار، پل امام رضا، پل کسری، پل دختر ارجان، پل بند بکان‌، کتیبه‌ تنگ تک‌آب، رودخانه زهره، مسجد جامع بکان
خرمشهر
شهرستان خرمشهر که در گذشته به نام «بندر محمره» معروف بود، از دو قرن قبل به دلیل اهمیت سوق‌الجیشی فوق‌العاده مورد توجه استعمارگران قرار گرفت و چندین بار به اشغال قوای خارجی در آمده است.
امپراطوری عثمانی در سال هزار و هشتصد و هشتاد و سه میلادی، انگلیسی‌ها در سال هزار و هشتصد و پنجاه و هفت میلادی و ارتش متجاوز بعث عراق در سال هزار و سیصد و پنجاه و نه خورشیدی خرمشهر را اشغال کرده‌اند.
استرنج در کتاب سرزمین‌های خلافت شرقی درباره بندر خرمشهر (محمره) می‌نویسد: «بندر محمره» (خرمشهر) در کنار نهر حفار در جای سابق شهر بیان واقع شده است.
نهر حفار نواحی بالای شط‌العرب (اروند رود) را به دو قسمت بالای کارون متصل می‌کند. یاقوت، جزیره بزرگ را که بین دو شط یعنی شط‌العرب و کارون واقع شده «میان رودان» نام داده است.
مقدسی می‌گوید: این جزیره باتلاقی است که در یک زاویه آن کنار دریا شهر عبادان است و در زاویه دیگر در مصب شط کارون بندر سلیمان واقع شده است. کشف نفت در قرن نوزده و مجاورت خرمشهر با آبادان که بعدا پالایشگاه مدرنی در آن ساخته شد، اهمیت آن را دو چندان کرده است. رودخانه اروند‌رود یکی از مراکز دیدنی این شهر می‌باشد.
دزفول
دزپل یا دژپل را در اصطلاح محلی دزفیل و دژپیل گویند و معرب آن دسفول است. دزفول در زمان ساسانیان همزمان با پلی که در کنار آن بر روی رود دزبه منظور برقراری ارتباط بین پایتخت جدید یعنی جندی‌شاپور و شوشتر ساخته شد، بنا شده است.
دزفول در اصل اندامیش نام داشت و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام معروف بوده است. احتمالا نام دزفول یا دزپل از نام همان پل مشتق گردیده است. دز به معنی قلعه است. شهر دزفول در روی تپه‌ای به ارتفاع دویست و ده متر از رودخانه بنا شده و سردابهای عمیقی دارد. 
دزفول مانند شوشتر مدتها تحت‌الشعاع جندی‌شاپور بود و پس از ویران شدن آن، رونق یافت، سپس به سبب عدم توجه به تعمیر شبکه آبیاری عهد ساسانی، آسیب دید.
دزفول از هجوم مغول محفوظ ماند، ولی بعدا تحت فرمان ایلخانان در آمد، در مقابل امیر تیمور مقاومتی نشان نداد. نادرشاه چند بار به دزفول آمد و برای حفظ آن در مقابل لران قلعه دزشاه را در نزدیکی دزفول کنونی بنا نهاد.
مراکز دیدنی:
آسیاب‌های قدیمی رعنا و گله‌گه، آرامگاه شاه ابوالقاسم(و یعقوب لیث)، تپه چغامیش، شهر باستانی جندی، اهپور، حمام وزیر، حمام کرناسیون، پل دزفول، پل کرخه، کاروانسرای دزفول، بند بالا رود، منطقه حفاظت شده دز، دریاچه سد دزفول، هور مزرعه، مسجد جامع دزفول، مسجد لب خندان، مسجد علیشاه، بقعه ابو دانیال، بقعه پیر روبن، بقعه شاه رکن الدین، بقعه علی مالک
دشت آزادگان
دشت‌آزادگان در ابتدا به دشت میسان یا سهل میسان و بعد از آن به بنی طرف معروف بود. در سال هزار و سیصد و چهارده خورشیدی بنا به تصویب هیأت وزیران به «دشت میشان» تغییر نام یافت و در سال‌های اخیر «دشت آزادگان» نام‌‌گذاری شد.
ساکنان این منطقه را عشایر عرب زبان تشکیل می‌دهند. این شهرستان تا سال هزار و سیصد و بیست و سه خورشیدی جزء شهرستان اهواز بود و بعد از آن با پیوستن به بخش بستان به شهرستان دشت میشان و دشت‌‌آزادگان تبدیل شد.هورالعظیم یکی از مراکز دیدنی شهر می‌باشد.
رامهرمز
در لغت نامه دهخدا آمده است: «رامهرمز نام شهری است از بناهای هرمز پادشاه در اهواز در حوالی شوشتر و آن را رامز گویند و منسوب بدانجا را رامزی و رامی گویند و در قدیم آن را سمنگان می‌گفته‌اند. اصطخری می‌گوید: در رامهرمز پارچه‌های ابریشمی می‌بافند و به بسیاری از شهرها و دیار می‌برند.
می‌گویند مانی پیشوای دینی نامدار در این شهر کشته و به دار آویخته شده است و نیز گویند وی در این شهر در مجلس بهرام گور به مرگی حتمی درگذشت و سپس سرش را از تن جدا کردند و گفتند او را کشته‌ایم.
ابن‌البشار می‌گوید: رامهرمز قصبه بزرگی است و بازارهای بسیار و پر نعمت دارد. مسجد جامع زیبایی دارد که در گرد آن بازارهای آبادی بر پا بوده و از عضدالدوله دیلمی است: این بازار تماما سنگ‌فرش، مسقف، پاکیزه، زیبا و روشن است.
او همچنین به وجود کتابخانه‌ای در این شهر اشاره می‌کند و اهمیت و بزرگی آن را با کتابخانه بصره مقایسه می‌کند. شهرستان رامهرمز در سال‌های اخیر، مجددا اهمیت گذشته خود را به دست آورده و رو به توسعه و ترقی نهاده و امروزه از شهرستان‌های مهم استان خوزستان به شمار می‌رود.
مراکز دیدنی:
قلعه یزدگردی، قلعه دختر، ویرانه شهر مختارک، تل برمی، گورهرمز ساسانی
شهر شادگان
شادگان در سال‌های گذشته به علت ارتباط با خلیج‌فارس از راه پیش بندر بوزی، واقع در منتهی‌الیه خوردورق، اهمیت داشته است ولی به علت از کار افتادن بندرگاه در اثر پر شدن خوردورق از رسوبات، از اهمیت آن کاسته شده است.
شهرستان شادگان در گذشته یکی از بخش‌های مهم شهرستان خرمشهر بود و در سال‌های اخیر به شهرستان تبدیل شده است.تالاب شادگان و هور الدورق از مراکز دیدنی این شهر می‌باشند.
شهر شوش
شوش یکی از کهن‌ترین مراکز تمدنی جهان است در نتیجه کاوش‌های باستان‌شناسی آثار و بقایایی در آن یافت شده است که قدمت آن را به دوران ماقبل تاریخ مرتبط می‌سازد. عیلامی‌ها اولین قومی هستند که شوش را رونق بخشیدند. در دوران تسلط این قوم، شوش آنچنان اعتباری یافت که به پایتختی برگزیده شد.
شوش پس از تسلط هخامنشیان نیز عظمت خود را حفظ کرد و داریوش هخامنشی آن را به عنوان پایتخت زمستانی برگزید و تا اوایل تسلط مسلمانان عرب همچنان رونق داشت. در زمان ساسانیان، شوش پایتخت زمستانی بود.
از سده دوم تا هفتم ه‍-ق نیز دوباره رونقی نصیب این شهر گشت ولی با حمله مغولان، عظمت و شکوه آن از میان رفت. از سال هزار و هشتصد و چهل و نه میلادی باستان‌شناسان به کاوش در ویرانه‌های شوش پرداختند و آثار نفیسی از شهر خاموش و متروک شوش بدست آوردند. قلعه معروف شوش در سال هزار و هشتصد و نود و هشت توسط دمرگان بر فراز تپه اکروپل بنا شده است .
مراکز دیدنی:
ایوان کرخه، کاخ آپادانا، کاخ اردشیر، قلعه آکروپل (شوش)، هفت تپه، تپه های شوش (شهرشاهی)، تپه های شوش (شهرصنعتی)، معبد زیگورات، معبد برد نشانده
شهر شوشتر
شهر شوشتر از شهرهای بسیار کهن ایران است. طبق روایت گویند: شهرستان شوش و شوشتر را شوشیند (شوسن) زن یزدگرد پسر شاپور ساخت، زیرا او دختر ریش گلوته پادشاه یهودیان و مادر بهرام گور بود. در عید عیلامیان شهر هیدالو ظاهرا در موضع کنونی شوشتر بود و سپاهیان آشور بانیپال در دنباله فتوحات خود بدانجا رسیدند.
قدیمی ترین آثار به دست آمده نشان می‌دهد که شوشتر در زمان ساسانیان نیز وجود داشته است. در سال دویست و شصت میلادی والدین قیصر روم اسیر شاپور اول (دومین پادشاه سلسله ساسانی) گردید و در مدت هفت سال اسیری به ساختن سد عظیم شادروان در نزدیک شوشتر مشغول بود.
عرب‌ها، سد شادروان را از عجائب ابنیه جهان می‌شمردند و هنوز آثاری از آن باقی مانده است.شوشتر در دوره قاجاریه نیز کرسی ایالت خوزستان محسوب می‌شد.
در زمان فتحعلی شاه قاجار، شوشتر، دزفول و هویزه جزء کرمانشاه گردید و به محمدعلی میرزای دولتشاه سپرده شد. بر اثر طاعون در سال هزار و دویست و چهل و هفت ه‍-ق بیش از نیمی از جمعیت شهر خالی شد. در زمان سلطنت مظفرالدین شاه، دو دستگی حیدری و نعمتی در آن به اوج خود رسید و هر یک در کوچه‌ها و یا پشت‌بام سنگربندی کردند.
خزعل خان هم از این وضع استفاده کرد و دسته‌های عرب‌ها را به تاخت و تاز در شوشتر فرستاد. مردم شوشتر از آغاز ظهور اسلام مسلمان و بعدها شیعه شدند. شوشتر را دارالمومنین دانسته‌اند.
مراکز دیدنی:
آسیابهای آبی سیکا، خانه مستوفی، منزل معین التجار، کلاه فرنگی، خرف خانه، قلعه رستم عقیلی، قلعه سلاسل، قلعه رستم، روستای گتوند، شهر باستانی دستوا، پل شادروان، پل لشگر، پل آبشور، پل نفس کش، پل بند گرگر، پل حاج فدایی، کاروانسرای شوشتر، بند میزان، بند برج عیار، معبد توعاشقون، چشمه گراب، چشمه سی زنگر، آبشارهای شوشتر، مسجد جامع شوشتر، بقعه سید محمد گیاهخوار، بقعه سید محمد ماهرو، امامزاده عبدالله، بقعه براء بن مالک، بقعه خضر
شهر ماهشهر
نام قبلی ماهشهر بندر مهشور بود و پیش از آن مهرویان و ماچوله خوانده می‌شد. این شهر یکی از قدیمی‌ترین بندرهای خلیج‌فارس است حمدالله مستوفی می‌گوید: «به فاصله کمی از رودخانه شیرین یعنی رودخانه زهره که به تازگی به رودخانه طاب مرسوم شده، قرار دارد. بندر مهرویان در مرز غربی فارس واقع شده است.
این شهر اولین بندری بود که کشتی‌های مسیر بصره به اروند رود و به هند از آن می‌گذشتند. این شهر در سال 1326 تابع خرمشهر شد و سرانجام در سال 1339 به صورت شهرستان در آمد و تا قبل از ایجاد تأسیسات خارک، بزرگترین بندر صادراتی نفت ایران بود و هم اکنون نیز مهمترین واحد تبدیل و صدور گاز در این بندر قرار دارد و فرآورده‌های صادراتی پالایشگاه آبادان از طریق این بندر صادر می‌شود.
مراکز دیدنی:
روستای صالحک، شهر باستانی آسک، جراحی – مارون
مسجد سلیمان
مسجد سلیمان از شهرهای مهم نفتی استان خوزستان بشمار می‌رود طبق کاوش‌های باستان‌شناسی، آثار کهن مربوط به زندگی غارنشینی و دوران ماقبل تاریخ در این سرزمین کشف شده است و گفته می‌شود که در همین مکان هوشنگ پیشدادی در اثر برخورد دو سنگ چخماق شعله آتش را برای اولین بار کشف کرده است.
مسجد سلیمان در زمان کیانیان، عیلامی‌ها، مادها، پارس‌ها، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان اهمیت فراوانی داشته است و آثار بر جای مانده از آن دوران شاهد این ادعاست. مسجد سلیمان همچنین زادگاه چیش پیش پارسی بوده است.
این شهر در قرن هشتم قبل از میلاد جزء سرزمین عیلام بود و در آن عصر «آساک» نام داشت و در دوران پارس‌ها «پارسوماش» نامیده می‌شد. در قرون وسطی نیز «تلغر» نامیده می‌شد، سپس به «جهانگیری» و «میدان نفتون» معروف گردید. بعد از اینکه آثار آتشکده سر مسجد برای همگان مشخص شد، بنابه تصویب مجلس شورای ملی در سال هزار و سیصد و پنج خورشیدی به «مسجد سلیمان» تغییر نام یافت.
مراکز دیدنی
صفه سلیمان سرمسجد، قلعه تزک دز، قلعه بردی، قلعه خواجه، قلعه لیت، تپه باستانی کلکه زری، سیم بند، پل نگین، کتیبه تنگ صئولک، محراب سر مسجد، چشمه و حوض گلگیر، غار کهناب(اشکفت کهناب)، دریاچه سد کارون، سد خلیل خان

زنجان

که آن را فلات زنجان نیز می نامند ، در ناحیه مرکزی شمال غربی ایران واقع شده است.
استان زنجان با هفت استان هم مرز است. این استان از شمال بهاستان های اردبیل و گیلان، از شرق به استان قزوین، از جنوب به استان همدان ، از جنوب غربی و غرب به استان‌های کردستانو آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی محدود است.
استان زنجان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، دارای 7 شهرستان، 16بخش، 16شهر،46 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه است
استان مذکور از دو منطقه کوهستانی و جلگه ای تشکیل یافته است. مناطق کوهستانی این استان اغلب دارای قله های مرتفع هستند و در نواحی شمالی شهرستان زنجان، بخش‌های مرکزی، طارم علیا، طارم سفلی، ماه نشان، ایلات قاقازان و در غرب و جنوب غربی آن، شهرستان خدابنده (قشلاقات افشار) قرار گرفته اند. سایر نقاط استان را مناطق جلگه ای یا دشت های آن در برمی گیرند.
میزان بارندگی در این استان، سالانه 323 میلی‌لیتر و میانگین تعداد روزهای یخبندان آن در طول سال 115 روز است. حداکثر مطلق دما در شهر زنجان 40 و حداقل آن 6/29- درجه سانتی گراد ثبت شده است.
فصل سرمای منطقه از اوایل آذر ماه با بارش برف‌های پیاپی که سراسر استان و به ویژه ارتفاعات را می‌پوشاند شروع می‌شود و معمولاُ تا اواخر فروردین ماه ادامه دارد. مهم ترین بادهای استان مشتمل بر باد سرمه (مه) و باد گرم است.
شهر زنجان
تاریخ بنای شهر زنجان را با سلطنت اردشیر بابکان همزمان دانسته‌اند و در آن دوره‌، آن را شهین، یعنی منسوب به شاه می‌نامیده‌اند. این نام طی قرون و اعصار به زنگان وسپس به زنجان تبدیل شده است.
در قرون چهارم وپنجم هجری قمری، زنجان به علت داشتن چراگاه‌های وسیع، مورد توجه قبیله‌ ‌های ترک نژاد قرار گرفت و قبیله های گوناگون ترک در زنجان و نواحی مختلف آن، به ویژه در چمن سلطانیه، مسکن گزیدند.
درحمله مغول، شهر زنجان و آبادی‌های اطراف آن آسیب فراوان دید. سپس ایلخانان مغول به این شهر توجه فراوان نشان دادند، مخصوصاُ سلطان محمد خدابنده در توسعه این ناحیه کوشید. این شهر در سده های بعد نیز شاهد حوادث و رویدادهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی نظیر شورش علی محمد باب، مبارزات ملوک الطوایفی، نهضت مشروطیت، تاخت وتاز فئودال‌ها، درگیری دموکرات‌های آذربایجان و .... بوده است.
مراکز دیدنی و تاریخی
مسجدجامع زنجان، مسجد میرزایی، مسجدقلایر، کانون قرآن، مسجد اسحاق میرزا، مسجد خانم، مسجد سلطانی،امامزاده سیدابراهیم، امامزاده موسی، امامزاده یعقوب، کوه ابدال، کوه بابا گیلدر، کوه بلقیس، کوه چال، کوه قبله داغ، کوه لعل کان، کوه سندران، رودخانه قزل اوزن، زنجان رود، ایجرود، چشمه وننق زنجان، چشمه آب گرم آبدال، چشمه آب گرم انگوران، چشمه الله بلاغیف بزینه رود، غار کتله خور گرماب، غار های داش کسن، غارخرمته سر، غار گلجیک، منطقه انگوران، سد تهام، عمارت ذوالفقاری، بنای رختشورخانه، خانه شهردار، گنبد خرقان، ساختمان استانداری، حصار شهر زنجان، قلعه شمیران، قلعه سانسیر، قلعه اسماعیلیه، روستای شاه نشین، تپه صائین قلعه، روستای شیلا نور، حمام قیصریه، حمام جامی داداش، حمام میربها، پل میربهاء الدین، پل سردار، پل حاج سیدمحمد، کاروانسرای سر چم، معبد داش کسن.
شهرستان ابهر
منطقه ابهر و مناطق اطراف ابهرود (ابهر چای)، از نخستین زیستگاههای انسانی در ایران است و از پیشینه تاریخی طولانی برخوردار است. در هزاره دوم پیش از میلاد، دره ابهررود از رونق قابل توجهی برخورداری بوده است درقرن نهم پیش از میلاد، مادها در این منطقه اتحادیه ای از قبیله‌های گوناگون را به وجود آوردند که مقر آن در ابهر چای بوده است.
در زمان روی کارآمدن حکومت ایلخانان و انتخاب سلطانیه به عنوان پایتخت، این منطقه به علت برخوردارشدن از شبکه های جاده ای اهمیت ارتباطی قابل توجهی به دست آورد .وجه تسمیه این شهر از واژه پهلوی (اوهر) گرفته شده است.
این واژه به معنای محل بستن آب هاست . جایگاه نخستین خانه های این شهر، تپه ای باستانی به نام تپه قلعه است و درکناره راست ابهر رود جای دارد. این محل یکی از نخستین زیستگاههای انسانی منطقه زنجان به شمار می رود و حداقل از اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد مورد استفاده و محل سکونت جماعت های آغازین بوده است.
مراکز دیدنی و تاریخی
بقعه پیراحمد، امامزاده زیدالکبیر، امامزاده محمد، امامزاده ابراهیم، امامزاده اسماعیل، بقعه ملاحسن، مسجد جامع ابهر، مسجد جامع قروه، ابهر رود، بنای چلبی اوغلی، ارگ سلطانیه، روستای ویر، علمدار تپه
شهرستان خدابنده
شهرستان خدابنده درجنوب شرقی زنجان واقع شده است. در این منطقه ایلات خدابنده لو و افشار با اقوام بومی درهم آمیخته و نژادی را پدید آورده اندکه ازنظر تیپولوژی به نژاد موسوم به زنجانی معروف شده است. شهرستان خدابنده دو شهر تاریخی سهرورد و سجاس را در خود جای داده است. جایگیری جماعت های انسانی و یکجانشینی آنان در این مناطق به اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره پنجم پیش ازمیلاد مربوط است.
مراکز دیدنی و تاریخی
مسجد جامع سجاس، بقعه قیدارنبی، امامزاده ابراهیم، امامزاده یحیی، خر رود، سجاس رود، روستای سجاس، روستای گرماب

سمنان

با وسعتی برابر 98515 کیلومتر مربع 8/5 درصد مساحت کل کشور است.
این استان از نظر مساحت ششمین استان کشور است. وسعت آن حدود چهار برابر تهران می باشد. این استان در حال حاضر دارای 4 شهرستان 14 شهر 10 بخش و 28 دهستان است.
شهرهای آن عبارتنداز: سمنان، شاهرود، دامغان و گرمسار.شهرهای تابعه استان نیز عبارتند از سمنان - مهدی شهر- شهمیرزاد - سرخه -شاهرود -بسطام -تجن -کلاته -خیج -میامی -بیارجند -دامغان -گرمسار -ایوانکی و آرادان.
استان سمنان در دوران باستان بخشی از چهاردهمین ایالت تاریخی ورن (ورنه) از تقسیمات شانزده گانه اوستایی بود.
برخی از دانشمندان این ایالت را گیلان فعلی می دانند ولی قدر مسلم این که ورن یا ورنه متشکل از صفحات جنوبی البرز و خوار شمال سمنان، دامغان، خوار, دماوند، فیروزکوه، شهمیرزاد، لاسگرد، ده نمک و آهوان، قوشه، ویمه و نقاط کوهستانی مازندران بوده است.
سمنان
در زمان کمبوجیه سمنان مانند پلی سه ایالت ری و خراسان و استرآباد را به هم وصل می کرد. در دوره های بعدی نیز منطقه سمنان مورد توجه خاص حکومت های مرکزی قرار گرفت و مناقشه های متعدد بر سراین منطقه بین قدرتمندان در گرفت.
اشکانیان هم ایران را به هجده ایالت تقسیم کرده بودند که یکی از آنها کمیس یا قومس در نواحی سمنان و دامغان بود. از زمان سلسله طاهریان تا غزنویان نیز سمنان اهمیت خود را حفظ کرد و ازجمله مناطقی بود که شاهد انبوه کشمکش‌ها بود.
یکی از حکام معروف ایالت کومش در زمان غزنویان امیر اجل بختیار بن‌محمد معروف به ابوحرب بختیار بود که بانی منار مسجد جامع سمنان و بقعه پیر علمدار کرمان بود.سمنان در دوران مغول همچون سایر نقاط ایران از حملات در امان نماند و متحمل خسارات فراوان شد.
مراکز تاریخی و باستانی
‌‌‌برج چهل دختران: در اواسط خیابان حکیم الهی و بر سر راه شهر به محلات ثلاث برج کهنه و قدیمی و نیمه مخروبه ای وجود دارد که به نام برج چهل دختر یا چهل دختران نامیده می‌شود.
وجه تسمیه این برج چنین است که مردم معتقد برج مذکور را چهل دختر که دست از تعلقات دنیوی کشیده و تارک دنیا شده بودند با گل و خشت ساخته اند.
قدر مسلم این است که تاریخ بنای برج با آتشکده به زمان قبل از اسلام بر می‌گردد.
همانطور که از نام کوشمغان و زاوغان که در نزدیکی برج قرار دارد برمی‌آید و با توجه به مقام مغ که پیشوای زردشتیان بود می‌توان اطمینان‌داشت که برج مذکور زمانی‌ آتشکده و یکی از اماکن متبرکه زردشتیان بوده است.
این بنا به صورت برج هشت ضلعی است که هر ضلع آن در خارج 4.5 و در داخل 2.80 متر است ،ارتفاع برج در بعضی قسمت‌ها 10 متر و در قسمت‌های نسبتا سالم دیگر به دوازده متر می‌رسد ضخامت دیوار تقریبا 50 تا 60 سانتیمتر است.
ارگ علاء‌‌: ارگ علاء در 9 کیلومتری جنوب شرقی سمنان و کنار جاده سمنان به پایگاه هوایی در بخش علاء واقع شده است و یکی از آثار تاریخی اواسط قاجاریه به شمار می‌رود که به ثبت آثار تاریخی رسیده است.
مساحت تقریبی آن در حدود 100 متر و دارای زیربنایی در حدود 120 متر است . ارتفاع آن حدود 4.5 مترکه‌ با اضافه شدن طبقه دوم به حدود 8 متر می رسد . بنای ارگ به شکل شش ضلعی و ساختمان آن در دو طبقه ساخته شده است که ظاهرا محل حکومت محلی نیز بود.
دارالحکومه سمنان: این بنا در جنوب شهر و در میدان ابوذر غفاری (پاچنار) واقع شده است.‌ بنای دارالحکومه را به دوره فتحعلی شاه قاجار و پیش از زمان حکومت حاجی بهمن میرزا بهاء الدوله پسر فتحعلی شاه در سمنان نسبت می‌دهند.
قبل از اینکه ساختمان ارگ دولتی سمنان در شمال شهر احداث شود، دارالحکومه سمنان در جنوب شهر و در همین بنا که امروز به خانه کلانتر معروف است، مستقر بود.
شکارگاه ملاده (خانه ابراهیم‌خان): در روستای سرسبز و خوش آب و هوای ملاده (در حدود 70 کیلومتری شمال سمنان) دو عمارت بزرگ و باستانی و زیبا وجود دارد که در دو سمت شرق و غرب به فاصله حدود 50 متر به موازات یکدیگر قرار گرفته اند.
مصالح اصلی بنا، خشت و آجر و نمای آن آجر و گچ است . هر یک از این دو نوع ساختمان دو طبقه و دارای تعداد زیادی اتاق و راهروی مربوط به اتاق‌ها و طبقه فوقانی است . معماری ساختمان‌های مذکور بسیار زیباست.
مناره سلجوقیان سمنان: این مناره که در زمرة زیباترین مناره‌های تاریخی دوره سلجوقی است، در گوشة شمالشرقی مسجد جامع سمنان و در کنار شبستان شرقی واقع شده و به منار مسجد جامع نیز معروف است.
ارتفاع منار کنونی از سطح قاعده 31.20 متر و از روی بام 25.75 متر است که به علت وجود شبستان شرقی در پای منار 5.5 متر ، قسمت تحتانی آن دیده نمی‌شود. محیط مناره همجوار بام مسجد بیش از پنج متر است.
آرامگاه شیخ علاء الدوله سمنانی: این ساختمان واقع در روستای صوفی آباد سمنان، در آغاز بنایی رفیع و با عظمت بود که بدستور عمادالدین جمال الدین عبدالوهاب وزیر سلطان محمد خدا بنده از خشت خام ساخته شد، سپس خانقاهی برآن افزود و در آنجا به ریاضت پرداخت و پس از مرگ در آنجا به خاک سپرده شد.
بنای خانقاه و آرامگاه این عارف مشهور که بازماندة معماری اواخر قرن هشتم است به علت نداشتن استحکام و بی‌‌توجهی روبه ویرانی نهاد، به طوری که به جز دو ستون ایوان بقیة بنا منهدم شد .
مقبره پیرنجم‌الدین: این مقبره منسوب به پیر نجم الدین دادبخش یا تاج بخش در گورستانی به همین نام در سمنان واقع شده است.از شجره نامة مدفون این آرامگاه اطلاع صحیحی در دست نیست، ولی عده ای وی را یکی از سرداران ملی سمنان در حملة مغول می دانند.
مقبره پیر نجم الدین که یکی از آثار دوره مغول است، شامل ایوان، حرم و گنبد است و به علت اینکه قبلا در وسط گورستان قرار داشته و حالا در خیابان می‌باشد، صحن ندارد.
آرامگاه حکیم الهی: آرامگاه این حکیم در نزدیکی میدان امام خمینی (ره) سمنان و در کنار خیابان حکیم الهی مقابل دبیرستان دهخدا واقع شده و مدفن یکی از چهره های تابناک فلسفه و حکمت و یکی از مفاخر گرانمایه سمنان است. بنای آرامگاه را ایوان و چند سالن و اتاق تودرتو تشکیل می‌دهد.
بر پیشانی ایوان که مشرف به خیابان است و حدود پنج متر ارتفاع دارد کتیبه ای از جنس کاشی قرار گرفته است. حکیم الهی در رمضان 1243 متولد و در ربیع الاول 1323 فوت کرد. آرامگاه مذکور با تلاش پسرش حاج عبدالجواد الهی در سال 1321 شمسی بنا شد.
آرامگاه فانی: این آرامگاه در حدود صد متر با آرامگاه پیرنجم الدین فاصله دارد و مقبره ای زیبا از شاعری وارسته بنام فانی سمنانی و همچنین سید ابوطالب حسنی،ْ سردار ملی سمنان در نهضت مشروطه قرار دارد.
این آرامگاه به دلیل قدمت کم آن، جزو آثار تاریخی به شمار نمی آید . ولی از آنجا که مزار یکی از شاعران به نام است و نیز دارای نمایی جالب است از نقاط دیدنی سمنان محسوب می‌شود . آرامگاه فانی شامل گنبد و حرم و صحن و فاقد ایوان می‌باشد.
نمای خارجی به صورت مکعب مستطیل آجری می باشد که دو در اصلی طرفین بنا، حیاط را به بیرون متصل می‌کند.
مقبره درویش محمد: در قسمت شمالغربی سمنان و در روستایی به نام مومن آباد بین راه شوسه سمنان به فیروزکوه مقبره ای به نام درویش محمد وجود دارد. از تاریخ فوت و دفن این آرامگاه اطلاع درستی در دست نیست.
ولی گفته شده که وی یکی از عارفان قرن هشتم و از پیروان عارف بزرگ وار شیخ علاءالدوله سمنانی بوده، برخی نیز می گویند که مقبره تقی الدین علی دوستی سمنانی شاگرد معروف شیخ است.
درویش محمد به علت وارستگی و کرامتی که داشت مورد توجه و احترام مردم سمنان و نواحی آن بود و به همین جهت، درویش مومن‌آباد نیز نامیده شده است.
قلعه‌های سارو: در 10 کیلومتری شمالشرقی سمنان در نقطه ای کوهستانی به نام سارو آثار دو قلعه بسیار محکم و تسخیر ناپذیر موجود است که طرز ساختمان و انتخاب محل بنای آنها قابل توجه و درخور تحقیق است. این قلعه ها در دو طرف کلاته یا مزرعه سارو که چشمه ساری زیبا است واقع شده اند.
قلعه شمالی بر اثر گذشت زمان و بروز سوانح طبیعی و خرابکاری افراد گنج یاب تا اندازه ای ویران شده و خالی از سکنه است ولی اسکلت محکم آن ابهت خاصی به این دره بخشیده است.
قلعه کوشمغان: در سه کیلومتری غرب سمنان سه محله وجود دارد که در حال حاضر به نام های کوشمغان، زاواغان و کدیور خوانده می‌شوند و مجموع این سه محله را نیز محلات ثلاث می‌نامند.
با توجه به آثار موجود، محله‌های مذکور از محله های بسیار کهن سمنان محسوب می‌شوند. نام اصلی کوشمغان کوشک مغان بود که براثر کثرت استعمال کوشمغان شده است.
در این محله قلعه قدیمی ویرانی وجود دارد که در گذشته خندقی نیز در اطراف آن وجود داشت و مردم با استفاده از تخته پل وارد قلعه می‌شدند. در قلعه که از گذشته باقی مانده یکپارچه از سنگ است.
قلعه لاسگرد: در بین بقعه سیدرضا و شمال کاروانسرای شاه عباسی لاسگرد، یکی از معروفترین قلعه های سمنان به نام دژ لاسگرد وجود دارد که با توجه به سرحدی بودن قریه لاسگرد در دوران قبل از اسلام به ویژه در زمان اشکانیان، احتمال می‌رود این قلعه در زمان اشکانیان بنا شده باشد.
این قلعه مستحکم که با خشت های خام بزرگ ساخته شده تا اواسط دوره قاجاریه پابرجا بود و پس از این تاریخ روبه ویرانی نهاد. آنچه اکنون از این قلعه عظیم مانده گذرگاهای زیرزمینی سه طبقه ای است که همه به یکدیگر راه دارند.
قلعه پاچنار: در جنوب غربی میدان ابوذر و در محله اسفنجان سمنان آثار دو قلعه پر ابهت و قدیمی به چشم میخورد که به قلعه های پاچنار معروف هستند.
این قلعه ها به صورت دژهای دوران باستان ساخته شده بودند و از زمره قلعه‌های بسیار مهم نظامی و دفاعی شهرستان به شمار می‌رفتند. بعضی‌ها قدمت و تاریخ بنای این قلعه‌ها را به دوران طاهریان نسبت می‌دهند.
میدان باستانی دلازیان(چشمه شیخ): این میدان در هشت کیلومتری جنوب شرقی شهر سمنان و در پانصد متری خم رودخانه گیناب واقع شده است در انتهای اراضی کشاورزی نمای هشت تپه نزدیک به هم دیده می‌شود هرچند جاگیری تپه ها در کنار هم شکل هندسی ویژه‌ای ندارد اما از هر سو که بدان‌ها بنگریم همواره هشت برجستگی از دور پیداست.
بلندی این تپه‌ها یکسان نیست. ولی تفاوت زیادی هم ندارند. فاصله بین دامنه های پست تپه جنوبی تا دامنه های پایین تپه شمالی بالغ بر230 متر و فاصله مشابه تپه شرقی تا تپه غربی معادل 300 متر است. وسعت دامنه های هر یک از تپه ها متفاوت است و تپه های کوچکتر نیز دامنه و کنار تپه های بلند جای دارند.
تپه تاریخی ناسار (نوحصار): این تپه در سه کیلومتری شرق شهر سمنان و در پنج کیلومتری جنوب راه شوسه آن واقع شده است. در مورد وجه تسمیه آن عقیده بر این است که نام ناسار در اصل نو‌ حصار بوده و در اثر مرور زمان به ناسار تبدیل شده است.
آثار باقی مانده این شهر به صورت تل بزرگی در شمال شرقی ناسار فعلی مشاهده می‌شود. در حفاری‌هایی که سالیان قبل در این تپه به عمل آمد، اشیای فراوانی کشف شد. از قراین چنین بر می‌آید که بنای این شهر در حمله‌های اقوام مهاجم نابود شده و قریه ناسار کنونی در کنار خرابه‌های آن بنا شده‌ و لذا به نوحصار یا حصار نو معروف شده‌است.
حمام پهنه و گرمابه حضرت: حمامِ پهنه یکی از آثار قدیمی و ارزشمند سمنان است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است . این حمام که در گوشة شمال غربیِ تکیة پهنة سمنان، بینِ مسجدِ جامع و مسجدِ امام خمینی ( ره ) و امامزاده یحیی قرار گرفته و در سال 856هجری قمری،در زمانِ سلطنتِ ابوالقاسم بابرخان، پادشاهِ تیموری و به دستورِ وزیرِ وی، خواجه غیاث الدین بهرام سمنانی ساخته شده است.
حمام ناسار: این حمام در بازار عمومی شهر سمنان و جنوب شرقی تکیه ناسار واقع شده است و قریب سه قرن قدمت دارد و یکی از بناهای دوره صفویه است. این بنا در سال 1118 هجری در زمان شاه عباس به همت حاجی‌الحرمین آقا ملکی ساخته شد.
بر بالای سر در کوچک حمام که به وسیله راهروی طویل و به سربینه متصل می‌شود سنگ نبشته ای به ابعاد 30 در 20 سانتی متر به رنگ سیاه وجود دارد که نام سازندگان آن را نوشته است.
حمام قلی: این حمام در خیابان امام خمینی سمنان پشت هتل کومش در کوچه معروف به ملاقزوینی واقع شده‌است. در این حمام کتیبه‌ای که حاکی از تاریخ بنای اولیه آن باشد وجود ندارد اما عده ای تاریخ بنای آن را با آب انبار مقابل بنا هم‌زمان می‌دانند و اگر چنین باشد می‌توان این حمام را در زمره یکی از آثار قرن دهم به‌شمار آورد.
حمام نخست: این حمام در ابتدای بازار عمومی سمنان و در کنار خیابان شهداء قرار دارد که نسبت به حمام‌های دیگر سمنان جدید است. این حمام دارای سه بخش سربینه، گرمخانه و خزانه و بیش از سه متر از کف خیابان مجاور پایین‌تر است. سر در اولیه حمام دارای کاشی کاری و کتیبه‌ای از کاشی قرمز است که تاریخ ساخت آن نوشته شده‌است.
کاروانسرای شاه عباسی سمنان: در خیابان استاد مطهری جنب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سمنان کاروانسرایی از دوره صفویه معروف به رباط شاه عباسی موجود است که به فرم چهار پلانی ساخته شده است حیاط کاروانسرا مستطیل شکل به طول 32.30 متر و عرض 26.5 متر است.
دو ضلع شمالی و جنوبی رباط دارای دو ایوان هم اندازه و مشابه با قوس جناغی است و در طرفین هر ایوان شش ایوان کوچک با قوس های جناغی است که به اندازه نیم متر از سطح حیاط بلند تر است.
کاروانسرای شاه عباسی لاسگرد: در 36 کیلومتری سمنان و در قریه لاسگرد کاروانسرای آجری بسیار بزرگی از بناهای زمان شاه عباس اول صفوی قرار دارد. این کاروانسرا که در سمت جاده سمنان به تهران واقع شده دو ایوانی است و حیاطی وسیع دارد.
طول حیاط از شمال به جنوب 36 متر و عرض آن از شرق به غرب 31.5 متر است که اطراف آن را 24 حجره احاطه نموده است که حجره ها با کمی اختلاف قرینه یکدیگرند. دو ایوان بزرگ در غرب و شرق رباط ساخته شده است که با درگاه کوتاه و چند پله به دالان های چهار گانه پشت مربوط می شود . سقف این ایوان تاق ضربی بزرگی است که تزئینات مربع شکل تودرتو دارد.
کاروانسرای شاه سلیمانی آهوان: این کاروانسرا که در روستای آهوان، در 42 کیلومتری شرق سمنان واقع شده‌است، در سالِ 1097 هجری قمری در زمانِ شاه سلیمان صفوی، برای استراحت زایرین امام هشتم که از سمنان و آهوان به مشهد مقدس، مشرف می‌شدند، ساخته شد. اما به غلط، کاروانسرای شاه عباسی نام گرفت.
کاروانسرای شاه سلیمانی آهوان، دارای حیاط وسیع مستطیل شکل، به طول 40 متر و عرض 32 متر، و چهار ایوانی است. جمعاً در اطراف حیاط 24 اتاق احداث شده است که ابعاد آنها به ترتیب 3.35 و 2.90 متر است.
آتشگاه سمنان: در محله اسفنجان سمنان آتشگاهی وجود داشت که تا سالیان قبل آثار ستون های ساختمان آن باقی بود این ستون ها در میان حصارهای سر به فلک کشیده متعلق به دوره های قبل از اسلام واقع بود.
اصولا آتشکده و آتشگاه مربوط به دوره های قبل از اسلام است و از این نظرمی توان پی به قدمت محله اسفنجان و آتشگاه سمنان برد.
در حال حاضر خرابه هایی کوچک از منطقه آتشگاه باقی مانده است. دیوارهای کوتاه با تلی خاک نمایانگر دوره احداث این بنا است. این منطقه و اطراف آن هم اکنون با ساختن خانه‌های جدید، مسکونی شده و آثار باقی مانده آتشگاه نیز به تدریج در حال نابودی است.
بقعه پیر علمدار:

در نزدیکی میدان امام خمینی(ره) سمنان مقبره ای وجود دارد که به پیر علمدار مشهور است . در مورد نسب و تاریخ زندگانی مدفون این آرامگاه اطلاع دقیقی در دست نمی باشد.‌ عده ای معتقدند که درهنگام مسافرت حضرت امام رضا از مدینه به مرو , در سال 198 هجری قمری پیر علمدار نیز جزو ملتزمان رکاب ایشان بود و وقتی به سمنان رسیدند پیر علمدار فوت نموده و در محل کنونی دفن گردیده و عده ای نیز معتقدند که علمدار یکی از مجاهدین و سرداران ملی سمنان بوده و در حمله مغول به سمنان در راه دفاع از وطن به شهادت رسیده است.
مراکزخرید:
بازار سمنان: این بازار در حدود 180 سال قبل، در اوایل سلطنت سلسله قاجاریه ساخته شد. بازار سمنان که به سبک معماری سنتی ایران با سقف های خشتی و آجری متناسب با وضعیت آب و هوای خاص منطقه کویری ساخته شده، بزرگترین مرکز خرید و فروش کالاهای تجارتی است. در گذشته بازار عمومی شهر متشکل از راسته بازار و بازار شیخ علاءالدوله (بازارمرده‌ها) بوده است.
بازار شیخ علاء الدوله: بازار شیخ علاءالدوله از جنوب خیابان امام خمینی سمنان و متصل به آن شروع می‌شود و در 2000 متری، اندکی به شمال متمایل می‌شود و در شمال خیابان امام خمینی و متصل به آن تا گورستان قدیمی علمدار ادامه می یابد.به سبب احداث این خیابان، این بازار به دو قسمت تقسیم شده است. بازار در قرن هشتم به همت شیخ علاء الدوله سمنانی عارف مشهور ایران همزمان با بنای شبستان شیخ علاء الدوله ساخته شد.
دامغان
دامغان در حدود 400 سال پیش از میلاد مسیح چنان عظمتی داشت که اشک سوم و تیرداد اشکانی در سال 249 پیش از میلاد آن را پایتخت خود اعلام کردند. این شهر تا قرن دوم میلادی اهمیت خود را حفظ کرد و مرکز ایالت بزرگ قومس بود. برخی ها، طرح این شهر را به هوشنگ نسبت داده اند.
این نظریه به واقعیت نزدیکتر است که مردم این منطقه دراطراف رودخانه چشمه علی که در دره کوههای شمالی جاری است اسکان یافتند و مدنیتی را بوجود آوردند. چنانکه نوشته اند , نزدیک به چهارصد سال پیش از میلاد جمعی از مغان در مسیر رود سکنی گزیدند و به همین علت , نخست این منطقه ده مغان نامیده می شده و به مرور زمان و در آخر الامر به دامغان تبدیل گردید.
دامغان مدتی پایتخت زمستانی اشکانیان بود و تا کشته شدن یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی موقعیت خود را حفظ کرد. در دوره های حکومت امویان، عباسیان، طاهریان سامانیان، سربداران و دیلمیان دامغان از موقعیتی ممتاز برخوردار بود.
بناها و یادمان‌های تاریخی
عمارت آغامحمدخان وفتحعلی شاه قاجار:

استان قومس وعلی الخصوص شهر دامغان مورد توجه اولین پادشاه قاجار بود و به همین جهت آغا محمد خان و فتحعلی شاه در چشمه علی دامغان ساختمان‌های زیبایی را بنا کردند. این دو ساختمان تقریبا مقابل هم واقع شده اند...
نقاره خانه: نقاره خانه در جنوب قوشة دامغان و در پیرامون دهکده امروان قرار گرفته است. علاوه بر نقاره خانه در میان تپه ها و خرابه های متعدد ، بنای ویرانه ای از خشت خام برجای مانده است.
عده ای معتقدند این بنا بقایای شهر تاریخی صد دروازه ویا قومس یا کومش است. ولی از چندوچون و آن اطلاع دقیقی در دست نیست. در اطراف ویرانه مذکور، تپه ها و خرابه هایی به چشم می خورد که دارای برج های دیده بانی و مخروبه هستند .
مقبره شاهرخ میرزا: این مقبره در ضلع شمال شرقی صحن امام زاده جعفر (ع) در شهر دامغان بنا گردیده و به شکل مربع می باشد که طول ضلع خارجی آن پنج متر و طول ضلع داخلی آن چهار متر است. این بنا دارای گنبدی مدور و کوچک است. ارتفاع ساختمان آن در حدود یازده متر است و به نام مقبره شاهرخ میرزا معروف شده است.
گنبد چهل دختر: گنبد چهل دختر در مرکز شهر دامغان و در ضلع آستانه مبارک حضرت امام زاده جعفر (ع) قرار دارد. این برج از بناهای دوره سلجوقی است. بنای مذکور در سال 446 هجری به دستور ابو شجاع , موسوم به اسفارنکی بن اصفهانی از آجر ساخته شده است.
محیط خارجی این برج 2380 متر , قطر داخلی آن 5.5 متر و ارتفاع آن 15 متر می باشد. در بالای آن نزدیک به گنبد، کتیبه ای به خط کوفی با تزئینات زیبای آجری و قطار بندی‌های جالب مشاهده می شود.
برج طغرل: برج طغرل در سال 490 هجری قمری در جنوب روستای مهماندوست واقع در 20 کیلومتری شمال شرقی دامغان و در نزدیکی آبادی امام آباد بنا گردیده است. شعاع داخلی این برج 92/7 متر و ارتفاع آن 12 متر است. ارتفاع اصلی برج در گذشته بیشتر بوده است. و بعدها به علت فرو ریختن گنبد مخروطی شکل و زیبای این بنا از ارتفاع آن کاسته شد.
این برج آجری که مشهور به برج معصوم زاده است دارای تاق نماهای بلند و مقرنس کاری های زیبای آجری است. دو کتیبه در بالای برج به خط های کوفی و بنایی‌وجود دارد. تاریخ بنا با زمان سلطان سنجر سلجوقی مطابقت دارد و مردم محل آن را امام زاده قاسم می گویند.
قلعه های روستای مایان: روستای مایان در شش کیلومتری دامغان و دو کیلومتری جنوب راه شوسه تهران مشهد واقع گردیده است , و دارای سه قلعه به نامهای قلعه های بالا - پایین و حرم است. قلعه های بالا و پایین مسکونی است و در بیرون این دو قلعه هم انبوهی از مردم خانه دارند.
اما قلعه حرم که خرابه است در جنوب آبادی قرار گرفته است. در اطراف همین قلعه خرابه های زیادی مشاهده می شود و نیز باغ ها و زمین های زراعتی وجود دارد.قدیمی‌ترین این سه قلعه، قلعه بالا می‌باشد.
این قلعه که هنوز دیوارهای آن با گذشت هفتصد سال پابرجاست به شکل مربع و دارای چهار برج به ارتفاع هشت‌متر است که سه برج آن نیمه خراب است. حسینیه ده با تاق نماها و اتاقها در داخل همین قلعه است. و در ده روز اول محرم درآن مراسم عزاداری و شبیه خوانی بر پا می‌گردد.
چشمه علی وعمارت آن: چشمه علی در 35 کیلومتری شمال دامغان قرار دارد و از قدیم الایام یکی از نقاط پر جاذبه بوده است. این محل با صفا در قدیم گردشگاه فرمانروایان و سلاطین بود، بطوریکه پادشاهان اولیه ایل قاجار علاوه بر توجه به شهر دامغان ، چشمه علی را نیز مورد توجه قرار دادند. به همین جهت آغا محمد خان قاجار و فتحعلی شاه قاجار در محل چشمه ، ساختمان‌هایی زیبا بنا نهادند.
بنای چشمه علی شامل دو قسمت است یکی عمارت قراولخانه که بنایی خشتی است و معماری صفوی دارد و در زمان آغامحمدخان قاجار مورد استفاده قرار می گرفت و دیگری بنایی دو طبقه و آجری است که شالوده سنگی دارد و در داخل یک دریاچه طبیعی قرار گرفته است. این بنا مربوط به دوره فتحعلی شاه است. این پادشاه که در دامغان متولد شده بود. هر ساله ایامی را به عنوان تعطیلات در کنار این چشمه می گذراند .
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد تاریخانه دامغان: گزافه نیست اگر بگوییم که این بنا کهن ترین بنای دوره اسلامی است که شالوده ساسانی خود را حفظ کرده و ظاهرا از خرابی ها و صدمات ناشی از زلزله قرون گذشته در امان مانده است. اگر چه نوشته ای که تعیین کنندة تاریخ بنای آن باشد موجود نمی‌باشد. ولی از روی سبک بنا می توان آن را متعلق به قبل از سال 200 هجری قمری دانست.
اهمیت این بنا بخاطر امتزاج سبک عربی اسلامی و اسلوب و معماری عهد ساسانی آن است. تاقهایی که بدون مجاورت دیوار , روی ستونهای تاریخانه ساخته شده اند معماری عهد ساسانی را به یاد می آورد . ستونهای تاریخانه دارای تاقهای ضربی وسیع و موازی با نما ها هستند. از طرف صحن مسجد , مانند ایوان‌های زمان ساسانیان باز و گشوده اند.
از نظر معماری قطر و اندازه ستونهای کاخ تپه حصار دامغان که به جای مانده از دوره ساسانیان است برابر با اندازه و قطر ستونهای تاریخانه می باشد. و این نشان دهنده استمرار و تداوم معماری ساسانیان در دورة اسلامی است. احتمالا تاریخانه در زمان تسلط اعراب بر ایران , آتشکده یا معبدی بوده که بعد ها به مسجد تبدیل شده است . ساختمان مسجد , مربوط به قرن دوم هجری قمری می باشد.
حرم به صورت اتاق هشت ضلعی است که هشت تاقنمای متساوی الاضلاع به ابعاد دو متر دارد و از سطح زمین در حدود 50 سانتی متر بلند تر است.مساحت تقریبی حرم 35 متر مربع و کف آن با موزائیک مفروش شده است .
در وسط حرم دو قبر وجود دارد که روی قبر ها یک ضریح چوبی غیر مشبک با حفاظ شیشه ای رنگی و بدون سقف به طول 2.60 و عرض 2.30 و بلندی 1.70 قرار گرفته است . این ضریح روی ستونی از سنگ مرمر توسی به ارتفاع 30 سانتی متر است.
بقعه امام زاده ابراهیم (ع): این بقعه در فاصله 8 کیلومتری دامغان و در 1.5 کیلومتری جنوبی دهکده وامرزان قرار دارد . تاکنون شجره نامه ای که بیانگر اصل و نسب و تاریخ زندگانی صاحب بقعه باشد به دست نیامده است .
اما مردم محل ، این آرامگاه را متعلق به حضرت ابراهیم (ع) فرزند موسی بن جعفر (ع) می‌دانند. در نزدیکی امام زاده گنبدی از جنس خشت و قدیمی وجود دارد و در داخل آن قبری نیز وجود دارد که آن را گنبد علی نام نهاده اند.
بازار دامغان: این بازار بارها با زلزله و حمله دشمنان خراب شد . تا بالاخره به شکل امروزی در آمده است. پیکره بازار پس از احداث خیابان شرقی و غربی مجاور آن نسبت به شکل اولیه بازار دگرگونی های مهمی یافته است.
راه های ارتباطی کنونی میان بازار و خیابان , پیشتر محل عبور از بافت مسکونی و پر تراکم شمالی به بازار شهر بودند. پیکره یا کالبد ، بازار دامغان , از جهات شرق و غرب به سمت میانه راه و قطع محل کذر ذوالفقاری، دارای شیب است.
این شیب که اختلاف سطح آن در حدود دو متر است , در پوشش بازار محسوس نیست.اما پس از احداث خیابانی به موازات آن در سمت شمال، فضای بازار را به ویژه در نزدیکی میدان‌امام خمینی تنوع بخشیده است.
شاهرود
عده ای معتقدند که نام قدیم شاهرود حنجره یا شخره (شاخره) بود که به تدریج تبدیل به شاهرود شده است. بر اساس شواهد و مدارک تاریخی موجود تشکیل هسته اولیه شهر شاهرود به دلیل دفاع از مهاجمان روی تپه های کم ارتفاع در دامنه کوه شمالی و غربی شاهرود ساخته شد و به تدریج همراه با برقراری امنیت در محل , رشد و توسعه یافت.
رشد این شهر در چند سال اخیر به علت قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی تهران به مشهد چشمگیر بوده است . به استناد برخی اشاره های تاریخی مندرج در متون و بعضی شواهد باستان شناختی.معماری موجود در داخل و خارج شهر کنونی راه عبور قافله ها و کاروانهایی که بزرگراه غربی - شرقی (جاده ابریشم) را طی می کردند, از آبادی یا روستای بزرگ شاهرود می گذشتند.
موقعیت ممتاز طبیعی و جغرافیایی و وجود چندین قلعه و دژ در این مکان و اطراف آن جوابگوی اطراق و پناه ساکنان و کاروانیان در هنگام بروز خطر بود. در عین حال , وجود کاروان سرا و چاپارخانه در این منطقه آن را به یکی از مراکز مهم یکجانشینی در منطقه تبدیل کرد. به علاوه استعداد خاک و وفور آب برای آبادی شاهرود , موقعیت های ویژه ای را فراهم کرد که همگی منجر به تشکیل شهر در قرن های هفتم و هشتم هجری شد.
احداث مسجد جامع قدیم در میان باغها و بستانهای منطقه , باعث دگرگون شدن وضعیت شاهرود در بین روستاهای همجوار شد , زیرا مسجد جامع در دوران اسلامی به عنوان شاخص تمایز شهر از روستا به شمار می رفت. سپس قلعه هایی نوین به نام ولورا و قلعه سنگ برای دفاع از شهر ایجاد شد.
فرم معماری این قلعه و همانندی های ساختاری آن با اجزا و عناصر مسجدهای دوره ایلخانی , روشنگر این نظریه است که احداث قلعه ولورا اندکی بعد از مسجد جامع شهر برای حفاظت از ساکنان در مواقع ضروری صورت گرفته است . بر همین اساس می توان پنداشت محدوده شهر در محله بید آباد فعلی , قدیمی ترین قسمت از بافت قدیمی شهر می باشد.

سیستان و بلوچستان

با وسعتی حدود صد و هشتاد و هفت هزار و پانصدو دو کیلومتر مربع، در جنوب شرقی ایران واقع شده است.
این استان پهناور در سمت شرق با کشور پاکستان 900 کیلومتر و با کشور افغانستان 300کیلومتر مرز مشترک دارد؛ در قسمت جنوب با دریای عمانبه طول تقریبی 270کیلومتر مرز آبی دارد و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسانبه طول 190 کیلومتر و در قسمت غرب با استان کرمانبه طول 580 کیلومتر و با استان هرمزگان به طول 165 کیلومتر همجوار است.
استان سیستان و بلوچستان به لحاظ وسعت از بزرگترین استان‌های کشور است و پس از استان خراسان در رتبه دوم قرار دارد. این استان از دو ناحیه سیستان و بلوچستان تشکیل یافته است که از لحاظ طبیعی با یکدیگر کاملاً متفاوتند.
ناحیه سیستان 8117 کیلومتر مربع، در قسمت شمالی این استان قرار دارد و حوزه مسطح و مسدودی است که از آبرفت‌های دلتای قدیمی و فعلی رود هیرمند تشکیل شده است.
ناحیه بلوچستان به مساحت 179385 کیلومتر مربع منطقه وسیع کوهستانی است که حد شمالی آن کویر لوت و حد جنوبی آن دریای عمان است.
مرزهای طولانی آبی و خشکی استان با کشورهای افغانستان، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس، موقعیت ویژه‌ای را به آن بخشیده و سبب ایجاد شرایطی خاص شده است. چندگانگی و تنوع مذهبی، گویش‌های مختلف و نمود تعلقات قومی و قبیله‌ای از دیگر ویژگی‌های اجتماعی این استان است.
بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان سیستان و بلوچستان سال 1375 دارای هفت شهرستان، 29 بخش، 16شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستان‌های آن عبارتند از: ایرانشهر، چابهار، خاش، زابل، زاهدان، سراوان و نیک شهر.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
در مطالعات زمین‌شناسی منطقه شرق ایران را معمولاً به عنوان یک واحد مستقل بررسی می‌کنند. این منطقه در اواخر دوران سوم زمین‌شناسی در اثر جنبش‌های کوه‌زایی از دریا جدا شده و در آن ابتدا رسوبات آهکی از نوع دریایی و سپس رسوباتی با مواد نسبتاً درشت و نرم‌روی هم انباشته شده است.
قسمت جنوبی استان (مکران) یکی از مناطق در حال فرونشستن تدریجی است و دلیل آن نیز ضخامت زیاد رسوبات رس ماسه‌ای دوران سوم است که عمق آن به بیش از یک کیلومتر می‌رسد. بر همین اساس پوسته اقیانوس هند با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو می‌رود که یکی از علت‌های بوجود آمدن گل فشان‌ها و چشمه‌های آب معدنی فراوان در این منطقه است.
ارتفاعات استان سیستان و بلوچستان به دوران سوم و دوم زمین‌شناسی تعلق دارد و سنگ‌های آن اغلب آهکی و گچی است. به عقیده زمین‌شناسان، بعضی کوه‌های این استان (مانند آتشفشان تفتان) به اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم تعلق دارند.
ارتفاعات سیستان و بلوچستان،‌ جزو رشته‌ کوه‌های مرکزی ایران و شامل ناهمواری‌های شرق چاله‌ لوت و ارتفاعات دیواره شرقی و جنوبی چاله جازموریان است.
این ارتفاعات در همه جا پیوسته نیستند، به طوری که حوضه‌های پستی در فواصل این ارتفاعات پدید آمده‌اند. پهنای کوهستان‌ها از شمال به جنوب افزایش می‌یابد و در فاصله ایرانشهر- کوهک به بیشترین حد خود می‌رسد. این ناهمواری‌ها مشتمل بر کوه‌های سیستان و کوه‌های بلوچستان است.
منطقه سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت جغرافیایی، از یک طرف تحت تأثیر جریان‌های جوی متعدد مانند: جریان بادی شبه قاره هند و به تبع آن باران‌های موسمی اقیانوس هند است و از طرف دیگر تحت تأثیر فشار زیاد عرض‌های متوسط قرار دارد که گرمای شدید مهم‌ترین پدیده‌ مشهود اقلیمی آن است.
در وضعیت هواشناسی این منطقه بادهای شدید موسمی، طوفان شن، رگبارهای سیل‌آسا، رطوبت زیاد و مه صبحگاهی پدیده‌ای قابل توجه است. این استان تابستان‌های گرم و طولانی و زمستان‌های کوتاه دارد.
از آنجا که حداقل دما ندرتاً به صفر درجه سانتی‌گراد می‌رسد، رویش گیاه در اراضی آبی تقریباً در تمام طول سال ادامه دارد. عمده بارندگی در زمستان صورت می‌گیرد. این ناحیه دو فصل متمایز زمستان با درجه حرارت معتدل و خنک در ماه‌های آذر، دی و بهمن و تابستان گرم در بقیه فصل‌های سال دارد.
در تمام شهرهای استان حداکثر دمای سالانه، بالای چهل درجه سانتی‌گراد گزارش شده است. این مقدار در ماه تیر، در ایرانشهر به پنجاه و یک درجه بالای صفر می‌رسد. کم‌ترین حد دمای استان در ماه‌های آذر و دی ثبت شده است. میانگین حداقل دمای سردترین ماه سال بین حدود دوازده تا سیزده درجه سانتی‌گراد متغیر است. سردترین شهر استان، زاهدان و گرم‌ترین شهر آن ایرانشهر است.
اختلاف و نوسان دمای بین زمستان و تابستان و حتی در یک شبانه‌روز بسیار بالا است، ولی حداقل مطلق دما به ندرت به صفر درجه می‌رسد نواحی ساحلی دریای عمان به علت رطوبت ناشی از مجاورت با دریا، تا حدودی از این امر مستثنی است و آب و هوای گرم آن با رطوبت بیشتری همراه است.
به علت بالا بودن متوسط دما و وزش بادهای موسمی، میزان تبخیر در این استان زیاد است و به طور متوسط چهار میلی‌متر در روز گزارش شده است. بارندگی عمدتاً در ماه‌های زمستان صورت می‌گیرد. به طور متوسط در هفت ماه از سال در این ناحیه اثری از باران مشاهده نمی‌شود. میزان بارندگی از طرف شرق به غرب استان افزایش می‌یابد.
متوسط سالیانه بارندگی آن حدود هفتاد میلی‌متر و بسیار نامنظم است. بیشترین نزولات جوی، در شهرستان‌های خاش و زاهدان و متوسط سالانه آن صدو بیست میلی‌متر است. کمترین مقدار بارندگی در شهرستان زابل روی می‌دهد و متوسط سالانه آن 51 میلی‌متر است میزان متوسط رطوبت نسبی در سواحل دریای عمان، حدود 70 تا 80 درصد در دی ماه است.
در تابستان مقدار رطوبت نسبی کاهش می‌یابد، ولی کرانه‌های غربی بلوچستان به علت نزدیکی به اقیانوس هند در تابستان نیز رطوبت نسبتاً بالایی دارد.
تاریخچه باستانی سیستان
سیستان امروزی قسمت شمالی استان را دربرمی‌گیرد. در اوستا، سیستان یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده است.
همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه است. مورخین بنای سیستان را به گرشاسب- یکی از نوادگان کیومرث- نسبت داده‌اند.
این ناحیه به دلایل موقعیت خاص استراتژیکی و جغرافیایی در تمام دوره‌های تاریخی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. سیستان در زمان هخامنشیان، منطقه‌ای آباد بود. این امر در کتیبه‌های بیستون و تخت جمشید که سیستان را یکی از ممالک شرقی داریوش ذکر کرده‌اند، منعکس شده است.
نام سیستان، از نام اقوام آریایی «سکا» اخذ شده است. سکاها در حدود سال صد و بیست و هشت پیش از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند. نام قدیمی سیستان «زرنگا» یا «زرنگ» بود. پس از مهاجرت «سکاها» به طرف جنوب، در زمان فرهاد دوم اشکانی گروهی از آ‌نان در زرنگ مستقر شدند.
از این زمان به بعد زرنگ، به نام آنان سکستان نام گرفت. شهر زرنگ فعلاً جزء‌ افغانستان است و در محل آن روستای کوچکی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزدیکی آن روستا، تل بزرگی است و بر فراز آن تل، هنوز آثار خرابه‌های ارک زرنگ و قلعه و باروی آن دیده می‌شود. لفظ زرنگ، قدیمی‌‌ترین نام سیستان و زاولستان است که در کتیبه داریوش، زرنگا آمده است.
به عقیده محققین «زرنگ» و «زریه» که در زبان اوستایی به نام دریاست و «دریه» در لغت هخامنشی و «زریا» در پهلوی و «دریا» به زبان امروزی همه یک مفهوم دارند و مراد از آنها دریای «زره» یا «هامون» است. مؤلف کتاب «حدود العالم» نیز «زرنگ» را مرکز سیستان دانسته است.
نیمروز، نام دیگر سیستان است و به معنی جنوب است. بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت می‌دهند. زمانی که سیستان به دست اردشیر بابکان فتح شد، جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار می‌آمد. در سال بیست و سه هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند، ولی در اثر نافرمانی مردم این ناحیه شورش‌های متعددی بروز کرد. سرانجام در زمان معاویه، مردم این خطه به اطاعت کامل اعراب درآمدند و عبدالرحمان که فاتح سیستان بود، به حکومت آنجا منصوب شد.
اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام «یعقوب لیث صفاری» بود که از رودخانه سند تا شط‌العرب را تحت فرمان داشت. عمرولیث- برادر وی- نتوانست این موقعیت مهم را حفظ کند و سرانجام به دست اسماعیل سامانی در بغداد به قتل رسید.
با وجود این، سیستان تا چندین قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند وطاهر از نوادگان عمر و تا 295 قمری ایالت فارس و کرمان و سیستان را تحت فرمان خود داشت و بعد از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یک مدتی در این سرزمین فرمان راندند. در زمان مغولان و تیموریان خرابی‌های زیادی در سیستان به وجود آمد که به از بین رفتن سدها، کانال‌ها و مناطق آباد سیستان منجر شد.
در سال 810 قمری، جلال‌الدین خوارزمشاه از هندوستان وارد سیستان شد و به منظور مبارزه با مغول‌ها به گرد‌آوری و تجهیز سپاه پرداخت. چنگیز‌خان، جغتای را اعزام کرد تا ضمن تصرف هرات مانع پیوستن لشکریان تازه نفس به لشکریان جلال‌الدین شود.
سرانجام سلطان جلال‌الدین از جغتای شکست خورد و سردار مغول با بی‌رحمی هر چه تمام به قتل و غارت و ویرانگری در این سرزمین پرداخت. در سال 914 قمری شاه اسماعیل صفوی سیستان را تصرف کرد. پس از شاه اسماعیل- در زمان حکومت نادرشاه- اختلاف‌های داخلی سبب خرابی‌های زیادی در این سرزمین شد.
سرانجام سپاهیان ایران در هزار و هشتصد و شصت و پنج میلادی، سیستان را از دست امرای سرکش پس گرفتند و دو سال بعد این سرزمین تحت حکومت امیر منصوب دولت مرکزی ایران قرار گرفت.
در سال‌های بعد نیز این منطقه دستخوش حوادث و وقایع زیادی شد. کشمکش‌های افغانستان با ایران بر سر ادعاهای آن کشور نسبت به سیستان منجر به دخالت بریتانیا به عنوان حکمیت گردید. کمیسیون تشکیل شده توسط بریتانیا، سیستان را در امتداد خطی از بند سیستان بر هیرمند به طرف کوه ملک سیاه در غرب گودزره، بین ایران و افغانستان تقسیم کرد.
با این کار، قسمتی که اروپائیان عنوان «سیستان خاص» به آن داده‌اند (در مقابل «سیستان خارجی» که به افغانستان واگذار شد) به ایران تعلق گرفت. طی دهه‌های اخیر منطقه سیستان با توسعه زیربناها و استقرار برخی از صنایع و رشد مناسب فضای شهری و روستایی، نسبت به گذشته آبادانی فراوانی یافته است.
تاریخچه باستانی بلوچستان
سرزمینی که اکنون بلوچستان نام دارد، به اسم «مکا» «مکه» مشهور بود که یونانی‌ها آن را «گدروزیا» نامیدند. در زمان قدیم در سرزمین بلوچستان باتلاق بسیار وجود داشت و «اراینا» یا «ایرینا» در زبان سانسکریت به معنی باتلاق است و برخی معتقدند از ترکیب این کلمه با کلمه «مکا» کلمه‌ای پدید آمد که به مرور زمان به «مکران»(سرزمین باتلاق‌ها) تبدیل شد.
کلمه بلوچستان نیز از زمانی به این سرزمین اطلاق شد که بلوچ‌ها در آن سکونت کردند.در فرهنگ معین درباره قوم بلوچ آمده است:«قومی ایرانی، صحرانشین و دلیر ساکن بلوچستان، طوایف خارجی کمتر در آن ناحیه نفوذ کرده و ایشان در برابر بیگانگان مقاومت کرده‌اند.
آنان لهجه خاصی دارند که به بلوچی معروف است در تپه‌های بلوچستان آثاری به دست آمده است که تاریخ این سرزمین را به سه هزار سال پیش از میلاد می‌رساند. آنچه مسلم است، کورش هنگام لشکرکشی به هند، مکران را نیز تصرف کرد.
فردوسی در شاهنامه، ازگردان بلوچ سخن گفته است یکی از وقایع مهم بلوچستان، عبور اسکندر مقدونی از این سرزمین در هنگام بازگشت از هندوستان است که در جریان آن در اثر وجود ریگ‌های روان، بیابان‌های خشک و بی‌‌آب و سرسختی مردمان این سرزمین‌، اکثر قوای خویش را از دست داد در زمان خلافت خلیفه دوم، این سرزمین به وسیله عرب‌ها فتح و یکی از سرداران عرب به عنوان حاکم آن منصوب شد، ولی در اثر مخالفت‌ها و جنگ‌های مردم بلوچستان با وی، سرانجام این سرزمین را ترک کرد در سال 314 قمری سرزمین بلوچستان به وسیله دیلمیان فتح گردید.
در زمان حکومت سلجوقیان در کرمان، منطقه بلوچستان نیز توسط آنها اشغال و تابع کرمان شد بعد از حکومت نادر، بلوچستان اسماً جزو ایران بود، اما حکومت مرکزی تسلط کاملی بر آن نداشت. محمدشاه قاجار ایرانشهر را تصرف کرد و پس از آن تمامی نواحی ساحلی بلوچستان به مرور زیر سلطه حکومت مرکزی ایران قرار گرفت.
زاهدان
شهر زاهدان که امروز مرکز سیستان و بلوچستان است، سابقه چندانی ندارد. در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار، در زاهدان چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروان‌ها و چپاول‌ دارایی آنان، ساعتی یا شبی را در آنجا سپری می‌کردند.
پیرامون این چاه جنگل‌های انبوهی از درختان تاغ و گز بود که اکنون اثری از آن نیست. در سال هزار و سی صد و پانزده هجری قمری یکی از ساکنان آن محل کاریزی در آنجا حفر کرد و آبادی کوچکی به وجود آمد که «دزد‌آب» نام گرفت چهار سال بعد، متخصصان بلژیکی که در استخدام دولت ایران بودند، جهت دایر کردن گمرک‌خانه به دزد‌آب آمدند.
از این زمان، به تدریج بر وسعت و جمعیت دزدآب افزوده شد. از سال هزاروسیصد و چهارده شمسی دزدآب به زاهدان تغییر نام یافت. اولین نشانه‌های شهرنشینی با احداث خط آهن از کویته پاکستان به زاهدان پدیدار شد و با توسعه‌های بعدی، زاهدان امروزی به مرکز استان تبدیل شد. زاهدان شهر جدید الاحداثی است که بر سر راه کرمان به مشهد، کرمان به چابهار و نزدیک مرز پاکستان و افغانستان واقع شده است.
جاذبه‌های دیدنی:
قلعه سام، قلعه تیمور، کاروانسرای رباط شورگز، کوه ملک سیاه، کوه‌های بسیستان، رودخانه سیانجان (تلخ آب)، دشت سیستان، دشت لوت، دریاچه سه دریا، مسجد شاه ‌علی [آشنایی با مساجد]، زیارتگاه ملک سیاه
شهر ایرانشهر
این شهر در قسمت مرکزی بلوچستان در فاصله سیصد و شصت و پنج کیلومتری زاهدان واقع شده است. ایرانشهر یکی از شهرهای قدیمی ایران است که قبلاً فهره یا فهرج نامیده می‌شد.
در «اوستا» از این شهر به نام «پهله» یا «پهره» نام برده شده است. معرب این دو کلمه فهره به معنای شهر بزرگ است که نشان می‌دهد این مکان در قدیم مرکزیت داشته و یکی از بزرگترین شهرهای بلوچستان و ایران بوده است.
به همین جهت آن را همواره با پسوند شهر ذکر کرده‌اند. ایرانشهر در زمان حمله اسکندر، منطقه‌ای آباد و سرسبز بود و مورخین ایرانی نوشته‌اند که اگر آب و علف و خرمای پهرگ به داد قشون اسکندر نرسیده بود حتی کسی زنده باقی نمی‌ماند.
در زمان ناصر‌الدین شاه قاجار، والی بلوچستان به دلیل آب و هوای خوب این منطقه قلعه‌هایی در آن ایجاد کرد.
ایرانشهر با توجه به قدمت تاریخی و گسترش تدریجی به نمونه‌ای از شهر معاصر تبدیل شده است.
جاذبه‌های دیدن:
قلعه ایرانشهر، قلعه بمپور، قلعه سرباز، کوه بزمان، کوههای بلوچستان، دره سرسبز، رودخانه بمپور، رودخانه کارواندار، رودخانه رایج، چشمه هودیان، چشمه کنتی، چشمه پوزه باغ، چشمه تنگ، چشمه مکسان، چشمه تشت، چشمه جمشید، چشمه اسپیدز، چشمه پاک، چشمه بزمان 1، چشمه بزمان 2، چشمه کتوکان، روستای چانف، ناحیه بمپور، هامون جازموریان، منطقه حفاظت شده بزمان
چابهار
چابهار جنوبی‌‌ترین شهر استان است که در فاصله هفتصد و شصت و یک کیلومتری زاهدان قرار دارد. این شهر در زمان‌های قدیم «بندر تیس» نام داشت که در حال حاضر خرابه‌های آن در نه کیلومتری چابهار امروزی به جا مانده است.
بندر تیس در آن ایام اهمیت و اعتبار فراوان داشت و یکی از مراکز مهم تجاری کرانه‌های دریای عمان بود.
بندر چابهار در گذشته‌های دور در تجارت خارجی ایران اهمیت وافری داشت، ولی در قرن گذشته در اثر کم‌توجهی از رونق آن کاسته شد.
در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به علل مختلف از جمله شرایط جنگی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
بندر امروزی چابهار اهمیت سوق‌الجیشی دارد و در حال حاضر یکی از مناطق آزاد تجاری کشور محسوب می‌شود.
جاذبه‌های دیدنی:
رودخانه باهوکلات، روستای تیس، منطقه حفاظت‌شده باهوکلات (گاندو(
شهر خاش
خاش امروزی در نزدیکی شهر قدیمی خاش قرار دارد که تاریخ پیدایش آن به پیش از حکومت نادر می‌رسد. این شهر تا قبل از نادرشاه به علت ناامنی و آمد و شد راهزنان و یاغیان چندان اعتبار نداشت.
نادرشاه ضمن سرکوب راهزنان، این منطقه را امن کرد و «میربای‌خان»‌ را به حکومت آنجا فرستاد. میربای‌خان در میان آبادی قلعه‌ای ساخت و در عمران و آبادانی خاش کوشش‌ها کرد.
پس از کشته شدن نادرشاه، انگلیسی‌ها موقع را مغتنم شمرده و به منطقه خاش وارد شدند و بناهایی در آنجا ایجاد کردند. در همین زمان سردار «ایدوخان» رئیس «طایفه ریگی»‌ بر آنجا تسلط پیدا کرد و قلعه‌های دیگری به نام‌های حیدرآباد و ناصری بنا کرد. بدین ترتیب خاش رو به ‌توسعه و‌ آبادانی گذاشت و از شکل یک روستا خارج شد و آرام آرام سیمای شهری به خود گرفت.
جاذبه‌های دیدنی:
برج لار، قله تفتان، قله چهل تن، چشمه اسکل آباد، چشمه جم چین، قنات کوکلو، چشمه آمنی، چشمه دوشینگ، چشمه برآب، چشمه تفتان، چشمه برآبک، چشمه زنگ، چشمه مرغاب، چشمه ترشاب، چشمه گنج امین، هامون گابی، دریاچه والان
زابل
این شهرستان در قدیم سیستان و نیمروز خوانده می‌شد. محلی که امروزه زابل نامیده می‌شود، پیش از این زمین‌هایی با تپه‌هایی از ماسه‌های روان و رسوبات دریایی بود که قسمتی از آن در مسیر رودخانه قرار داشت. 
با کم شدن آب رودخانه بر وسعت خشکی‌های اطراف آن افزوده شد و با اتصال این منطقه به روستای حسین‌آباد، آبادی بزرگی تشکیل گردید.بعدها تأسیس پادگان نظامی بر اهمیت آن افزود در سال هزار و سیصد و چهارده شمسی بر طبق تصویب هیأت وزیران، آن آبادی را زابل نامیدند و در سال هزار و سیصد و شانزده شمسی به مرکز سیستان تبدیل شد.
از ارتفاعات مهم این شهرستان کوه خواجه یا رستم است که در غرب قرار دارد. در برابر این کوه تصویری از رستم پهلوان که گرزی دو سر در دست دارد نقش بسته است.
در دامنه‌های جنوبی آن نیز ویرانه بناهای منسوب به دوره اشکانیان به جا مانده که در زمان خود بسیار با شکوه بوده است. زابل امروزی شهری نسبتاً‌ توسعه یافته و مجهز به انواع خدمات مورد نیاز جامعه شهری است.
جاذبه‌های دیدنی:
میل قاسم‌آباد، شهر سوخته، شهر باستانی زرنج، زاهدان کهنه، تپه غلامان، آتشکده کرکوی، رودخانه هیرمند و چاه نیمه، قلعه ساسانی کوه خواجه، منطقه حفاظت‌شده هامون
شهر سراوان
سراوان شرقی‌ترین شهر استان سیستان و بلوچستان است که با مرکز استان 352 کیلومتر فاصله دارد. بسیاری از روستاهای اطراف سراوان خاک رس مرغوبی دارد که با بهره‌برداری از آن، کوزه‌گری و سفال‌سازی بویژه در ناحیه گلیپورگان رونق یافته است آثار به دست آمده در سراوان نشان می‌دهد که این شهرستان سابقه تاریخی و تمدن بسیار کهنی دارد.
قبل از سال 1305 شمسی نام این محل «شستون» بود که به ‌تدریج بر وسعت آن افزوده شد و به سراوان معروف گردید.
جاذبه‌های دیدنی:
کوه سلیمان، رودخانه ماشکل (ماکشید)، هامون ماشکل، قلعه جانی (کوشان قدیم)
شهر نیک‌شهر
شهرستان نیک‌شهر که در سالهای اخیر به شهرستان مستقلی تبدیل شده، قبلاً در محدوده شهرستان ایرانشهر قرار داشت. نیک‌شهر موقعیت طبیعی و جغرافیایی جالب توجهی دارد و مرکبات آن بسیار مشهور است. پیشینه تاریخی نیک شهر با تاریخ ایرانشهر پیوند خورده است.
قلعه قدیمی چهل دختر از آثار تاریخی مهم نیک‌شهر است.از مراکز دیدنی و باستانی شهر می توان به قلعه چهل دختران، رودخانه کاجو، رودخانه‌کهیر و روستای بوگ اشاره کرد.

فارس

یکی از استان‌های جنوبی کشور می‌باشد این استان از شمال به استان اصفهان، از شرق به استانهای یزد، از جنوب به استان هرمزگانو از غرب به استانهای کهگیلویهو بوشهر محدود می‌شود.وسعت استان فارس حدود 133 هزار کیاومتر مربع است و تقریبا” 8/1 درصد مساحت کشور را تشکیل می دهد. آب و هوای فارس در شمال سردسیر، در نواحی مرکزی زمستانها معتدل وبارانی و تابستان‌های گرم و خشک، و در جنوب و جنوب شرقی زمستان‌ها معتدل وبارانی و تابستان‌ها بسیار گرم است.زبان اکثریت مردم فارسی است اماعشایر ترک زبان (ایل قشقایی) به ترکی و عشایر عرب زبان(ایل عرب) به عربی صحبت می‌کنند.
یکی از مناطق مهم عشایری ایران، استان فارس می باشد و بزرگترین ایل ایران(ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به کوچ روی ادامه می دهند. علاوه بر ایل قشقایی ایل خمسه و ایل محسنی و همچنین طوایف کوچکتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می دهند.‌
براساس آخرین تقسیمات کشوری استان فارس به 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و185 دهستان تقسیم شده است منطقه فارس یکی از قدیمی‌ترین مراکز تمدن ایران است. فارس در کتیبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های یونانی پرمیس آمده و معرب آن فارس است..
شیراز
نام شیراز، در کتیبه‌های هخامنشی تخت جمشید خوانده شده است. اشیاء و ظروف تاریخی و مسکوکاتی که هم‌‌اکنون در موزه متروپولیتن نیویورک موجود است، از مجد و عظمت شیراز در عهد سلوکی‌ها، اشکانیان و ساسانیان گواهی می‌دهد. در کاوش‌های منطقه قصر ابونصر معلوم شد که این بنا به اواخر دوران اشکانی یا اوایل دوره ساسانی تعلق داشته و چند مهره نیز که نام اردشیر و شیراز بر آن نوشته شده، به دست آمده است طبق روایات اساطیری، شیراز در زمان فرزند تهمورث- دومین پادشاه صفاریان- بناهای متعددی از جمله یک مسجد جامع در شیراز احداث کرد و به رونق بیش از پیش این شهر افزود.
دیلمیان برآبادی شیراز افزودند. خصوصاً عضدوالدوله دیلمی (سیصدو هفتاد و دو-سیصد و شصت و شش ه.ق) در مجد و عظمت شهر و رفاه مردم آن کوشش بسیار کرد. در دوران صفویه شیراز مرکز ایالت فارس بود وامامعلی خان، حکمران فارس بناهای بسیاری در این شهر پی‌ریخت.
در سال هزار و هفتاد ونه هجری قمری شیراز بر اثر جاری شدن سیل سهمگین ویران شد و بسیاری از آثار تاریخی آن از میان رفت. در اواخر دوره صفویان نیز افغان‌ها این شهر را مورد حمله قرار دادند و خرابی‌های بی‌شمار به آن وارد آوردند. در سال هزار وصد و چهل و دو ه.ق نادرشاه، افغان‌ها را از شیراز راند واین شهر آرامش و امنیت دوباره یافت، تا این که در سال هزار و صدو هفتاد و پنج ه.ق، تقی‌خان شیرازی اعلام استقلال کرد و سر از فرمان نادر برتافت. ناردشاه انبوهی از لشکریان خود را به جنگ با حاکم شیراز و تصرف شهر فرستاد و بعد از چهار ماه و پانزده روز محاصره، شیراز به تصرف سپاهیان نادر درآمد و لشکریان غالب، بسیاری از مردم بی‌گناه را قتل عام کردند.
پس از این واقعه وحشتناک، بیماری طاعون بیش از چهارده هزار نفر از مردم شهر را از پای درآورد. در سال هزار و صد و هشتاد ه.ق کریمخان زند شیراز را مقر حکومت خود قرار داد و برای عمران و آبادانی آن کوشید هنگامی که آقا محمدخان قاجار در سال هزار و دویست و هفت ه.ق به شیراز دست یافت، امر به ویرانی باروی شهر داد. بعدها بارویی دیگر نیز ساخته شد که بر اثر زلزله سال هزار و سیصد و سی و نه هجری قمری بسیاری از قسمت‌های آن فروریخت.
شیراز طی چند دهه اخیر توسعه و گسترش جالب توجهی یافته و به یکی از شهرهای مهم وزیبای ایران تبدیل شده است. محیط مساعد شیراز در ادوار گوناگون دانشمندان، سخنوران و نویسندگانی بزرگ را در دامان خود پرورده است که آثار جاویدان آنها میراث علمی و ادبی ایران را زنده و جاوید نگاه خواهد داشت.
مراکزتاریخی و باستان
قصر ابونصر (تخت ابونصر)، عمارت باغ ایلخانی، عمارت باغ نشاط، عمارت کلاه فرنگی باغ نظر، بنای مشهور به قبر مادر نادرشاه، گهواره دیو(گهواره دید)، مدرسه خان، مدرسه آقاباباخان، عمارت دیوانخانه، آبش خاتون (خاتون قیامت)، آرامگاه حافظ، آرامگاه سعدی، آرامگاه خواجوی کرمانی، آرامگاه وصاف، آرامگاه کوروش، باغ گلشن (باغ عفیف‌آباد)، باغ ارم، باغ چهل، باغ هفت تن، باغ جهان نما، باغ تخت، باغ و پارک سعدی، دروازه قرآن، کاخ ساسانی، آرامگاه سیبویه، آرامگاه شاه شجاع مظفری، منزل زینت الملک، مجموعه پاسارگاد، ارگ کریمخانی، قلعه اژدها پیکر، قلعه ککا،قلعه چرو، تل تیموریان، تل قلعه، تل حکوان، تپه قصر بهرام، حمام باغ نشاط، حمام وکیل، حمام عفیف‌آباد، پل‌ عباسی، پل‌ قدیمی پیرین، آتشکده پاسارگاد، آتشکده صمیکان، باغ دلگشا
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد وکیل، مسجد جامع عتیق شیراز، مسجد جامع عتیق شیراز، مسجد نو (شهدا)، مسجد نصیرالملک، مسجد سروی (مسجد امام حسن)، مسجد خواجه، مسجد جامع سوریان، مسجد مشیر، آستانه سید علاالدین حسین (ع)، بقعه علی بن حمزه (ع)، آرامگاه شاهچراغ، بقعه سید میر محمد، آرامگاه شاه داعی الی‌الله، آرامگاه شیخ روزبهان، آرامگاه شیخ کبیر (ابن حفیف)، آرامگاه شیخ محمد لاهیجی، آرامگاه مشرقین، بقعه سید تاج الدین غریب، بقعه چهل تنان، مقبره شیخ اقطع یا بقعه پیر بناب، تکیه هفت تنان، حسینیه قوام، کلیسای ارامنه، بقعه بی بی دختران
جاذبه های طبیعی
چشمه خارگان، رودخانه آغاج، چشمه رچی، تنگ خانی، تنگ الله‌اکبر ، تنگه هرایزر، تنگ بوان، گردشگاه چشمه فیلی، گردشگاه چشمه سلمانی، گردشگاه چاه مسکی، گردشگاه میان کتل، بند بهمن، پارک ملی بمو، آتشکده، گردشگاه برم دلک، گردشگاه هفت برم، گردشگاه امامزاده سلطان شهباز، دریاچه مهار لو ، دریاچه و تالاب ارژن، برم (تالاب) دلک
مراکزخرید
بازار نو، بازار وکیل، سرای مشیر (سرای هنر)
آباده
قدمت این شهر به بیش از هزارسال می رسد. اما توسعه و ترقی آن تقریبا از زمانی که کریمخان زند شیراز را پایتخت ایران کرد شروع شد. آثار قلعه های قدیمی مانند قلعه کهنه، قلعه نارنجی وقلعه شیرازی هنوز دراطراف این شهر دیده می شود. آباده را قبایل گرجه ای و پرندی بنا کردند،‌اما اهمیت و اعتبار آن به دوره کریمخان زند باز می گردد.ظاهرا به دستور او بود که این شهر آباده نامیده شد. آباده به دلیل استقرار در مسیر کوچ ایل قشقایی حائز اهمیت است. 
مراکزتاریخی وباستانی
گنبد علی (عالی): قدیمی‌ترین، مهم ترین و محکم ترین بنای تاریخی ابر قو (گنبد علی) یا به گفته برخی، گنبد عالی است. بنای مزبور،یک برج سنگی هشت ضلعی است که بر بالای تپه ای در شرق ابر قو و مشرف به محل شهر قدیم واقع شده است.
مقبره طاووس: مقبره حسن بن کیخسرو ودخترش بی بی عایشه ملکه خاتون از بناهای تاریخی و مهم ابر قو می‌باشند که به نام مقبره طاووس خوانده می شوند.این بنا به دوران مغول تعلق دارد.
مزار پیر حمزه سبز پوش: این بنای تاریخی به قرن پنجم و ششم هجری و به عهد سلجوقی تعلق دارد.
جاذبه های طبیعی
منطقه شکار ممنوع بصیران: منطقه‌ای در چهار کیلومتری جنوب آباده که به خاطر گونه‌های نادر گیاهی و جانوری مورد حفاظت قرار گرفته و یکی از ارزشمندترین زیستگاه‌های حیات وحش کشور و استان است.
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد جامع ابرقو، بقعه شهدا (سلطان ابراهیم)
استهبان
نام این شهرستان از لغت «سته» به معنای انگور و انگورستان گرفته شده است.‌آبادانی این شهر از سال هفتصدو چهل و شش هجری قمری (پس از ویرانی آن در دوره مغول) به دست امیر مبارزالدین آل مظفر صورت گرفته است این شهر در قدیم چهار محله داشت که هر محله دارای مسجد و آب انبارهای متعددی بود. حمدالله مستوفی از آن به نام شهرکی پر درخت که آب و هوای معتدل و میوه فراوان دارد، یاد کرده است جغرافی‌نویسان اسلامی نام آن را به صورت اصطهبانان و گاهی هم اصطهبانات ثبت کرده‌اند، ولی با گذشت زمان، فارسی زبانان آن را اصطهبان نامیده‌اند.
مراکزتاریخی وباستانی
غار زکریا، تنگه لای تاریک، تنگ استهبان، گردشگاه پارک جنگلی استهبان، گردشگاه بک بک
اقلید
اقلید در فارسی به معنای کلید است و مفهوم حجازی آن، کلید گشایش سرزمین فارس است. گویی هر آن کس که اقلید را فتح کند، فارس را فتح کرده است. از آثار قدیمی این شهرستان می‌توان به تل حاجی نوروز، تل خنجشت، تپه حسن‌آباد، تل چشمه وزوزن (مربوط به هزاره اول پیش از تاریخ) و کتیبه پهلوی (مربوط به دوره ساسانیان) اشاره کرد.
مراکزتاریخی وباستانی
قلعه ایزد خواست، تل قلعه حسن آباد، تل کمین
جهرم
جهرم یا کهرم به معنای جای گرم است و از آثار باقی مانده آن می‌توان قلعه گبری را نام برد که به سبک معماری ساسانی ساخته شده است به استناد نوشته‌های استخری، ابن بلخی و حمدالله مستوفی، جهرم قلعه‌ای بزرگ، معروف به خورشه و خورشاه داشت که فاصله آن تا شهر، پنج فرسخ بود. بانی این قلعه، خورشه، عامل خلفای بنی‌امیه در جهرم بود که بعدها به همت خواجه نظام‌الملک- وزیر مشهور سلجوقیان-تعمیر و مرمت شد در امتداد راه جنوبی جهرم در چهل و دو کیلومتری جنوب غربی جویم، دو محل در مجاورت هم به نام‌های حریم و کاریان وجود دارند. کاریان محل آتشکده معروف کاریان است که مخصوص موبدان بود ویکی از سه آتشکده‌ بزرگ ایران دوره ساسانی به شمار می‌رفت.
مراکزتاریخی وباستانی
قلعه مهرک، قلعه تبر(خورشه)، قلعه قبر، آتشکده (قدمگاه)
جاذبه های طبیعی
گردشگاه بونیز، رودخانه شور جهرم، روستای قطب‌آباد
داراب
داراب از شهرهای قدیمی استان فارس است که قبل از اسلام «دارابگرد» نام داشت و خرابه‌های آن در پنج کیلومتری جنوب شهر داراب فعلی قرار دارد. ولایت دارابگرد (دارابجرد)، شرقی‌ترین ولایت از پنج ولایت فارس بود و تقریباً همان ولایت شبانکاره بود که در دوره مغولان از فارس جدا شد و حکومتی جداگانه داشت در افسانه‌های ایرانی، بنای شهر دارابگرد را به داراب نسبت داده‌اند.
مرکز داراب در دوره خلفای اسلامی شهر دارابگرد یا دارابجرد ثبت شده است در آغاز قرن ششم هجری، قسمت عمده شهر دارابگرد ویران شد و تنها قلعه‌ای محکم که در وسط شهر بود، باقی ماند. همزمان با استیلای اتابکان سلغری بر فارس، سلسله دیگری در قسمت شرقی این ایالت یعنی در ناحیه سرحدی بین فارس، کرمان و خلیج فارس که مشتمل بر بلاد دارابگرد، نیریز، ایگ (ایج)، طارم و اصطهبانات بود، به قدرت رسید و این نواحی را که در آن زمان شبانکاره نام داشت، به تصرف خود درآورد. این سلسله، مرکز حکومت را از دارابگرد به دارکان (زرکان) که در جنوب قلعه ایگ واقع شده است، منتقل کرد.
مراکزتاریخی وباستانی
قصر آئیینه (قصر دختر)، قصر کیارث، قلعه روی رنه(روئینه)، قلعه دهیا، تل سیاه، تل ریگی، نقش شاپور، نقوش برجسته تنگاب، آتشکده آذرخش (مسجد سنگی)، آتشکده آذر جو، آتشکده های هخامنشی
سپیدان
مرکز شهرستان سپیدان یا بیضا، اردکان است. اردکان در لغت به معنی نوعی از جدول‌ها و اشکال نجومی است. واژه «ارد» را قهر و غضب نیز معنی کرده‌اند و «کان» به معنای معدن است، گفته می‌شود که اهالی آنجا شورشگر و جنگجو بودند اردکان از حوادث روزگار در امان نماند، حملات افغان‌ها در زمان افشاریه و یورش‌های ایلات بویراحمد در دو قرن پیش خرابی‌های بسیاری در این شهر به بار آورد. پنجاه سال پیش نیز سیل این شهر را نیمه ویران کرد.
مراکزتاریخی وباستانی
بقایای کاخ سلطنتی هخامنشی، دیمه میل(میل آزاد یا میل اژدها)، شاه جهان احمد، قلعه سفید
جاذبه های طبیعی
گردشگاه وسایت اسکی سپیدان، رودخانه شش پیر، رودخانه بشار، رودخانه مارگان، رودخانه چوبخله، چشمه شش پیر، چشمه آب گرم سراب بهرام، آبشار مارگون، گردشگاه تنگ تیز آب، گردشگاه چله گاه، گردشگاه دیمه میل، برم فیروز، دریاچه شش پیران
اماکن زیارتی ومذهبی
امام زاده درب آهنین
فسا
شهر فسا که در گذشته به آن پسه یا پسا می‌گفتند، از شهرهای قدیمی خطه پارس است. این شهر، به گفته برخی از مورخان، در قدیم «پارساگرد» نام داشت و در الواح گلی تخت جمشید به نام پشی یا باشی‌ها نوشته شده است.نام پسه به تدریج به پسا تبدیل شد و اعراب‌ آن را فسا نامیدند شهر فسا در قرن چهارم هجری دومین شهر مهم ولایت دارابگرد بود و از حیث بزرگی با شیراز برابری می‌کرد.
مراکزتاریخی وباستانی
قلعه ضحاک، تل ضحاکی
جاذبه های طبیعی
خرمن کوه، گردشگاه میان جنگل
فیروز آباد
فیروز آباد کنونی را در عهد باستان «اردشیر کوره» و «شهر گور» می‌نامیدند که معرب آن «جور» است. این شهر در عهد شاهنشاهی ساسانی و در سده‌های نخستین اسلام، مرکز کوره‌ اردشیر و یکی از پنج ناحیه معروف پارس بود. بنای این شهر را، به عهد اردشیر، بنیادگذار شاهنشاهی ساسانی نیز نسبت داده‌اند. گفته می‌شود نام کنونی این شهر از نام «فیروز» بنای انوشیروان گرفته شده است.
وی در زمان خود بناهایی در فیروزآباد احداث کرده بود. در گذشته، راه شیراز به بندر باستانی سیراف از همین شهر می‌گذشت فیروز‌آباد پس از جلگه مرودشت، استخر و بیشاپور کازرون، از نقاط باستانی فارس و کشور ایران است که آثار و نقوش بر جای مانده از دوران گذشته در آن، از آثار گران‌بهای ادوار باستانی ایران محسوب می‌شوند آثار تاریخی بسیار مهمی از اردشیر بابکان و فرزندش شاپور اول در نزدیکی این شهر وجود دارد که برخی از آنها همطراز با آثار تخت جمشید ارزیابی شده‌اند.
مراکزتاریخی وباستانی
کاخ اردشیر بابکان، قلعه دختر، جاده عهد ساسانی بین فیروزآباد و دارابگرد، آثار شهر قدیمی فیروزآباد، شهر گور فیروزآباد، کاروان سرای عهد ساسانی، کاروان سرای عهد ساسانی، بقایای پل ساسانی (تنگاب)، نقشه برجسته اردشیر بابکان، آتشکده کنار سیاه، آتشکده فراش بند، ویرانه‌های آتشکده، آتشکده فیروزآباد، مجموعه بناهای آتشکده بزرگ ساسانیان
جاذبه های طبیعی
چشمه آتشکده، چشمه تنگاب، چشمه حنیفقان، چشمه آب گرم، تنگ خرقه، گردشگاه شهید
کازرون
کازرون از توابع شهر شاپور بود و در ابتدای آن قرار داشت. شهر شاپور در بیست کیلومتری شمال غربی کازرون فعلی واقع شده بود. بعد از خرابی شهر شاپور، فیروز پسر بهرام ساسانی، آن را مجدداً آباد کرد و بر اهمیت آن افزود. این شهر، در زمان قباد، آبادتر و بزرگ‌تر شد. کازرون در ابتدا از سه قریه نورد، راهیان و دریس تشکیل می‌شد و روی هم به بلدالعتیق معروف بود. اما در اواخر قرن چهارم هجری، آن را کازرون نامیدند، نام این شهر از لغت گازر وگازرون گرفته شده است، زیرا شغل مردم آن این بود که پس از شستن کتان، پارچه‌ای به نام توز می‌بافتند.
مراکزتاریخی وباستانی
گوردختر، قبر جاماسب، مجسمه شاپور، ویرانه‌های شهر بیشاپور، شهر باستانی حسن‌غازی، پل آبگینه، نقش شاپور، آتشکده کازرون، آتشکده بزرگ جره، آتشکده فرازمراآور خذایا
جاذبه های طبیعی
چشمه ساسان، غار تنگ چوگان، حاشیه رودخانه شاپور، گردشگاه امامزاده سید حسین، گردشگاه امامزاده سید حسین، دریاچه پریشان(فامور)
اماکن زیارتی ومذهبی
امامزاده سید حسین، امامزاده شاهزاده علاء الدین
لار
سرزمین لار از زمان ساسانیان با احداث آتشکده‌ای مورد توجه بود. از اواخر قرن هشتم، لار مرکز ضرب سکه بود و سکه آن به لاربن در سواحل خلیج‌فارس و هند رواج داشت در سال هفتصد و نود و نه هـ.ق. سربازان محمد سلطان نوه امیرتیمور، لار، جهرم و نواحی شرقی فارس را تاراج کردند. آخرین شاهزاده لار به نام میرزا اعلاءالملک مشهور به شاه‌ابراهیم‌خان که دعوی استقلال داشت، در سال هزار و ده هـ.ق. توسط الله‌وردی خان حاکم فارس سرکوب شد.الله‌وردی‌خان او را نزد شاه‌عباس اول که در این زمان در بلخ اقامت داشت فرستاد و در همان محل درگذشت. برخی‌ها، وجه تسمیه این شهر را به «لار» که اسب پسر گرگین بود، منسوب می‌کنند.
مراکزتاریخی وباستانی
آب انبار سید جعفری، دهن شیر، باغ نشاط لارستان، مناره خنج، مناره لار، قلعه قدمگاه، آتشکده لار، بازار قیصریه
جاذبه های طبیعی
رودخانه شور لار، رودخانه مهران شور، گردشگاه امامزاده بریز، باغ ملی، منطقه پردیس خنج، منطقه حفاظت شده هرمود لار، دریاچه خنج، دریاچه فصلی هرم
اماکن زیارتی ومذهبی
مسجد نبی، مسجد جامع خنج، امام زاده بریز
مرودشت
کاوش‌های علمی و گمانه‌زنی‌هایی که در تپه‌های مختلف جلگه مرودشت انجام گرفته است نشان می‌دهد که هزاران سال پیش از آنکه داریوش کبیر، تپه سنگی را بر دامان کوه رحمت برای احداث کاخ‌های بزرگ خود انتخاب کند، اقوامی متمدن در دشت وسیع آن می‌زیسته‌اند. آثار برجای مانده از قبیل ظروف سفالی منقوش یا ساده و اسباب و وسائل زندگی آن دوره مؤید این نکته‌اند.ویرانه‌های استخر و تخت‌جمشید در مرودشت، بخشی از تاریخ این شهر را به نمایش می‌گذارند. آثار تاریخی باقی‌مانده از این شهرستان، علاوه‌بر آثاری از دوران هخامنشی، دوره‌های اسلامی را هم دربرمی‌گیرد.
مراکزتاریخی وباستانی
مجموعه ویرانه های تخت جمشید، کاخ بار کوروش، کاخ اختصاصی کوروش، قصر اردشیر بابکان، برج زندان سلیمان، آرامگاه کوروش کبیر، کاخ بهرام پنجم، تخت گوهر یا تخت رستم، قلعه استخر، شهر قدیمی استخر (تخت طاووس)، تخت سلیمان، تپه‌های جلگه مرودشت، تپه‌های جلگه مرودشت، ویرانه‌های شهر خندجان، پل خان، پل بند امیر، سنگ‌نبشته پهلوی تنگ براقی، نقش رستم، آتشکده پاسارگاد، آتشکده‌های هخامنشی
جاذبه های طبیعی
کوه گر، چشمه ابوالمهدی، آبشار مارگون، رودخانه سیوند، رودخانه قره آغاج، چشمه بناب قادرآباد، مغاره شیخ ‌علی، تنگ بستانک (بهشت گمشده)، تنگ براق، منطقه شکار ممنوع توت سیاه
ممسنی
ممسنی را «شولستان» نیز خوانده‌اند که به معنای سرزمین شول‌هاست. شول‌ها یکی از طوایف سابق لرستان بودند که بعد از استقرار در این ناحیه، به این نام مشهور شدند مرکز ولایتی که ممسنی در آن قرار داشت، شهر شاهپور در چند کیلومتری کازرون بود که نوشته‌اند در زمان تزلزل حکومت ساسانیان، به وسیله ابوسعید کازرونی شبانکاره با خاک یکسان شد. ولی در زمان حکومت سلجوقیان دوباره تعمیر و بازسازی شد و رونق گذشته خود را بازیافت.
مراکز تاریخی و باستانی
بنای عمارت، شاه جهان احمد، شهر قدیمی چشمه سردو، پل فهلیان، کتیبه‌های کورنگون (کرنگون)، نقش بهرام، قوش برجسته عهد عیلام، حفره‌های آتشدان (پوره‌های آب‌بخشان)، آتشکده کاریان
جاذبه های طبیعی
رودخانه تنگ شیو، چشمه آب گرم سراب بهرام، رودخانه فهلیان، رودخانه رودشیر، رودخانه پیرآب
اماکن زیارتی ومذهبی
امامزاده درآهنین
نی‌ریز
آثار به دست آمده از غارهای حوالی دریاچه بختگان نشانگر قدمت تمدن در این ناحیه است. نی‌ریز در زمان هخامنشیان یکی از مراکز مهم سلاح‌سازی بود و نام نی‌ریز احتمالاً از نیزه ریز گرفته شده است. در الواح گلی تخت‌جمشید، نام ناریزی را منطبق با نی‌ریز دانسته‌اند.
در این شهر یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین بناهای قرن چهارم هـ.ق. یعنی مسجد جامع قرار گرفته که گفته می‌شود آتشکده‌ای بود که پس از ظهور اسلام به مسجد تبدیل شده است اما تاریخ قدیمی مسجد سیصد و شصت و سه هجری قمری است و به گفته مقدسی،‌ بنای اصلی آن متعلق به سال سیصد و چهل ه.ق است که از آثار دوره سلسله آل‌بویه به شمار می‌رود. این منطقه در زمان داریوش اول از شهرهای آباد و پرجمعیت فارس بود.
ناریزی به معنای کارگاه اسلحه‌سازی است. در آن زمان بیش از هفتصد کارگاه نیزه، شمشیر و زره‌سازی در آن وجود داشت و در واقع مرکز تولید سلاح و اسلحه خانه داریوش بوده است شهر نی‌ریز از زمان هخامنشیان تا به حال، سه بار دستخوش تهاجم، سیل و عوامل طبیعی قرار گرفته و برای بار چهارم در محل فعلی بنا شده است.
جاذبه های طبیعی
چشمه پلنگان، تنگ پلنگان، تنگ زی طشک، تنگ جزین یا گزین، حیات وحش نی ریز، دریاچه‌های طشک و بختگان
اماکن زیارتی ومذهبی
مسجد جامع نی ریز

قزوین

این استان از سمت شمال شرقی با استان مازندران، از سمت شمال با استان گیلان، از سمت شرق و غرب به ترتیب با استان‌های تهران و زنجان و از جنوب با استان‌های مرکزی و همدان همسایه می‌باشد.

استان قزوین در سال ۱۳۷۵ از استان تهران جدا شد و به همراه تاکستان از استان زنجان تشکیل استان تازه‌ای با مرکزیت قزوین را داد. 
منطقه کوهستانی این استان در شمال قرار دارد که دهستان‌های الموت، رودبار و قسمتی از کوهپایه اقبال پشگلدره را در بر می گیرد. در همین ناحیه، بخشی از رشته کوه البرز از بخش شمال غربی و از استان گیلان به طرف جنوب غربی در داخل استان قزوین کشیده شده است.
سیالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان های بخش غربی البرز می‌باشند. دره‌های البرز در دامنه های خشک جنوبی، به ویژه در ناحیه قزوین باریک و کم عرض هستند. و با دیواره‌های پرشیب کشیده شده‌اند.
آبادترین و پر جمعیت ترین دره های آن، دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن، رود طالقان و رود الموت است. که آبهای دامنه های البرز جنوبی را به سفید رود می‌رسانند.
دره و رودخانه شاهرود کوه‌های میان دره چالوس و سفید رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده اند.
کوه‌های طالقان، سیالان و الموت دو قله از قله های معروف کوهستان‌های بخش غربی البرز می‌باشند. دره‌های البرز در دامنه های خشک جنوبی، به ویژه درناحیة قزوین، باریک و کم عرض هستند و با دیواره های پر شیب کشیده شده اند.
آبادترین و پر جمعیت‌ترین دره های آن دره شاهرود و دره های دو شاخه معروف آن، رود طالقان و رود الموت هستند که آب دامنه‌های البرز جنوبی را به سفید رود می‌رسانند.
دره و رودخانه شاهرود کوه های میان دره چالوس و سفید رود را از شرق به غرب شکافته و آن را به قسمت‌های شمالی و جنوبی تقسیم کرده اند. این استان دارای سه شهرستان به نام‌های قزوین، تاکستان و بوئین زهرا و 10 بخش و 12 شهر و 37 دهستان و 936 آبادی دارای سکنه می باشد.
شهرستان قزوین
بنا بر روایات تاریخی سنگ بنای شهر تاریخی قزوین به شاهپور اول ساسانی بر می گردد. شاهپور این شهر را برای جلوگیری از حمله دیالمه بنا نمود و در آن دژ و استحکامات به وجود آورد و سپاهیان خود را در آنها استقرار داد. به مرور زمان، پایگاه نظامی شاهپور توسعه پیدا کرد و هسته اصلی شهر قزوین به وجود آمد. موقعیت این شهر همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و دریای خزر اهمیت فراوان داشته و دارد.
بعد از حمله اعراب به ایران و آغاز دوره فتوحات اسلامی، براء بن عازب که از سرداران بنام عرب بود در سال 24 هجری قمری قزوین را محاصره کرد. مردم قزوین همانند بسیاری از نقاط دیگر اسلام را پذیرفتند و از پرداخت جریمه معاف شدند. قزوین که در دوره ساسانیان پایگاه مستحکمی برای جلوگیری از هجوم مهاجمان دیلمی بود، در دوره اسلامی نیز به پایگاه و مبداء عملیات بعدی لشگریان عرب تبدیل شد.
در دوره‌های بعد، هنگامی که هارون الرشید خلیفه عباسی در راه خراسان از قزوین می‌گذشت پس از آگاهی از گرفتاری‌های مردم قزوین در مقابل هجوم‌های دیالمه و مقاومت شجاعانه آنها دستور داد سعد بن العاس، والی عراقین و قزوین، حصاری به دور مدینه موسی و مبارکیه بکشد و مسجدی نیزدر آن بسازد، ولی به علت مرگ هارون الرشید، حصار ناتمام‌ ماند، تا اینکه یکی از فرماندهان ترک دستگاه عباسی به نام موسی ابن بنا که مامور جنگ با حسین بن زید علوی شده بود، در سال 256 هجری قمری بنای آن را به پایان رساند.
دروازه‌های قزوین
شهر قزوین در گذشته هشت دروازه داشت که به نامهای دروازه رشت، باغ‌شاه، درب کوشک، تبریز، تهران، شیخ‌آباد، امام‌زاده حسین و خندقبار معروف بودند.امروزه از آن میان، تنها دو دروازه درب کوشک و تهران باقی مانده‌اند. دروازه درب کوشک که در انتهای خیابان آزادی قرار دارد، در دوره قاجاریه ساخته شده و در سال 1296هجری قمری در دوره حکومت عضدالدوله،کاشی کاری شده است. دروازه قدیم تهران که در خیابان تهران قدیم قرار دارد،از بناهای دوره قاجاریه است که در سال 1347 شمسی مرمت و کاشی‌کاری شده است.
مراکز دیدنی و تاریخی
• پل شاه عباسی، پل لوشان، سد سیدعلی‌خان، سد سپهسالار، کاروانسرای خورمه، کاروانسرای پنبه، کاروانسرای غازان، کاروانسرا سلطان‌آباد، سرای رضوی، سرای وزیر، سرای سعدیه، سرای ضرابخانه، سرای گلشنف سرای حاجی رضا، سرای شاهرودی، گرمابه صفا، تپه الوند، قلعه الموت، قلعه نویزر شاه، قلعه لمبستر، قلعه سمیران، قلعه سنگرود، قلعه شیرکوه، قلعه ساسان، قلعه رشوند، قلعه نیاق، سردر عالی‌قاپو، عمارت چهل ستون، برج باراجین، برج سنگی، یله گنبد، کافر گنبد، آب انبار حاج کاظم، آب انبار حکیم، آب انبار سردار بزرگ، آب انبار سردار کوچک، آب انبار پنجه علی، آب انبار مسجد جامع، آب انبار خطیب، آب انبار حاج ملا، آب انبار حاج کریم، آب انبار رزگره، آب انبار شیشه گر، آب انبار خان، آب انبار لالو، آرامگاه مستوفی، آرامگاه قزوینی، آرامگاه مجاهدین، آرامگاه شیخ غزالی، آرامگاه معصوم، آرامگاه پیر سفید، گازرخان، هرزویل، رودخانه حاجی عرب، رودخانه الموت، رودخانه شاهرود، خر رود، چشمه یله گنبد، چشمه های ترش و لرزان، قله اوان، گورستان حسن آباد، گورستان شاه کوه، حسینیه امینی‌ها، امام زاده اباذر، امامزاده اسماعیل، امامزاده بی‌بی‌زبیده، امامزاده بی‌بی‌سکینه، امامزاده زرآبادف امامزاده شاه حسین، امامزاده ویس، امامزاده سلطان محمد، امامزاده نجم الدین، امامزاده آمنه خاتون، امامزاده علی، امامزاده علی اکبر، پیغمبریه، مسجد جامع کبیر، مسجد حیدریه، مسجد النبی، مسجد سنجیده، مسجد سردار، مسجد مسعودیه، مسجد صالحیه، مسجد پنجه علی
تاکستان
شهر تاریخی تاکستان در گذشته سیاده یا سیادهن نامیده می‌شد و به سرزمین تات ها معروف بود. این شهر از سابقه تاریخی طولانی برخوردار است. تاکستان در دوران ساسانیان، شهری آباد بوده ودارای موقعیت ممتازی بوده. آثار گچبری جالب مربوط به دوره ساسانی که در تپه خندو واقع در شمال شرقی تاکستان به دست آمده نشانی بارز از آبادانی این منطقه در آن دوران است.
حمد الله مستوفی در کتاب نزهت القلوب از تاکستان به نام سیادهان نام برده است. و در لغت نامه دهخدا نام گذشته این شهر، سیادهن ذکر شده است.
بنا به برخی اقوال سیادهن یا سیادهان شکل تغییر یافته واژه سه دهان بوده و آن نیز صورت معرب سه دژان پارسی است، هم چنین بر روی کتیبه ای یونانی مربوط به 2300 سال قبل، موسوم به پئوم تین گرایا نام سیادهن حک شده است. شهرستان تاکستان یکی از قطب های کشاورزی استان قزوین است و در مسیر اصلی تهران و اروپا قرار دارد.
• حمام شاه عباسی، تپه خندو، تپه داکان، قلعه دختر، برج‌های خرقان، بقعه پیر، ابهر رود، چشمه آبگرم خرقان، چشمه آبگرم تاکستان، امامزاده صالح، امامزاده فضل الله، امامزاده عبدالله، امامزاده کمال، امامزاده طاهر، امامزاده ولی، امامزاده زلان

قم

با مساحتی حدود 14631 کیلومتر مربع در شمال غرب، از مرکز جغرافیایی کشور قرار دارد و 0.89 از مساحت کل کشور را دربر می‌گیرد
این استان با یک شهرستان، چهاربخش، 9 دهستان و 256 روستا به جهت همجواری با کویر مرکزی از آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی برخوردار است. یافته‌های باستان‌شناختی حاکی از آن است که منطقه قم حداقل از هزاره پنجم قبل از میلاد مسکونی بوده است.
به استناد آثار و اشیاء بازمانده و صراحت متون تاریخی، قم در پیش از اسلام، شهر معتبر و نسبتا بزرگی بوده است. با ورود اسلام به ایران شهر قم با سرعتی شگرف توسعه یافت و به شکل یک سرزمین نیمه خودمختار در طول حکومت خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس، درآمد. و با آمدن و وفات و دفن حضرت معصومه(س) در این شهر که باعث شرافت و منزلت این دیار شد، اهمیتی به سزا یافت.
استان قم به دلیل وجود مزار شریف حضرت‌معصومه(س) در آنجا و وجود مرکز روحانیت و پایگاه انقلاب اسلامی و قرار گرفتن در یک منطقه حساس تجاری و ارتباطی از موقعیت ویژه و حساسی برخوردار است.
استان علم و اجتهاد قم، که مورخان ساخت آن را به زمان پیشدادیان منسوب می‌کنند، در سال 23 هجری به دست ابوموسی عبدالله ابن‌قیس اشعری فتح گردید و پس از آن پناهگاه علویان شد و با ورود حضرت فاطمه معصومه و دفن پیکرمطهر ایشان در این شهر، به یکی از مراکز مهم شیعه مبدل شد و با حضور علما و اندیشمندان شیعه و تشکیل جلسات درس و بحث علوم اسلامی یکی از مهمترین مراکز علمی و سیاسی گردیده است.
موقعیت جغرافیایی
قم با وسعت تقریبی 14700 کیلومتر و ارتفاع 928 متر از سطح دریا، بر پهنه دشت کم ارتفاعی واقع شده است. قم از شمال به استان تهران، از شمال غرب و غرب و جنوب به شهرستانهای ساوه، تفرش، آشتیان، و دلیجان (استان مرکزی) و از جنوب شرقی به کاشان (استان اصفهان) و از شرق به دشت کویر و دریاچه نمک محدود می‌شود. استان قم دارای دو شهر به نامهای کهک و جعفریه و دو بخش مرکزی و خلجستان می‌باشد.
شهر قم
در پیدایش شهر قم و قدمت تاریخی آن نظرات گوناگونی از مورخان به یادگار مانده است. برخی از آنان بنای این شهر را به تهمورث،‌ سومین پادشاه پیشدادی نسبت داده‌اند.
در سند مکتوبی که به خط پهلوی به نام « خسسرو کوازان و ریزکی » از عهد ساسانیان باقی مانده است از زعفران قمی و نزهتگاه قم سخن به میان رفته است که این خود نمایانگر وجود این شهر در آن تاریخ می باشد.
بعضی دیگر از تاریخ نویسان آن را به دوران بهرام گور،‌ پادشاه سلسلة ساسانی و برخی دیگر یادی از هخامنشیان داشته اند و آنان را در شکل گیری این شهر سهیم دانسته اند. همچنین ناصری از تاریخ نگارانی است که در مجموعة خویش ،‌ پیدایش شهر قم را به دستور کیخسرو یکی از پادشاهان کیان یاد کرده است.
وی می نویسد:در عهد سلاطین کیان ، قم محل اجتماع آب رودخانه های فرقان و اناربار و چراگاه رمه کیقباد بود؛‌ لیکن در وقت لشکر کشی کیخسرو به توران بر اساس حکم پادشاه بیژن پسر گیو ، بابر قمرود را شکافته و آب را به طرف مسیله جاری ساخته و این اراضی از آب خارج گشته است.
اما آنجا که تاریخ بدان شهادت می دهد آن است که قم قبل از ظهور اسلام و ورود اشعریان و خاندان عصمت و طهارت علیه السلام بر این شهر ، دارای شهرت و رشد چندانی نبوده است؛ گو اینکه به سبب وجود رودخانه ای بزرگ و پر آب در کنار این جایگاه، تنها محل تجمعی به منظور استراحت در بعضی از فصل‌ها بوده است.
هر چند بعضی از تاریخ نویسان از جمعیت زیاد این شهر قبل از اسلام نیز نامی به میان آورده اند. بنابراین رشد و رونق این شهر مدیون اسلام و شیعیان مهاجر به این سرزمین می باشد.
اسامی شهر قم نامی است آشنا که در کلام اهل بیت علیهم السلام و کتب تاریخ نویسان معروف جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است؛ اما اینکه نامگذاری این سرزمین در چه زمان بوده است و چه کسی این شهر مقدس را بدین نام خوانده است، ما را به کنکاش پیرامون نام قم و سبب این نامگذاری می کشاند.
احمد بن ابی عبدالله برقی می نویسد: ‌شهر قم را از برای آن قم نهادند که در ابتدای حال ،‌ محل جمع شدن آب بوده است و هیچ رهگذری برای عبورنداشته است و در طرف آن انواع گیاه و سبزه پدید آمده است و در ( زبان ) عرب جمع شدن آب را قم گویند.
در جای دیگر آمده است: بر اثر جمع شدن و رویش علفزارها (در این سرزمین) صحرا نشینان در آن نقطه تجمع کردند و چادرهایی برای سکونت بنا نموده اند که به آن خانه ها و چادرها « کومه می گفتند با گذشت زمان کومه را مخفف کردند و کُم‌ گفته و سپس معرب (به تلفظ عربی) کردند و قم خواندند.
همچنین وجه دیگری در این باره ذکر کرده اند: اینکه کُم به وسیلة اشعری ها از کمندان (‌که یکی از قریه های تشکیل دهنده شهر قم بود )‌ گرفته شده و به منظور تخفیف در تلفیظ آن ، قسمت دوم آن را حذف کرده و کُم نامیدند و کاف را تبدیل به قاف نمودند و گفتند قم.
اما قم تنها یک مکان و سرزمین جغرافیایی خاص نیست که آن را در لابلای کتب جغرافی‌دانان یا تاریخ نویسان جستجو کرد ؛ بلکه مکانی مقدس و الهی است. از این رو لازم است برای جستجوی علت نامگذاری آن به کلام گهربار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام رجوع کنیم و از دانش و سخن آنان بهره بگیریم.
صفوان بصری، از امام صادق علیه السلام نقل می کند که امام علیه السلام به من فرمود: آیا می دانی چرا قم را قم نامیدند ؟ در جواب گفتم:‌ خداوند و رسول او و شما بهتر می دانید.
امام علیه السلام فرمود: همانا قم را به این نام نهادند زیرا اهل قم با حضرت قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف )‌می باشند و با آن حضرت قیام می کنند و بر آن استقامت دارند و حضرت را یاری خواهند کرد.
روایت دیگر از ابومقاتل دیلمی نقیب الری است که می گوید : شنیدم که اباالحسن علی بن محمد (امام هادی) علیه السلام فرمود: قم را از برای آن قم نامیدند چون سرزمینی است که از طوفان نوح محفوظ بوده و در ایام طوفان کشتی نوح به این سرزمین که رسید ایستاد و قم قطعه ای از بیت‌المقدس است.
مراکز زیارتی و دیدنی
آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه، امامزاده علی بن جعفر، امامزاده معصوم، مسجد اعظم، مدرسه فیضیه، منزل حضرت امام خمینی، مقابر باغ گنبد سبز

 

کردستان

استانی سرسبز و خرم با وسعتی معادل 28 هزار و 203 کیلومتر مربع در غرب ایران و در مجاورت بخش شرقی کشور عراق قرار دارد.
این استان که در دامنه‌ها و دشت‌های پراکنده سلسله جبال زاگرس میانی قرار گرفته است، از شمال به استان‌های آذربایجان غربیو زنجان، از شرق به همدان و زنجان، از جنوب به استان کرمانشاهو از غرب به کشور عراقمحدود است.
استان کردستان براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال 1375دارای 8 شهرستان، 12شهر، 21 بخش، 78 دهستان و 1765 آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستان‌های این استان عبارتند از: بانه،‌ بیجار، دیواندره، سقز،‌ سنندج،‌ قروه، کامیاران و مریوان. در حال حاضر استان کردستان با مجموعه شهرها،‌ روستاها و عشایری که در اقصی نقاط آن پراکنده شده و استقرار یافته‌اند، به یکی از نواحی در حال توسعه غرب کشور تبدیل شده و از پتانسیل‌های توریستی و تفرجگاهی بسیار خوبی برخوردار می باشد.

جغرافیای طبیعی و اقلیم استان کردستان
این استان منطقه‌ای کاملا‌ کوهستانی است که از مریوان تا دره قزل‌اوزن و کوه های زنجان جنوبی در مشرق گسترده شده است. ناهمواری‌های این استان که تحت ‌عنوان ناحیه کوهستانی کردستان مرکزی بررسی می‌شود، مشتمل ‌بر دو بخش غربی و شرقی است.
این دو قسمت از نظر شکل پستی و بلندی و جنس زمین متفاوتند. قسمت وسیعی از سنندج، مریوان و سرزمین‌های اطراف آنها تا جنوب کردستان بخش کوهستانی غربی را تشکیل می‌دهد.
در این ناحیه، یکنواختی و سستی جنس زمین اشکال مشابهی را به وجود آورده که از ویژگی‌های آن کوه‌های گنبدی شکل با شیب یکنواخت و ملایم همراه با دره‌های باز است.
این یکنواختی را طبقات آهکی سخت و سنگ‌های درونی که بین لایه‌های سست ظاهر می‌شوند،‌ درهم ریخته و آن را به صورت صخره‌های عریان درآورده است.
نوع مشخص این ناهمواری‌ها، ناحیه کوهستانی چهل چشمه در بین مریوان و سقز است که دنباله پستی بلندی‌های این ناحیه را در جنوب و مشرق، تشکیل داده‌اند و دامنه غربی آن تا داخل کشور عراق کشیده شده است.
در این ناحیه شعبه‌های رود قزل‌اوزن در شرق و شمال شرقی و رود سیروان در حنوب چهره زمین را به‌طور کامل تغییر داده‌اند.بخش کوهستانی شرقی، قسمت‌های شرقی سنندج را دربرمی‌گیرد و درحد فاصل ناحیه غربی و شرقی،‌ یک رشته از ارتفاعات آتشفشانی شمالی- جنوبی را به‌وجود می‌آورد.
در شرق این رشته کوه،‌ شهرستان‌های قروه و بیجار قرار گرفته‌اند که شکل زمین در آنها با پستی و بلندی‌های ناحیه غربی به کلی متفاوت است.
از ویژگی‌های این ناحیه، وجود یک حصار کوهستانی متشکل از سنگ‌های دگرگونی و رسوبی است که دشت‌های مرتفع هموار و تپه ماهوری را احاطه کرده است. در این ناحیه به استثنای کوه‌های بیجار، دشت‌های نسبتاً وسیعی نیز وجود دارد. این دشت‌ها به‌وسیله شعبه‌های رود قزل‌اوزن قطع شده و به صورت تپه ماهور درآمده‌اند. مرتفع‌ترین دشت این ناحیه «هوه‌تو» خوانده می‌شود که با دو هزار و دویست متر ارتفاع در شمال سنندج واقع شده است.
بلندترین کوه‌‌های این ناحیه،‌ شاه‌نشین در شمال بیجار،‌ شیدا در مرکز و پنجه علی بین قروه و سقز است.استان کردستان به‌طورکلی تحت تأثیر دو جریان عمده هوای گرم و سرد قرار دارد و اقلیم‌های گوناگونی را به‌وجود می‌آورد.
بیشترین میزان بارش جوی در ناحیه غربی استان (شهرهای بانه و مریوان) حدود 800 میلی‌متر در سال و کمترین میزان بارندگی آن در ناحیه شرقی حدود چهارصد میلی‌متر در سال است. میزان نزولات جوی در قسمت مرکزی استان (شهرهای سقز و سنندج) نزدیک به پانصد میلی‌متر در سال است.تمام قلمرو استان در بهار و تابستان آب و هوایی خنک و معتدل دارد.
مقایسه ارقام میانگین دمای ماه‌های مختلف سال در مرکز استان نشان می‌دهد که متوسط دمای روزانه در اردیبهشت ماه شانزده و یک‌دهم و در مهر ماه شانزده و نه‌دهم درجه سانتی‌گراد است.
میانگین دمای ماه‌های این دوره از 22 تا 28 درجه سانتی‌گراد متغیر است. این درجه، دمای مطلوبی برای صنعت گردشگری می‌باشد. از این‌رو شش ماه از سال در مرکز استان کردستان برای جریان جهانگردی بهترین و مناسب‌ترین ایام به حساب می‌آید. سردترین ماه سال در شهرستان سنندج، بهمن ماه است که حداقل دمای آن به حدود یک درجه زیر صفر می‌رسد.
تعداد روزهای یخبندان در سنندج نود‌ودو روز در سال گزارش شده است.در پهنه استان کردستان پاره اقلیم‌های گوناگونی وجود دارد که در زیر به انواع و نواحی مشخص آن اشاره می‌شود:
دره میرآوا (امیرآباد) که زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل دارد.
مسیر سنندج به سمت سقز (دشت اوباتو) که زمستان‌های معتدل دارد.
مسیرمریوان به دربنددزلی که زمستان‌های سرد با یخبندان‌های طولانی دارد و در فصل تابستان روزهای آن گرم و شب‌های آن خنک است.
ناحیه اورامانات که آب و هوای آن مرطوب و معتدل است.
مسیر سنندج به مریوان که اقلیمی نیمه خشک و نیمه مرطوب دارد.
نفوذ توده‌های مرطوب زمستانی و بهاری در مریوان و دریاچه زریوار تأثیر فراوانی در مرطوب و معتدل شدن هوای این ناحیه دارد. میزان رطوبت و بارش مناسب باعث ایجاد جنگل‌های انبوه بلوط و گونه‌های مختلف درختان جنگلی شده است. پوشش گیاهی این ناحیه مناظری شگفت‌انگیز و باشکوه دارند.
از آنجا که تنوع اقلیمی همراه با سایر شرایط مناسب، از جاذبه‌های مهم در صنعت جهانگردی به‌شمار می‌رود و جهانگردان خواهان دمای مطلوب و مطبوعی (بیست‌وپنج- بیست‌ودودرجه سانتی‌گراد) هستند،‌ استان کردستان به‌ویژه در فصول بهار و تابستان از این نظر بسیار مناسب و دارای توانایی های جهانگردی قابل توجهی می باشد.
جغرافیای تاریخی استان
مردمان کرد آریایی نژاد هستند که چندین هزار سال قبل از میلاد به این منطقه مهاجرت کرده‌اند. تاریخ اقوام کرد تا قبل از اسلام چندان روشن نیست. در اسناد سومری و بابلی و اکدی و آشوری نام اقوامی دیده می‌شود که شباهت به کلمه کرد دارد، ولی از همه نزدیک‌تر چه از لحاظ زبان‌شناسی و چه از نظر جغرافیایی و چه از نظر توصیفی، نام قومی است به نام کردوخوی که در کتاب سفر جنگی گزنفون ذکر شده است.
این قوم در کوه‌ها و دره‌های میان عراق و ارمنستان و مخصوصاً‌ در محلی که امروزه «زخو» نامیده می‌شود و در شصت کیلومتری شمال غربی موصل در عراق قرار دارد، ساکن بوده‌اند.
گزنفون، آنان را تا هنگامی که به جلگه‌های شمال رسیدند، تعقیب کردند و صدماتی نیز بر آنها وارد آوردند.پولیبیوس (دویست- یکصد و بیست ق.م) نیز از اقوامی که در قسمت‌هایی از آذربایجان کنونی زندگی می‌کردند و به‌نام «کورتییوی» یا کورتی‌ای خوانده می‌شدند، یاد می‌کند. استرابون و لیوی می‌گویند که این اقوام در فارس نیز ساکن بوده‌اند.
چنانکه در زمان ساسانیان و اوایل اسلام چادرنشینان کوهستان‌های فارس را کرد می‌خواندند. اگر تاریخ اقوام کرد در پیش از اسلام تاریک و مبهم است، تاریخ آنان در پس از اسلام در پرتو تألیفات مورخان اسلامی تا اندازه‌ای روشن‌تر است، ولی در این دوره هم، چون از کرد به‌طور فرعی و ثانوی- ضمن اخبار ممالک اسلامی- سخن به میان آمده، درباره تاریخ این قوم به‌طور اساسی و مستمر مطلب کاملی نوشته نشده است و فقط در دوره صفوی نخستین کتاب مهم درباره قوم کرد به زبان فارسی تدوین شده که همان شرفنامه بدلیسی است.
اعراب در تاریخ شانزده یا بیست هـ .ق. قلعه‌ها و استحکامات کردها را تصرف کردند. در بیست‌وسه هـ .ق. که سپاه عربی در ایالت فارس مشغول فتوحات بود، اکراد فارس در دفاع از فسا و دارابجرد شرکت داشتند. فتح شهر زور و داراباذ‌ که از شهرهای کردنشین بودند، در سال 22 قمری صورت گرفت.ابوموسی اشعری در سال 25 کردان را سرکوب کرد.
در سال 38 قمری اکراد ناحیه اهواز در قیام خریت ابن‌راشد برضد امیرالمؤمنین علی‌(ع) جانب خریت را گرفتند و پس از قتل خریت عده زیادی از ایشان کشته شدند.
در سال 90 قمری اکراد فارس سر به شورش برداشتند و این شورش به‌وسیله «حجاج ابن یوسف ثقفی» سرکوب شد. در سال یکصد و چهل و هشت هـ .ق. اکراد موصل قیام کردند و منصور خلیفه عباسی، «خالد برمکی» را برای سرکوبی آنان به آنجا فرستاد و وی نیز شورش کردها را سرکوب کرد.
در سال دویست و بیست و چهار هـ .ق. یکی از پیشوایان اکراد اطراف موصل به نام جعفر ابن فهرجیس برضد خلیفه معتصم سر به شورش گذاشت خلیفه سردار معروف خود آیتاخ را به جنگ او فرستاد.
آیتاخ پس از جنگی سخت جعفر را کشت و بسیاری از اکراد را مقتول یا اسیر کرد و امیران و زنان و اموال ایشان را به تکریت برد.در سال دویست و سی و یک هـ .ق. اکراد به اطراف اصفهان و فارس تاختند.
یکی از سرداران ترک خلیفه به نام وصیف، پس از پیروزی، نزدیک به 500 نفر از آ‌نان را به اسیری به بغداد برد.در سال دویست و هشتاد و یک هـ .ق. چادرنشینان عرب با اکراد در نواحی موصل و ماردین متحد شده و تحت رهبری حمدان ابن حمدون جنگ علیه معتضد را شروع کردند که به کشته شدن و اسارت گروهی از آنان منجر شد.
در سال 314 قمری در زمان خلافت المقتدر بالله و امارات ناصرالدوله حمدانی، در ناحیه موصل یک بار دیگر کردها سر به شورش برداشتند.
در فاصله سال‌های سیصد و بیست و هفت و سیصد و چهل و پنج هـ .ق. شخصی به‌نام دیسم که از خوارج بود و پدری عرب و مادری کرد داشت، با گردآوری کردهای آذربایجان، با آل‌مسافر و دیگر حکمرانان آذربایجان به جنگ پرداخت و سرانجام گرفتار شد و در زندان درگذشت. در قرن‌های چهارم پنجم و ششم هجری، شدادیان که کرد بودند حکومت‌های مستقلی را در نواحی کردنشین تشکیل دادند.
خاندان شدادی از قبیله روادی بودند و دولت معروف ایوبی در مصروشام از همین خاندان برخاستند.در سال سیصد و نود و پنج هـ .ق. عضدالدوله دیلمی با کردهای موصل درگیر شد و پس از غلبه، قلاع آنها را ویران کرد و همه سران کرد را به قتل رسانید.
در سال سیصد و هفتاد و سه هـ ‌‌.ق. محمدبن غانم همراه کردان برزکانی در حوالی قم علیه فخرالدوله دیلمی سر به شورش برداشت، لیکن فخرالدوله دیلمی سر به شورش برداشت، این در حالی بود که فخرالدوله به وسیله بدربن حسنویه با وی از در صلح و آشتی درآمد، اما دیری نپائید که سپاهی را روانه سرکوبی وی کرد.
محمدبن غانم در این پیکار شکست خورد و به اسارت سپاهیان فخرالدوله درآمد و در اسارت درگذشت.یکی از رویدادهای مهم دوران زمامداری شرف‌الدوله دیلمی (سیصد و هفتاد و دو- سیصد و هفتاد و نه هـ ‌‌.ق.) پیکار او در سال سیصد و هفتاد و هفت هـ ‌‌.ق. با بدربن حسنویه در کرمانشاه است که به پیروزی بدر و شکست شرف‌الدوله منجر شد.
در نتیجه بدربن حسنویه بر قسمت مهمی از عراق عجم مسلط شد. وی در سال چهارصد و پنج هـ ‌‌.ق. به دست طایفه‌ای کرد که جورقان نام داشت،‌ کشته شد. شمس‌الدوله پسر فخرالدوله دیملی بلافاصله متصرفات وی را ضمیمه قلمرو خود کرد.
شاپور خواست (خرم‌آباد)، دینور، بروجرد، نهاوند،‌ اسدآباد و قسمتی از اهواز ازجمله متصرفات او بودند. ظاهراً اصطلاح کردستان را سلاجقه برای تمیز نواحی کردنشین از ولایت جبال عراق وضع کردند و آن ایالتی بود مشتمل بر سرزمین‌های بین آذربایجان و لرستان و قسمتی از اراضی سلسله جبال زاگرس که مرکز آن نیز در ابتدا ناحیه بهار در هجده کیلومتری شمال غربی همدان و بعدها چمچمال در نزدیک کرمانشاه امروزی بود.
شهرهای کردستان در زمان حمله مغول از قتل و غارت مصون نماند. در زمان تیمور و ترکمانان قره‌قریونلو و آق‌قریونلو، کردستان و دیار بکر میدان تاخت و تاز سپاهیان تیمور و ترکمانان شد.
شاه اسماعیل اول- مؤسس سلسله صفویه‌ - به علت این که کردها پیرو مذهب تسنن بودند، چندان روابط حسنه‌ای با آنها نداشت، در مقابل، ‌سلاطین عثمانی در تقویت هرچه بیشتر کردان می‌کوشیدند.
در دوره صفویه دولت ایران به قسمت وسیعی از کردستان آن روز تسلط داشت که دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس را دربرمی‌گرفت.با تشکیل سلسله زندیه، برای نخستین بار در تاریخ ایران سلسله‌ای کردنژاد به سلطنت رسید.
در اواخر سلسله زندیه نیز طایفه دنبلی که یکی از طوایف بزرگ کرد بود، قسمتی از آذربایجان غربی را در تصرف داشتند و مرکز حکومت و قدرت آنها شهر خوی بود. در قرن نوزدهم میلادی بارها کردها در خاک عثمانی میل باطنی خود را برای رسیدن به استقلال و تشکیل دولتی کردزبان ظاهر کردند.
در سال هزار و هشتصد و هفتاد و هشت میلادی شیخ عبیدالله نقشبندی به فکر تأسیس کردستان مستقل تحت حمایت دولت عثمانی افتاد. در سال هزار و هشتصد و هشتاد میلادی طرفداران وی، اطراف ارومیه، ساوجبلاغ، مراغه و میاندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهیان ایران به زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع کنند.
در سال هزار و نهصد و چهل و شش میلادی قاضی محمد همزمان با حضور قوای متفقین در ایران و حمایت دولت روسیه شوروی از او، جمهوری خلق کردستان را که مرکز آن مهاباد بود،تشکیل داد. پس از تخلیه کامل ایران از قوای متفقین و اعزام ارتش دولت مرکزی به نواحی آذربایجان و کردستان،‌ این شورش و جمهوری ناشی از آن نیز از هم متلاشی گردید.
سنندج
گفته می‌شود قلعه سنه دژ (سنندج) را سلیمان‌خان اردلان والی کردستان در زمان شاه‌صفی (هزار و سی و هشت - هزار و پنجاه و دو هـ ‌‌.ق.) آباد ساخت و کلمه غم‌ها را که به حساب ابجد هزارو چهل و شش می‌شود ماده تاریخ آن قرار داد. هیچیک از جغرافی‌نویسان اسلامی، این شهر را به این اسم در آثار خود ذکر نکرده‌اند.
در گذشته به جای شهر سنندج فعلی شهری به نام سیر وجود داشت که این کلمه در فارسی به معنای سی‌سر است. مجاور سی‌سر، محلی بود به نام صدخانیه (صدخانه) که احتمالاً به مرور زمان این نام به سنه تغییر یافته است. سنندج مدت چهار قرن تحت حکومت حکام موروثی خاندان اردلان بود که نسبت خود را به ساسانیان می‌رسانیدند.
در جنگ‌های دولت‌های ایران و عثمانی در دوره صفویه، این خاندان گاه جانب ایران را می‌گرفتند و زمانی از عثمانی طرفداری می‌کردند. کریم‌خان زند در سال هزار و صد و چهل و شش هـ ‌‌.ق. سنندج را ویران کرد و پس از یک دوره هرج و مرج، خسروخان اردلان در سنندج مستقر شد. آغامحمد خان قاجار به پاس خدمات وی سنقر را نیز ضمیمه قلمرو حکومتی او کرد.
از سال هزار و دویست و چهارده تا هزار و دویست و چهل هـ ‌‌.ق. امان‌الله خان پسر خسروخان در سنندج حکومت کرد که در این مدت اصلاحات زیادی برای آبادانی و عمران شهر سنندج به عمل آمد.
در حکومت رضاقلی‌خان اردلان بین اعضای این خاندان اختلافاتی به‌وجود آمد و پس از یک سلسله کشمکش‌ها، سرانجام امان‌الله خان برادر رضاقلی‌خان به حکومت رسید و درحقیقت این شخص آخرین والی موروثی سنندج بود که از ســــال هزار و دویست و شصت و پنج تا هزار و دویست و هشتاد و چهار هـ ‌‌.ق. حکومت کرد.
در سال هزار و دویست و هشتاد و چهار هـ ‌‌.ق. دولت مرکزی، حاج‌میرزا معتمد‌الدوله عموی ناصرالدین شاه را به حکومت کردستان منصوب کرد که تا سال هزار و دویست و نود و یک هـ .ق. در آنجا حکمرانی می‌کرد.در حال حاضر سنندج مرکز استان است و یکی از شهرهای زیبای استان کردستان و غرب کشور به حساب می آید.
مراکز دیدنی و تاریخی:
امامزاده پیر عمر، امامزاده پیر محمد، امامزاده عبدالله، مسجد هاجره خاتون، دریاچه پشت سد قشلاق، دشت دهگلان، جنگل‌های سنندج، روستای نگِل، روستای صلوات آباد، کوه کوچسار، کوه شیخ معروف، کوه مسجد میرزا، کوه ملا کاووف کوه هوار برزه، کوه چرخ لان، کوه سراج الدین، پل قشلاق، پل شیخ، قلعه پلنگان، قلعه حسن آباد، عمارت سالار سعید، عمارت مشیر، خانه آصف وزیری، عمارت وکیل الملک، عمارت امجد الاشراف
بانه
پیش از اسلام طایفه‌ای زرتشتی به نام قه‌قو بر بانه حاکم بودند که در حمله اعراب و بعداز آن، اختیار دینی‌ها حکومت آن را به دست گرفتند. تا اواسط سده سیزدهم هجری نام اصلی شهر بانه به‌روژه (آفتابگیر) بود و قباله هایی نیز وجود دارد که در همه آنها مرکز بانه قصبه به‌روژه نامیده شده است.
این شهر یک بار در قبل از جنگ جهانی اول و بار دیگر در جنگ جهانی دوم دچار آتش‌سوزی شدیدی شد. اکنون گورستان شمال شرقی شهر را بانه کهنه یا کهنه بانه می‌نامند.
علت تغییر نام و جابجا شدن محل شهر به واسطه شیوع بیماری‌های وبا و طاعون بود که هر چند سال یک بار شایع می‌شد و چون بازماندگان، محل اولیه را آلوده می‌پنداشتند، مجدداً در جای دیگری به ایجاد شهر و ده می‌پرداختند. آتش‌سوزی و جنگ‌های قبیله‌ای یکی دیگر از عوامل جابجا شدن محل شهر بود.
در بانه، آبادی‌هایی به نام‌های نیزه دوکهنه، به روژه کهنه، سیاومه کهنه، آرمرده کهنه، توده کهنه و غیره هم شنیده می‌شود، ولی آبادی‌هایی نیز با همان نام‌ها بدون کلمه کهنه وجود دارد. نام بانه را از کلمه کردی Bon به معنی پشت بام و متأثر از ارتفاعات و نحوه استقرار و موقعیت شهر بانه می‌دانند.
ارتفاع هزارو پانصد و بیست و پنج متری شهر از سطح دریا و چشم‌انداز ارتفاعات اطراف آن موجب شده مردم برای رسیدن به شهر مسیر زیادی را به طرف سربالایی طی کنند. نام بانه را به معنی خانه (منظور اقامتگاه و آبادی و مسکن است) و اردو (منظور اردوگاه سربازان است) و پادگان (شهر دو قلعه بزرگ داشته) نیز تفسیر کرده‌اند.
مراکز دیدنی و تاریخی:
زیارتگاه سلیمان بیک، دشت‌های بانه، جنگل‌های بانه، غار شووی، زرینه رود، رود بانه، سد باستانی شو، شهرتاریخی آرمرده
بیجار
شهرستان بیجار در سال 1220 ه . ق توسط محمد خان گروسی حاکم گروس رونق یافته بازار شهر بیجار از آثار دوره صفویه است و در دوران قاجار مرمت شد.
شهر بیجار با ارتفاع 1870 متر از سطح دریا به بام ایران ملقب شده و مردم منطقه اکثرا کشاورز هستند. سالیانه حدود یکصد هزار تن گندم در این منطقه تولید می‌شود و به همین جهت بیجار را انبار غله غرب نامیده اند. منطقه گروس دارای تمدنی کهن است و کتیبه هایی که در بعضی از نقاط آن کشف شده و به خط هیراتیک می باشد ثابت می کند که قبل از پیدایش دولت آشور (3000 سال قبل ) در این منطقه تمدن‌هایی وجود داشته است.
مراکز دیدنی و تاریخی:
دشت بیجار، رود سیروان، چشمه آب تلخ، قلعه قمچقای، برج آجری اوشقون بابا
دیوان دره
دیواندره یکی از شهرستان های بسیار زیبا و دیدنی استان کردستان است که در فاصله نودوپنج کیلومتری شمال سنندج واقع است. دیواندره امروزی یکی از کانون‌های درحال توسعه روستایی بود که یک دهه قبل به شهر تبدیل شده است. این شهرستان آب و هوایی معتدل و مطبوعی را دارا می باشد.
مراکز دیدنی و تاریخی
غار کرفتو، رود قزل اوزن، شهر صلوات آباد
سقز
می‌گویند که این شهر با نام ایزیرتا در نخستین اتحاد ماد، پایتخت مادها بود. سرکردگان ماد در اطراف شهر استحکاماتی برای خود ساختند که از آن جمله زیویه و قپلانتوی کنونی (آدامائیت) را می‌توان نام برد. در این زمان سارگن دوم پادشاه آشور به سرزمین ماد تاخت، مادها شکست خوردند و ایزیرتا، زیویه و آدامائیت را ویران کرد.
پس از آن سکاها به تحدید بنای این شهر پرداختند و سقز را به نام اسکیت (ساکز) به‌عنوان پایتخت خود انتخاب کردند. نام امروز سقز از نام قوم سکه- سکا- اسکیت- سکز به یادگار مانده و سکز همان ساکز است.
دو وجه تسمیه دیگر نیز برای این شهر نقل شده است؛ یکی به دلیل درخت حبه‌الخضر یا ون است که گویا در اطراف سقز وجود داشت و دیگر این که، این شهر را سه دختر ساخته‌اند و لذا سه قز (قز در ترکی به معنی دختر) نامیده می‌شد.شهر سقز سابقاً در دشتی در جنوب غربی شهر فعلی قرار داشت که اکنون به کهنه سقز یا سقز کهنه معروف است.
شهر فعلی ابتدا در اطراف بازار به‌وجود آمد و قدیمی‌ترین محله، همان محله بازار شهر است که بعداً در اثر ارتباط تبریز، سنندج و بانه طرفین جاده‌های آن آباد شد. در حال حاضر‌ موقعیت طبیعی و نحوه استقرار شهر در دامنه ارتفاعات و رودخانه‌ای که از کنار آن جاری است، این شهر را به یکی از زیباترین و دیدنی‌ترین شهرهای کردستان مبدل ساخته است.
مراکز دیدنی و تاریخی:
قلعه زیویه، تپه زیویه، دشت‌های سقز، جنگل‌های سقز، سیمینه رود
قروه
در مورد شهر قروه می گویند که این شهر در دشت وسیعی در نودوسه کیلومتری شرق سنندج و شمال غربی همدان قرار دارد و از آغاز در طول جاده سنندج به طرف همدان توسعه یافته است. مرکز حکومت این شهر در گذشته روستای قصلان بود که توسط امان‌الله خان بزرگ، والی معروف کردستان در محوطه آن بناهایی از قبیل: قلعه، عمارت، مسجد، حمام،‌باغ و بیشه بزرگی احداث شده است.
در حال حاضر قروه به دلیل شرایط خاص زمین ساختی و چشمه‌های آب گرم و معدنی مورد توجه مسافرین و گردشگرانی است که به همین دلیل اقدام به مسافرت به این شهر می‌نمایند.
مراکز دیدنی و تاریخی
امامزاده گورگور، مسجد دارالاحسان، دشت قروه، کوه پنجه علی، کوه حسین بک، حمام قصلان، تپه بابا گورگور، عمارت خسرو آباد
کامیاران
یکی دیگر از شهرستان های زیبا و سرسبز استان کردستان شهرستان کامیاران است. کامیاران یکی از شهرستان‌های تازه تأسیس استان کردستان می باشد که در فاصله شصت و پنج کیلومتری جنوب سنندج واقع شده است.
ویژگی‌های عمومی، فرهنگی و مردم‌شناختی مردم این شهرستان نیز همانند سایر نواحی استان کردستان می‌باشد. این شهرستان در بهار و پاییز آب و هوای دلپذیری دارد و می‌تواند پذیرای دوستداران طبیعت باشد.
مراکز دیدنی و تاریخی
دشت کامیاران، دشت امیرآباد، چشمه آب معدنی گواز
مریوان
این شهر بیش از یکصد سال سابقه تاریخی دارد. یکی از شاهزادگان قاجاربه نام فرهاد میرزا که کمی پیش از مشروطیت در این محل حکومت می‌کرد، در مریوان قلعه‌ای بنا کرد که جریان بنای آن را در کتیبه‌ای که به دیوار مسجد دارالاحسان (مسجد جامع سنندج) نصب کرده، شرح داده است.
این شهر مرزی در همسایگی دولت عثمانی قرارداشت و به دستور ناصر‌الدین ‌شاه قاجار در سال هزار ودویست و هشتادودو هـ.ق قلعه‌ای مستحکم در آنجا احداث شد.
در سال هزارو دویست و هشتادو شش حاج فرهاد معتمد‌الدوله بر استحکام قلعه افزود و آن را شاه‌آباد نامید. در کنار همین قلعه نظامی، روستایی به ‌وجود آمد که به نام قلعه (مریوان) نامگذاری شد.
در داخل شهر به دستور حاج معتمد‌ الدوله یک باب قنات، حمام و آب‌ انبار احداث شد. بعد از حاج فرهاد معتمد‌ الدوله، حاج محمد علیخان ظفر ‌الملک قلعه را وسعت داد و در داخل آبادی شاه آباد چندین باب منزل، یک کاروانسرا وقناتی دیگر احداث کرد.
بعدها کلیه این تأسیسات دراثر شورش وهرج ومرج عشایرکرد منطقه، ویران شد. در اوایل حکومت پهلوی، حاکم وقت در روستای موسک قلعه‌ای بنا نهاد که امروزه از آن به عنوان پادگان استفاده می‌شود و فاصله چندانی با شهر ندارد. وجود دریاچه زریوار در غرب شهر مریوان زیبایی خاصی به این شهر بخشیده و آن را به یک منطقه تفریحی و سیاحتی مبدل کرده است.
مراکز دیدنی و تاریخی
دریاچه زریوار، جنگل‌های مریوان، اورامانات تخت، روستای درکی، کوه کانی چرمه، کوه سنا سره، کوه میانه، کوه پیازه، کوه تخت، سنگ نبشته اورامانات، قلعه ایمام

کرمان

در جنوب شرقی ایران واقع شده و از شمال بااستان‌های خراسان و یزد، از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است.
مساحت این استان در حدود 175069 کیلومتر مربع و پس از استان خراسان دومین استان پهناور کشور می‌باشد که در حدود 11 درصد از خاک ایران را در بر گرفته است.
این استان یکی از مرتفع‌ترین استانهای کشور و شهرستان بافت آن با 2250 متر ارتفاع از سطح دریا مرتفع ترین شهرستان استان می‌باشد.
ارتفاعات این استان از رشته کوه‌های مرکزی ایران چین خوردگی‌های آتشفشانی آذربایجان شروع می‌شود و تا بلوچستان امتداد دارد و دنباله آن چندین بار در فلات مرکزی به وسیله حوزه‌های پست داخلی و کویر قطع می‌شود.
رشته کوه‌های مرکزی در این منطقه دشت‌های وسیع استان را از یکدیگر جدا می‌سازند. این کوه‌ها به طور کلی دو رشته عمده هستند که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند و مهم ترین آن رشته کوه‌های بشاگرد کوهبنان است.
این رشته کوه‌ها دنباله کوه‌های جندق و بیابانک هستند که تا کرمان و بم گسترش یافته‌اند. رشته دوم کوه‌هایی هستند که از یزدتا کرمان و چال جازموریان کشیده شده‌اند و به موازات رشته اول امتداد دارند. سابقه سکونت و استقرار انسان در سرزمین کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد می‌رسد.
این منطقه یکی از قدیمی ترین نواحی ایران به شمار می‌رود و در گذر زمان، گنجینه‌های فرهنگی تاریخی گرانبهایی در آن پدید آمده که نمایانگر روند تاریخی و حیات اقتصادی، اجتماعی آن است. 
ویژگی‌های فرهنگی
استان کرمان محل سکونت مردمی با عقاید متنوع دینی و مذهبی است که عمدتاً تحت تاثیر فضای فرهنگی اسلامی و ایرانی شکل گرفته است.علاوه برمسلمانان شیعه، پیروان زرتشت، فرقه شیخیه، اهل حق و. . . . نیز در محدوده استان زندگی می‌کنند که هر کدام از آنها آیین و مراسم مذهبی و دینی خاصی دارند.
به طور کلی فرهنگ منطقه کرمان بر بنیاد دو عامل شکل گرفته است. از یکسو زیستگاه طبیعی و اقلیمی خاص و از سوی دیگر تاریخ سخت و پر جنگ و جدال آن. این جدال دایمی با طبیعت کویری منطقه و دور افتادگی جغرافیایی، سالیان متمادی ادامه داشته و به قناعت و صبوری مردم منطقه منجر گردیده است.
فرهنگ زرتشتی
در حال حاضر نزدیک دو هزار زرتشتی در کرمان زندگی می‌کنند. این اقلیت مذهبی دارای آیین‌ها و مراسمی هستند که از اعتقادات دینی آنها سرچشمه می‌گیرد و اجرای بعضی از مراسم آنها در تمام جامعه کرمان به چشم می‌خورد. آیین‌هایی مثل جشن سده و جشن مهرگان از جمله آنها می‌باشد.
اعیاد مذهبی
مراسم جشن‌های مذهبی مسلمانان از قبیل عید قربان، عید فطر،. . . . با شکوه تمام در سراسر استان برگزار می‌شوند. برگزاری مراسم مذهبی این اعیاد در روستاها و در میان عشایر استان رونق ویژه‌ای بر خوردار است و در مناطق شهری نیز به ویژه در میان خانواده‌هایی که عقاید عمیق مذهبی دارند به نحو برجسته‌ای برگزار می‌شود.
جشن سده
جشن سده از آیین‌های زایش و رویش است که هم در میان عشایر کرمان و هم کشاورزان و باغداران(زمستان به پایان می‌رسد و بهار آغاز می‌شود) برگزار می‌گردد.
سده به معنی آتش کشنده و آتش شعله بلند است و نام روز دهم بهمن است. آتش و اجاق کانون آغازین حیات است بقایای آتش، نشانه دوام نسل خانواده است. بقای آتش، نشانه دوام نسل و خانواده است.
آیین سده در میان عشایر بافت و سیرجان(سده سوزی چوپانی) خوانده می‌شود. زرتشتیان کرمان پنجاه روز پیش از جشن نوروز در گبر محله باغچه بوداغ آباد این مراسم را برگزار می‌کنند.
جشن مهرگان
در اوستا روایت است که مهر همان ایزد مهر است که در روز آغازین زمستان زاده شده است و میترا نام دارد. در ایران باستان این جشن را میترا کانا می‌نامند، که بعدها به مهرگان تبدیل شد.
از طرفی آیین مهر پرستی که روزی جهان را در بر گرفته بود بر دین زرتشت اثر گذاشته و در سده‌های بعد به جشن مهرگان تبدیل شده است. روایت دیگر آن است که مهر همان مهر خورشید، نور و گرمی، مهربانی و محبت و فروز مینویی و عهد و پیمان می‌باشد و نیز چیرگی شاه فریدون پیشدادی بر ضحاک تازی است.
در این روز در بسیاری از مکان‌ها بازار بر پا می‌شود و مردم شادی می‌کنند. در تقویم اوستا جشن مهرگان برابر 16 مهر است اما چون در تقویم کشوری شش ماه از سال 31 روز است، بنابر این جشن شش روز جلوتر و روز دهم مهر خواهد بود.
از مراسم دیگر ایزد مهر، مراسم قوچ اندازون است، در آیین مهر قوچ، نماد مهر است. قوچ یا پازن را در گله میش و نر می‌اندازند. نخست آن را بارنگ‌های سرخ و سبز به طرز دل انگیزی می‌آرایند و بر پشت آنها نقوش مختلفی از جمله نقش چهارخال یا چهار سوی چلیپا برای دفع چشم زخم و گزند رنگ آمیزی می‌کنند و سپس طلب فراوانی و باروری قربانی می‌کنند.
زیارت پنج تن یا جشن سر سال نوروز
این مراسم همه ساله از آغاز سال نو به مدت سه روز در اطراف آرامگاه یا زیارتگاه پنج ‌تن در مهناباد در خاک رودبار جیرفت برگزار می‌شود و همزمان با آن بزرگترین بازار سالانه منطقه نیز تشکیل می‌شود.در این هنگام مهناباد به صورت بازاری در می‌آیند که از سادوئید تا منوجان و از فاریاب تا دلگان بلوچستان برای شرکت در بزرگترین اجتماع روستایی عشایری منطقه گرد آمده‌اند.
پته دوزی
پته دوزی خاص زنان است. نقشه‌های پته از نقشه قالی مایه گرفته و با بوته، جقه و گلبرگ‌هایی همراه است پته دوزی به عنوان یک سرگرمی و ذوق شخصی و هم به منظور تامین قسمتی از مخارج زندگی به صورت یک حرفه خانگی در آمده است.
قالی بافی
قالی کرمان از قدیم به عنوان نفیس ترین و ظریف ترین قالی ایران و دنیا شهرت داشته که در سال‌های اخیر تا حدودی از اهمیت و کیفیت آن کاسته شده است. کرمان پشم بسیار مرغوبی برای قالی بافی دارد. نوع آن شبیه پشم خراسان است و از پشم کرمانشاه قدری سبک‌تر و ظریف‌تر می‌باشد. همچنین چربی پشم کرمان بیش از چربی پشمی است که در نواحی شمال به دست می‌آید.
دو شهر بم و رفسنجان مراکز اصلی تهیه پشم کرمان به شمار می‌آیند. شهرت قالی کرمان به در آمیزی رنگ و طرح آن است. طرح و رنگ قالی کرمان یکی از نفیس ترین، زیبا ترین و خوش سبک ترین بافته‌های جهان به شمار می‌آید.
علاوه بر قالی، قالیچه، گلیم، جاجیم و دیگر صنایع دستبافت که جزء‌ سوغاتی‌های این منطقه محسوب می‌شود، پسته کرمان و رفسنجان و سایر شهرهای استان به عنوان اصلی‌ترین سوغاتی آن است که نه تنها شهرت ملی، بلکه از شهرت جهانی نیز برخوردار هستند.
شهر کرمان
در مدارک تاریخی و جغرافیایی اسلامی، این منطقه کرمان، کارمانیا، ژرمانیا، کریمان، کارمانی و کرمانی ذکر شده است. اگر کارمان را در کلمه در نظر بگیریم(کار)‌ به معنی جنگ و(مان) به مفهوم محل است که در مجموع معنی(جایگاه دلاوری و نبرد) دارد.
برخی از جغرافیا‌دانان، نام قدیم این شهر را گواشیر(بردشیر) خوانده‌اند. گفته می‌شود‍؛ گواشیر همان(کوره‌اردشیر) یا شهر اردشیر بوده است که به تدریج به(گواشیر) تبدیل شده است. به استناد منابع تاریخی عرب و یهود، کرمان منسوب به کرمان بن هیتال بن ارفحشه بن سام بن نوح است و نام آن در کتیبه بیستون به صورت(یوتیه) ذکر شده است. در دوره ساسانیان فرمانروای کرمان، عنوان شاه داشت، چنانکه بهرام چهار(388-389 میلادی) به مناسبت اینکه در زمان پدرش والی کرمان بود به کرمانشاه(شاه کرمان) معروف بود.
در این دوره سیرجان مهم ترین ناحیه کرمان محسوب می‌شد. در دوره اسلامی و مقارن با 21 تا 24 هجری قمری و سالهای بعد از آن، کرمان همواره مورد هجوم اعراب قرار گرفت تا سرانجام در سال 253 هجری قمری به تصرف یعقوب لیث، موسس سلسه صفاریان درآمد.
پس از آن این سرزمین در زیر سلطه حکومت‌های قدرتمند زمان مانند سامانیان، دیلمیان، آل بویه و سلاجغه قرار گرفت. در سال 619 هجری قمری مقارن با رسیدن چنگیزخان به خراسان، براق حاجب از امرای خوارزمشاهیان بر کرمان استیلا یافت و رسماً سلسله قراختائیان را بنیان گذاشت.
بعد از انقراض این سلسله کرمان ضمیمه متصرفات امیر تیمور گورکانی شد و پس از تیموریان سلسله‌های قراقویونلو و آق‌قویونلو به ترتیب کرمان را تصرف کردند.محمود افغان در دوبار لشگر کشی به کرمان به قصد تصرف اصفهان سرانجام توانست در سال 1132 هجری‌قمری، کرمان و سپس اصفهان را به زیر سلطه خود در آورد.
پس از دفع اشرف افغان توسط نادر و خلع شاه طهماسب دوم از سلطنت، کرمان مانند سایر مناطق ایران به تصرف نادر، مؤسس سلسله افشاریه در آمد. بعد از کشته شدن او کرمان دستخوش هرج و مرج گردید و به وسیله افغان‌ها و بلوچ‌ها تاراج شد. کریم خان زند(1163- 1193 هجری قمری) پس از سرکوبی مخالفان خود، خدامراد زند را با سپاهی به کرمان فرستاد و این سردار بدون هیچ گونه مانعی کرمان را تصرف کرد.
بعد از انقراض سلسله زندیه به وسیله آغامحمدخان ‌قاجار و تصرف کرمان، فرمان قتل عام اهالی بی‌گناه کرمان صادر شد و به دستور وی 20 هزار نفر از نعمت بینایی محروم شدند و از سرهای عده‌ای از ساکنان بی‌گناه کرمان، کله مناره‌ها بر پا گردید. شهر امروزی کرمان به برکت توسعه صنعتی، کشاورزی و فرهنگی، یکی از آبادترین شهرهای ایران به حساب می‌آید. 
مراکز تاریخی و باستانی:
آب انبار علی مردان خان، مدرسه گنجعلی خان، مدرسه حیاتی، مدرسه شفیعیه، مدرسه ابراهیم خان، مقبره خواجه اتابک، گنبدجبلیه، گنبد سبز، گنبد مشتاقیه، باغ شاهزاده ماهان، چهارسوق گنجعلی خان، میدان گنجعلی خان، یخدان مؤیدی، حمام گنجعلی‌خان، حمام یا چایخانه سنتی وکیل، حمام ابراهیم خان، کاروانسرای چهارسوق، کاروانسرای وکیل، کاروانسرای میرزاعلینقی، کاروانسرای لحاف دوزها، کاروانسرای حاج مهدی، کاروانسرای هندوها، کاروانسرای حاج آقا علی، کاروانسرای میرزا حسن، تیمچه حاج عبدالله خان، تیمچه کوزه گرها
جاذبه‌های طبیعی:
ییلاقات ماهان، ییلاقات جوپار، ییلاقات راین، چشمه حسین آباد، چشمه قلعه عسگر، چشمه معدنی ته خاتون، چشمه معدنی غرغره، چشمه آب معدنی ابارق، چشمه آب معدنی بوجان، چشمه معدنی رضا آباد، چشمه معدنی پاچنار، چشمه معدنی بیشه، چشمه معدنی اختیار آباد، چشمه معدنی حوض نو، چشمه معدنی بغرا، چشمه معدنی حوض آباد
اماکن زیارتی و مذهبی:
مسجد گنجعلی‌خان، مسجد وکیل، مسجد جامع کرمان، مسجد ملک، مسجد چهل ستون، آرامگاه شاهزاده حسین جویبار
شهر بابک
شهر بابک از شهرهای قدیمی ایران است و بنای آن را به بابک پدر اردشیر بابکان نسبت می‌دهند. اردشیر بابکان مؤسس سلسله سلاطین ساسانی بوده و شهر فعلی بابک در آن زمان از توابع کرمان محسوب می‌شده است. جغرافی‌دانان مانند اصطخری و مقدسی از آن نام برده ولی درباره آن توضیح نداده‌اند. پیشینه تاریخی شهر بابک با جغرافیای تاریخی کرمان درهم آمیخته است.
یکی از مراکزتاریخی شهر، میمند مرکز دهستان میمند از شهر بابک و یکی از روستاهای شگفت ایران می‌باشد. این روستا دارای ساختار ویژه‌ای در معماری و احداث سکونت گاه‌های روستایی است و یک ناحیه تاریخی استقرار انسانی در نواحی مرکزی ایران محسوب می‌شود.
در این روستا دژی مرکب از دخمه‌هایی وجود دارد که حدود چهارصدمتر مربع وسعت دارند و دارای 15 اتاق سنگی دایره‌ای شکل بدون سقف می‌باشد.
این مکان ظاهراً محل قرار دادن مردگان بوده که استخوان مردگان همراه با اشیای دیگر در آن کشف شده است. خانه‌های قدیمی این روستا مانند مناره در دل کوه کنده شده‌اند. جنس کوه از سنگ‌های رسوبی و سخت است و اتاق‌هایی که در دل آن کنده شده‌اند نیز بسیار محکم هستند. 
بافت
شهرستان بافت در ۱۸۵ کیلومتری مرکز استان کرمان با بخش‌های رابر مرکزی و ارزوئیه و با جمعیتی بیش از ۱۸۰۰۰۰ نفر از خوش آب‌‌وهواترین جاهای استان می‌‌باشد. چشمه عروس و خبر از نقاط دیدنی این شهرستان است. از روستاهای خوش آب وهوای این شهرستان میتوان به روستای خوشکار اشاره کرد.این شهر کمتر از ۱۲۰۰ سال قدمت تاریخی دارد.
نام قدیم آن باخته بوده که بعدها به باخت تبدیل شده و در نهایت اکنون بافت نامیده می شود. در این شهرستان مردم عمدتا به شکل طایفه ای زندگی می کنند. طایفه‌هایی از لرها و ترک ها نیز در این شهرستان ساکنند. بخش عمده مردم این شهرستان طی هزاره گذشته از استان فارس به آنجا مهاجرت نموده اند. 
بردسیر
آب وهوای بردسیر معتدل کوهستانی است که زمستانهای سرد و تابستانهای ملایم دارد. در بردسیر بادهای موسمی و فصلی می وزد. مهم‌ترین رودهای بردسیر عبارتند از رودخانه قریه العرب رودخانه آب بخشا و رودخانه ناهونک و از آبهای راکد بردسیر می‌توان دریاچه ترشاب و دریاچه حبلی ساز را نام برد. چند چشمه نیز در بردسیر وجود دارند. که عبارتند از چشمه گزوییه، چشمه نور و چشمه سرخ.
یکی از زیباترین برج‌های بر جای مانده از دوره سلجوقی که نزدیک بردسیر در مسیر بافت و بزنجان قرار گرفته، برج نگار است. این برج آجر چینی زیبایی دارد و کتیبه‌ای به خط کوفی از کاشی فیروزه‌ای بر روی آن نصب شده است.
بم
بم در قدیم یکی از پنج کوره ایالات فارس بود. بم در مسیر جاده‌هایی که جنوب شرقی ایران را با سیستان، افغانستان، و بلوچستان مرتبط می‌کند قرار دارد. به همین جهت این شهر از از دوره ساسانیان اهمیت نظامی و بازرگانی زیادی داشته است.
این شهر در سال 1131 هجری قمری به تصرف محمود افغان در آمد، ولی به علت شورشی که در قندهار روی داد آنجا را رها کرده و عازم قندهار شد ولی بار دیگر در سال 1134 هجری قمری بر بم استیلا یافت و این وضع تا سال 1143 که نادر، اشرف افغان را شکست داد ادامه داشت.
در همین شهر بود که لطفعلی خان زند در سال 1209 هجری قمری توسط آقا محمد خان قاجار دستگیر شد. خان قاجار به یادگار این موفقیت کله مناره‌ای از سرهای 600 تن از مخالفین خود در بم بر افراشت. شهر و قلعه باستانی بم یکی از یادگارهای شگفت معماری فلات مرکزی ایران می‌باشد.
جاذبه های تاریخی و طبیعی:
ارگ قدیم بم، ارگ جدید بم، ییلاقات ده بکردی، ییلافات مسکون، کوه هزار، کوه قدمگاه 
جیرفت
مورخین و جهانگردان عقیده‌دارند که شهر جیرفت در اثر سیل بنیان کنی و نابود گردیده و خرابه‌های شهر قدیمی جیرفت در یک کیلومتری جیرفت فعلی(سبزواران) قرار دارد.‌
خرابه‌های شهر قدیم را به عهد دقیانوس نسبت داده‌اند و از این خرابه‌ها سکه‌ها و آثار عتیقه بسیار به دست آمده است. جیرفت از دو کلمه(جیر) به معنی پست و پایین و(اقت) به معنی افتاده تشکیل شده است و به طور کلی جیرفت به معنای(جلگه پست آبرفتی) است.
نام جیرفت در سال 35 هجری قمری برای اولین بار به مناسبت تصرف آن توسط مجاشع بن مسعود در تاریخ ثبت شده است و از تاریخ نیز مکرر از آن شهر نام برده شده است. به استناد گفته یاقوت حموی، جیرفت(جرودس) نام داشت. جیرفت قبل از حمله مغول یکی از شهرهای آباد و ثروتمند جهان اسلام بود.
شاهراهی که از خلیج فارس و بندر هرمز عبور می‌کرد و راهی که از هندوستان و از طریق جالق امتداد می‌یافت در جیرفت به هم متصل می‌شد. همچنین کالاهای تجارتی که از هندوستان به ایران صادر می‌شد از جیرفت به سایر شهرهای ایران توزیع می‌گردید. مارکوپولو تاجر و صیاح ونیزی از این شهر به نام(کامادای) یادکرده است. ظاهراً در زمان عبور وی این شهر به کلی ویران شده بود.
جاذبه های تاریخی و طبیعی:
مقبره امیرحیدر، قلعه سموران، ییلاقات دلفارد، ییلاقات در بهشت، ییلاقات اسفندقه، کوه سرشک
رفسنجان
رفسنجان اسامی مختلفی دارد که بیشتر در ارتباط با ذخایر زیر زمینی آن نامگذاری شده است. مانند رفسنگان یا رفسنگ به معنای مس که معرب آن رفسنجان است. این شهر قدمتی دیرینه دارد و باغهای پسته آن مشهور است.
جاذبه های تاریخی و طبیعی:
امامزاده شاه سلیمان، کوه پورکان، چشمه حسین آباد، چشمه آب معدنی قاسم آباد، چشمه معدنی آباد آوران 
سیرجان
نام این شهر سیرگان بوده است و بنای آن را به بهمن اشکانی نسبت می‌دهند، اعراب آن را سیرجان می‌نامند. در قرون وسطی ایالت کرمان دارای دو کرسی بود: سیرگان و بردسیر. جغرافیا نویسان اسلامی سیرگان را به صورت(السیرجان) ضبط کرده‌اند.
خرابه‌هایی که در سالیان اخیر در محل قلعه سنگ در شرق سعیدآباد که بر سر راه بافت کشف شد، به احتمال زیاد همان محل سیرگان قدیم است. پس از استیلای مسلمانان بر ایران، کرمان همچنان مرکز ایالت بود و این موقعیت را تا اواسط قرن چهارم هجری که جنوب ایران به تصرف آل بویه درآمد، حفظ کرده بود. در زمان این سلسله مرکزیت ایالت کرمان از سیرگان به برد سیر منتقل شد، به همین علت سیرگان اهمیت و اعتبار خود را از دست داد.
پس از حمله مغول، سیرجان به تصرف سلاطین آل مظفر درآمد و بعد از انقراض این سلسله توسط امیر تیمور، شخصی به نام گودرز هنوز در آن منطقه حکومت می‌کرد. سرانجام تیموریان پس از دوسال محاصره شهر را به تصرف در آورده‌اند و آن را به ویرانه‌ای مبدل ساخته‌اند. سیرجان امروزی رو به آبادی و توسعه تجاری و صنعتی است و بارانداز معروف و پر رونقی دارد.
جاذبه های تاریخی و طبیعی:
باغ سنگی، آرامگاه میر زبیر، کوه بید شیرین، کل کوهی

 

کرمانشاه

کرمانشاه یکی از باستانی ترین شهرهای ایران است که گفته می‌شود توسط طهمورث دیو بند- پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان- ساخته شده است. برخی از مورخین بنای آن را به بهرام پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند.
کرمانشاه در زمان قباد اول و انوشیروان ساسانی به اوج عظمت خود رسید. در قرن چهارم یکی از مورخان اسلامی از کرمانشاه به عنوان شهری زیبا در میان اشجار و آبهای روان یاد کرده است.
در اوایل حکومت شاه اسماعیل صفوی سلطان مراد آق قویونلر با 70 هزار نفر کرمانشاه و همدان را اشغال کرد. صفویه برای جلوگیری از تجاوز احتمالی امپراطوری عثمانی این این شهر را مورد توجه قرار داد.
در زمان شیخ علیخان زنگنه صدر‌اعظم صفوی، به آبادانی و رونق کرمانشاه افزوده شد ولی در دوره افشاریه مورد هجوم عثمانی‌ها قرار گرفت. اما نادر شاه ،عثمانی‌ها را عقب راند ولی در اواخر زندگی نادر شاه، کرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانی‌ها مواجه شد و دستخوش آشوب فراوانی گردید.
در سال 1267 هجری قمری امام‌قلی میرزا از طرف ناصرالدین شاه به سرحدات کرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در این شهر حکومت کرد و در همین دوره بناهایی را احداث و به یادگار گذاشت. این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی اول و دوم به تصرف قوای بیگانه در آمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. همچنین این شهر در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، خسارات زیادی دید.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• مقبره مولانا، شهر باستانی کامبادنه، کاروانسرای ماهیدشت، نقوش طاق بستان، رتفاعات پررو، چال آباد، هوجیر، سر آب نیلوفر، غار پراو، غار آسنگران، غار تایله نو، غار رتیل، مسجد جامع کرمانشاه، مسجد حاج شهباز خان، مسجد دولتشاه، مسجد شاهزاده، مسجد عمادالدوله، تکیه معاون الملک
اسلام آباد غرب
نام اسلام آباد غرب نخست (مندلی) بود. بعد حمله عرب‌ها، یکی از سرداران عرب به عمران و آبادی آن پرداخت و به مرور زمان به شهر ( هارون آباد) معروف شد.
در سال 1309 هجری شمسی نام شهر به شاه‌آباد غرب تغییر یافت. بعد از انقلاب اسلامی در سال 57، نام این شهرستان به اسلام آباد غرب تغییر داده شد. این شهر در روزگار صفویه به ویژه در زمان شاه عباس رونق یافت و کاروانسراهایی برای اقامت تجار، مسافران و زایران عتبات عالیات احداث شد. بعضی از بخش‌های این شهرستان سابقه تاریخی دارند:
• بخش ماهیدشت: این بخش در دوره اشکانیان ( نیستاه)‌ معروف بود و به دلیل آب و هوا و مراتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشکانی بوده است. در زمان صفویه این ناحیه ماهیدشت نامیده شد و کاروانسرای شاه عباسی در آن بنا نهاده شد. 
• بخش کرند: این بخش در دامنه کوهستان واقع شده و آب و هوای معتدلی دارد. بخش کرند در دوران داریوش هخامنشی از لحاظ داشتن مورخان، صنعتگران و آهنگران باذوق، معروف بوده است. 
مراکز دیدنی و تاریخی:
• طاق گرا، کاروانسرای‌اسلام آباد غرب، کوه نوا، مسجد ریجاب، مقبره ابودجاجه
پاوه (اورامانات(
نام پاوه را به پاوه، سردار یزد گرد سوم ( آخرین شاهنشاه ساسانیان) منسوب می‌دانند که جهت جلب حمایت کردها روانه این منطقه گردید و مورد احترام اهالی قرار گرفت. بعدها به خاطر تجلیل از آن سردار، این ناحیه را پاوه نامیدند که در کتابهای عربی ( فاوج) آمده است.
ظاهراً در محلی نزدیک پاوه که اکنون ( جنگاه) گفته می‌شود مردم پاوه با سعدوقاص جنگیده‌اند. همچنین‌معنی کلمه اورمانات از اورتن ( اورامان) نام یکی از سروده‌های دین زرتشتیان- گرفته شده است.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• غارآهکی کلهرود، مسجد جامع پاوه
جوانرود همان محلی است که حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از آن به عنوان (الا نی)‌ نام برده است. مستوفی از الا نی یا جوانرود امروز به عنوان قصبه‌ای معتبر با هوای خوش، آبهای روان، شکارگاه‌های خوب و ناحیه‌ای با محصولات غلات نام برده است.
در دوره شاه طهماسب صفوی جوانرود بیش از صد قریه داشته است و در اطراف آن قله‌هایی وجود داشته است. این شهر در دوره افشاریه و تا اواخر دوره زندیه مورد توجه خاص حکمرانان بوده است.
حکومت جوانرود بعد از سال 1320 به یکی از بیک زادگان رستم بیک جاف واگذار شده بود. این شهر در حال حاضر بسیار آباد و توسعه یافته است و طبیعت و فضایی زیبا دارد که غار کاوات را یکی از مراکز دیدنی آن می‌باشد.
سر پل‌ذهاب
سر پل ذهاب در نزدیکی ویرانه‌های شهر قدیمی حلوان بنا شده و قلعه مخروبه‌ای نیز در نزدیکی آن قرار دارد. سر پل ذهاب به عنوان دژ و پایگاه مرزی ایران بود که در زمان حمله عرب‌ها به ایران از بین رفته و آثاری از پایه‌های آجری آن به جا مانده است.
در کتب تاریخی از این ناحیه به عنوان دژ و پایگاه مرزی ایران بود که در زمان حمله عرب‌ها به ایران از بین رفته و آثاری از پایه‌های آجری آن به جا مانده است.
در کتب تاریخی از این ناحیه به عنوان ( زهاو) مرکز ایالت حلوان نام برده شده است. کلمه ذهاب در لغت به معنی ( آب مقطر، خوب و همچنین به معنی چشمه و منبع آب) آمده است.
ظاهراً به علت چشمه سارها و سراب‌های فراوان، این شهر به ذهاب مشهور شده است. نام دیگر این ناحیه ( سرپل) است که از نام پلی برروی رودخانه الوند در 12 کیلومتری ذهاب اخذ شده است. این پل در سال 1345 هجری‌شمسی تخریب شده است.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• کاروانسرای سرپل ذهاب، دکان داوود، نقش آتوبانی‌نی، چشمه آب گرم تنگ آب حمام
سنقر و کلیایی
سنقر در لغت فارسی به معنی (پرنده) شکاری است. از قدمت دیرینه این شهر اطلاعات روشنی در دست نیست ولی در دوره سلجوقیان، امیران سنقر به نام (آقاسنقر) معروف بوده‌اند.
گفته می‌شود که شهر سنقر در ابتدا یک اردوگاه مغولی بود که بعدها به شهر تبدیل شده است. در زمان فتحعلی شاه قاجار فرزند وی فتح‌الله میرزا به حکومت سنقر گماشته شد.
سپس این ناحیه با نواحی کنگاور، ملایر و تویسرکانی یکی شده یکی شه و تحت حکمفرمایی شاهزاده شیخعلی میرزا ( پسر فتحعلی شاه) قرار گرفت. در زمان ناصرالدین شاه سنقر و کلیایی ضمیمه اسد آباد شد. در حال حاضر شهرستان سنقر و کلیایی از نواحی جالب توجه و زیبای استان کرمانشاه است که در جلگه هموار و زیبایی واقع شده و اطراف آن را رودخانه، سبزه زار، باغات و بیشه زار فرا گرفته است و قله‌های کوه‌های آن تا اواخر تابستان از برف زمستانی می‌درخشد.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• گور دخمه دربند، قلعه بزه رود
صحنه
شهرستان صحنه یکی دیگر از بخش‌های شهرستان کرمانشاه بود که در سال‌های اخیر به شهرستان مستقلی تبدیل شده است. محدوده این شهرستان نیز از نواحی قدیمی و تاریخی استان کرمانشاه است و آثار و بقایای ادوار گذشته در آن به جا مانده‌اند.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• مقبره صخره‌ای کیکاووس، قلعه لا هجیر، قلعه مروان، پل خسروی، پل آجری میان راهان، پل نوژی وران، امامزاده عباسعلی، امامزاده محمود، امامزاده سید جلال الدین، زیارتگاه شوق علی
قصر شیرین
قصر شیرین از شهرهای بسیار قدیمی ایران می باشد. بنای این شهر به خسرو پرویز ساسانی منسوب است، این شهر در عصر هخامنشیان نیز آباد بوده است.
در اطراف شهر فعلی، ویرانه‌های قصر شیرین کهنه باقی مانده که گفته می‌شود در زمان سلطنت خسرو پرویز، باغی وسیع با قصرهای دلپذیر و فرح انگیز بود و قصر زمستانی محبوبه او شیرین نیز درآن قرارداشته است.
افسانه معروف شیرین و فرهاد از نام این شهر اخذ شده است. پس از حمله عرب‌ها، قصر شیرین ویران گشت وتا سال 1270 هجری قمری مانند قصبه کوچکی باقی ماند. در جنگ جهانی اول، قصر شیرین مرز سربازان دولت‌های آلمان و عثمانها از یک طرف و روسیه و انگلستان از طرف دیگر بود. این شهر هم اکنون گسترش یافته و به شهری بزرگ و جذاب تبدیل شده است.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• عمارت خسروی، کاخ هوش کوری، آتشکده چهار قاپی 
کنگاور
کنگاور یکی از شهرهای قدیمی ایران است که قدمت آن به دوره ساسانی می‌رسد. بعد از شکست ایران، عرب‌ها نام آن را قصرالصوص نامیدند. کنگاور به دلیل همجواری با معبد باستانی آناهیتا، اهمیت ویژه‌ای داشته است.
این شهر تا زمان ساسانیان آباد بود، ولی پس از غلبه عرب‌ها ویران شده است. در حال حاضر آثار قلعه خرابه سنگی معبد آناهیتا در محله گچ کن آن باقی مانده است.
در این شهر، خسرو پرویز بر روی صفحه‌ای، بنای ستون داری از گچ و آجر ساخته بود. یاقوت حموی در قرن هفتم هجری قمری نوشته است که ساختمان‌های ساسانیان بیست ذرع از سطح زمین بلند تر است. شهر کنگاور به دلیل بقایای کاخ یا معبد آناهیتا شهرت ملی و جهانی دارد.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• معبد آناهیتا، پل آجری کوچه، حمام حاج اصغر خان، حمام حسن خان، حمام بزرگ، قلعه ساری اصلان، چشمه عبدل، چشمه هندی آباد، چشمه صیفور، امامزاده سید جمال‌الدین، امامزاده باقر، مسجد جامع، مسجد امامزاده کنگاور
گیلانغرب
شهرستان گیلان غرب از نواحی قدیمی استان کرمانشاه است که در نوشته‌های تاریخی نیز به کرات از آن نامبرده شده است.
خرابه‌های روستای گیلان در منتهی‌الیه جنوب جلگه کرمانشاه بر سر راه کرمانشاه به بغداد قرار دارد. این خرابه‌ها که به شکل تپه که به شکل تپه خودنمایی می‌کنند، احتمالاً بناهایی بوده‌اند که بنا به ضرورت‌های دفاعی و امنیتی ساخته ساخته شده‌اند.
در این تپه‌ها آجرهای بزرگ به سبک بابلی و به تعداد زیاد پیدا شده که نشانه‌هایی از قدمت تپه‌ها هستند و احتمالاً آتشکده‌های بزرگ مربوط به مغ‌ها بوده‌اند که در دوره اشکانیان به یکی از خدایان محلی اختصاص داشته است. شهرستان گیلان غرب محل سکونت ایل بزرگ کلهر است و از گذشته‌های دور، خوانین کلهر زمستانها در این منطقه به سر می‌برند.
هرسین 
هرسین یکی از نواحی باستانی استان کرمانشاه می‌باشد. در این ناحیه آثاری از دوره ساسانی از جمله صفحه تراشیده کوه، حوض سنگی، ساعت آبی، طاق سنگی، پلکان سنگی، قلعه و آثاری دیگر باقی مانده است.
در دوره قاجاریه نیابت این محل با امین‌الرعایا و فرزندان او بوده است. این ناحیه در سال‌های اخیر به شهرستان تبدیل شده است.
مراکز دیدنی و تاریخی:
• کاخ شاپور، صفه مادی، قلعه بیستون، ناحیه باستانی بیستون، شهر باستانی چمچال، کاروانسرای بیستون، پل خسرو، نقوش داریوش، مجسمه هرکول، نقش ولگش، صفحه تراشیده شده، شیر سنگی، نقش میتر یدات اشکانی، نقش گودرز دوم اشکانی، فراتاش، کتیبه وقف نامه شیخ علی خان زنگنه، پرستشگاه پارتی، غار تاریخی بیستون

 

کهگیلویه و بویراحمد

سرزمینی کوهستانی و تقریبا مرتفع است که کوه‌های زاگرس با رشته‌های موازی، سراسر شمال و شرق و کوه‌های سیاه و سفید، خومی خائیز و نیل جنوب شرقی آن را در برگرفته‌اند.بلندترین نقطه استان قله دنا با ارتفاع 4409 متر و پست ترین ناحیه آن لیشتر به ارتفاع 500 متر از سطح دریا می باشد.رودخانه های مارون، بشار، زهره، خرسان و نازمکان از این استان عبور می‌کنند. و ارتفاعات آن، سرچشمه تعدادی از رودخانه ها است.چهار پنجم مساحت منطقه از ارتفاعات و تپه ماهورها تشکیل شده است. در مناطق سردسیر، ارتفاعات بلندتر و تپه ماهورها بیشتر و در مناطق گرمسیر ارتفاعات کوتاه تر و تپه ماهورها نیز کمتر دشت‌ها نیز حدود یک پنجم از مساحت استان را تشکیل می‌دهند و معمولا عمده اراضی کشاورزی در دشت‌ها واقع گردیده است.با توجه به شرایط جغرافیایی استان، هرچه در امتداد اصلی کوه های زاگرس از شمال شرقی به جنوب غربی نزدیکتر شویم، از ارتفاع کوه ها و مقدار بارندگی و رطوبت هوا به طور محسوسی کم می‌گردد.این وضعیت طبیعی، مشخصات اقلیمی دوگانه ای را پدید آورده و استان را به دو ناحیه سردسیری و گرمسیری تقسیم نموده است.
یاسوج
در دهانه انبری صخره های زاگرس بزرگ و بر دامنه دنای همیشه سفید پر برف، در لابلای جنگلهای تنومند و سرسبز بلوط و بن و کیکم شهر یاسوج قرار گرفته است.این شهر که نامِ محلی آن یاسیج و مرکز استان کهگیلویه و بویر احمد است و در سال 1344 احداث گردیده و قبل از ایجاد شهر یاسوج در حدود شش کیلومتری جنوب شرقی آن شهرک قدیمیِ تل خسرو، قرار داشته که زمانی مرکز طوایف باستانیِ بازرنگان بوده است و سابقه تاریخی آن متجاوز از دو هزار سال می باشد.این شهرک قدیمی در سال 1309 دوباره بازسازی و در سال 1323 مجدداً متروکه گردید که به جز تپه ای خاک از آن اثر دیگری باقی نمانده است.شهر نوپای یاسوج درکنار رودخانه بشار در آغوش تپه های متعدد در ارتفاع 1870 متری از سطح دریا قرار گرفته، این شهر که در سال 1344 فقط دارای یک خیابان اصلی بود، امروزه از گسترش و توسعه زیادی برخودار می باشد.در فصل زمستان برف زیادی در این شهر می بارد و اکثر نقاط و ارتفاعات اطراف آن برای مدتی طولانی پوشیده از برف باقی می ماند. که این فرصت بسیار خوبی برای دوستداران ورزشهای کوهستانی بخصوص اسکی می باشد تا بخوبی از آن استفاده کنند.شهر یاسوج تاکنون بالغ بر 18 کیلومتر وسعت یافته است، یکی از مهمترین دلایل این توسعه مرکزیت اداری و سیاسی این شهر می باشد که از سال 1342 مرکز فرمانداری کل کهگیلویه و بویر احمد بوده و سپس در سال 1355 به مرکزیت کل استان ارتقاء یافته است.
مراکز تاریخی و باستانی:
• تل خسروی، تل مهره ای، تپه دم چنار، تپه ملاکانیه، تپه ملاکانیه، تل شهدا، پل های پاتاوه(پادنا(
جاذبه‌های طبیعی:
• کوه آب نهر، کوه تامر، چال کلاغ، کوه دمه، کوه دو مازه، کوه دینار، کوه راه باریک، کوه زنگویی، کوه سفید، کوه شب لیز، کوه میمند، کوه هجال، رودخانه مارون، رودخانه خرسان، رود بشار، رودخانه ماربر، رودخانه یاسوج، رودخانه دره آجم، رودخانه گردآوه، آبشار مارگون، آبشار بهرام بیگی، آبشار یاسوج، چشمه میشی، هفت چشمه، چشمه خارکلون، غار نول، غار مس، اشکفت دو فیری، تنگ سرخ، تنگ تیزاب، تنگ براق، تنگ گنجه ای، آب نهر، میمند، پوله زیلایی، مارگون، سی سخت، منطقه حفاظت شده دنا، دریاچه کوه، تالاب برم شیر
اماکن زیارتی و مذهبی:
• امام زاده حسن، امام زاده قاسم، امام زاده پهلوان، امام زاده عبدالله‌، قبرستان پای چل
دو گنبدان
این شهرستان در جنوب باختری استان کهگیلویه و بویر احمد واقع گردیده و 683/4 کیلومتر مربع مساحت دارد. مرکز این شهرستان دوگنبدان است.
شهرستان گچساران متشکل از دو شهر به نام‌های دوگنبدان و باشت است و از دو بخش به نامهای مرکزی و باشت و نیز 6 دهستان تشکیل شده است.
گچساران در منطقه گرمسیر قشلاقی واقع شده و دارای دو نوع آب و هوای معتدل و خشک در نیمه شرقی و گرمسیری خشک در نیمه غربی است. رودخانه زهره مهمترین رود این شهرستان است که در جنوب شرقی دوگنبدان جاری است.
شهرستان گچساران بدلیل وجود معادن نفت یکی از مهمترین مراکز استخراج و بهره برداری نفت کشور به شمار می رود، و دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است. مارین یکی از روستاهای زیبا و دیدنی شهرستان گچساران است. این روستا که در کیلومتری شمال شهرستان گچساران در مسیر راه دهدشت – گچساران قرار گرفته است و دارای آب و هوایی معتدل می باشد.
این روستا دارای باغات فراوان و مزارع سرسبز است. و از ویژگی های روستای مارین معماری زیبا و چشم نواز آن است. که در نوع خود کم نظیر می باشد. منازل روستایی در یک شیب 60 درجه از بالای کوه سرازیر و تا ته دره که منتهی به باغات مرکبات است، ادامه دارد. از دیگر جاذبه های این شهرستان میتوان تنگ دیل، قلات گناوه، دشت گل و باغستان های مارین را نام برد.
مراکز تاریخی و باستانی:
• دوگور دوپا، دژ سلیمان، تل دهوه، پل‌های باستانی خیرآباد، آتشکده های گل سرخان، آتشکده خیرآباد
جاذبه‌های طبیعی:
• کوه هامی، رودخانه زهره، رودخانه نازمکان، رودخانه خیرآباد، آبشار گنج بنار، چشمه آب گرمو، غار شاه بهرام، محوطه خیر آباد، دهستان بهمئی
اماکن زیارتی و مذهبی:
• امامزاده بی بی حکیمه، امامزاده شاه عباس
دهدشت
شهرستان کهگیلویه از شمال به شهرستانهای باغ ملک، ایذه و لردگان، از جنوب به گچساران، از غرب به بهبهان و رامهرمز و از شرق به بویراحمد سردسیر منتهی می گردد. این شهرستان دارای دونوع آب و هوای کاملا متفاوت در نواحی سردسیر و گرمسیر بوده و نیز محلی برای قشلاق ایلات منطقه می باشد.
بطور مثال در فصل تابستان هنگامی که درجه حرارت در مناطق جنوبی به حد اکثر خود می رسد، در ارتفاعات شمالی آن هوا همچنین سرد می باشد.
عمده ترین منابع آبی منطقه کهگیلویه شامل رودخانه چرام است که از کوه‌های شمال و شرق چرام سرچشمه گرفته و به رودخانه نازمکان می ریزد و رودخانه مارون که بعد از عبور از میان سوق و لنده از آخرین نقطه شهرستان بنام تنگ تکاب گذشته و به سمت بهبهان جریان یافته و بنام رود جراحی به خلیج فارس می ریزد.
ارتفاعات مهم این شهرستان شامل کوههای سیاه غارون (کارون)، نیل، چست خوار و دیل می باشند. بر اساس تقسیمات کشوری سال 1373 شهرستان کهگیلویه از سه شهر شامل: دهدشت ( مرکز شهر )، چرام و لنده و پنج بخش و 18 دهستان با مساحت 079/6 کیلومتر مربع تشکیل شده است.
مراکز تاریخی و باستانی:
• قبر شاهپور، آرامگاه امیر لالپا، آثارتاریخی سروک، قلعه چص، قلعه مانگشت، تل گرد، تل گبر، تل چکاه
جاذبه‌های طبیعی:
• کوه اشکر، کوه البرز، کوه نیل، رودخانه آب شور، رودخانه تفار، رودخانه قلات، چشمه بلقیس، غار آب کناری، غار پیر زن، غار خی، غار کبوتر، غار نی نه، غار نزل، چرام، ایدنک، دهدشت قدیم، لنده، دریاچه موزرد، تالاب برم الون
اماکن زیارتی و مذهبی:
• امام زاده چله خان، امام زاده سیدمحمد

 

گیلان

با مساحت 14711 کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است
این استان به واحد جغرافیایی جنوب دریای خزر تعلق دارد و با استان های اردبیل در غرب، مازندران در شرق، زنجان در جنوب و کشور استقلال یافته آذربایجان و دریای خزر در شمال هم مرز و همسایه است. رود سفید تمشک که بین چابکسر و رامسر جاری است،‌ آن را از استان مازندران جدا می کند.
بر اساس تقسیمات کشور سال 1375 این استان به مرکزیت رشت، 12شهرستان، 35شهر، 30 بخش، 99 دهستان و 2763 آبادی دارد. شهرستان های استان عبارتند از: آستارا،‌ آستانه اشرفیه، بندر انزلی، رشت، رودبار، رودسر، شفت،‌ صومعه‌سرا، طوالش،‌ فومن، لاهیجان و لنگرود.
تاریخ گیلان با تکیه بر پاره ای اشاره ها و کاوش های باستان شناختی به دورة پیش از آخرین یخبندان (بین 50 تا 150 هزار سال پیش) می‌رسد. با مهاجرت آریایی ها و دیگر اقوام به این سرزمین، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه، قوم های جدیدی پدید آمـدند که در این میان دو قوم گیل و دیلم اکثریت داشتند.
از همان آغاز، فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بوده اند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و یا در مقابل حکام دیگر، تسلیم نشده‌اند و حتی به اطاعت دولت ماد در نیامده‌اند.
در قـرن ششم پیش از میلاد ،‌ گیلانیان با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند. در زمان ساسانیان، گیلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشیر بابکان به یاری ارتشی مرکب از 300 هزار مرد جنگی و نزدیک به 10هزار سواره گیلان را تسخیر کرد.
پس از پیروزی عرب های مسلمان بر ایرانیان،‌ گیلان به مأمن علویان تبدیل شد. در حدود سال 290 هجری قمری، مردم گیلان و دیلم کم کم به مذهب علویان روی آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند.
سلسلة دیلمیان در دوران فرمانروایی خود به بغداد لشگر کشیدند و خلیفة عباسی را شکست دادند. مغولان در زمان اولجایتو موفق شدند برای مدت کوتاهی این سرزمین را تصرف کنند. گیلانیان در به قدرت رسیدن صفویان نقش مهمی را ایفا کردند.
در زمان سلطنت شاه عباس اول،‌ گیلان استقلال خود را از دست داد. در سال 1071هجری قمری، قوای روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجری قمری در اشغال خود نگه داشت. گیلک ها در پیروزی انقلاب مشروطیت نیز سهمی عمده داشتند . آنها در سال 1287هجری قمری تهران را فتح کردند. نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچک خان جنگلی نیز از نمونه های درخشان تاریخ این سرزمین است.
رشت
شهر رشت در دوره پیش از اسلام و دست کم در دورة ساسانیان وجود داشته است .در زمانی که حکومت ساسانی رو به فروپاشی می رفت، حکمرانی مستقل این دیار را گیلان‌شاه می‌نامیدند. پس از غلبه مسلمانان بر ایران، اولین بار که نامی از رشت به میان آمد،‌ سال شصت و یک هجری قمری بود. در زمان صفویه به ویژه در دورة‌ شاه اسماعیل صفوی ، سرزمین گیلان به دو بخش :‌ بیه پس به مرکزیت رشت و بیه پیش به مرکزیت لاهیجان تقسیم می شد.
حکومت بیه پیش از 943 هجری قمری به خان احمد گیلانی رسید و شاه طهماسب اول صفوی، حکومت بیه پس را نیز به او سپرد.سرانجام شاه عباس اول صفوی گیلان را تسخیر کرد. در سال 1045هجری قمری ، شهر رشت به دست استپان رازین روسی غارت شد. در سال 1722 میلادی نیز سپاهیان پتر کبیر ، رشت را تسخیر کردند. سپس روس های بلشویک در جریان تعقیب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند.
رشت در طول تاریخ خود ، وقایع اسف انگیز فراوانی را از سر گذرانده است . در زمستان 1246 هجری قمری، طاعون شدید در گیلان شایع شد و در حدود شش هزار نفر را از پای درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش کشیده شد و خسارات فراوان دید . در سال 1316 هجری قمری در رشت شورش نسبتاً دامنه داری علیه قانون خراج راهداری کارگزاران روس که از ساکنان دهستان ها دریافت می کردند، به وقوع پیوست.
به هنگام جنگ جهانی اول شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهیان روس و بعد نیروهای انگلیسی و شورشیان محلی قرار گرفت و خرابی بسیار در آن به بار آورد. در سال 1920 میلادی ارتش سرخ باکو را تصرف کرد و وارد بندر انزلی شد.
این کار موجب شد که حکومتی ضد انگلیسی به ریاست میرزا کوچک خان در رشت تشکیل شود. انگلیسی ها رشت را تخلیه کردند و با آتش زدن انبارهای خود و انهدام پل سفید رود ، رهسپار بغداد شدند . قوایی از تهران عازم سرکوبی انقلابیون شد . به موجب قرارداد 1339 هجری قمری ( 1921 میلادی ) که بین دولت‌های ایران و اتحاد جماهیر شوروی منعقد شد ، گیلان و رشت از نیروهای روسی تخلیه شد.
امروزه شهرستان رشت به عنوان مرکز راههای بازرگانی گیلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مرکز استان امکانات جهانگردی فراوانی دارد.
مراکز دیدنی و تاریخی
• آرامگاه میرزاکوچک خان، مدرسه شاپور‌‌ رشت، آرامگاه میرنظام الدین، آرامگاه دکترحشمت، کاروانسرای لات، چشمه آب شورلاکان، چشمه چشماگل سه‌شنبه، مسجدصفی، مسجدجامع جور، بقعه آکاشا، بقعه آقاسیددانیال، بقعه خواهرامام
آستانه اشرفیه
آستانه اشرفیه یکی از مراکز مهم مذهبی و زیارتی گیلان است. وجود مقبره حضرت سید جلال الدین در این شهر ، اهمیت آن را دو چندان کرده است. این شهر در گذشته کوچان نامیده می شد.
جلال الدین اشرف (ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) در قرن چهارم هجری قمری به این شهر نقل مکان کرده، ولی در هیچ منبعی از آن ذکری به میان نیامده است . در حال حاضر ، آستانه اشرفیه یکی از شهرستان های پر اهمیت مذهبی ، زیارتی و کشاورزی گیلان است.
مراکز دیدنی و تاریخی
• آرامگاه دکترمعین، آرامگاه آپیرجنگلی، آرامگاه آقاسیدمحمد، بقعه شیدجلال الدین اشرف
بندر انزلی
قدیمی ترین زمانی که در متون تاریخی از انزلی یاد شده ، سال 863 هجری قمری است که در آن زمان یک دهکده کوچک بوده است.
از اوایل دورة‌ صفویه، این ناحیه مورد توجه انگلیسی‌ها، روس ها و دولت مرکزی ایران که پایتخت آن قزوین بود، قرار گرفت. انگلیسی‌ها درتجارت ابریشم گیلان با دایر کردن شرکت تجارتی در مسکو ، راه رشت - بندرانزلی - بادکوبه به اروپا را رونق بخشیدند و انزلی به عنوان دروازه اروپا معروف شد.
با روی کار آمدن پهلوی اول و توجه وی به بندر انزلی ، این بندر بازسازی و اسکله های جدیدی در انزلی و غازیان ساخته شد و اداره بندر و کشتیرانی مجهز گشت. در حال حاضر بندر انزلی یکی از زیباترین شهرهای گیلان و مجهزترین بندر کرانه های دریای خزر است که سالانه هزارن تن کالا توسط کشتی، از آن خارج و یا به آن وارد می شود.
مراکز دیدنی و تاریخی
• کاخ میان پشته، عمارت معتمدی، عمارت گمرک، عمارت شهرداری، بقعه بی بی حوریه، تالاب انزلی
تالش
تالش و تالیش را به عربی طبلستان می گویند. هشتپر مرکز این شهرستان وسیع است که در گذشته سفارود و پس از آن ، کرگان رود نام داشت. تا زمان افشاریه، بخش جنوبی شهرستان تالش تابع حکومت لسگر بـود و بـخش میـانی آن تـا آستـارا تحـت فـرمان حـکومـت نـاو و طول قرار داشت و بخش شمالی آن را گشتاسفی یا گشتاسبی می‌خواندند و مرکز حکومتی آن لنکران بود.
پس از انعقاد قرارداد عهد نامه گلستان و ترکمنچای، تالش گشتاسبی از پیکر ایران جدا شد و سپس تالش اسپهبد و تالش کسگر که عمدتاً تحت سلطة خوانین نمین اردبیل بود، دو قسمت شد.
قسمت شمالی آن در محدوده شهرستان آستارا، تا سال 1342 تابع اردبیل باقی ماند و قسمت جنوبی آن به پنج خان نشین به نام‌های کرگانرود، اسالم، تالش،‌ دولاب (رضوان شهر )، شاندرمن و ماسال تقسیم و خمسة‌ طوالش نامیده شد. تالش در یک منطقة زیبای جنگلی قرار دارد و مرکز آن شهر هشتپر است.
مراکز دیدنی و تاریخی
• کاخ ضرغام السلطنه، آرامگاه سیدشرفشاه
رودسر
شهرستان رودسر در زمان های قدیم به بخشی از رانکوه در شرقی ترین ناحیه گیلان تعلق داشت. این منطقه از شمال به دریای خزر، از جنوب به رودبار (عمارلو) و از غرب به دیلمان و لاهیجان محدود می شد. قدیمی‌ترین نام رودسر کوتم است که شهر کوچکی در رانکوه بوده است.
پس از آن، این شهرستان هوسم نام گرفت و آنچنان که در متون تاریخی آمده است، در سال 375 ه . ق بازاری نیکو و مسجد جامع بزرگی داشته است. بعدها این شهر به دلایل نامعلومی رو به خرابی نهاد و در اواخر قرن نهم ه.ق به رودسر (شهری که میان دو رود واقع است ) تغییر نام داد . رودسر امروزی یکی از شهرهای بسیار زیبای استان گیلان است.
مراکز دیدنی و تاریخی
• قلعه بندبن قاسم آباد، پل آجری تمیجان، چشمه آب معدنی سجیران، مسجدجامع امیربنده کلاچای، قعه آقاسیدمعین و آقاسیدمبین
رودبار
با آنکه پیشینة تمدن رودبار و نواحی پیرامون آن ، به دو هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد، در متون تاریخی کمتر به نام این شهر اشاره شده است. پس از اسلام طوایفی از شام و حلب به رودبار مهاجرت کردند و در آن ساکن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهی از کردهای قوچان و نواحی شمال خراسان نیز ناگزیر به سکونت در این شهر شدند. رودبار مرتفع ترین منطقة استان گیلان و منطقه ای کوهستانی می‌باشد.
این شهر را می‌توان دروازة ورودی گیلان از طریق مرکز کشور دانست. کوههای بسیار زیبای این ناحیه، به صورت رشته های موازی با دره های جالب توجه فضای طبیعی دلنشینی را پدید آورده اند. زلزله 31 خرداد1369 این شهر را ویران کرد. امروزه ، علیرغم بازسازی های فراوان، هنوز رونق پیشین را باز نیافته است.
مراکز دیدینی و تاریخی
• آرامگاه آقاسیدمحمودمرندی، بقعه امامزاده محمدحنیفه، چشمه آب معدنی سنگرود، چشمه آب گرم ماستخور، محوطه باستانی مارلیک، روستای هرزویل، پل تاریخی لوشان
شفت
شفت از نواحی بسیار قدیمی با پیشینة تمدنی کهن در گیلان به شمار می آید که در متون مختلف تاریخی، بارها از آن نام برده شده است. مرکز شفت،‌ گوراب شفت خوانده می‌شد که در نزدیکی روستای نصیرمحله امروزی قرار داشت و آثاری از آن بجای مانده است. از مراکز دیدنی این شهرستان به قلعه رودخان شفت می‌توان اشاره کرد.
فومن
فومن در دوران اسلامی به عنوان مرکز بخش بیه پس ( بخش غربی گیلان ) شناخته می شد. فرمانراوایان این منطقه را عمدتاً از خانواده آل اسحاق می دانند که نسب خود را به خاندان های باستانی ایران از جمله به اشکانیان می رسانیدند. در زمان امیر دیباج ، فومن به تصرف مغولان درآمد.
پـس از قـدرت یـافتن دودمان صفوی و تصمیم شاه عباس به برچیدن حکومت های محلی، خان احمد (آخرین فرمانروای لاهیجان از دودمان آل کیا) و محمد امین‌خان آخرین فرمانروای فومن از دودمان آل اسحاق نیز از سپاه قزلباش شکست خوردند و سرتا سر گیلان زیر فرمان حکومت صفویه درآمد.
قیام جنگلی ها از تولم آغاز شد و فومن ، پناهگاه مهم میهن پرستان و آزادی خواهان شد. در حال حاضر، شهرستان فومن از مناطق زیبا و آباد استان گیلان است که ارزش های بسیار جالب گردشگری دارد.
مراکز دیدنی و تاریخی
• بقعه عون بن علی، چشمه آب معدنی رمرمه، چشمه آب معدنی علی زاخوانی
لاهیجان
بنای شهر لاهیجان به لاهیج ابن سام ابن نوح نسبت داده می شود. این شهر، در گذشته دارالاماره یا دارالامان و سپس لاهیجان المبارک خوانده می شد. لاهیجان در سال 705 ه.ق به دست اولجایتو فتح شد و امیر تیمور به آن لشکر کشید. پس از تیمور، سید امیر بیک و اعقاب وی - از سادات کیانی - بر شهر لاهیجان حکومت کردند. پس از سقوط حکمرانان کیانی، حاکمان صفوی در این شهر حکومت کردند.
از حوادث ناگوار و مهم در تاریخ لاهیجان، طاعون در سال 703 ه.ق ، آتش سوزی سال850 ه.ق لاهیجان و اسعال آن توسط روس ها در سال 1725 میلادی است. در سال 1230 ه.ق لاهیجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار دیگر طاعون در آ ن کشتار کرد. لاهیجان یکی از مراکز اصلی جنبش جنگلی ها بود. در حال حاضر لاهیجان یکی از شهرهای زیبای استان با امکانات فراوان جهانگردی است.
مراکز دیدنی و تاریخی
• بقعه چهارپادشاهان، آرامگاه باباولی، آرامگاه سیدعلی غزنوی، آرامگاه امامزاده میرشمس الدین، تالاب امیرکلایه، خانه قدیمی محمدصادقی، آرامگاه شیخ زاهد گیلانی، آرامگاه میرشمس الدین لاهیجی، آرامگاه کاشف السلطنه، پل خشتی لاهیجان، پل خشتی تجن گوله، پل خشتی نیاکو، تی تی کاروانسرا
لنگرود
نام لنگرود برای نخستین بار در سال 512 ه . ق در متون تاریخی ذکر شده است . این سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملک شاه آلب ارسلان است. در دوره صفویان، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول، شهر لنگرود مرکز حوادث مهمی بوده است. فرار احمد خان حاکم لاهیجان از لنگرود و دستگیری اعضای خانواده وی توسط کیا فریدون حاکم گیلان و تحویل آنها به شاه عباس ، از جمله رویدادهای مهم این دوره شهر است.
نادر برای سرکوب تاتارهای شرق مازندران و توسعه تجارت و دستیابی به دریا، لنگرود را برای ایجاد پایگاه دریایی و کارخانه کشتی سازی انتخاب کرد و در توسعه آن کوشید . در زمان قاجار نیز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. این شهر ، امروزه یکی از مناطق مهم استان گیلان است و در میان شهرهای شرق گیلان از موقعیت جالب توجهی برخوردار است.
مراکز دیدنی و تاریخی
• بقعه دوازده امام، خانه منجم باشی، خانه دریابیگی، پل خشتی لنگرود
آستارا
آستارا، شهری کوچک در ساحل غربی دریای خزر و در شمالی‌ترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان است.
آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان اردبیل و از جنوب به منطقه تالش نشین گرگان محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا - اردبیل می‌گذرد، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می سازد در منطقه آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی زبان تالشی‌ نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده‌است. آستارا یکی از زیباترین شهرهای شمال استان گیلان است.
آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ش. بخش شهرستان اردبیل بود، در مهرماه سال ۱۳۳۷ش. تابع آذربایجان شرقی شد و از خرداد سال ۱۳۳۹ش. جزو استان گیلان گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ش، ۳۵۹۴۵ نفر بوده و طبق برآورد سال ۱۳۶۳ش. به ۴۳۸۶۴ نفر رسیده و در حال حاظر نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ نفر می‌باشد.
این شهرستان شامل دشت و کوهستان است و هوای دشت در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کو هستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.
محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و فر آورد ه‌های دامی است. از اماکن تاریخی شهرستان آستارا می‌توان به بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی در لمبر محله آستارا، قلعه شیندان، قبرستان قدیمی ونه بین که در بالای دهکده توریستی حیران بر سر راه فرعی نمین واقع است، قبرستان قدیمی دهکده گنج کشی از آبادیهای نزدیک حیران، بقعه پیر قطب الدین نزدیک د هکده باغچه سرا، بقعه سیدابراهیم و سیدقاسم که گفته می‌شود پسران امام موسی کاظم در د هکده کان رود اشاره کرد
دربارهٔ نام این شهر گفته شده که در آغاز آهسته‌رو بوده زیرا کاروانان و مسافران زمانی‌که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته‌تر می‌شدند. همان نام اوسته رو یا هوسته رو تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده‌است. (در این مورد نگاه کنید به کتاب بستان‌السیاحه). برخی این نام را برگرفته از ریشه استردن یا ستردن بمعنای گرفتن حق العبور یا باج دانسته‌اند که با توجه به دور افتاده بودن منطقه در سالیان گذشته منطقی بنظر می‌رسد.
مراکز دیدنی و تاریخی
• آبشار لاتون (بارزاو)، آبگرم علی داشی، آبگرم کوته کومه، آسیو شوان (آسیاب آبی)، امامزاده ابراهیم وقاسم، باغ ملی، بقعه پیر قطب الدین، بقعه سید محمد دوست، بقعه‌ شیخ تاج الدین محمود خیوی، دوستاق خانه (خانه دیو یا زندان)، ساحل صدف، طرق مظفری، قلعه شیندان، قلعه تک آغاج، منطقه حیران، پارک حیاط وحش لوندوی، بهشت کاکتوس‌ها، باغ پرندگان آستارا

لرستان

با وسعت حدود 28559 کیلومتر مربع در غرب ایران قرار گرفته است.این استان، از شمال به استان‌هایمرکزیو همدان؛ از جنوب به استان خوزستان؛ از شرق به استان اصفهانواز غرب به استان‌های کرمانشاهو ایلام محدود است. اشترانکوهبا چهار هزار و پنجاه متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است.
پست‌ترین نقطه آن در جنوبی‌ترین ناحیه استان واقع شده و حدود 500 متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال1375 استان لرستان دارای نه شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، 81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه بوده و مرکز آن شهر خرم‌آباد است. شهرستان‌های استان عبارتند از: خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، کوهدشت، دلفان، سلسله و پل‌دختر.
جغرافیای طبیعی و اقلیم
استان لرستان سرزمینی کوهستانی است که به‌ جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت کوچک، ناحیه هموار ندارد. این ناهمواری‌ها که دارای سنگ‌های دگرگونی است، در نتیجه مجاورت با گنبدهای خارایی (درونی) الوند و سربند (شازند) پدید آمده‌اند. در ناهمواری‌های اصلی استان (ارتفاعات اصلی زاگرس)، کوه‌ها به‌طور منظم از شمال غربی به سوی جنوب کشیده شده‌اند.
این ناهمواری‌ها که معمولا با دره‌های عمیق همراهند، اغلب فشرده، بلند و ناصاف هستند؛ در حالی ‌که ناهمواری پیشکوه‌های داخلی به‌صورت تپه‌ماهورهای گنبدی شکل و کم‌ارتفاع خودنمایی می‌کنند و نقاط بلند آنها، به گنبدهای خارایی مربوطند. استان لرستان دارای آب و هوای متنوع است. در زمستان، هنگامی که در شمال لرستان برف و کولاک و سرمای شدید جریان دارد، قسمت‌های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است.
بررسی‌های اقلیمی نشان می‌دهند، خرم‌آباد دارای زمستانی معتدل و تابستانی گرم است و بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. الیگودرز نیز زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل دارد.
جغرافیای تاریخی استان
اقوام مهاجر، در هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد در کوهساران زاگرس اسکان یافتند و سرانجام، سرزمین بین‌النهرین (میان دو رود) را تصرف کردند. نام طایفه‌هایی که در زاگرس سکونت داشتند، در آٍثار برجای مانده از سارگن پادشاه مقتدر اکد (دو هزار و بیست و هشت تا دو هزار و سی قبل از میلاد) آمده است.
به استناد کتیبه‌های بابلی، آشوری و ایلامی، ساکنان دامنه‌های کوهساران زاگرس طایفه‌هایی مانند لولوبی، مانایی، کاسی، گوتی، نایدی، آمادا و پارسوا بوده‌اند. تاریخ‌نگاران، در آریایی بودن لولوبی‌ها و مانایی‌ها تردید دارند؛ اما شواهد تاریخی نشان می‌دهند، کاسی‌ها در سال هزار و ششصد قبل از میلاد در لرستان کنونی می‌زیستند و حکومت آنها از شمال و شرق لرستان تا اطراف همدان توسعه داشت.
این قوم، در هزاره دوم پیش از میلاد در بابل نفوذ کردند، از حمورابی شکست خوردند؛ اما عاقبت در بابل مستقر شدند و دومین سلسله شاهان بابل را تأسیس کردند. انقراض کاسیان در هزاره دوم پیش از میلاد، با یورش دولت مقتدر ایلام صورت گرفت. در نتیجه، کاسی‌ها به زاگرس عقب نشستند و خراجگزار ایلام شدند و آنها در برابر توسعه‌طلبی آشوری‌ها، در مناطق شرقی، مانند سدی مقاومت کردند.
قدرت این قوم کوه‌نشین به حدی رسید که شاهان سلسله هخامنشی هنگامی که از فارس به شوش یا از بابل به اکباتان می‌گذشتند، هدیه‌هایی برای ایلات کوهستانی بین راه می‌فرستادند تا مسیر آنها را امن نگاه دارند. در دوره‌های بعدی ساکنان این نواحی به ‌طور موقت مغلوب اسکندر مقدونی شدند.
در دوره ساسانیان، پشتکوه و پیشکوه را شخصی از خاندان معروف هرمزان اداره می‌کرد. آخرین فرمانروای این خاندان، همان هرمزان بود که به اسارت سپاهیان عرب درآمد. عرب‌ها در سال شانزده هجری قمری پس از فتح حلوان، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و در سال بیست و یک هجری قمری، نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نیز به تصرف خود درآوردند.
در سال بیست‌ودو هجری قمری، هنگامی که «عمر» سرزمین‌های گرفته شده را در میان لشکریان کوفه و بصره تقسیم می‌کرد، لرستان ضمیمه حوزه کوفه شد و از آن پس جزو ایالت جبال (عراق عجم) درآمد و تا میانه سده چهارم هجری، حکمران این منطقه یا از بغداد یا از کوفه تعیین می‌شد. در همین قرن، حسنویه کرد این منطقه را به تصرف خود درآورد.و خاندان او تا سال پانصد هجری قمری بر لرستان تسلط داشتند.
مقارن استیلای مغول بر ایران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر کوچک تقسیم شد. هر یک از این دو قسمت از پیش از استیلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ایلخانان، امرای نیمه مستقل داشتند. اتابکان لر بزرگ اصلاً از کردان شام بودند که از حدود نیمه قرن ششم هجری از راه آذربایجان رهسپار ایران شدند و در حدود اشترانکوه و جلگه‌های شمالی آن اسکان گزیدند پایتخت اتابکان لرستان در شهر ایذج (مال امیر) بود.
خرابه‌های فراوانی از آن دوره باقی مانده که بیشتر آنها به دوره ساسانیان مربوط است و هنوز در این محل دیده می‌شوند. اتابکان لر بزرگ تا نیمه اول قرن نهم هجری حکومت کردند (پانصد – هشتصد و بیست و هفت هجری قمری) و آخرین آنها که غیاث‌الدین کاووس نام داشت، به دست سلطان ابراهیم‌بن شاهرخ تیموری بر افتاد و سلسله او منقرض شد.اما اتابکان لر کوچک (پانصد وهشتاد- هزار وشش هـ.ق) که چندین امیر معتبر داشتند و حکومتشان نیز طولانی‌تر بود، هیچ وقت اهمیت و اعتبار لر بزرگ را پیدا نکردند.
اتابکان لر کوچک موقعیت خود را تا زمان صفویه حفظ کردند و حتی حکومت خود را تا غرب کوه‌های پشتکوه توسعه دادند. آخرین فرد این سلسله شاهوری نام داشت که در سال هزار و شش هجری قمری به فرمان شاه عباس اول کشته شد و سلسله او نیز بر افتاد بدین گونه حکومت لرستان به حسین نامی محول شد و خاندان این والی تا اوایل روی کار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حکومت کردند. از آن پس حکومت پشتکوه را گاه حکام بروجرد و زمانی حکام شوشتری به عهده داشته‌اند.
شهرخرم آباد
این شهر تاریخ چند هزار ساله دارد و یکی از شهرهای قدیمی ایران است که از آغاز پیدایش خود تاکنون، تمدنهای مختلف و متعددی، از جمله کاسی‌ها، بابلی‌ها، ایلامی‌ها، ساسانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان و ... را تجربه کرده است. در پیرامون این شهر آثار متعددی از ادوار فوق باقی مانده است.
خرم‌آباد در میان دره‌ای قیفی شکل و پر آب جای گرفته است و قلعه‌های تاریخی و قدیمی آن، محلی امن و سنگری محکم برای حاکمان زمان در برابر مهاجمان و شورشیان بوده است.خرم‌آباد شهری است تجارتی، خدماتی و نظامی که به عنوان مرکز استان لرستان، در کنار توسعه ناموزون، موجبات جذب مهاجران شهری و روستایی را فراهم آورده است.
شکل و ترکیب شهر خرم‌آباد بیشتر تابع عوامل جغرافیایی آن است، به طوری که فشار جمعیت، خانه‌های شهری را تا کمرکش کوه پیش برده است. خرم‌آباد دارای معبر و مسیرهای قدیمی و طبیعی است.
جاذبه های دیدنی
گرداب سنگی / منار خرم آباد / مقبره فلک الدین / مقبره بابا طاهر / مقبره جلاله / مقبره میر سید علی / مقبره حیات الغیب / بقعه جابر / بقعه امیر سیف / بقعه شهنشاه / قلعه فلک الا فلاک / قلعه رکی / قلعه زاخه / قلعه منگره / قلعه سرقلا / قلعه رزه / قلعه بهرام / قلعه شهنشاه / قلعه چشمک / قلعه قلا جق / دژ / گریت / مقبره زید بن علی / بقعه شاه زاده احمد
جاذبه های طبیعی
دره خرم آباد/ دره محمل کوه / دره گوشه / دره پیر جید / دره بابا عباس / دره حوض موسی / تپه های باباخانی / تپه سراب / پل شاهپوری [آشنایی با تاریخچه پل در ایران] // پل خرم آباد / پل کشکان / پل کرو دختر / پل گاومیشان / پل کاکارضا / پل خرم آبادی / غار قمری / غار یافته / غار کنجی / غار ارجنه / غار قاژه / غار دوشه / غار کوگان
شهر ازنا
این شهر در 36 کیلومتری شرق شهرستان دورود و 24 کیلومتری غرب شهرستان الیگودرز واقع شده و گذشته تاریخی آن با تاریخ منطقه دورود و عجین شده است.
شهر ازنا قبلاً جزو محدوده سیاسی شهرستان اراک از استان مرکزی بود و در حال حاضر یکی از شهرستانهای استان لرستان به شمار می‌رود. این شهر با جاده‌ای به اصفهان مرتبط است و خط لوله سرتاسری نفت از آن می‌گذرد.
شهر الیگودرز
بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهند، پیش از شکل‌گیری شهر فعلی الیگودرز، در محل کنونی آن شهری با همین نام وجود داشته که به علل نامعلوم از بین رفته است. مردم این دیار، مذهب شیعه قدیم (علوی) داشته‌اند و خانقاه آن، مرکز تعلیمات دینی قزلباشان و درویشان بوده است.
شاه اسماعیل صفوی در یکی از سفرهای خود از این خانقاه دیدن کرده است. در کوه‌ها و تپه‌های الیگودرز، آثاری از قبیل آجرهای مکعب مستطیل و ظروف سفالی و فلزی مربوط به قرن هفتم هجری به دست آمده است.هسته اولیه شهر الیگودرز در درجه اول در اثر رودخانه‌ها، قناتها و چشمه‌ها پدید آمده است.
موقعیت ارتباطی از عوامل مهم دیگر در ایجاد و گسترش این شهر بوده است. به طوری که یکی از راههای مهم اصفهان به غرب کشور از فریدن، الیگودرز، گاپله و بروجرد می‌گذشت. همچنین این منطقه، نواحی بختیاری را به فلات مرکزی ایران (اراک، خمین، گلپایگان، خوانسار) متصل کرده است.
جاذبه‌های دیدنی
اشتران کوه / غالیه کوه / کوه تمندر
شهر بروجرد
از پیشینه و تاریخ پیش از اسلام شهر بروجرد که در گویش لری «وروگرد» و در لهجه محلی بروجردی «ورویرد» نامیده می‌شود، مدارک کافی به دست نیامده است. گروهی بروجرد را از بناهای فیروز ساسانی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را محل گرد آمدن دوباره سپاهیان شکست خورده یزد گرد سوم می‌شناسند. 
در زمان حکومت قاجار، حسام‌السلطنه حاکم خوزستان و لرستان، بروجرد را مقر حکومت خود قرار داد و با تعمیر قلعه‌های آن، خندقی دور شهر ایجاد کرد. عوامل مؤثر از قبیل آب و هوای معتدل کوهستانی، دشت حاصل‌خیز رسوبی سیلاخور، شبکه آبهای روان دائمی، مراتع طبیعی، موقعیت استراتژیک جغرافیایی و سیاسی و گسترش شبکه ارتباطی و تجاری باعث جذب جمعیت و توسعه آن بوده‌اند.
شهر پل دختر
شهرستان پل دختر در قسمت جنوب غرب شهرستان خرم ‌آباد به فاصله حدود صد کیلومتری آن واقع شده است. پل‌دختر، شهرستان مرزی بین استانهای لرستان و ایلام است و چهل و نه کیلومتر با شهرستان دره شهر از استان ایلام فاصله دارد. پیشینه تاریخی این منطقه نیز در چارچوب تاریخ خرم‌آباد قابل بررسی است. محدوده این شهرستان قبلاً از توابع بخش ملاوی خرم‌آباد بود و در حال حاضر به شهرستان تبدیل شده و مرکز آن شهر پل‌دختر است.
جاذبه های دیدنی
پل کلهر / تفرجگاه تنگه چشمک / غار کلماکره / گورستان چشمک
شهر دلفان
دلفان (دلفو) از شهرستان‌های وسیع و کوهستانی شمال استان لرستان است. با وجود دوری از راههای تجاری، نظامی و بر کنار بودن از رویدادهای مهم تاریخی، آثار باستانی (مفرغ) به دست آمده از آن، نشان می‌دهند که دلفان محل سکونت کاسی‌های دامدار و جنگجو بوده و در دوره هخامنشی و ساسانی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. تپه حمام از یکی جاذبه‌های دیدنی این شهر است.
شهر دورود
این شهرکه درگذشته بین‌النهرین و بحرین نامیده می‌شد، در محل تلاقی دو رودخانه «تیره» و «ماربره» که به ترتیب از کوه‌های گرو (گری) بروجرد و اشترانکوه الیگودرز سرچشمه می‌گیرند، واقع شده است. هسته اولیه شهر در حقیقت روستاها با فعالیت کشاورزی بود که به سرعت چهره روستایی آن به یک شهر صنعتی تبدیل شده است.
جاذبه های دیدنی
دره نگاه / دره شوی / دره چکان و دهقادی / چال همایون / آبشار شوی / آبشار چکان / دریاچه گهر
شهر سلسله
شهرستان سلسله در چهل و سه کیلومتری شمال خرم‌آباد و در قسمت غرب بروجرد واقع شده است. این شهرستان قبلاً از توابع شهرستان خرم‌آباد بودکه بعداً به شهرستان مستقلی تبدیل شد. مرکز شهرستان سلسله، شهر کوهستانی الشتر است که محل کونت طوایف حسنوند، کولیوند، یوسفوند و هنام و بسطام می‌باشد.
جاذبه‌های دیدنی
دژ شینه / دره تخت شاه نشین / تپه گریران / غار سمسا / گورستان سلطان مشرق
شهر کوهدشت
تحقیق و جستجوی باستانشناسان در کانون‌های «سرخدم لری همیان» و «سرطراحان»‌ نشانگر این مطلب است که کوهدشت از مراکز شهر نشینی دوران قدیم می باشد.
کشف معبد آشوری بیانگر آن است که مردمانی قبل از هزاره اول پیش از میلاد در این نواحی می‌زیستند و آیین‌های دینی خود را به جای می‌آوردند. حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده، از کوهدشت و طراحان نام برده که قرنها قبل از ورود عرب‌ها از بین رفته بودند.
جاذبه‌های دیدنی
مقبره داودرش / قلعه کوه زاد / قلعه چنگیزی / قلعه گورکان / قلعه گم ور / قلعه سیله / قلعه چق /§ قلعه منیژه / دژ زلال انگیز / دره سرطرهان / دره غار ویزنهار / تپه های چغا سبز / تپه پیاره / تپه درکه / نقوش دره میرملاس / گنبد شاه محمد / گنبد ابوالوفا

مازندران

با حدود 24 هزار کیلومتر مربع مساحت بین 47 دقیقه تا 38 درجه و 5 دقیقه عرض شمالی و 50 درجه و 34 دقیقه تا 56 درجه و 14 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است.
دریای مازندران در شمال، استان تهران، سمنان و قزویندر جنوب و استان‌های گیلان و گلستان به ترتیب در غرب و شرق آن قرارگرفته است.
براساس آخرین تقسیمات کشوری با توجه به تفکیک استان گلستان از استان مازندران، این استان درحال حاضر با مرکزیت ساری دارای 16 شهرستان به نام‌های آمل، بابل، بابلسر، بهشهر، تنکابن، جویبار، چالوس، رامسر، سوادکوه، قائمشهر، گلوگاه، محمودآباد، نکا، نور و نوشهر است و دارای51 شهر،44 بخش، 113 دهستان و 3697 آبادی می‌باشد..
ساری
بافت شهری ساری مرکز استان مازندران رابه طوس بن نوذر نسبت می دهند که در قرن اول هجری به دست فرخان بن دابویه از ملوک گاوباره تجدید بنا شده است. مسجد بزرگ ساری اولین بنایی بود که مسلمین توسط ابوالخطیب، نخستین حاکم عباسی طبرستان، در سنه‎ْ 140 هجری قمری احداث کردند و سپس در همان مسجد جامع شهررا نیز بنا کردند. بنای این مسجد در زمان هارون الرشید به وسیله یحیی بن یحیی شروع و توسط مازیار بن قارون تمام شد.
ساری بعد از اسپهبدان نیز تقریباُ تا به امروز مرکز مازندارن بوده است و فرمانروایان طاهری، زیدی و آل باوند تا سال 635 هجری در آنجا حکومت کرده اند. این شهر در سال 298 هجری توسط اقوامی که از دریای خزر و سواحل آن هجوم آورده بودند به آتش کشیده شدو در اوایل قرن چهارم در اثر سیل صدمات بسیار دید و خراب شد.
ساری در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و نیز بعد از آن، در حمله مغول آسیب دید و درزمان مستوفی، شهر تقریبا ویرانه بود. در زمان شاه عباس اول بناهای مهمی در ساری ساختند. هنگامی که زندیه طبرستان را فتح کردند مرکز طیرستان، از ساری به بارفروش (بابل کنونی) منتقل شد.
در دوره آغامحمدخان قاجار (1200 – 1211 هـ.ق) مرکز مازندران مجددا از بارفروش به ساری منتقل گردید. زلزله سال 1220 هـ‌. ق باعث تلفات جانی زیادی شد و شهر بیش از پیش روبه ویرانی نهاد. در دوران اخیر با عبور راه آهن از کنار شهر و احداث خیابانها و ساختمانهای دولتی بار دیگر ساری رو به آبادانی نهاد و امروزه یکی از شهرهای زیبای استان مازندران و شمال کشور است.
مراکز دیدنی و تاریخی
مجموعه فرح‌آباد، برج رسکت، برج سلطان‌زین العابدین، پارک‌میرزا کوچک‌خان، پناهگاه حیات وحش دشت ناز، امامزاده عباس، بنای امامزاده یحیی
آمل
شهر آمل از شهرهای بسیار قدیمی ایران در استان مازندران است. بعضی از مورخان و جغرافی نویسان سابقه‎ْ آن را به دوره پیشدادیان و کیائیان نسبت داده اند. شهر آمل با توجه به اشیاء و سکه هایی که از آن به دست آمده در دوره ساسانی پایتخت یامرکز آن منطقه بوده است. احتمالا مردم آمل در زمان حکومت مهدی خلیفه عباسی، به دین اسلام گرویدند و بعد از آن بناهای اسلامی در آنجا ساخته شد.
مراکز دیدنی و تاریخی
قلعه شاهندشت، حمام اشرف آمل، پل دوازده پله، امامزاده ابراهیم، امامزاده عبدالله، آب گرم آهن، آب معدنی استراباکو، چشمه آب اسک، آب گرم رینه، آبشارشاهندشت لاریجان، دریاچه ساهون، خانه اربابی
بابل
بابل از شهرهایی است که در دوران اسلامی نیز وجود داشته و به نام های مامطیران، مامطیر، بارفروش ده، بارفروش وبابل شناخته شده است. اولین نام این شهر مامطیر بود که در قرن دهم هجری بارفروش ده در محل آن بنا شدو هنگامی که محمدخالد حاکم آن بود بازار و عمارتی در آن بنا کرد. درسال 160 هـ .ق مازیار بن قارن مسجد جامع آن رابنا نهاد که شامل مساجد، عمارت، مدارس، دکاکین، سراها، بیوتات و سایه بود.
بابلسر
بابلسر در قدیم مشهدسر نام داشت. احتمالا این نام از واقعه شهادت امامزاده ابراهیم ابوجواب ملقب به اطهر، برادر امام رضا (ع) که در آنجا مدفون است، اخذ شده باشد. شهر فعلی بابلسر بیش از صدسال قدمت دارد و در مصب رودخانه بابل استقرار یافته است. این شهر در گذشته به عنوان بندرو مرکز تجارت ایران و روسیه رونق داشت.
بهشهر 
ناحیه بهشهر که سابقا خرگوران نام داشت توسط شاه عباس خریداری شد و به دستور وی شهری در آنجا احداث شد. ماده دولت اشرف برای تاریخ بنای این شهر در سال 1021هجری انتخاب شد و شهر جدید، اشرف البلاد نام گرفت که اقامتگاه شاه عباس اول در مازندران بود. بعد از احداث شهر، شاه عباس چندین هزار گرجی را به شهر اشرف کوچاند. شاه عباس هرگاه به مازندران می آمد اشرف را به دیگر نقاط آن ترجیح می داد. احتمالا اولین گروه نمایندگان سیاسی انگلستان در اشرف البلاد به حضور شاه عباس رسیدند.
تنکابن
ناحیه تنکابن قبلا جزو گیلان بود و حد شرقی آن به نمک آبرود می‌رسید. خرم آباد (شهسوار) حاکم نشین نواحی قشلاقی و دو هزار حاکم نشین ییلاقی آن محسوب می‌شد. آثار و اشیایی که در ناحیه کلاردشت و تپه های اطراف بر حسب تصادف به دست آمده است، نشان می دهند که این منطقه در دوره های گذشته، آباد و از تمدن ویژه ای برخوردار بوده است.
تنکابن یا شهسوار در گذشته‌های دور رستمدار هم خوانده می شد. پادوسبانان تا زمان شاه عباس اول حکومت محلی این منطقه را در اختیار داشتند. از دوران صفویه تا سال 1209 هـ. ق که آغاز سلطنت آغامحمدخان قاجار است، این شهر فیض نامیده می شد. در دوره قاجاری نام آن مجدداُ تنکابن خواندند.
پس از سقوط قاجاریه و با روی کارآمدن پهلوی اول نام این شهر شهسوار و با وقوع انقلاب اسلامی مجدداُ تنکابن شد. تنکابن امروزی شهری آباد و دیدنی است که پارک ملی خشکه داران یکی از مکان‌های دیدنی این شهرستان می‌باشد.
چالوس
چالوس از شهرها ی قدیمی استان مازندران است که در جلگه میانی سواحل دریای خزر واقع شده است. نام این شهر در گذشته های دور سالوس یا شالوس بود که در پیرامون آن دو شهر کوچک دیگر به نام کبیره و کچه نیز وجود داشته است. بعضی از علمای جغرافیانویس، چالوس را از آبادی های طبرستان دانسته اند. محمد بن اویس از امرای دوره تسلط خلفای عرب ـ به دستور خلیفه معتصم به حکمرانی چالوس منصوب شد.
محمدبن اویس خود در رویان (قسمتی از طبرستان) استقرار یافت و پسرش احمد را به حکومت چالوس گمارد. شهر چالوس در زمان حمله امیر تیمور تخریب شد و سپس تا قرن های متمادی به صورت روستایی کوچک درآمد. در دهه اول قرن حاضر (1310) با پشتیبانی دولت وقت آرام آرام به صورت شهری سازمان یافته در آمد و امروزه به شهری زیبا با امکانات فراوان جهانگردی تبدیل شده است.
مراکز دیدنی و تاریخی
کاخ اجابت، کاخ چای خوران، آبشاراکاپل، آبشارهریجان، پارک جنگلی چالوس، پارک نمک آبرود، دریاچه ولشت، دریاچه سددریوک، مرداب کندوچال
رامسر
رامسر که در دامنه جنگل وساحل دریای مازندران در فضایی سرسبز واقع شده است، از شهرهای قدیمی استان مازندران به شمار می رود. در برخی منابع و متون تاریخی، سابقه و پیشینه آن را حدود ده قرن ذکر کرده اند.[آشنایی با جاذبه‌های گردشگری رامسر]
خاندان های بزرگی در شهر رامسر می زیستند که بیشتر آنها از سادات بودند. رامسر پیش از سال 1310 هـ .ق دهی آباد به نام سخت سر بود. از این سال به بعد تغییرات مهمی در آن صورت گرفت وهم اکنون این شهر تاریخی از بهترین تفرج گاههای شمال ایران به ویژه از دیدگاه مسافران و جهانگردان خارجی است. رامسر شهری مجهز و کاملاُ توریستی است که آبشاررایج ده قلو یکی از مکان‌های دیدنی آن می‌باشد.

مرکزی

این استان از شمال به استان هایتهران و قزوین، از غرب به استان همدان، از جنوب به استانهای لرستانو اصفهانواز شرق به استانهای تهران، قمو اصفهان محدود است.
این استان با مساحتی معادل 29530 کیلومتر مربع حدود 82/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است.
بر اساس آخرین تقسیمات کشوری درسال 1375،استان مرکزی دارای 8 شهرستان،15 بخش،19 شهر، 60 دهستان و 1394 آبادی دارای سکنه و 46 آبادی خالی از سکنه است.
جغرافیای تاریخی استان
باستناد منابع تاریخی، استان مرکزی در هزاره اول قبل ازمیلاد جزو ایالات ماد بزرگ بود که تمام قسمت مرکزی و غربی ایران را در بر می گرفت واز کانون های قدیم استقرار در فلات ایران به شمار می رفته است.
درزمان سلوکیان ، این منطقه، مخصوصاُ قسمت شمالی آن (دهستان خورهه) مورد توجه حکام یونانی قرار گرفت. وجود آثار باستانی باقی مانده ازاین دوران در خورهه مؤید این نظر است.در قرن اول اسلامی این منطقه به نام ایالت جبال یا قهستان تغییر نام داد، به طوری که جغرافیانویسان اسلامی این قرن، از آن به عنوان بخشی از بلاد پهلویان و به نام کوهستان یا قهستان (جبال ) نام برده اند. این منطقه درقرن دوم هجری همراه با همدان، ری و اصفهان به نام عراق عجم نامیده شد.دراین مراکز غله، حبوبات، زعفران، انجیر ، انار، سیب، انگور، گردو، بادام ، قیسی وسایر محصولات سردرختی و باغی و خشکبار و گیاهان دارویی مانند ترنجبین در کنار محصولات صنایع دستی مانند : ظروف سفالی و مسی و پارچه و کرباس، گلیمنه، قالی و ... تولید می شد.
درچند دهه اخیر با توسعه راه آهن و احداث کارخانجات مختلف، به مرور چهره منطقه عوض شد و بعد از تقسیمات جدید کشوری و ایجاد استان تهران و مرکزی، این استان به مرکزیت اراک به وجود آمد.
اراک
شهر اراک کمتر از دوقرن پیش در زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار ایجاد شد. این شهر ابتدا (قلعه سلطان آباد ) سپس (سلطان آباد) نام گرفت و درسال 1316 هـ .ش با عبور راه آهن سراسری از کنار آن، به اراک تغییر نام داد.
اراک از آغاز ایجاد تا کنون همواره در معرض دگرگونی بوده و تحولات فراوانی یافته است .در زمان فتحعلی شاه، شورش های متعدد اهالی فراهان، گلپایگان و چهارلنگ علیه حکومت قاجار صورت گرفت. قشون حکومتی قلعه زلف آباد که محل تجمع مخالفین دولت بود باخاک یکسان کرد. از این رو منطقه ای خوش آب وهوا که مرکزیت داشته باشد و دسترسی به امکانات ارتباطی و منابع آب و قنوات داشته باشد انتخاب شد. 
این نقطه که انتهای محل فراهان بود و سابقاُ دهی به نا (دسکره) یا (دستجرد) در آن وجود داشت، سلطان آباد نام گرفت و جمعیت هشت قلعه موجود در پیرامون به شهر جدید منتقل شدند . این شهر تا اوایل 1270 هـ. ق نقش نظامی داشت. اولین نقطه عطف در تحولات سلطان آباد زمانی آغاز شد که دردوره حکومت میرزا حسن خان، شهر از حالت نظامی خارج شد و بتدریج کارکرد تجاری و صنعتی یافت و قالی بافی رونق گرفت و زمینه توسعه صنعتی آن نیز فراهم شد.
مقارن شروع جنگ جهانی اول و فروپاشی حکومت قاجاریه، قوای روسیه شهرهای ساوه، سلطان آباد و مناطق اطراف را اشغال کرد. پس از خاتمه جنگ جهانی اول و تحولات سیاسی کشور، سلطان آباد نیز در معرض دگرگونی های این دوره قرار گرفت. این روند در دهه های بعدی نیز ادامه یافت، به طوری که امروزه شهر اراک به یکی از قطب های صنعتی ایران تبدیل شده است.
مراکز دیدنی

جاذبه های طبیعی
سرآب پنجعلی، چشمه درمانی چیقلی، غار سوله خونزا، غار سفید خانی، غار قلعه جوق، غار هیزدج، غارهای انجدان، غار وفس، ناحیه سربند، منطقه حفاظت شده هفتاد قله، شکارگاه چرا، دریاچه میغان، دریاچه قاسم آباد
مراکز مذهبی
مدرسه سپهدار، پنجه علی، یخچال نیمه ور، ارگ کلاه فرنگی، مقبره آقا نورالدین، قلعه حاج وکیل، قز قلعه، قلعه و بقاع انجدان، شهر زیر زمینی دلف آباد، حمام چهار فصل، پل قوسی اراک، کاروان سرا، آتشکده فردجان
مسجد سپهداری، زیارتگاه غارسی جن، امامزاده محمد عابد، بقعه شاه غریب، امامزاده حواخاتون، امامزاده عبدالله، امامزاده محسن، امامزاده محمد، بقعه پیر مراد، امامزاده سلیمان، امامزاده حسین، امامزاده صالح، امامزاده ذلف آباد، مقبره آقا نورالدین، کلیسای ارامنه
آشتیان
آشتیان در شمال شرقی اراک ودردامنه ارتفاعات کوه های مرکزی استان واقع شده و از مناطق قدیمی است. نام این شهرستان از "ابرشتجان‌" به "آشتجان"‌ و "آشتیان" تبدیل شده است.طبق اظهارات مؤلف کتاب تاریخ قم ، این شهر را " کیخسرو" آباد کرده است. برخی از جغرافی نویسان و مورخین نیز عقیده دارند که سجاران و ابرستجان را "فیران بن ویسان" (پیران ویسه وزیر افراسیاب ) بنا کرده است. مردم این شهر قبل از فتح اسلام زردشتی بوده اند و 16 آتشکده داشته که مهم ترین آنها " آتشکده وره" بوده است.
مراکز دیدنی
خانه عبدالعظیم، روستای ساروق، بقعه هفتاد و دوتن، امامزاده عبدالله
تفرش
این شهر قبلاُ به "طبرس" و "گبرش" معروف بود وب عدها به تفرش تبدیل شده است. یکی از بخشهای آن به نام فراهان پیشینه تاریخی جالب توجهی دارد. تفرش در شمال شهرستان اراک و فراهان دردشت کاملاُ مسطح قرار گرفته و قدمتی دیرینه دارد.
چنان‌که زمانی آتشکده آذر گشسب (یکی از سه آتشکده معروف ساسانیان ) در روستای فردجان فراهان قرار داشته و تال ماستر در نزدیک آن از مناطق سیزده گانه قباد ساسانی بوده است.
مراکز دیدنی
آرامگاه حسابی، آب انبار بلور، مناره مسجد شش ناو، چشمه‌آب‌معدنی‌گراو، غار عین‌هو، مسجد تاریخی، مسجد شش ناو، بقعه ابوالعلا، امامزاده ابوالقاسم، امامزاده احمد، امامزاده قاسم، امامزاده هادی، امامزاده عاقب، گنبد بی بی، امامزاده محمد
خمین
برای نخستین بار نام خمین (خمیهن) در کتاب هزارساله تاریخ پیامبران و شاهان آمده است. خمیهن مرکب از دوکلمه "خو" و "میهن" است که روی هم "جایگاه خوب یاسرزمین مقدس “ معنی می دهد.
مؤلف کتاب قم اعتقاد دارد که شهربانو نامی ( دختر موبدان ) در دوران قبل از اسلام این شهر را بنا کرده است . از تاریخ خمین در روزگارگذشته اطلاعی در دست نیست. از آثار قبل از اسلام آن میتوان به آثار قنوات و کاریزها و آتشکده معروف خمین اشاره کرد.
نام این شهر از 200 سال پیش به مرکز کمره اطلاق شده است، معروفیت خمین با نام رهبر راحل انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) ارتباط مستقیم دارد. این شهر محل زندگی کودکی و جوانی حضرت امام بوده و لذا خانه پدری ایشان به یک اثر تاریخی و مهم تبدیل شده است.
مراکز دیدنی
بیت‌حضرت‌امام‌خمینی، عمارت‌سالارمحتشم، شبستان مسجد خمین، امامزاده عبدالله، امام زاده یوجان، امام زاده ابوطالب
دلیجان
بنا به نوشته های تاریخی، ‌دلیجان پیشین شهری بسیار بزرگ با چهار دورازه در چهار طرف بودکه به دروازه های قلیان ، آتشکده، شاه ولی و کاه گندم معروف بودند. گستردگی شهر قدیمی دلیجان را تا نزدیکی خورهه ذکر کرده اند.
مجموعه نشانه ها و آثار پیدا شده تاریخی نشان می‌دهد که دلیجان شهربزرگی بوده است. از جمله آثار پیدا شده می توان به سفالها، خمره ها و آجرهای بسیار زیبا در جنوب دلیجان، اشاره کرد. دلیجان در سال 1358 به شهرستان تبدیل شد.
مراکز دیدنی
قلعه برج خشتی، روستای دودهک، کاروانسرای‌ شاه‌عباسی، آتشگاه نخلک، غار نخجیر، ناحیه دلیجان خمین، منطقه‌حفاظت‌شده‌موته، دریاچه سد پانزده خرداد
ساوه
ساوه یکی از شهرها و مناطق باستانی بازمانده از دوره ساسانی است. تپه باستانی ساسانی آسیاباد(اسیرآباد) در مجاورت شهر، همچنین تپه ها و محوطه های تاریخی هریسان، خرم آباد، آوه و امثالهم نشانگر قدمت این شهر می باشد.
ساوه در روزگار پارتیان با نام (سواکینه) یکی از منازل مهم میان راهی و در سده هفتم قبل ازمیلاد یکی از دژها و منازل سرزمین ماد به شمار می رفته است .از وضعیت ساوه در روزگار پیش از اسلام اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی از قرن دوم هجری به بعد در مورد این شهر اطلاعات و روایات مکتوب زیادی در دست است 
ورود حضرت معصومه (ع) به ساوه درراه سفر به خراسان و بیماری ایشان در ساوه نخستین رویدادی است که در تاریخ اوایل دوران اسلامی این شهر ذکر شده است . رونق و‌ آبادانی شهر ساوه در روزگار سلجوقیان به اوج خود رسید و ساوه به مرکز سران قبایل متحد سلجوقی که لقب اتابک داشتند ، تبدیل شد.
از این روزگار تا دوره خوارزمشاهیان بسیاری از وزرای سلجوقی و خوارزمشاهی ساوجی بودند که هریک درزمان خود در آبادانی و ایجاد بناهای شهری آن کوشیدند. ساوه در جریان حمله مغول در قرن هفتم هجری صدمه و آسیب فراوان دید، مغولان شهر را ویران کردند و ساکنان آن را از دم تیغ گذراندند.
در دوران جانشینان هلاکو(ایلخانان) قسمت عمده ای از خرابی های هجوم مغول مجدداُ بازسازی شد. ساوه در دوران تیموریان و آق قویونلو از غارت های متعدد و رقابت های میان شاهزادگان آق قویونلو صدمه فراوانی دید. در دوران صفویه بلوکات ساوه یکی از قلمروهای استقرار ایلات وابسته به نهاد حکومت صفویه (قزلباش و شاهسون ها) گردید.
از این رو شهر ساوه روبه آبادانی مجدد نهاد و کاروانسراها، راهها، مساجد و بناهای متعدد احداث شد. با این حال خرابی های ناشی از هجوم و حمله تیموریان، جنگ ها وکشمکش های زمان آق قویونلوها به تمامی بازسازی نشد. در روزگار زندیه با احداث بنای معروف چهارسو، بازرگانی رونق گرفت. در دوره قاجاریه با پایتخت شدن تهران از اهمیت ساوه کاسته شد. هم اکنون ساوه یکی از شهرهای آباد استان مرکزی است.
مراکز دیدنی
چهار سوق، میل ساوه، آب انبار ساوه، قلعه آردمین، قلعه الویر، قلعه اسماعیلیه، تپه آوه، تپه علیشار، روستای خورهه، پل تاریخی سرخده، سنگ‌نبشته‌خورهه، جاذبه های طبیعی، دریاچه‌سد‌غدیر، غارآقداش
مراکز مذهبی

مسجد جامع ساوه، مسجد میدان، امامزاده هارون، امامزاده ابورضا، امامزاده اسحاق، امامزاده سلیمان، امامزاده اسماعیل، بقعه بی بی شرف، بقعه پیرپیغمبر، امامزاده عبدالله، بوئین زهرا، امامزاده حسن
سربند (شاه زند)
شازند دهی بود که به آن "ادریس آباد" می گفتند و هم زمان با عبور راه آهن سراسری از کنار آن، شازند نامگذاری شد . در گذشته های دور، در نزدیکی ادریس آباد شهری به نام کرج ابودلف وجود داشته که جزو ایالات اصفهان بوده است. این شهر با هجوم های متعدد و به مرور زمان تخریب و ویران گشته و آثار آن در نزدیکی آستانه هنوز هم باقی مانده است.
مراکز دیدنی
پیست اسکی پاکل، سرآب عباس آباد، سرآب اسکان، غار شاه زند، ناحیه ییلاقی سربند، تالاب عمارت، دریاچه سد هندودر، رودخانه شراء
محلات
محلات یکی از نقاط قدیمی کشور است که گویا از چهارمحله یا روستا همچون پیل پایان، ریوکان، زنجیردان، و گوشه تشکیل شده است، به همین جهت نیز در اسناد بسیار قدیمی و کهن نامی از محلات آورده نشده است، ولی از نامهایی مانند انابار و سایرالبلوک سخن به میان آمده که منظور همین منطقه یا شهر محلات است.
محلات را از آن جهت سایرالبلوک گفته اند که برحسب نقشه آن زمان از بلوکات قم و کاشان نبوده است.به هرحال همان طورکه ازنام شهر پیداست محلات جمع محله است که منظور همان روستاهای مورد نظر می باشد. در زمان صفویه مبادلات تجاری شهرستان محلات عمدتاُ با اصفهان بود و در این دوره آلو، قالی، خوان و خوانچه نقاشی از محلات به اصفهان حمل و در کاروانسراها مبادله می‌شده است.
فتحعلی شاه محلات و سایرالبلوکات را در عوض مواجب دختر خود که همسر آقاخان محلاتی بود به ایشان واگذار کرده بود. این شهر در زمان قاجاریه پایگاه فرقه اسماعیلیه بود و هنوز هم برخی از اهالی و روستاهای جنوبی منطقه به این کیش گرایش دارند. در زمان حکومت رضا شاه در سال1316 هجری شمسی در تقسیمات جدید ایران تغییرات صورت گرفت و ناحیه قم که محلات نیز یکی از بخشهای آن بود به شهرستان جداگانه تبدیل شد.
مراکز دیدنی
سدساسانی نیمور، مجسمه عمرو یا عمره، ستون خورهه، قلعه جمشیدی، قلعه‌آقاخانی محلاتی، قلعه خسروانی، کاروانسرای دودهک، کاروانسرای جون آباد، پل دودهک، پل باقرآباد، معبد سلوکی خورهه، آتشکده آتشکوه، آتشکده میل میلونه، آتشکده نیمور، یخچال نیمور
جاذبه‌های طبیعی
چشمه آبگرم محلات، چشمه شفا، چشمه سلیمانی، چشمه حکیم، رودخانه قم رود، سرچشمه محلات، غارآزادخان، غار شاه بلبل، غارسوراخ گاو، غاریکه چاه، ناحیه محلات، روستای نیمور، جنگل سرچشمه

هرمزگان

با وسعت شصت و هشت هزار و چهارصد و هفتاد و پنج و هشت دهم کیلومتر مربع، در جنوب ایران واقع شده است.این استان از شمال و شمال شرقی با استان کرمان؛ از جنوب با خلیج فارسو دریای عماناز جنوب شرقی با سیستان و بلوچستان؛ و از غرب با استان‌های فارسو بوشهر همسایه است. تنگه هرمز، یکی از حساس‌ترین و حیاتی‌ترین گذرگاه‌های آبی عصر حاضر، در قلمرو سیاسی این استان قرار دارد.این تنگه هلالی شکل صد و هشتاد و هفت کیلومتر طول دارد. عمق تنگه هرمز به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است؛ به طوری که در نزدیکی جزیره لارک، در حدود سی و شش متر و در ساحل جنوبی نزدیک شبه جزیره مسندام صد و هشتاد متر است.همچنین چهارده جزیره کوچک وبزرگ به نام‌های ابوموسی، بنی فرور، تنب بزرگ وکوچک، سیری، شتور، فرور، کیش، لاوان، قشم، لارک، هرمز، هندورابی و هنگام در محدوده آب‌های ساحلی این استان قرار دارند.استان هرمزگان،‌طبق آخرین تقسیمات کشوری،‌مشتمل بر هشت شهرستان،‌بیست و یک بخش، شصت و نه دهستان و دو هزار و چهل و شش آبادی دارای سکنه است و شهرستان‌های آن عبارتند از: بندرعباس، بندر لنگه، میناب، رودان، قشم، جاسک، حاجی‌آباد و ابوموسی.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
بخش عمده‌ای از مساحت این استان را مناطق کوهستانی در برگرفته‌اند. کوه‌های این منطقه ادامه رشته کوه‌های زاگرس‌اند که به تدریج از شمال شرقی به جنوب شرقی امتداد می‌یابند. ادامه این رشته همراه با کاهش ارتفاع، به تپه ماهورهای آهکی، گچی و شنی منتهی شده و به زمین‌های پست ساحلی خلیج‌فارس و دریای عمان متصل می‌گردد.
این ناحیه پست ساحلی، در اطراف تنگه هرمز وسعت بیشتری یافته، و شرایط مساعدی برای کشاورزی و صیفی‌کاری به وجود آورده است.
با توجه به مشخصات اقلیمی و استقرار استان هرمزگان در منطقه فوق حاره‌ای، گرمی هوا مهم‌ترین پدیده مشهود اقلیمی آن است.استان هرمزگان از مناطق گرم و خشک ایران است و اقلیم آن تحت تأثیر آب و هوای نیمه‌بیابانی و بیابانی قرار دارد. هوای نوار ساحلی در تابستان‌ها، بسیار گرم و مرطوب است و گاهی نیز دمای آن از پنجاه و دو درجه سانتی‌گراد تجاوز می‌کند. دمای متوسط سالانه این منطقه در حدود بیست و هفت درجه سانتی‌گراد است.
از ویژگی‌های آب و هوایی استان هرمزگان، یک فصل طولانی گرم و یک فصل کوتاه خنک است. فصل گرم همراه با هوای شرجی نه ماه به درازا می‌کشد. فصل تابستان از اوایل اسفندماه شروع می‌شود؛ هوا رفته رفته رو به گرمی می‌رود تا این که گرما در تیر و مرداد به اوج خود می‌رسد. فصل خنک آن همراه با خشکی نسبی هوا، در حدود سه ماه طول می‌کشد. این فصل از اوایل آذرماه شروع می‌شود و تحت تأثیر توده‌های هوای خنک غربی قرار می‌گیرد.
دمای هوای این استان، در سردترین شب‌های سال، به ندرت به صفر درجه می‌رسد و در روزهای زمستانی، دمای آن معمولاً از ده درجه سانتی‌گراد بالای صفر پایین‌تر نمی‌آید. اصولاً آب و هوای این استان همانند آب و هوای نواحی بیابانی است و میزان بارش‌های جوی آن نیز فوق‌العاده اندک می‌باشد. در این منطقه، در حدود نه ماه از سال، بارندگی مهمی صورت نمی‌گیرد و قسمت عمده بارندگی آن نیز در یک یا دو نوبت به وقوع می‌پیوندد در همان موارد اندک هم،‌ بارندگی آن اغلب مانند باران‌های بهاری سیل‌آسا است و خسارات فراوانی به بارمی‌آورد. میزان رطوبت‌ نسبی در سواحل خلیج‌فارس عمدتاً بالا است و بین بیست تا صد درصد نوسان دارد.
جغرافیای تاریخ استان
جغرافیای تاریخی استان هرمزگان با تاریخ و جغرافیای خلیج‌فارس در هم آمیخته است. تا قرن چهارم پیش از میلاد، مدارک پراکنده‌ای بر پایه نوشتارهای تاریخ‌نگاری یونانی درباره خلیج‌فارس وجود دارد. ظاهراً در دوران بسیار کهن، اقوامی در سواحل غربی خلیج‌فارس و دشت‌های جنوبی و غربی ایران می‌زیسته‌اند.
شواهدی نیز مبنی بر پیدایش و توسعه دریانوردی در آن دوران وجود دارد. از جمله می‌توان به دریانوردی بابلیان در قرن هفتم پیش از میلاد، در خلیج‌فارس اشاره کرد. نخستین مدرک قطعی در خصوص دریانوردی در خلیج‌فارس،‌ به زمان نئار خورس یا «نئارک»، دریاسالار اسکندر مقدونی، مربوط است.
اسکندر پس از فتح سرزمین‌های اطراف رودخانه سند (هندوستان) ظاهراً از طریق مصب رودخانه سند و دریا، به سوی مکران و تنگه هرمز و خلیج‌فارس حرکت کرد و در سال سیصد و بیست و شش قبل از میلاد، از دهانه رودخانه سند گذشت؛ ولی طوفان و امواج سهمگین دریا وی را مجبور به بازگشت نمود. اسکندر، دریاسالار خود به نام نئارک ( نئار خوس ) را به عنوان سرپرست ناوگان دریایی رهسپار خلیج‌فارس کرد. نئارک پس از عبور از سواحل مکران،‌ به بندر هرمز یا میناب کنونی رسید. نئارک در خلیج‌فارس به جزیره خالی از سکنه‌ای به نام «بارقانا»‌که گفته می‌شود همان جزیره «هرمز» یا «لارک» یا «اوآراکنا» و یا «کیش» کنونی است،‌رسید.
نئارک چنین گفته است که هیچ یک از سواحل را در طول سفر دریایی خود مانند سواحل خلیج‌فارس آباد و مزروع ندیده است. تاریخ مکتوب بندر هرمز از زمان اردشیر بابکان آغاز می‌شود. مورخین شرقی و اروپایی چنین گفته‌اند که روزگار آبادانی بندر هرمز بین سال‌های دویست و چهل و یک الی دویست و یازده میلادی بوده؛ ولی پس از ظهور اسلام و سقوط دولت ساسانی، به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز داد و ستد شرق معروفیت پیدا کرده است. در سال‌های هفتصد و پنجاه الی ششصد و شصت و یک میلادی، منطقه خلیج‌فارس جزو قلمرو خلافت اموی و سپس جزو قلمرو خلافت عباسی (در سال‌های هزار و دویست و هشتاد و پنج الی هفتصد و پنجاه میلادی) بوده است.
از اواخر قرن هشتم میلادی که دوران شکوفایی خلافت عباسی بود، داد و ستدهای دریایی رونق بسزایی یافت. بسیاری از مورخین،‌این راه دریایی را با اهمیت‌تر از جاده معرو ف ابریشم یا شاخه مهمی از آن می‌دانند. مارکوپولو، جهانگرد مشهور ایتالیایی در سال‌های هزار و دویست و هفتاد و دو و هزار و دویست و نود و سه میلادی از بندر هرمز دیدن کرد. وی گزارش کرده است که جواهرات ایران، عاج و ابریشم هند و چین و مروارید بحرین در بازارهای بندر هرمز خرید و فروش می‌شده است.
در سال هزار و سیصد میلادی سیف‌الدین- پادشاه بومی بندر هرمز- از ترس حمله مغول‌ها، بندر هرمز را ترک و به جزیره هرمز (جردم) عزیمت کرد و در آنجا شهر دیگری بنا نهاد. در سال هزار و چهارصد و پنجاه و سه میلادی هنگامی که قسطنطنیه به دست سلطان محمد فاتح سقوط کرد، ارتباط زمینی اروپاییان با آسیا گسسته شد. در سال هزار و چهارصد و نود و هفت میلادی، برای اولین بار استعمارگران غربی به فرمانروایی «واسکو دوگاما» در بنادر خلیج‌فارس پیاده شدند.
در سال هزار و پانصد و شش میلادی پرتغالی‌ها به عنوان محافظت از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی، به رهبری «آلفونسو آلبوکرک» با هفت‌کشتی جنگی جزیره هرمز را محاصره نمودند. بندر هرمز در این زمان،‌کلید تجاری خلیج‌فارس محسوب می‌شد و راوادویه از کنار همین بندر در تنگه هرمز عبور می‌کرد. سقوط هرمز که از نظر تجاری و نظامی برای دولت ایران اهمیت داشت، به جدا شدن هرمز از ایران و تسلط پرتغالی‌ها بر تنگه هرمز و وضع مالیات برای عبور کشتی‌ها گردید. 
شاه اسماعیل صفوی که در صدد اعاده مالکیت ایران بر هرمز بود به سبب گرفتاری‌های ناشی از جنگ با عثمانیان، به بیرون‌راندن پرتغالی‌ها موفق نشد و پیمانی با آنان منعقد نمود که به موجب آن پرتغالی‌ها می‌بایست در لشکرکشی به بحرین، شاه اسماعیل را مساعدت می‌کردند. با این پیمان تسلط پرتغالی‌ها بر خلیج‌فارس تا مدتی تثبیت شد؛ ولی شاه‌عباس بزرگ با کمک قوای انگلیس، حاکمیت پرتغالی‌ها بر خلیج‌فارس را پایان داد. هنلدی‌ها در هزار و چهار هجری قمری تجارتخانه‌ای در بندرعباس تأسیس کردند و به دنبال آن رقابت،‌بین هلند و انگلستان شدت گرفت.
در اواخر دوره سلطنت شاه صفوی، دولت ایران به لغو معافیت گمرکی واردات و صادرات هلندی‌ها اقدام کرد. هلندی‌ها به حصار جزیره قشم هجوم آوردند و برای جلوگیری از تجارت انگلیس، چند کشتی‌ جنگی به تنگه هرمز و بندرعباس اعزام کردند.
دولت ایران ضمن تقاضای صلح، ‌به هلندی‌ها اجازه داد که در هر نقطه‌ای از ایران به تجارت ابریشم اقدام کنند و از معافیت گمرکی در واردات برخوردار شوند. در همین زمان،‌با تیره شدن روابط بین هلند و انگلیس در اروپا،‌ هلندی‌ها به کشتی‌های انگلیس در جاسک حمله کردند و قشم را به دست گرفتند؛ بندرعباس را گلوله‌باران کردند؛ دژ مستحکمی را در نزدیکی تجارتخانه خود در بندرعباس احداث نمودند؛ برای نزدیکی بیشتر با دهانه خلیج‌فارس تأسیسات تجاری خود را به جزیره خارک منتقل کردند و از پرداخت اجاره بهای خارک به میرمهنا، خاکم بندر ریگ و جزیره خارک خودداری نمودند.
میرمهنا در سال هزار و هفتصد و شصت و پنج میلادی به هلندی‌ها حمله برد، دژ آن‌ها را تسخیر کرد و آنان را از جزیره بیرون راند. بدین ترتیب هلندی‌ها که مرکز تجاری خود را از بندرعباس برچیده بودند،‌ عملاً از خلیج‌فارس خارج شدند. با تشکیل و رسمیت‌یافتن کمپانی هند شرقی،‌دولت انگلیس سیاست گسترده استعماری خود را علیه ایران به کار گرفت و در اندک مدتی بر سراسر سواحل خلیج‌فارس تسلط یافت.دولت انگلیس و عمال کمپانی هند شرقی با نیرنگ، از اتحاد قدرت‌های محلی جلوگیری کردند و با ایجاد جنگ‌های منطقه‌ای، موجبات ضعف آن‌ها را فراهم آوردند.
در این دوره، سیاست انگلیس در خلیج‌فارس ایجاد شیخ‌نشین‌های متعدد و کوچک بود تا از اتحاد آن‌ها در مقابل خود جلوگیری کند. خلیج‌فارس بعد از جنگ جهانی اول، نه تنها به عنوان یک معبر دریایی تجاری بسیار مهم، بلکه به عنوان بزرگترین کانون نفت و منبع مهم رشد صنایع،‌اهمیت اقتصادی و استراتژیکی فراوانی یافت؛ به طوری که کلیه طرف‌های تجاری خارجی ایران به ویژه انگلیس با جدیت تمام تلاش کردند حضور فیزیکی خود را در خلیج‌فارس حفظ کنند. موقعیت استراتژیکی استان هرمزگان، در دهه‌های بعدی نیز توجه ویژه به این منطقه را برای دولت‌ها و کشورهای خارجی الزامی می‌ساخت.
بندر عباس
تا قبل از قرن چهارم هجری در حوالی بندرعباس- فعلی، بندر و روستای کوچکی به نام «سورو» وجود داشت که جغرافیا نویسان قرن چهارم هجری قمری از آن نام برده‌اند. برخی معتقدند «شهرو» که اصطخری به عنوان «دهی کوچک بر کنار دریا» از آن نام برده، همان بندر «سورو» است.
این بندر در سال نهصد و بیست و چهار هجری قمری «بندر جرون» خوانده می‌شد و دهکده‌ای کوچک بود و در روبه‌روی سواحل شمالی جزیره پراهمیت «هورموز» آن روزگار،‌ قرار داشت. در سال هزار و پانصد و چهارده، پرتغالی‌ها این دهکده کوچک را برای پیاده‌شدن و بارگیری اجناس از خشکی انتخاب کردند.
به دلیل خرچنگ زیادی که در ساحل این بندر وجود داشت، نام آن را «بندر کامارااو» یا «کامبارائو»، یعنی بندر خرچنگ گذاشتند. نام متداول بعدی؛ یعنی «گمبرون» یا «گامبرون» به احتمال زیاد از لغت پرتغالی «گامارائو» اقتباس شده است. در سال هزار و ششصد و بیست و دو میلادی شاه عباس توانست با کمک انگلیسی‌ها دست پرتغالی‌ها را از این بندر کوتاه کند. به افتخار این پیروزی «بندر گمبرون» به «بندرعباس» تغییر نام داد.
تا قبل از سال هزار و ششصد و پنجاه میلادی (هزار و هفتاد هجری قمری) بندرعباس حصار نداشت؛ ولی از این زمان دور شهر را محصور کردند و بر امنیت آن افزوده شد. انگلیسی‌ها و هلندی‌ها در بندرعباس تجارتخانه،‌ و در کنار دریا عمارت زیبایی بنا کردند. در این بندر لنگرگاه مناسبی وجود داشت؛ لذا اکثر کشتی‌های بزرگی که از هند برای ایران و عثمانی و سایر نقاط کالا حمل می‌کردند،‌ در این بندر لنگر می‌انداختند.
هلندی‌ها در سال هزار و صد و ده هجری قمری (هزار و ششصد و نود و هشت میلادی) با کسب اجازه از دولت ایران، شهر تازه‌ای با بافت و معماری ویژه، در وسط شهر بندرعباس بنا نمودند. عمارت کلاه‌فرهنگی در همین ایام بنا شده است. بافت و شکل ظاهری شهر جدید تا سال هزار و صد و سی و پنج هجری قمری دوام یافت. در نیمه نخست قرن هفدهم، نمایندگان کمپانی هند شرقی سعی کردند بندرعباس را به پایگاه اصلی خود در خلیج‌فارس تبدیل کنند؛ به همین لحاظ، مرکز کمپانی هند شرقی در بندرعباس مستقر گردید.
ناوهای نظامی کمپانی هند شرقی نیز در آب‌های نزدیک بندرعباس پهلو گرفتند. این شرکت در سال هزار و هفتصد و پنجاه و نه به علت متشنج‌شدن اوضاع و بمباران تأسیسات تجاری انگلیسی‌ها در بندرعباس، مرکز تجارت خود را از این بندر به بندر بصره منتقل نمود. این امر بیش از پیش، شرایط انحطاط بندرعباس را فراهم کرد. بعد از ظهور نادرشاه، بندر بوشهر مقر ناوگان ایران شد و بندرعباس و توابع آن طبق قرارداد، به سلطان مسقط به اجاره واگذار شد.
درپی شورش سال هزار و هشتصد و شصت و هشت میلادی در مسقط، این امتیاز لغو شد و شهر بندرعباس و توابع آن دوباره به تصرف کامل دولت ایران درآمد. پس از پیروزی نهضت مشروطیت و تصویب قانون ایالات و ولایات، بندرعباس و توابع آن جزء محدوده ایالت فارس قرار گرفت و سپس در محدوده اختیارات حاکم کرمان درآمد.
در تقسیمات فعلی کشوری شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان است. این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز استراتژیکی و تجاری ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان است. بارانداز شهید رجایی، اسکله عظیمی است که بخش وسیعی از مبادله کالاهای تجاری بین ایران و دیگر کشورها از طریق آن صورت می‌گیرد. بندرعباس از طریق راه‌های دریایی، راه‌آهن، جاده‌های ترانزیتی درجه یک و از طریق هوا به کلیه مناطق داخلی و دیگر کشورهای جهان مرتبط است.
جاذبه های دیدنی
عمارت کلاه فرنگی، قلعه خمیر، قلعه لا فت، قلعه هرمز، محله باستانی سورو، حمام گله داری، پل لاتیدان، معبد هندوها 
بندر لنگه
در جغرافی زمان هخامنشیان، از بنادر مهم و تجاری خلیج‌فارس اندک نام برده شده است. گمان می‌رود که بندر «گوگانا» همان بندر لنگه امروزی باشد که در دوران حکومت هخامنشیان از بنادر معتبر تجاری محسوب می‌شده است؛ ولی در اثر تغییر و تحولات تاریخی و عدم توجه، این بندر کم‌کم رو به انحطاط گذارده و از رونق آن کاسته شده است.
در سال هزار و ششصد و سی و هشت «تاورنیه»- سیاح فرانسوی- طی سفر از بصره به بندر لنگه،‌ مدت دو روز در این بندر اقامت نموده و از آن به خوبی یاد کرده است.
در سال هزار و هفتصد و شصت میلادی، اعراب جواسم سواحل جنوبی خلیج فارس طی یک مهاجرت وسیع، جزیره قشم و بندر لنگه و بندرشناس را تصرف کردند. در زمان کریم‌خان زند (هزار و هفتصد و هفتاد و سه- هزار و هفتصد و چهل و سه میلادی) سهولت ارتباط دریایی خلیج‌فارس از طریق بندرلنگه،‌ رونق تجاری قابل توجهی در بندر لنگه و بندر کنگ به وجود آورد و راه کاروان رو شیراز نیز به اهمیت بازرگانی این دو بندر افزود.
اعراب جواسم به دستور کریم‌خان زند و بنا به سیاست نظامی او، در بندر لنگه سکونت گزیدند و در آبادی و رونق آن همچنان کوشیدند؛ به طوری که بندر فوق از مشهورترین بنادر خلیج‌فارس شد و در دوران قاجار، به عروس بنادر ایران معروف گردید. تا سال هزار و هشتصد و نود و شش میلادی، اعراب جواسم بر بندر لنگه تسلط داشتند.
در سال هزار و هشتصد و هشتاد و نه میلادی در بندر لنگه دفتر کنسولگری فرانسه تأسیس گردید و از همین سال، گمرک بندر لنگه و بندرعباس زیر نظر و ریاست بلژیکی‌ها قرار گرفت.
در سال هزار و هشتصد و نود و هشت میلادی یکی از افراد خانواده‌‌های حکومتی بندر لنگه به علت ضعف حکومت مرکزی، بندر لنگه و مناطق اطراف آن را تحت تصرف خود درآورد و علی‌رغم مخالفت دولت مرکزی ایران،‌ نمایندگانیرا جهت اداره امور بندر لنگه انتخاب نمود. در اوایل سال هزار و هشتصدو نودونه به سلطه او در بندر لنگه خاتمه داده شد.
در اواخر حکومت سلسله قاجاریه، بندر لنگه روبه ویرانی گذاشت و از شروع جنگ جهانی اول تا بعد از جنگ دوم جهانی هزار و نهصدو چهل‌و پنج که انواع بیماری‌های واگیردار همراه با فقر و قحطی شیوع پیدا کرده بود، اکثر مردم این شهر فعالیت خود را تعطیل کرده، و به نقاط دیگر مهاجرت کردند.
به همین دلیل به مرور زمان، نقاط مسکونی شهر خالی از سکنه شد و شهر فعالیت و چهره واقعی خود را از دست داد و سپس آرام‌آرام رونق یافت. بندر لنگه امروزی شهری نسبتاً آباد است و همچنان فعالیت‌های تجاری آن روبه‌ گسترش می‌باشد. این بندراز طریق جاده‌های درجه یک و فرودگاه، با سایر نقاط ایران ارتباط زمینی و هوایی دارد.
جاذبه های دیدنی
عمارت فکری، قلعه لشتان، شهر باستانی کنگ،قلعه شیخ سلطان
بندر جاسک
نام این بندر که امروز جاسک نامیده می‌شود، در دوران گذشته به صورت‌های جاشک، چاشک، جک، رأس‌الجاسک و چاسک نیز ثبت شده است. در دوران بسیار قدیم بندر جاسک یکی از کانون‌های معتبر آئین میترا بود. معبدی به نام آناهیتا در جاسک باقی مانده است.
تهمتن‌بن توران‌شاه ملقب به سلطان قطب‌الدین در سال 1330 میلادی به بعد در جاسک حکومت داشته است. در سال هزار و ششصد و چهارده میلادی انگلیسی‌ها بندر جاسک را به عنوان بندر تجاری خود در شمال خلیج فارس انتخاب کردند.
اولین محموله انگلیسی‌ها در سال هزار و ششصد و شانزده با کشتی از هند در جاسک پهلو گرفت و در سال هزار و ششصد و نوزده میلادی، تجار مذکور اولین تجارتخانه شرکت هند شرقی در جاسک را تأسیس کردند. این بندر تا زمانی که بندرعباس به تجارت انگلیسی‌ها اختصاص داده شد، مرکز تجارت و معاملات کمپانی هند شرقی با مرکز ایران بود.
در اواخر سال هزارو ششصد و بیست میلادی هلندی‌ها از ورود دو کشتی کمپانی هند شرقی به بندر جاسک جلوگیری کردند. این کار که منجر به نبرد سختی بین انگلیسی‌ها و هلندی‌ها در حوالی این بندر شد، به شکست و اخراج هلندی‌ها از بندر جاسک انجامید.
کشور انگلیس برای بسط نفوذ خود در سال هزار و هشتصد شصت و چهار میلادی اقدام به استحکام مواضع خود در خلیج‌فارس نمود. از جمله این اقدامات، ایجاد خطوط تلگراف و کابل زیر دریایی بود که ایران و هند را از طریق گواتر- جاسک- بندرعباس مرتبط می‌ساخت. دولت انگلیس استحکامات نظامی چندی در جاسک به وجود آورد. در سال هزار و نهصدویک میلادی خطوط تلگرافی (سیم دریایی) دیگری از بندر جاسک به مسقط (عمان) دایر شد که مرکز آن در جاسک قرار داشت.
درسال هزار و نهصد و سی‌ و دو از سوی دولت ایران عبور بدون اجازه هواپیماهای انگلیسی و هلندی که از خاور دور به خاور میانه می‌آمدند، ممنوع اعلام شد؛ زیرا از بدو تأسیس خطوط هوایی، این دو کشور بدون کسب اجازه در فرودگاه‌های جاسک- بندرعباس- لنگه‌ فرود می‌آمدند.
در نتیجه این ممنوعیت، مسیر پروازهای فوق تغییر کرد. بندر جاسک امروزه از شهرهای نسبتاً آباد استان هرمزگان است که سه طرف آن را آب‌های ساحلی احاطه کرده و آن را به صورت یک شبه‌جزیره درآورده است. شهر از دو سوی شرق و غرب به خلیج جاسک می‌پیوندد و از سوی دیگر ( شمال شرقی ) ، به مناطق نظامی متصل است. این موقعیت، شکل ظاهری شهر را به حالت طولی درآورده و عرض آن را بسیار محدود کرده.
جاذبه های دیدنی
کوه بشاگرد، رودخانه جگین، معبدآناهیتا
جزیره قشم
مردم ایران در روزگاران پیش از قبولی دین اسلام جزیره قشم را بنوکاوان برخت ابرکافان ابرکاوان ولافت می‌گفتند ولی به تدریج این اسامی به فراموشی سپرده شد و نام‌های کشم و قشم متدوال گشت. این جزیره را به خاطر طول زیاد آن جزیره « الطویله » نیز نامیده‌اند در زمان شورش مغول و هرج و مرج ناشی از آن، رئیس قبیله توران در جزیره قشم سکونت اختیار کرد و به آبادانی آن پرداخت و به توران‌شاه ملقب شد.
پرتغالی‌ها در سال هزار و پانصد و هفت میلادی در جزیره قشم استحکامات نظامی مهمی ایجاد کردند، و از ورود کشتی‌های جنگی سایر دولت‌ها به این جزیره جلوگیری کردند. این وضع تا زمان سلطنت شاه‌عباس صفوی ادامه داشت. در سال 1645، هلندی‌ها قوای نظامی مهمی در خلیج فارس گرد آوردند و به بهانه این که ایران قرارهای عهدنامه تجاری خود با آن کشور را رعایت نکرده است، حصار و قلعه قشم را تصاحب کردند و نیروهای نظامی خود را در آنجا اسکان دادند؛ ولی به علت گرمای شدید هوا، بسیاری از نیروهای هلندی تلف شده، و عاقبت هلندی ها مجبور به تخلیه جزیره قشم شدند.
در بین سال‌های هزار و هفتصد و هجده و هزارو هفتصد و بیست میلادی اوضاع خلیج فارس رو به وخامت نهاد. حاکم عمان تعدادی از جزایر واقع در نزدیک سواحل ایران، از جمله قشم را تصرف کرد؛ ولی چندین فروند کشتی جنگی انگلیسی مهاجمان عمانی را مغلوب کردند.
پس از مرگ نادرشاه در سال 1747 میلادی، نفوذ ایران بر خلیج فارس ضعیف‌تر شد و طوایف عرب جواسم توانستند دامنه تجاوزات خود را گسترش داده و حوزه متصرفات خویش را تا نزدیکی سواحل ایران برسانند و در سال هزار و هفتصد و شصت، جزیره قشم را که تا آن زمان در تصرف یک طایفه مشخص بود، تسخیر نمایند.
در سال هزار و هفتصد و شصت و سه، کریمخان زند نفوذ و اقتدار خود را در جنوب ایران مجدداً مستقر ساخت. در سال 1882میلادی، حکومت انگلیسی بمبئی تصمیم گرفت که مرکزی جهت توقف نیروی دریایی انگلیس در خلیج فارس ایجاد کند. برای این منظور چندین نقطه در خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفت و بالاخره باسعیدو، واقع در جزیره قشم برای این منظور انتخاب شد.
در این ایام دولت انگلیس قوای خود را در محل باسعیدو استقرار داد. چندی بعد، آنها نیز به دلیل بدی آب و هوا و نبودن امکانات زندگی مجبور به ترک باسعیدو شدند تأسیسات انگلیسی‌ها در بندر باسعیدو هنوز هم باقی مانده است.
در سال هزار و نهصد و نه میلادی، انگلیسی‌ها مجدداً در بندر باسعیدو، انبارهایی برای سوخت کشتی‌ها ایجاد کردند که در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت پس از پایان جنگ جهانی دوم، به فعالیت انگلیسی‌ها در این بندر خاتمه داده شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، قشم اهمیت بیشتری پیدا کرد، تا این که پس از پایان جنگ تحمیلی، در سال هزار و سیصد و شصت و هشت شمسی به عنوان دومین بندر آزاد ایران شناخته شد و به دنبال آن در سال هزار و سیصد و شصت و نه، این عنوان به تصویب هیأت دولت رسید.
در همین سال فعالیت گمرکی این بندر که یکی از فعال‌ترین مناطق تجاری و صنعتی در خلیج‌فارس و دریای عمان است، آغاز شد بدین ترتیب با فعال‌شدن این بندر، فعالیتهای تجاری ایران با سایر کشورهای همسایه و منطقه گسترش یافت علاوه بر آن، پروژه‌های احداث فرودگاه بین‌المللی قشم و بندرگاه آن، با ظرفیت پذیرش کشتی‌های شصت هزار تنی و نیز طرح اتصال زمینی جزیره قشم به بندرعباس آغاز شد.
جاذبه های دیدنی
آب انبار بی بی‌، آب انبار خربز، چاه پرتقالی ها، شهر قدیمی خربز، تپه کولغان قشم، د بالا تل، نیایشگاه میترا، قلعه قشم
میناب
تاریخ میناب با تاریخ شهر هرمز باستانی در آمیخته است. در حال حاضر خرابه‌های این شهر در نزدیکی شهر میناب قرار دارد و در واقع این شهر جای آن را گرفته است. در سال سیصد و بیست‌ و شش قبل از میلاد، اسکندر مقدونی دریاسالار خود- نئار‌خوس (نئارک) - را از طریق مصب سند رهسپار خلیج‌فارس کرد. وی پس از عبور از سواحل مکران به دهانه رودخانه «آدمیس» در نزدیکی شهر هرمز رسید و مورد استقبال اهالی شهر قرار گرفت و چندین روز در این شهر اقامت کرد.
عده‌ای از مورخان، بنیانگذاری شهر هرمز کهنه را به اردشیر بابکان (پاپکان) ساسانی منسوب می‌دانند؛ در صورتی که چندین قرن پیش از آن سپاه اسکندر در این شهر اقامت داشته است. در حدود سال هزار میلادی یکی از شیوخ عمان به نام محمد برای تصرف خلیج فارس و سواحل آن هجوم آورد و از نارضایتی اهالی هرمزنسبت به حاکم وقت استفاده کرد و بندر هرمز را تصرف کرد.
پس از او، پسر وی به نام سلیمان وسپس فرزندان او حکومت شهر هرمز را به دست گرفتند در سال هزارو سیصد میلادی، جمعی از سواران مغول (نوادگان امیر تیمور گورکانی) به این شهر حمله کردند و خرابی بسیار به بارآوردند. در نتیجه امیر هرمز همراه با مردم شهر، بندر هرمز را ترک کرده و به جزیره هرمز کنونی مهاجرت نمودند و بدین ترتیب حکومت خشکی هرمز به جزیره جرون منتقل شد.
در سال‌های هزار و هفتصد و نودوسه تا هزارو هشتصد چهار میلادی سلطان عمان- سلطان‌ابن احمد- با حمایت انگلیسی‌ها، حاکمیت خود را در گواتر به ناصرخان- حاکم آن ناحیه- تحمیل کرد و نفوذ خود را در سواحل مکران گسترش داد و بدین‌سان سواحل دریای عمان نیز به دست وی افتاد. وی در رویارویی با ایران احتیاط می‌کرد؛ اما سعی کرد تا اداره بندرعباس و میناب را نیز به دست آورد.
در این ایام، آغامحمدخان قاجار به دلیل درگیری‌های داخلی فرصت نکرده بود تا قدرت خود را در جنوب کشور تحکیم نماید. بدین لحاظ جزائر قشم و هرمز تحت کنترل حکومت عمان قرار داشت.
در سال هزار و هشتصد و پنجاه و دو با توافق دولت ایران و عمان عهدنامه‌‌ای تنظیم شد که طی آن، اراضی سواحل و جزیره‌های ایران و شهر میناب مجدداً به مالکیت ایران درآمد. میناب امروزی که تاریخ آن با قدمت تاریخی هرمز قدیمی درآمیخته است، شهری آباد و پررونق است. این شهر یکی از نواحی مستعد کشاورزی استان هرمزگان نیز هست و محصولات جالیزی، مرکبات وخرمای آن بسیار معروف می‌باشد.
جاذبه های دیدنی
قلعه هزاره، رود میناب، امامزاده امیر دیوان

همدان

با مساحتی بیش از 19 هزار کیلومتر متر مربع در غرب ایران قرار گرفته است
استان همدان از شمال به زنجان، از جنوب به لرستان، از شرق به استان مرکزیو از غرب به کرمانشاهو بخشی از استان کردستان محدود می شود. همدان منطقه‌ای کوهستانی است و کوه الوند با 3 هزار 574 متر ارتفاع از مهمترین ارتفاعات این منطقه به حساب می‌آید.استان همدان از نعمت رودخانه و چشمه سارهای فراوان بهره مند می باشد که مهمترین آنها رودخانه گاماسیاب نام دارد که یکی از بلندترین رودخانه های کشور محسوب می گردد که از دره های جنوبی کوه الوند و سراب گاماسیاب سرچشمه گرفته و تا باتلاقهای هورالعظیم در استان خوزستان پیش می رود.استان همدان دارای زمستانهای سرد و پر برف و تابستانهای معتدل می باشد. و شهرهای بزرگ آن عبارتند از: همدان، ملایر، نهاوند، تویسرکان، کبودرآهنگ، اسدآباد، بهار، سامن، سرکان، قروه در جزین، لالجین و مریانج. شهر پر جاذبه و دیدنی، تاریخی و توریستی همدان قدمتی بیش از 3 هزار سال دارد و هرودت مورخ معروف یونانی مبنای این شهر را به دیااکو، نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد. در آن زمان همدان را به نام هگمتانه(محل اجتماع) و سپس اکباتان می‌نامیدند. در سال 550 ق. م این شهر به دست کوروش، پادشاه هخامنشی به تصرف در آمد و در دوران هخامنشی، اسکندر، اشکانیان و ساسانیان از شهر همدان به عنوان پایتخت تابستانی استفاده می کردند.
در دهه دوم هجرت و پس از فتح نهاوند، مردم استان به دین مبین اسلام تشرف پیدا کردند.
همدان از نظر محصولات کشاورزی به ویژه گندم ,چغندرقند، سیب زمینی، سیر وهمچنین میوه هایی که در باغهای دامنه الوند تولید می شود و همچنین از نظر دامپروری شهرت داشته و از نظر صنایع دستی به ویژه از نظر صنایع چرمسازی، قالیبافی و گلیم بافی و به ویژه با توجه به وجود شهر لالجین به عنوان قطب سفالسازی و سرامیک کشور محسوب می شود. در حال حاضر استان همدان به دلیل داشتن مراکز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی کشور شناخته شده و از نظر علمی نیز با وجود مراکز دانشگاهی بوعلی سینا، آزاد اسلامی، پیام نور و پزشکی و غیره به عنوان یکی از قطب‌های دانشگاهی کشور شناخته شده است.
از جمله اماکن تاریخی مهم کتیبه های گنجنامه، تپه های تاریخی هگمتانه و مصلی، آرامگاه های ابن سینا و باباطاهر، گنبد علویان، برج قربان، مجسمه شیر سنگی، آرامگاه استرومردخای و غیره می توان نام برد. از مناظر بدیع و طبیعی و دیدنی نیز می توان از غار زیبای علیصدر، آبشار گنجنامه، باغهای مصفای دامنه الوند به ویژه دره عباس آباد و دره مراد بیگ,تپه عباس آباد، سد اکباتان و پارک مردم می توان سخن به میان آوررد.
از آنجا که همدان شهر علم و ایمان بوده و به عنوان دارالمومنین شهرت دارد دارای مشاهیر و علمای بزرگی است که از جمله می توان از آیت الله شوندی، معصومی همدانی، بهاری، نجفی، تالهی و خوانساری عندلیب زاده و از جمله علمایی که در قید حیات هستند از حضرت آیت الله نوری همدانی، صابری همدانی و موسوی همدانی نام برد، دانشمندانی همچون ابن سینا، شاعرانی همچون باباطاهر، محتشم کاشانی، شیخ فخرالدین عراقی، میرزاده عشقی، عارف قزوینی، مفتون همدانی، غبار و غمام همدانی و مشاهیری همچون عین القضات همدانی در این شهر رشد و نمو کرده‌اند عالمان شهیدی همچون شهید محراب حضرت آیت الله مدنی مدتی طولانی از زندگانی خود را در این شهر سکونت داشته و یا همچون شهید مفتح و شهید قدوسی در این استان تولد یافته و رشد و نمو یافته‌اند.
از زیارتگاههای فراوان آن می توان از امامزاده عبدالله، امامزاده کوه، امامزاده یحیی و امامزاده حسین را نام برد. از ویژگی‌های این شهر زیبا نقشه شهر می‌باشد که توسط مهندسان آلمانی طراحی شده و به نقشه شعاعی معروف است که شش خیابان اصلی بطور موازی به میدان اصلی شهر وصل شده و بلوارها بصورت رینگ‌های اول و دوم آنها را منقطع کرده که در نوع خودکم نظیر است و در ابتدای هر خیابان اصلی دو گنبد نقره‌ای رنگ به تعداد 12 گنبد بنام هر امام معصوم(ع) تعبیه شده است که نشانگر مذهبی بودن و شیعی بودن این شهر از دیرباز می باشد.
حیات وحش و شکارگاه‌ها
سراسر استان همدان به دلیل مرتفع و کوهستانی بودن از زیستگاههای انواع حیات وحش بزرگ و کوچک محسوب می‌شود که وحوشی از قبیل : کل، بز، قوچ، میش، روباه، راسو، خرسِ قهوه ای، کبکِ معمولی و انواع دیگر پرندگان را در خود جای داده است. زیستگاه‌های حیات وحش استان چه در ارتفاعات و چه در جلگه و حواشی تالاب جزو مناطق حفاظت شده اند و شکار در آنها کلا ممنوع است. 
شهر همدان
بنای شهر همدان را به دیا آکو پادشاه ماد ها که در حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح زندگی می کرده نسبت می‌دهند.
هرودت در کتابی گفته است که پادشاه ماد این محل را که اکباتان و هگمتانه نامیده می شد به پایتختی برگزید. گویا در کتیبه تیکلات پالاسر اول(پادشاه آشور) که مربوط به یازده قرن قبل از میلاد است نام آنادانا یا همدانا نوشته شده است. کلمه هگمتانه که یک کلمه ایرانی است به معنی محل اجتماع و کلمه عیلامی هل مته نه به معنی سرزمین مادها است. 
شهر همدان در زمان فرمانروایی بخت النصر (بنوکد نصَّر) ویران شد و بعدها در زمان داریوش بزرگ و بدستور وی مرمت گردید. در زمان اشکانیان، که تیسفون پایتخت کشور ایران بود همدان اقامتگاه تابستانی شاهان اشکانی گردید و بعد از آنها ساسانیان نیز قصر های تابستانی خود را در این منطقه بنا نهادند خرابه های باروی قلعه اشکانی بر فراز تپه مصلی و مجسمه شیر سنگیمتعلق به یکی از دروازه های همدان از آثار دوره ساسانیان است.
در سال 23 هجری قمری که جنگ نهاوند روی داد همدان به تصرف اعراب درآمد و از آن زمان به بعد گاهی کانون آبادی و ثروت و گاهی هم درگیر غارت و چپاول و فقر و تنگدستی بوده است. همدان در زمان 319 هجری قمری و در دوران حکومت دیلمیان لطمات فراوانی دید. در قرن ششم هجری سلجوقیان مرکز خود را از بغداد به این شهر منتقل کردند و مدت پنجاه سال این شهر پایتخت سلجوقیان بود. و در این زمان در حمله وحشیانه مغول ها این شهر به ویرانه ای مبدل شد.
بایدوخان مغول پس از تاج گذاری در این شهر آن را باز پیرایی و باز سازی نمود. اما این شهر همواره مورد تاخت و تاز و هجوم امرا و سلاطین بود و این بار نوبت سلسله تیموریان بود که این شهر را ویران نمایند. در زمان سلسله صفویه این شهر از نعمت آبادانی بهره مند شد.
پس از انقراض سلسله صفویه این شهر به تصرف احمد شاه عثمانی در آمد که پس از شش سال توسط نادر شاه افشار باز پس گرفته شد. البته این شهر بعد از این هم بارها مورد تاخت و تاز و تسلط اقوام مختلف قرار گرفته تا اینکه در تاریخ 1145 هجری قمری کاملا به ایران الحاق گردید. شهر همدان به علت قرار گرفتن در مسیر راه های اصلی منطقه غرب ایران درقرن های اخیر همواره از نظر بازرگانی مورد توجه بوده است. همچنین این شهر در مسیر جاده ابریشم قرارداشته است.
مراکز دیدنی
کاخ هگمتانه، آرامگاه‌بوعلی، آرامگاه‌باباطاهر، آرامگاه استر، گنبدعلویان، قبراسکندر، آرامگاه عارف، عین‌القضات‌، برخ قربان، خانه شهبازیان، شیر سنگی، عمارت باغ نظر، سرای قلمدانی، تلسکوپ همدان، میدان امام، قلعه دختر، تپه هگمتانه، تپه پیسا، تپه مصلی، تپه حاج عنایت، حمام امیرافخم، پل شکسته، کاروانسرای گلشن، پل جهان آباد، کتیبه گنج نامه، مقبره استرومردخای، کلیسای پروتستان
جاذبه‌های طبیعی
پیست اسکی، آبشارگنجنامه، رودخانه قره چای، غار هیزج، غار بگلیجه، غار قلعه جوق، غارآق قایا، غار قوری قلعه، دره زینا، دوزخ دره، دریاچه پشت سداکباتان، مسجدجامع همدان، مسجد علویان، مسجد شورین، مسجد هگمتانه، امامزاده خضر، امامزاده هود، امامزاده محسن، امامزاده حسین، امامزاده علی، امامزاده عبدالله، امامزاده یحیی، امامزاده محمد، امامزاده ضیاءآباد، مقبره استرومردخای، کلیسای پروتستان، کلیسای رافائیل 
اسد آباد
اسدآباد از دوران و روزگاران بسیار قدیم آباد بوده و احتمالا همان آدراپانا است که ایسیدوروس خاراکسی جغرافی‌دان یونانی که در حدود سده اول پیش از میلاد می‌زیسته از آن نام برده است. در فاصله سد فرنگی اسدآباد بنای عظیمی از دوره ساسانیان بوده است که اعراب آن را مطبخ کسری می خواندند. به گمان عده ای زادگاه سیدجمال‌الدین ‌اسدآبادیاین شهر می باشد.
این شهر در فاصله 305 کیلومتری جنوب غربی تهران و 36 کیلومتری غرب همدان و به ارتفاع 1595 متر از سطح دریا می باشد و بر سر راه همدان به کرمانشاه در پای جنوبی گردنه اسدآباد قرار گرفته است. شهرستان اسد آباد در گستره ای به مساحت 1195 کیلومتر مربع، 1/6 درصد از وسعت استان را تشکیل می دهد.
این شهرستان بر اساس تقسیمات کشوری سال 1377 دارای یک نقطه شهری و یک بخش و شش دهستان به نام‌های چهار دولی، سید جمال‌الدین، دربندرود، پیرسلیمان، جلگه و . . می باشد. شهرستان اسدآباد از شمال به شهرستان قروه در استان کرمانشاه از شمال خاوری و خاور به شهرستان بهار از جنوب خاوری به شهر تویسرکان، از جنوب به شهرستان نهاوند، و از غرب به شهرستان‌های کرمانشاه و سنقر محدود است.
پیرامون شهرستان اسدآباد را کوههای نسبتاٌ مرتفعی فرا گرفته که بلندترین آنها کوهستان الوند غربی به ارتفاع 2939 متر و کوه المو قولاخ به ارتفاع 2946 متر است ناحیه مرکزی شهرستان مزبور را دشت همواری فرا گرفته که بوسیله رودخانه قره چای زه کشی می‌گردد.
از نظر اقلیمی دارای آب و هوای نیمه سرد بوده میانگین بارندگی در طی دوره پنج ساله معادل 5/403 میلیمتر می‌باشد. متوسط درجه حرارت سالانه طی همین دوره 8/10 درجه سانتیگراد بوده است. بر اساس آخرین نتایج سر شماری جمعیت این شهرستان 110077 نفر بوده است که 6/6 درصد جمعیت استان را تشکیل داده است. 
مراکز دیدنی
آب انبارشاه عباس، یادبود سید جمال، حمام گلستان، کتیبه آقاجان بلاغی، سنگ ‌نوشته ‌مسجدجامع، تالاب پیرسلیمان، مسجدسلطانی
بهار
شهرستان بهار در شمال غرب همدان واقع شده و از شمال به شهرستان کبودر آهنگ از شرق به همدان. از جنوب به شهرستانهای همدان و تویسرکان و از غرب به اسد آباد و قروه کردستان محدود می‌گردد.
شهرستان بهار با مساحت1329 کیلو متر مربع شامل سه شهر بهار. لالجین و صالح آباد به مرکزیت شهرستان بهار. 72 آبادی و 5 دهستان و دو بخش مرکزی و لالجین است و بر اساس سرشماری سال 1375 دارای 127635 نفر جمعیت بوده است(38 درصد درشهرو62 درصد در روستا) بخش کشاورزی به دلیل منابع عظیم آ ب زیر زمینی حاصلخیزی خاک و هموار بودن زمین این دشت نقش عمده ای دارد.
اشتغال در صنایع دستی در شهر لالجین چشمگیر است. زبان عموم مردم فارسی و ترکی است و عده قلیلی نیز به لری و کردی تکلم می کنند. دین اسلام و مذهب شیعه است. مراتع بین دره ای جنوب این شهرستان از دیر باز سبب جذب بخشی از دامداران و عشایر کوچ رو از استان‌های لرستان و کرمانشاهان بوده است.
بررسی های باستان شناسی استقرار اقوامی را از هزاره چهارم قبل از میلاد در دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی بویژه مادها در محوطه های باستانی این سرزمین را نشان داده است. در متون تاریخی دوران اسلامی سخن از مرکزیت بهاربه میان آمده است. در متون اوایل قرن پنجم و ششم هجری شهر بهار با نامهای. چمن. قلعه بهار. مرغزار قراتکین یاد شده است. از دوره صفویه شاهد حضور طایفه قراگوزلوها در منطقه هستیم که اراضی بهار را بین خود به صورت اربابی تقسیم کرده بودند. یکی از مراکز دیدنی این شهر لالجین می‌باشد.
تویسرکان
شهر قدیمی رود آور دارای سه قصبه توی وسرکان و شکان بود. این شهر پس از حمله مغول اهمیت خود را از دست داد و مردم آن به قصبه توی روی آوردند و به تدریج آنجا را آباد کردند. تویسرکان فعلی که از ترکیب دو کلمه توی وسرکان ساخته شده است همان قصبه توی قدیمی است.
قصبه شکان در اثر زلزله خراب شد ولی سرکان به فاصله 10 کیلومتری شمال عرب تویسرکان هنوز پا بر جاست و اکنون یکی از شهرهای تویسرکان است. البته ماخذ معتبری که نشان دهد دقیقا“ از چه تاریخی نام توی به تویسرکان تبدیل شده در دست نیست وعلت آنکه این تغییر نام را مقارن دوره صفویه می دانند آنست که کتبی در مورد این دوره موجود است که مولفین و مصنفین آنها شهرت تویسرکانی دارند. 
موقعیت جغرافیایی تویسرکان
شهرستان تویسرکان از شمال به شهرستان‌های همدان و اسدآباد و قسمت کمی هم به شهرستان بهار از مشرق به ملایر از مغرب به کنگاور واز جنوب به شهرستان نهاوند محدود می باشد. بلند ترین نقطه این شهرستان قله الوند با ارتفاع 3574 متر است که فصل مشترک این شهرستان و شهرستان همدان است و پست ترین نقطه آن نیز روستای کارخانه با ارتفاع 1555 متر می باشد و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1784 متر است.
این شهرستان به دلیل کوهستانی یودن و مرتفع بودن دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است و رودخانه های مهم آن قلقل رود، کرزان رود، سرکان رود و همچنین سرابی هستند، که مازاد آب آنها پس از آبیاری زمین های کشاورزی مسیر خود به رودخانه گاماسیاب می ریزد. شهرستان تویسرکان با مساحت 1556 کیلو متر مربع از 3 شهر تویسرکان، سرکان، فرسفج و 2 بخش: مرکزی و قلقل رود و 7 دهستان و 111 روستا تشکیل شده و طبق سرشماری سال 1375 دارای 118954 نفر جمعیت و تراکم نسبی 74/4 نفر در هر کیلومتر مربع است. دین و مذهب مردم آن.
اسلام و شیعه جعفری است و زبان آنان فارسی است ولی تعدادی از روستاهای مجاور به استان کرمانشاه و شهرستان نهاوند و ملایر، به کردی، لری و به طور محدود به ترکی نیز صحبت می کنند.
مراکز دیدنی
آرامگاه آرتیمانی، آرامگاه حبقوق، مدرسه‌شیخ‌علیخانی، خانه مسعودی، قلعه اشتران، پل فرسفج، کاروانسرای شاه عباس، دره گزند سرابی، دره سرکان، دره آرتیمان، درخت‌دوهزار ساله، مسجدشیخ علیخان زنگنه، مسجد جامع، بقعه زید ابن علی، بقعه حبقوق نبی
رزن
شهرستان رزن در دشتی هموار با زمین‌های حاصلخیز و مناظر طبیعی در مسیر جاده اصلی همدان به تهران و در 81 کیلو متری شمال همدان قرار گرفته است. این شهرستان با مساحتی در حدود 2729 کیلو متر مربع از سه شهر رزن. قروه درجزین و دمق و 3 بخش مرکزی، سردرود و قروه در جزین و نیز 7 دهستان و 130 روستای دارای سکنه تشکیل شده است که جمعا" دارای 123790 نفر جعمیت می ‌باشند و اکثرا" به ترکی سخن می گویند ولی زبان فارسی نیز دربین آنها رایج است.
رزن در سال 1368 از بخش به شهر و از سال 1373 به شهرستان ارتقاء یافته و در آن فرمانداری مستقر شده است. این شهرستان از ناحیه شمال و شمال غربی به استان قزوین. از جنوب به شهرستان همدان. از مشرق به استان مرکزی و از مغرب به شهرستان کبودر آهنگ محدود می باشد. در شمال شرقی این شهرستان رشته کوه خرقان قرار گرفته که بلندترین نقطه آن در محدوده شهرستان رزن دارای ارتفاع 2630 متر از سطح دریاست.
مراکز دیدنی
امامزاده هود، رودخانه تلوار
کبودرآهنگ
کبودرآهنگ شهرستانی است با وسعت تقریبی 3816 کیلو متر مربع واقع در 52 کیلومتری شمال غربی استان همدان با مختصات 48و 43و30 طول جغرافیایی قرار دارد و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1675 متر می باشد. 
شهرستان کبودر آهنگ از طرف شمال به شهرستان خدابنده(از استان زنجان) از مغرب با بیجار و قروه(از استان کردستان) از سمت مشرق با شهرستان رزن و از جنوب با شهرستان همدان همسایه می باشد. 
این شهرستان به صورت دشت وسیعی است که بعد از همدان از نظر وسعت دومین شهرستان است و از 3 بخش به نامهای شیرین سو، مرکزی و گل تپه و نیز 11 دهستان تشکیل شده است. کوههای بقاطی. قره داغ. قلی آباد ساری قیه و سوباشی از ارتفاعات عمده این شهرستان به حساب می آیند. آب وهوای این شهرستان عموما" سرد وخشک است و نسبت به آب و هوای سایر شهرستانهای استان در تابستان گرمترین نقطه ودر زمستان سرد ترین منطقه استان را به خود اختصاص داده است.
مراکز دیدنی
کاروانسرای یارم قیه، پل کوریجان، غار علیصدر، غار سوباشی، غار سراب، محیط‌زیست کبودرآهنگ
جاذبه های طبیعی
امامزاده ازنا، امامزاده اظهربن علی
ملایر
تاریخ نویسان در رابطه با وجه تسمیه ملایر نظرهای مختلفی ارائه نموده‌اند. از جمله اینکه درزمان مادها با روشن نمودن آتش روی تپه‌ها وکوههای آن اخبار را به سایر مناطق می‌رساندند. از این رو آنجا مل آگر به معنی تپه آتش نامیده شد.
روایت دیگری میگویدکه در زمان حمله اعراب به ایران هنگام عبورازاین منطقه به آب دست نیافته بودند و به همین علت آنرا ماء لا یری یعنی آب دیده نمیشود نامیدند و به همین نام معروف گردیده است و ملایر کنونی صورتی از آن عبارت می‌باشد.
شهر ملایر از زمان های بسیار قدیم منطقه‌ای آباد و پر جمعیت بوده است. بنای شهر فعلی ملایر با حکومت فتحعلی شاه قاجار در سال 1188 هحری قمری هم عهد می باشد. که توسط محمد میرزا دولتشاه احداث شد و نخست به نام بانی آن دولت آباد خوانده شد و در پس آن بدنبال منقرض شدن سلسله قاجاریه به نام ملایر تغییر پیدا کرد.
موقعیت جغرافیایی
شهر ملایر بزرگترین شهرستان استان پس از همدان می باشد و وسعتی حدود 3210 کیلومتر مربع شامل 3 شهر ملایر، سامن و ازندریان و سه بخش مرکزی، سامن و جوکار و 15 دهستان و 221 روستای دارای سکنه می باشد.
شهرستان ملایر از شمال به همدان از شرق به اراک از جنوب به بروجرد واز طرف غرب به شهرهای تویسرکان و نهاوند محدود شده است. ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 1780 متر و فاصله اش از همدان و تهران به ترتیب 86 و 390 کیلومتر است.
امتداد رشته کوه الوند از شمال و شمال شرق این شهرستان می گذرد و به کوههای سر بند اراک متصل می شود مرتفع ترین کوه این شهرستان قله لشکردر می باشدو کوه معروف یزد گرد با بقایای قلعه یزد گرد ساسانی در جنوب شهر قرار دارد. از دیگر ارتفاعات مهم کوه گرمه با ارتفاع 2206 متر و کوه سرده با ارتفاع 2277 متر است. مهمترین رودخانه ملایر رود خرم آباد است که آب آن فصلی است.
پوشش گیاهی شهرستان ملایر از نوع استپ کوهپایه ای است. ملایر از نظر آب و هوائی در مرز آب و هوای متعدل کوهستانی و آب و هوای نیمه بیابانی ایران قرار گرفته و خصوصیات هر دو نوع آب و هوارا دارا است و متوسط بارندگی سالیانه آن به 2/242 میلیمتر می رسد.
زبان اهالی این شهرستان آمیزه ای از لری. کردی و فارسی با لهجه لری و لک می باشد و جمعیت آن بر اساس آخرین سر شماری 1375 تعداد 297062 نفر است که اکثریت آنها در روستا زندگی می کنند و به زراعت مشغول می باشند.
مراکز دیدنی
مقبره حاج سیف الدوله، ارگ نوشیجان، برج سامن، خانه‌ لطفعلیان، یخچال میرقتاح، قلعه نوشیجان، قلعه چوبین، تپه گوراب، آتشکده نوشیجان
جاذبه‌های طبیعی
غار دره فراخ، غار سرد کوه، دره شهرستانه، محیط زیست ملایر، منطقه حفاظت شده لشگردر
نهاوند
طبق بررسی‌های انجام شده در تپه گیان واقع در 18کیلومتری جنوب غربی نهاوند و در حدود 37 سده قبل از میلاد مسیح قومی دراین منطقه زندگی می کردندکه تمدنی شبیه تمدن بین النهرین داشت و بعدها توسط اقوام دیگر از جمله اروپایی و آسیایی از بین رفت.
شهر نهاوند مقارن انقراض هخامنشیان درحمله اسکندر مورد تاخت وتاز قرار گرفت، ولی به کمک دژ و باروهای محکم در امان ماند. سلوکیان نیز به این شهر حمله کردند و پس از فتح آن مدتی در آنجا اقامت داشتند.
دردوره ساسانیان، یزد گرد سوم دژ محکمی در آن بنا کرد که تابستانها را در آن به سر می برد. در حمله اعراب به ایران سپاهیان اسلام با مقاومت سپاهیان ایران در نهاوند روبرو شدند که درنهایت با توجه به ظلم و ستم شاهان و پذیرش اسلام از سوی ایرانیان سپاه ایران شکست خورد. بدین ترتیب، یافته های باستان شناختی و منابع مکتوب موجود تاریخی حاکی از کهن سالی این خطه از سرزمین ایران و جلوه ای ماندگار از تاریخ پر فراز و نشیب است.
موقعیت جغرافیایی
شهرستان نهاوند با وسعتی قریب به 1461 کیلومترمربع در جنوب استان همدان و در امتداد رشته کوههای زاگراس و مسیر دشت دلتایی نهاوند واقع شده است و دارای دو بخش، 7 دهستان، 7 مرکز دهستان و دو شهر می باشد.
شهرستان نهاوند با جمعیتی بالغ بر 184160 نفر(1375) از شمال به تویسرکان. از جنوب به شهرهای الشتر و نور آباد(استان لرستان) از شرق به ملایر و بروجرد و از غرب به گنکاور و صحنه و استان کرمانشاه محدود شده است. فاصله هوایی شهر نهاوند تا تهران 313 کیلومتر بوده و ارتفاع آن از سطح دریا حدود 1660 متر می باشد.
نهاوند براساس آمارسال 1375 دارای جمعیتی معادل 65164 نفرمی باشد واز این تعداد 32744 نفرمرد و 32420 نفر زن بوده که 14574 خانواررا تشکیل می دهند و به علت وجود رشته کوههای زاگرس در منطقه و منابع سر شار آبهای زیر زمینی دارای آب و هوای مدیترانه ای می باشد.
ارتفاعات شمالی شهرستان نهاوند به موازات رشته کوههای زاگرس امتدادیافته که کوه آرد شان با ارتفاع 2533 متر در شمال غربی شهر نهاوندوهمچنین خط الراس شمال غربی‌کوه گرین(گری)‌دربخش جنوبی این شهرستان حدطبیعی شهرستانهای نهاوند و خرم آباد را تشکیل می دهد که بلندترین قله آن 3188 متر مشرف به سر چشمه گاماسیاب است.
چشمه سارها و سرابهای کم نظیری چون سراب گاماسیاب، گیان، فارسبان، ملوسان، گنبد کبود، کنگاور کهنه، گردکانه، بنفشه و رازانه تمامی منطقه را سیراب و به یک قطب بزرگ کشاورزی بدل می‌سازد. 
مراکز دیدنی
مقبره باباپیر، مقبره در شیخ، معبد لا اودیسه، تپه گیان، تپه بابا قاسم، حمام حاج‌آقاتراب، مسجدجامع
جاذبه‌های طبیعی
قله چهل نابالغان، گاماسیاب رود، سرآب‌فارسیان‌وگیان، دره زینا، دوزخ دره، محیط زیست نهاوند، منطقه شکار ممنوع ملوسان، تالاب کردخورد

یزد

در مرکز ایران در قلمرو سلسله جبال مرکزی ایران بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و30 دقیقه شرقی از نصف النهار مبدأ قرار گرفته است.
استان یزد از شمال و غرب به استاناصفهان از شمال شرقی به استان خراسان از جنوب غربی به استانفارسو از جنوب شرقی به استان کرمانمحدود می شود. استان یزد در حدود 72156 کیلومتر مربع وسعت داشته و تقریباً 37/4 درصد از وسعت کل ایران را در بر می گیرد.
آب و هوای استان یزد به علت قرار داشتن بر روی کمربند خشک جهانی دارای زمستانهای سرد و نسبتاً مرطوب و تابستانهای گرم و طولانی و خشک است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، جمعیت استان 750769 نفر بوده که از این تعداد 15/75 درصد جمعیت شهری و 85/24 درصد جمعیت روستایی را تشکیل داده اند.
یزد به معنی پاک و مقدس است و شهر یزد نیز به مفهوم شهر خدا و سرزمین مقدس است. به لحاظ شرایط اقلیمی استان یزد وضعیت کشاورزی در این استان مطلوب نیست و امکان بهره برداری از آب های سطحی در کشاورزی بسیار کم است.
شرایط خاص مناطق حاشیه کویر نظیر میزان اندک باران حرکت ماسه های روان، پدیده کویرزایی مراتع فقیر کمبود منابع تأمین آب موجب شده تا 28 درصد وسعت استان یزد فاقد بهره دهی اقتصادی باشد.
مهمترین مناطق کشاورزی استان، دشتهای یزد، اردکان، بهادران، بهاباد، هرات، مروت، چاهک و ابرکوه است. محصولات کشاورزی استان شامل انار، ‌پسته، بادام، غلات، آفتابگردان، انگور، پنبه، چغندر قند و کنجد است.
استان یزد به لحاظ زمین شناختی دارای ذخایر بسیار عظیم معدنی است. معادن مهم این استان مانند آهن چغارت، مرمر بورق، ماسه سنگ متکسانه، سرب کوتک نقشی مهم و سازنده در تحولات اقتصادی و عمرانی استان داشته است.
شهر یزد
شهرستان یزد مرکز استان یزد بوده و در دره ای وسیع و خشک و محصور بین رشته کوههای شیرکوه و خرانق قـرار گـرفته اسـت. ایـن شهـر از شمال به شهرستان اردکان و از شرق به شهرستان بافق و از جنوب به شهرستان تفت و از غرب به استان اصفهان محدود گشته است.
این شهر از قرن پنجم رو به گسترش نهاد و اتابکان سهم به سزایی در آبادانی این شهر ایفا کردند. اکثر دانشمندان قرن هفتم و هشتم برای در امان ماندن از هجوم مغول این شهر را مرکز فعالیت خود قرار دادند.
این شهرستان اماکن دیدنی و جاذبه های جهانگردی متعددی دارد که از مهم ترین آنها می توان به مسجد کبیر یزد، مسجد جامع فهرج، بقعه سید رکن الدین، مجموعه باغ دولت آباد ، تکیه و مسجد امیر چخماق، آب انبار شش بادگیری،آتشکده و برج و باروی قدیمی و … اشاره کرد.
مراکز تاریخی و باستانی
خانه لاری ها - خانه عرب ها - خانه حاج کاظم رسولیان - خانه ملک التجار - مدرسه خان -مدرسه شهاب الدین قاسم طراز - باغ دولت آباد - آتش ورهرام ( بهرام )یزد.
اماکن زیارتی و مذهبی
مسجد جامع کبیر - مسجد میرچخماق - مسجد ملا اسماعیل - مسجدبندرآباد - مسجد آمنه گل - امامزاده ابوجعفر - بقعه سیدخلیل- بقعه دوازده امام- بقعه شاه سیدرضا‌ - بقعه شیخ احمدفهادان - بقعه شیخ داد- مقبره شیخ زین‌العابدین علی خاموش - بقعه سید پنهون - امامزاده زیدبن موسی کاظم - امامزاده میرحسن - بقعه زرندیان - بقعه سادات قل هو الله.
اردکان
اردکان بزرگترین شهرستان استان یزد است. نام اردکان از دو واژه « ارد » به معنی مقدس و « کان » به معنی معدن تشکیل شده است. این شهرستان در مسیر جاده یزد به تهران قرار گرفته و بیش از 24 هزار کیلومتر وسعت دارد. از مراکزتاریخی وباستانی شهر می‌توان به رباط ابوالقاسم رشتی، رباط خرگوش و رباط ساغند اشاره کرد .
بافق
شهر بافق در دوران پیش از اسلام نیز وجود داشته و جزو قلمرو هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان بوده است. در روزگار ساسانیان منطقه یزد، از جمله شهر بافق رو به آبادی نهاد و از جایگاه ویژه ای برخوردار گردید. بافق در روزگار عثمان بن عفان به دست مسلمانان گشوده شد.
امامزاده عبدالله یکی از بنایی عالی است که از حیث سبک و گنبد و کاشی کاری و تزئینات داخلی اثری ارزشمند محسوب می شود و در بافق قرار دارد. بدنه اتاق مرقد با کاشی های مسدس لاجوردی و با حاشیه سیاه و سفید از آثار قرن 8 و 9 هجری پوشیده شده است. سقف داخلی بنا گنبدی مقرنس کاری شده است و دیواره و گوشواره های زیر گنبد رنگ آمیزی و نقاشی شده است. کتبیه های امامزاده به خط حسین یزدی و عمل حسن ولددین جعفر استاد معمار باشی است.
تفت
شهرستان تفت با مساحتی حدود 7000 کیلومتر مربع در جنوب غربی استان یزد قرار دارد. در فرهنگ لغات فارسی به معنای گرم و یا به معنای سبدی چوبین که در آن میوه جای دهند آمده است.
از اماکن تاریخی و دیدنی این شهرستان می توان به کاروانسرای علی آباد، چشمه‌تامهر، مسجدجامع طرزجان، مسجدشاه ولی اشاره کرد.
مهر‌یز
شهرستان مهریز با 15 هزار کیلومتر وسعت در 35 کیلومتری جنوب شهر یزد قرار دارد. مهریز نام شهر مشخصی نبوده بلکه عنوان ناحیه ای است شامل مجموعه ای از روستاها که نام قدیم آن مهریجور بوده و به مهرنگار دختر انوشیروان نسبت داده شده است.
از اماکن تاریخی و دیدنی این شهرستان می توان به مسجد جامع، قلعه تاریخی سرو قدیمی منگاباد، کشته خانه، قلعه رباط سربرد و چشمه‌غربالبیز اشاره کرد. 
میبد
این شهر در شمال غربی یزد و در حاشیه جاده تهران – بندرعباس قرار دارد. مساحت این شهر در حدود 845 کیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا نزدیک به 1220 متر است. بر‌اساس افسانه ها، میبد در روزگار کیومرث بنیان نهاده شده است.
میبد یکی از نمونه های نادر شهرهای باستانی ایران به شمار می رود و هنوز بسیاری از پدیده ها و عناصر شهرهای قدیم مانند راه، بناها و تشکیلات وابسته به آن، کهن دژ، شارستان، بیرونه ها را می‌توان در آن تشخیص داد. قدیمی ترین سند هویت تاریخی و آغاز شهرسازی در سرزمین یزد «نارین قلعه» میبد است. 
از اماکن تاریخی و دینی شهر می‌توان از مسجد جامع، عمارت نارین قلعه، رباط شاه عباسی، برج کبوتر خان، آتشکده حسن آباد، مزرعه کلانتر، پیر خرمن و پیر مزرعه حاجی نام برد.